برچسب افراطی بر پیشانی منتقدان؛

حربه دولت برای بستن دهان منتقدان

حربه دولت  برای بستن دهان منتقدان
زمانی که منتقد بدلیل دفاع از آرمانهای انقلابی، افراطی خوانده می شود، زدن برچسب افراطی به پیشانی منتقد، دلیلی جز بستن دهان او ندارد و این روشی است که به کرات مورد استفاده قرار می گیرد تا فردی یا مسئولی و یا نماینده تفکری منتقدان را از ادامه نقد بهراساند و آنان را در افکار عمومی نماد افراط معرفی کند تا بتواند با دوختن دهان منتقدان، اسب خود را بتازد و بی هیچ حاشیه ای به مقصد گاه ترکستانی(اشاره به ضرب المثل این ره که تو میروی به ترکستان است) خود برسد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تخریب طرف مقابل در سیاست و حتی در سایر حوزه ها همواره روشی بوده است که فرد یا گروه تخریب گر برای اثبات غیر مستدل و پیروزی هوچی گرانه در فضای افکار عمومی بر طرف مقابل بکاررفته و می رود. در این روش تخریب گر نیاز به تلاش و هزینه زیاد برای اثبات تفکر خود ندارد و صرفا با سخنان و برچسب های متفاوت با استفاده از روش های عملیات روانی و انحراف افکار عمومی تفکر مقابل را خلع سلاح می کند تا نتواند از استدلال خود دفاع کند و این حمله فارغ از غیر منطقی نشان دادن تفکر مورد تخریب واقع شده، در مجاز  منطقی بودن تفکر تخریب گر را نشانگر می شود و تخریب گر با یک تیر، دو نشان را تصاحب می کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

نکته دیگر آن است که همواره بخصوص در دوران معاصر و فضای سیاسی کنونی، عمل تخریب از زبان همگان نکوهیده شده است، اما آنچه که در عمل مشاهده شده، چیزی به غیر از این نکوهش لسانی بوده و هر جناح سیاسی به طبع موقعیت نزول و صعود خود در افکار عمومی با روش های مختلف سعی در تخریب رقیب خود کرده است، البته ناگفته نماند، بودند و هستند مردان و زنان اخلاق مداری که هرگز دست به تخریب بی منطق رقیب خود نزده اند، اما فضای تخریب در سال های اخیر آنقدر  براخلاق سیاسی غلبه داشته است که طیف اخلاق مدار در گرد و خاک این وادی به گوشی خزیده است و در نظر مردمان نیست، در اصل موضوع نیز هر که هوچی گر نباشد کمتر در اذهان مطرح می شود.

,

دیگر نکته آمیختن نقد و تخریب بهم و تخریب در پناه نقد و تخریب نقد با برچسب تخریب است که خود بحثی مفصل دارد. می شود شخصی رقیب یا تفکر مخالف خود را بی هیچ دلیل و منطق و به هر بهانه ای به اسم نقد، تخریب می کند و خود را ناقد مشفق می خواند و دیگر شخص نقد و تخریب را به هم می آمیزد و به بهانه نقد منطقی خود، تخریب را نیز به خورد طرف مقابل می دهد و در آخر شخصی دیگردر پاسخ به نقد دلسوزانه و منطقی رقیب، نقد را با برچسب تخریب، تخریب می کند و به تخطئه رقیب منتقد دلسوز می پردازد تا از زیر بار نقد منطقی گریز کند.

,

تمامی این حالات در دیروز و امروز ما هزاران مثال داشته و دارد و قلم ناگریز است که بنویسد خواهد داشت. آنچه مشخص است نکوهیده شدن عمل تخریب توسط همگان است، ولی باید ریشه یابی کرد که چگونه می شود که فردی در لسان، عملی را نکوهش می کند و در عمل مرتکب آن می شود، نگاه اول بر این پایه است که نفاق و دو رویی عامل این پدیده و عدم رعایت است، یعنی فرد صرفا به صورت نمایشی و تبلیغاتی تخریب رقیب را نکوهش می کند اما در دل فکر دیگری را می پروراند و جالب آنکه زمانی که این چنین افرادی مورد نقد قرار می گیرند، خود با تخریب، پاسخ نقد را می دهند، چاره نفاق را سخت است که دل مریضند و بی چاره.

,

در نگاه دوم جهل است که پایه عمل می شود، یعنی فرد در لسان تخریب را تخریب می کند اما باز خود در مقام نقد به تخریب رقیب می پردازد، در این حالت فرد تخریب خود را، تخریب نمی پندارد و  نقد دلسوزانه ای می داند که حتی باید رقیبش از او متشکر باشد. در این حالت جهل باید درمان گردد و شاید استفاده از همان تخریب ها توسط خود، برای خود و چشیدن مزه آن تخریب نقد پندار، فرد جاهل را نسبت به عمل خویش عالم کند.

,

بحث دیگری که در اینجا به میان می آید میزان نقد پذیری و وجود فرهنگ آن در افکار عمومی و نخبگان است و در اصل در بیشتر موارد،  عدم وجود روحیه نقد پذیری،  فرد مورد نقد اقدام به تخریب طرف مقابل می کند و پاسخ نقد را با برچسب تخریب و تخریب می دهد و تا زمانی که میزان تحمل نقد بالا نرفته است این چنین افرادی اقدام به تخریب منقدان می کنند که نمونه های از آن را در این سالها به وضوح مشاهده می شود، منتقدانی که یا بی سوادند و یا باید به جهنم بروند تا فرد مورد نقد قرار گرفته آرام گیرد، این نوع برخورد با منتقدان نشان از عدم تحمل نقد را داراست و چون پاسخ با تخریب است و در آنجایی که فرد تخریب گر منتقدان، بارها و بارها بر عدم تخریب منتقد و آزاد اندیشی و آزاد بیانی تاکید داشته است، قضیه باز می گردد به همان موضوع علل رفتار های این چنینی که در سطور بالاتر بدان اشاره شد.

,

دیگر دلیل تخریب منتقد را باید در اصل و اساس، بستن دهان منتقد دانست، زمانی که منتقد بدلیل دفاع از آرمانهای انقلابی، افراطی خوانده می شود، زدن برچسب افراطی به پیشانی منتقد، دلیلی جز بستن دهان او ندارد و این روشی است که به کررات مورد استفاده قرار می گیرد تا فردی یا مسئولی و یا نماینده تفکری منتقدان را از ادامه نقد بهراساند و آنان را در افکار عمومی نماد افراط معرفی کند تا بتواند با دوختن دهان منتقدان، اسب خود را بتازد و بی هیچ حاشیه ای به مقصد گاه ترکستانی(اشاره به ضرب المثل این ره که تو میروی به ترکستان است) خود برسد، در اینجا باید تخریب گر را ارجاع داد به سخنان خود درباره نکوهش تخریب منتقد و آزاد اندیشی و آزاد بیانی و دیگر سخن اینکه فردی که برچسب افراطی می خورد، نباید اسیر بازی تخریب گر شود، زیرا دهان بستن و ادامه ندادن نقد انقلابی و ارزشی همان خواسته ای است که تخریب گر در دل می پروراند، پس بر همین اساس نباید اسیر بازی او شد، اما نکته مهمتر آنست که در پاسخ تخریب نباید تخریب و عمل غیر منطقی از خود نشان داد، پاسخ تخریب را با لبخند باید داد و استدلال منطقی و افکار عمومی آنگاه است که خواهد دانست افراطی کیست؟! امید که ناقد دلسوز باشیم و آنقدر تحمل نقد شدن داشته باشیم که فارغ از شعار، شعور نقدپذیری را به نمایش بگذاریم.

,

انتهای خبر/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه