دریاچه ای که می میرد!/

کاش قدر آب را بیشتر می دانستیم

کاش قدر آب را بیشتر می دانستیم
کاش دریاچه ای نبود و اگر هم بود مردم قدرش را می دانستند و مسئولان به فکرش بودند و هیچ وقت خشک نمی شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اروم نیوز، روزگاری مطبوعات و رسانه های کشور از پیشروی آب دریاچه ارومیه مطالبی نگاشته و آن را شبیه به هیولایی می کردند که خشکی را می بلعد. خب این کار رسانه است که برخی مسائل را زیر ذره بین گذاشته و بزرگ انگارد اما شاید اینگونه تیترها و مطلبها نیز بی تأثیر در سیاستگذاریهای سدسازی بی رویه و غیراصولی نبوده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

گرچه شاید آن روزها آب دریاچه ارومیه اندک زمینهای اطراف آن را می بلعید اما اکنون صدها کیلومتر دورتر از آن را خواهد بلعید، آن هم به وسیله خشک شدن و پراکندن نمکهایش. نمکی که کشاورزی و محیط زیست مناطق حاشیه دریاچه را نابود خواهد کرد و بنابر اذعان مسئولان متولی امر موجب مهاجرت چند میلیونی خواهد شد.

,

حال که دریاچه با سرعتی هرچه تمامتر در حال تحلیل رفتن و از دست دادن حیاتش است، کاری که از دست مردم این دیار برمی آید دعا کردن به درگاه الهی است که افزایش نزولات آسمانی را سبب شود تا مسئولان متولی احیاء دریاچه با خیالی راحت بتوانند آمار عملکرد خویش را ارائه کنند.

,

گرچه سدسازیهای دهه های اخیر و نبود مدیریت هدفمند در خصوص منابع آبی یکی از مهمترین علل خشک شدن دریاچه است اما نباید مردم و کشاورزان را نیز بی تقصیر دانست، هنوز هم علیرغم هشدارهای جدی مسئولان و کارشناسان امر، کشاورزان حاشیه دریاچه ارومیه از روشهای سنتی و یا به عبارتی باستانی! برای آبیاری مزارع و باغات خویش استفاده می کنند. باغاتی که تا چند دهه پیش محدود بود اما با گسترش تصاعدی در سالهای اخیر، سفره های آب زیرزمینی منطقه را چنان بلعید که سهمی به دریاچه نرسد.

,

اما کاش از اول دریاچه ای نبود یا اگر هم بود خشک نمی شد که اینگونه سرزمین سبزمان را با طوفانهای نمکی اش تهدید و موجب افزایش امراض و بیماریهای صعب العلاج شود.

,

کاش دریاچه ای نبود که طرحهای غیرعملیاتی انتقال آب از گرجستان، وان، ارس، خزر و... مطرح شود، در حالی که کوچکترین اراده ای برای اجرای آنها وجود ندارد.

,

کاش دریاچه ای نبود که هرکسی هر طرحی به تخیلش رسید رسانه ای کند و عده ای هم دنباله روی آن بوده و برای تبلیغ خویش طرف مقابل را بکوبند و یا تشویق کنند.

,

کاش دریاچه ای نبود تا بودجه های کلانی هم خرج نمی شد و با پول احیاء آن انواع اقسام طرحهای غیرضروری اجرا نمی گشت.

,

کاش دریاچه ای نبود تا شعار احیاء آن نیز از انتخابات مختلف جمع می شد تا نامزدها به دنبال واقع گرایی باشند نه شعارگرایی.

,

کاش دریاچه ای نبود تا به نام احیایش همایش، مسابقه فوتبال، پاراگلایدرسواری، موسیقی نوازی و دهها برنامه غیرمرتبط اجرا نمی شد.

,

کاش دریاچه ای نبود تا در اثر سوء مدیریت مسئولان متولی در طول سالیان دراز، این چنین سرزمینی آباد با خطرات نابودی مواجه نمی گشت.

,

کاش دریاچه ای نبود تا سخنی نیز از احیایش نمی بود.

,

کاش دریاچه ای نبود و سخنی از احیایش نیز نبود و اگر هم بود به نام احیاء آن گوشه و کنار شهر را با بنرهای الوان بزک نمی کردند که داریم آن را به حیات بازمی گردانیم، آنهم با اعتبار احیاء آن.

,

کاش دریاچه ای نبود و اگر هم بود مردم قدرش را می دانستند و مسئولان به فکرش بودند و هیچ وقت خشک نمی شد.

,

کاش، کاش و هزاران کاش...

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه