به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از موج رسا, عصر کتاب گروه تاریخ این هفته به بررسی کتاب گوشه هایی از تاریخ معاصر زنجان، زنجان در جنگ جهانی دوم برگزار می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, موج رسا,این کتاب توسط ذبیح الله شاه محمدی نوشته شده و این عصر کتاب با حضور وی برگزار می شود.
,این برنامه روز یکشنبه 22 شهریور ماه سال جاری ساعت 17 در سالن سهروردی زنجان برگزار می شود.
,گفتنی است،یست سال از پایان جنگ اول جهانى و صلح ورساى گذشته بود که بار دیگر جنگ جهانى جدیدى آغاز شد. خبر بروز جنگ در اروپا در ایران نیز همانند سایر نقاط جهان بازتاب گستردهاى یافت.
,ایران در 4 سپتامبر 1939 (13 شهریور 1318) بى طرفى خود را اعلام داشت ولى تأثیر جنگ، بى درنگ آشکار شد.
,در 25 اوت 1941 م (سوم شهریور 1320 ه .ش) خاک ایران از دو سو، مورد تهاجم قواى بیگانه قرار گرفت.
,صبح چهارم شهریور نیروهاى روسى در خاک آذربایجان حضور داشتند و لشگر آذربایجان در آستانه متلاشى شدن قرار داشت. در فرودگاه تبریز، سرهنگ شیبانى در انتظار دستورات جدید که بلافاصله پیامى از ستاد ارتش رسید که در صورت امکان، کلیه افراد هنگ دوم هوایى را به زنجان منتقل کنند.
,شیبانى ترسید که در روشنایى روز مبادرت به پرواز کند، زیرا نیروى هوایى ارتش سرخ بر آسمانها تسلط داشت. از سوى دیگر فرودگاه تبریز نیز فاقد چراغهاى راهنما براى پرواز شبانه بود.
,شیبانى افسران و افرادش را جمع کرد و اظهار داشت تنها چاره آنان این است که هنگام شب پرواز کنند.
,از آنجایى که این کار فوق العاده خطرناک بود پیشنهاد کرد هر کس مایل است با اتومبیل عزیمت کند اما خودش پرواز خواهد کرد. کلیه خلبانان داوطلب پرواز شدند تا هواپیماهایشان را از افتادن به چنگ دشمن نجات دهند. قرار شد ساعت پرواز چند لحظه پیش از سپیده دم روز بعد باشد تا اندکى پس از طلوع آفتاب به زنجان برسند. آنگاه خلبانان خودشان را آماده گذراندن یک شب طولانى کردند در حالى که ارتش سرخ فقط 30 کیلومتر از آنان فاصله داشت.
,اندکى پس از طلوع آفتاب، هواپیماى سرهنگ شیبانى به سلامت در فرودگاه زنجان در 220 کیلومترى جنوب شرقى تبریز به زمین نشست. چند دقیقه بعد ده هواپیماى دیگر در آنجا فرود آمدند.
,شیبانى در جستجوى دو هواپیماى دیگر با دقت به آسمان مىنگریست ولى آنها هیچ گاه پدیدار نشدند.
,چون هواپیماهاى آنان به کوههاى جنوب تبریز خورده و سرنگون شده بود، ولى خلبانان به طرز معجزه آسائى نجات یافته بودند و بعدها به تهران رسیدند.
,شیبانى که مطمئن بود شوروىها به زودى به عزیمت آنها پى خواهند برد و تا زنجان تعقیبشان خواهند کرد، با شتاب هواپیمایش را پر از بنزین کرد و به سوى تهران پرواز کرد در واقع چند لحظه بعد یک هواپیماى شوروى پدیدار شد و فرودگاه زنجان را بمباران کرد.
,و حملات هواپیماها ساعت به ساعت افزایش مىیافت هواپیماى روسى با انداختن بمب بعضى با پخش اعلامیههاى به زبان ترکى، فارسى آغاز یک دوره پر تلاطم تاریخى را به مردم کشورمان اعلام داشتند.
,در ششم شهریور در حالى که شاه مىدید اوضاع ایران دارد رو به خرابى مىرود رهبران غرب درباره خطرى که حضور ناگهانى و گسترده نظامى شوروى در ایران بوجود آورده بود کمکم نگران مىشدند.
,همان شب دولتهاى انگلیس و شوروى توافق کردند که نیروهایشان در قزوین در 140 کیلومترى شمال غربى تهران با یکدیگر ملحق شوند.
,صبح روز بعد 29 اوت (17 شهریور) ستون طولانى موتوریزه ژنرال نوویکوف از تبریز و میانه به سمت جنوب شرقى به راه افتاد و به شهر زنجان که هدف آن روزش بود رسید.
,شهرهاى استان زنجان مدت چند ماه بدون سرپرست بود و از حکومت مرکزى درباره حفظ و نظم و اداره شهرها کوچکترین خبرى نبود و مردم با همکارى یکدیگر امنیت را بر عهده داشتند.
,در این آشفتگى، قیمت ارزاق و هزینه زندگى به سرعت بالا مىرفت. وضع عمومى مردم، بخصوص کارمندان دولت، از لحاظ معاش به سختى مىگذشت.
,مردم زنجان که چندى به علت اوضاع وخیم از شهر به اطراف گریخته بودند، پس از آوارگى ناخواسته به شهر و دیار خویش بازگشتند، زنجان حال و هوایى دیگر داشت.
,روسها، مراکز عمده نظامى و اجتماعى و آموزشى را به تصرف خود درآورده و ادارات دولتى، ایستگاههاى راه آهن و دبیرستانها، پادگانها، کاروانسراهاى بزرگ و حتى چند مهمانخانه تهران به قرارگاه سربازان روسى تبدیل گشته بود در حالیکه شبانه روز تانکها، نفربرهاى روسى از مرزهاى غربى به سوى تهران در حرکت بودند و به ناچار از زنجان مىگذشتند و فرماندهان نیروهاى زمینى ارتش سرخ براى استقرار و جابجایى نفرات و سامان دادن آنان مىکوشیدند و زنجانیان همچنان حیرت زده تماشاگر این صحنه بودند.
,قحطى و کمبود مواد غذایى از گندم و جو قند و شکر و... موجب شد که پدیدههاى ناگوارى چون احتکار و گرانفروشى رواج یابد. اولیاى امور براى تأمین معاش اکثریت مردم ناچار بودند نان و قند و شکر را جیره بندى نمایند.
,در این میان براى تأمین غذاى نیازمندان نانوایىهاى بربرى نان را شبانه در قسمت جنوبى اداره دارائى امروز، خیابان طالقانى پخته و انبار مىکردند و سحرگاه باگارى به مساجد محلات حمل و توزیع مىیشد. اوراق کوپن نیز پاسخگوى نیاز مردم نبود. براى همین چندین بار جمعیت آشفته و پریشان به انبارهاى محتکران و تجار بى انصاف یورش بردند و آرد و گندم و جو آنان را به یغما بردند.
,چون ایران به عنوان پل پیروزى کلیه امکانات خود را در اختیار متفقین قرار داده بود، زنجانیان همه روزه شاهد عبور کامیونها و نفربرهاى آنان بود که سربازان هندى، انگلیسى و آمریکائى را از خلیج فارس به شوروى منتقل مىنمودند و چون راه آهن زنجان به تبریز متصل نشده بود همه این نقل و انتقالها از جادهها و خیابانهاى زنجان انجام مىگرفت.
,تا اینکه سرانجام بعد از گذشت چهار سال و شش ماه و هشت روز از تاریخ اشغال ایران توسط نیروهاى بیگانه، طلیعه صلح پدیدار شد و پایان جنگ جهانى دوم اعلام شد.
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه