گفت و گوی با کاشف جام حسنلو؛
آمریکایی ها می خواستند جام حسنلو را مصادره کنند
کمتر کسی پیدا می شود که "عمو امام قلی محمدی حسنلویی" را در شهر نقده نشناسد.به همت نوه اش محسن، که او هم از خانواده خبرنگاران استان می باشد، فرصتی پیش آمد که با کاشف جام حسنلوی معروف گفت و گویی داشته باشیم و داستان و جزئیات کشف جام زرین حسنلو را از زبان عمو امام قلی آن جویا شویم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، امام قلی که دیگر برف روزگار بر محاسنش نشسته و مردی سال خورده است در خصوص جزئیات کف جام حسنلو می گوید:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, امام قلی که دیگر برف روزگار بر محاسنش نشسته و مردی سال خورده است در خصوص جزئیات کف جام حسنلو می گوید:,سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند.
, سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند., سال 1334بود که مسئولیت کاوش در تپه حسنلوی نقده را به گروهی آمریکایی سپردند.البته می گفتند که این کار مشترکا با گروهی از ایران در حال انجام است،اما واقعیت چنین نبود و مسئول اصلی کاوش در تپه را آمریکایی ها بر عهده داشتند.,تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود. تعداد زیادی از جوانان نقده ای و روستاهای دور و نزدیک در محل تپه مشغول کار بودند.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند.
, تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود. تعداد زیادی از جوانان نقده ای و روستاهای دور و نزدیک در محل تپه مشغول کار بودند.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند., تپه حسنلو و کاوش در آن از سال ها پیش منبع درآمد جوانانی چون من بود. تعداد زیادی از جوانان نقده ای و روستاهای دور و نزدیک در محل تپه مشغول کار بودند.آمریکایی ها هم افراد باهوش و ظریف دست را برای انجام خاک برداری این منطقه استفاده می کردند.,برخی ها روز مزد بودند،برخی ها هفته ای و برخی ها هر ماه حقوق می گرفتند.چند سالی بود که در تپه مشغول کار بودم. خارجی ها از من خوششان می آمد،هم کارم ظریف بود و هم به سبب حضور چند ساله در تپه به زبان انگلیسی مسلط شده بودم.
, برخی ها روز مزد بودند،برخی ها هفته ای و برخی ها هر ماه حقوق می گرفتند.چند سالی بود که در تپه مشغول کار بودم. خارجی ها از من خوششان می آمد،هم کارم ظریف بود و هم به سبب حضور چند ساله در تپه به زبان انگلیسی مسلط شده بودم., برخی ها روز مزد بودند،برخی ها هفته ای و برخی ها هر ماه حقوق می گرفتند.چند سالی بود که در تپه مشغول کار بودم. خارجی ها از من خوششان می آمد،هم کارم ظریف بود و هم به سبب حضور چند ساله در تپه به زبان انگلیسی مسلط شده بودم.,سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد.دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود.
, سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد.دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود., سال 1337 بقایای ریز و درشتی از تپه بیرون می آمد که ما را رفته رفته به وجود چیز هایی در محل امیدوار می کرد.دروغ چرا! راستش دوست نداشتیم چیزی پیدا شود، میترسیدیم چیزی که می خواهند پیدا کنند و کار ما هم تعطیل شود. دوست داشتیم تا قیامت هی گود برداری کنیم و چیزی پیدا نشود.,اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند.
, اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند., اگر اشتباه نکنم روز چهارشنبه بود، سرکارگر ها هرکدام قسمتی از تپه را به یکی از ماها میسپردند و می گفتند،کار شما تا یک هفته همین است. من هم قسمت اعظم کار یک هفته ای خودم را به پایان رسانده بودم،ایرانی ها زود کار را تعطیل کرده بودند اما آمریکایی ها ول کن کار نبودند،خودشان هم بو هایی برده بودند که حتما چیزی به زودی پیدا خواهد شد.کلا سه نفر از ایرانی ها در تپه باقی مانده بودند و بقیه به خانه ها برگشته بودند.,دوستم گیر داده بود که بیا برویم،بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها...
, دوستم گیر داده بود که بیا برویم،بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها..., دوستم گیر داده بود که بیا برویم،بقیه اش را فردا مبکنیم،دیر می شود، تا شب نمیرسیم ها...,گفنم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم.دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود.
, گفنم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم.دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود., گفنم،نه تو برو، من این قسمت را هم تمام کنم تا فردا زودتر به خانه برگردم.دوستم رفت و من هم مشغول کار شدم.از ایرانی ها فقط یکی از مدیران گروه باقی مانده بود.,داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یر چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود.
, داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یر چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود., داشتم با قدرت زمین را کلنگ میزدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یر چیز فلزی برخورد کرد.بین خودمان بماند،همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی داد،فقط فهمیدم که فلزی است،نمیدانستم از جنس طلاست!با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم،بله جام از جنس طلا بود.,جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود.رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد.
, جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود.رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد., جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی ها،اسم یکیشان رابرت بود،اصلا هم از قیافه اش خوشم نمی آمد. یک بار یکی از بچه ها را زده بود.رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی های دیگر وارد چادر شد.,پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر.خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند.رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم.مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!
, پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر.خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند.رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم.مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!, پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت:آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری.خوب حالا بیا داخل! رفتم داخل چادر.خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می گرفتند.رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی،گفت:من میخواهم معامله خوبی با بکنم.مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شیء به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!,گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده.
, گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده., گفتم:آخر به من گفته اند که هر چیزی پیدا شد،بیا و به مسئولان ایرانی اطلاع بده.,گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند.برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین.ده برابرش را به تو میدهیم.
, گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند.برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین.ده برابرش را به تو میدهیم., گفت:گفتم که،پول خوبی برایت می ماند.برو و تا فردا فکر کن.این پول ها را ببین.ده برابرش را به تو میدهیم.,از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم.
, از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم., از چادر که بیرون آمدم، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف های رابرت را برایش تعریف کردم،صورتم را بوسید و گفت:این اجنبی ها میخواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمیگذارم.,فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد.
, فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد., فردای آن روز گروهی از ارومیــه به تپه آمده بودند.جام را در داخل جعبه ای گذاشته و از دست آمریکایی ها بیرون کشیدند.رابرت هم چپ چپ نگاهم میکرد.,از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.پعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند.
, از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.پعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند., از فردای آن روز کار در محل برایم سخت شده بود.آمریکایی ها خیلی اذیتم می کردند.پعد از چند هفته، از طرف تهران و دربار جوایز نفیسی برایم فرستاده شد و بعد از چند ماه رابرت و دوستانش تپه را ترک کردند.,امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد.
, امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد., امام قلی بعد از آن در اداره میاث فرهنگی استخدام شد و نهایتا در سال 1371 بازنشسته شد.,از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟
, از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟, از وی پرسیدم:بعد از آن روز ها جام را ندیده ای؟,امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم.
, امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم., امام قلی پاسخ داد:چرا چند سال پیش در موزه ارومیـــه نگاهش کردم.,امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...»
, امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...», امامقلی، بعد از سالها یکبار دیگر جام را در موزه ارومیه میبیند. به آن نزدیک میشود و خیره نگاهش میکند. سکوت او شاید بخشی از تاریخ این کشور باشد. پیرمرد برای اولین بار جام را یافت و بعدها رابرت دایسون در خاطراتش نوشت: «یافتن چنین شیء گرانبهایی توسط تیم کاوش من برای تمام عمر یک باستانشناس کافی است...»,پیرمرد شاید به این جمله معتقد است. دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور...
, پیرمرد شاید به این جمله معتقد است. دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور..., پیرمرد شاید به این جمله معتقد است. دستان او جامی تاریخی را از دل خسیس خاک بیرون کشیدند که وجودش برای هر کشور و قومی افتخار است و غرور...,,

, لحظه پیدا شدن جام حسنلو
, لحظه پیدا شدن جام حسنلو,,
جام حسنلو چیست؟
, جام حسنلو چیست؟, جام حسنلو چیست؟, جام حسنلو چیست؟,جام طلای حسنلو یکی از آثار باستانی برجسته ایران است که در جریان کاوشهای دهه سی یک تیم آمریکایی به سرپرستی پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلوی نقده یا همان سولدوز کشف شد. این اثر قدمتی ۳۲۰۰ ساله دارد و احتمالا نقش بسزایی در شکلگیری هنر دوره بعدی یعنی دوره مادها داشته است.
, جام طلای حسنلو یکی از آثار باستانی برجسته ایران است که در جریان کاوشهای دهه سی یک تیم آمریکایی به سرپرستی پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلوی نقده یا همان سولدوز کشف شد. این اثر قدمتی ۳۲۰۰ ساله دارد و احتمالا نقش بسزایی در شکلگیری هنر دوره بعدی یعنی دوره مادها داشته است., جام طلای حسنلو یکی از آثار باستانی برجسته ایران است که در جریان کاوشهای دهه سی یک تیم آمریکایی به سرپرستی پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلوی نقده یا همان سولدوز کشف شد. این اثر قدمتی ۳۲۰۰ ساله دارد و احتمالا نقش بسزایی در شکلگیری هنر دوره بعدی یعنی دوره مادها داشته است.,تپه حسنلو تپه بزرگ و مدوری به قطر تقریبی 250 تا 285 متر و ارتفاع ۲۰ متر است. این تپه بین دو دهکده امینلو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار گرفته است. ساکنان اولیه تپه حسنلو احتمالا قوم مناعی (مانائی) بودهاند که تمدن وسیع و درخشانی از خود به یادگار گذاشتهاند. از اشیای مکشوفه دراین تپه چنین به نظر میرسد که آثار مفرغی آنها کاملا قابل مقایسه با آثار مفرغی لرستان یعنی قوم کاسی است و شاید خویشاوندی میان این دو قوم وجود داشته است. از قوم مناعی و محل سکونت آنها که سرزمینهای جنوبی دریاچه ارومیه بودهاست یادی در تورات شدهاست. قوم مناعی را قوم «مان» هم گفتهاند.
, تپه حسنلو تپه بزرگ و مدوری به قطر تقریبی 250 تا 285 متر و ارتفاع ۲۰ متر است. این تپه بین دو دهکده امینلو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار گرفته است. ساکنان اولیه تپه حسنلو احتمالا قوم مناعی (مانائی) بودهاند که تمدن وسیع و درخشانی از خود به یادگار گذاشتهاند. از اشیای مکشوفه دراین تپه چنین به نظر میرسد که آثار مفرغی آنها کاملا قابل مقایسه با آثار مفرغی لرستان یعنی قوم کاسی است و شاید خویشاوندی میان این دو قوم وجود داشته است. از قوم مناعی و محل سکونت آنها که سرزمینهای جنوبی دریاچه ارومیه بودهاست یادی در تورات شدهاست. قوم مناعی را قوم «مان» هم گفتهاند., تپه حسنلو تپه بزرگ و مدوری به قطر تقریبی 250 تا 285 متر و ارتفاع ۲۰ متر است. این تپه بین دو دهکده امینلو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار گرفته است. ساکنان اولیه تپه حسنلو احتمالا قوم مناعی (مانائی) بودهاند که تمدن وسیع و درخشانی از خود به یادگار گذاشتهاند. از اشیای مکشوفه دراین تپه چنین به نظر میرسد که آثار مفرغی آنها کاملا قابل مقایسه با آثار مفرغی لرستان یعنی قوم کاسی است و شاید خویشاوندی میان این دو قوم وجود داشته است. از قوم مناعی و محل سکونت آنها که سرزمینهای جنوبی دریاچه ارومیه بودهاست یادی در تورات شدهاست. قوم مناعی را قوم «مان» هم گفتهاند.,تپه حسنلو ابتدا بوسیله یک هیأت تجاری ایرانی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی کاوش شد و در سال ۱۳۱۵ بوسیله سر اورل اشتین دانشمند انگلیسی چندین گمانه در آن زده شد و مقداری هم شیء به دست آمد. در سال ۱۳۲۶ یک کاوش تجارتی بوسیله شخصی به نام فرهادی انجام گرفت و محمود راد بازرس فنی این حفاری بود. در سال ۱۳۲۸ از طرف اداره کل باستانشناسی مهندس علی حاکمی به اتفاق محمود راد مأمور کاوش علمی در این تپه باستانی شدند. مقدار زیادی از اشیای حسنلو که امروزه در موزه ایران باستان دیده میشود بوسیله این هیأت علمی به موزه تهران آورده شده است.
, تپه حسنلو ابتدا بوسیله یک هیأت تجاری ایرانی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی کاوش شد و در سال ۱۳۱۵ بوسیله سر اورل اشتین دانشمند انگلیسی چندین گمانه در آن زده شد و مقداری هم شیء به دست آمد. در سال ۱۳۲۶ یک کاوش تجارتی بوسیله شخصی به نام فرهادی انجام گرفت و محمود راد بازرس فنی این حفاری بود. در سال ۱۳۲۸ از طرف اداره کل باستانشناسی مهندس علی حاکمی به اتفاق محمود راد مأمور کاوش علمی در این تپه باستانی شدند. مقدار زیادی از اشیای حسنلو که امروزه در موزه ایران باستان دیده میشود بوسیله این هیأت علمی به موزه تهران آورده شده است., تپه حسنلو ابتدا بوسیله یک هیأت تجاری ایرانی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی کاوش شد و در سال ۱۳۱۵ بوسیله سر اورل اشتین دانشمند انگلیسی چندین گمانه در آن زده شد و مقداری هم شیء به دست آمد. در سال ۱۳۲۶ یک کاوش تجارتی بوسیله شخصی به نام فرهادی انجام گرفت و محمود راد بازرس فنی این حفاری بود. در سال ۱۳۲۸ از طرف اداره کل باستانشناسی مهندس علی حاکمی به اتفاق محمود راد مأمور کاوش علمی در این تپه باستانی شدند. مقدار زیادی از اشیای حسنلو که امروزه در موزه ایران باستان دیده میشود بوسیله این هیأت علمی به موزه تهران آورده شده است.,در سال ۱۳۳۴ شمسی یک هیأت مشترک ایرانی و آمریکایی به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این حفاری در سالهای بعد هم ادامه یافت.
, در سال ۱۳۳۴ شمسی یک هیأت مشترک ایرانی و آمریکایی به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این حفاری در سالهای بعد هم ادامه یافت., در سال ۱۳۳۴ شمسی یک هیأت مشترک ایرانی و آمریکایی به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این حفاری در سالهای بعد هم ادامه یافت.,سرانجام در سال ۱۳۳۷ هیأت مشترک ایران و آمریکا ضمن حفاری در این تپه موفق به کشف جام بزرگ طلای حسنلو شد.
, سرانجام در سال ۱۳۳۷ هیأت مشترک ایران و آمریکا ضمن حفاری در این تپه موفق به کشف جام بزرگ طلای حسنلو شد., سرانجام در سال ۱۳۳۷ هیأت مشترک ایران و آمریکا ضمن حفاری در این تپه موفق به کشف جام بزرگ طلای حسنلو شد.,در سالهای اول حفاری، هیأت مشترک ایران و آمریکا به ساختمانهای سوخته دوره چهارم سکونت در حسنلو برخورد. آثار سوختگی و شواهدی که این آتشسوزی را ثابت میکرد یکی پس از دیگری در تپه مشخص میشدند و اینگونه بود که دایسون فرضیه گیر افتادن سرباز در حین تلاش برای نجات جام را مطرح کرد. او معتقد بود که چند سرباز در هنگام آتشسوزی در بنای حکومتی تپه برای نجات جام دست به کار اما زیر آوار آتش گرفتار میشوند و این جام در آغوش یکی از سربازان میماند تا زمانی که یک کارگر کاوش همراه این تیم جام را مییابد.
, در سالهای اول حفاری، هیأت مشترک ایران و آمریکا به ساختمانهای سوخته دوره چهارم سکونت در حسنلو برخورد. آثار سوختگی و شواهدی که این آتشسوزی را ثابت میکرد یکی پس از دیگری در تپه مشخص میشدند و اینگونه بود که دایسون فرضیه گیر افتادن سرباز در حین تلاش برای نجات جام را مطرح کرد. او معتقد بود که چند سرباز در هنگام آتشسوزی در بنای حکومتی تپه برای نجات جام دست به کار اما زیر آوار آتش گرفتار میشوند و این جام در آغوش یکی از سربازان میماند تا زمانی که یک کارگر کاوش همراه این تیم جام را مییابد., در سالهای اول حفاری، هیأت مشترک ایران و آمریکا به ساختمانهای سوخته دوره چهارم سکونت در حسنلو برخورد. آثار سوختگی و شواهدی که این آتشسوزی را ثابت میکرد یکی پس از دیگری در تپه مشخص میشدند و اینگونه بود که دایسون فرضیه گیر افتادن سرباز در حین تلاش برای نجات جام را مطرح کرد. او معتقد بود که چند سرباز در هنگام آتشسوزی در بنای حکومتی تپه برای نجات جام دست به کار اما زیر آوار آتش گرفتار میشوند و این جام در آغوش یکی از سربازان میماند تا زمانی که یک کارگر کاوش همراه این تیم جام را مییابد.,رضا حیدری در خصوص جام حسنلو مینویسد:جام زرین حسنلو یکی از مشهورترین اشیاء تاریخی کشور به شمار میآید که در سال 1336 در کاوشهای باستان شناسی تپه ای تاریخی به همین نام در دشت سلدوز در نقده به دست آمد ،این اثر ۲۱ سانتی متر بلندی، ۲۵ سانتی متر قطر و ۹۵۰ گرم وزن دارد .
, رضا حیدری در خصوص جام حسنلو مینویسد:جام زرین حسنلو یکی از مشهورترین اشیاء تاریخی کشور به شمار میآید که در سال 1336 در کاوشهای باستان شناسی تپه ای تاریخی به همین نام در دشت سلدوز در نقده به دست آمد ،این اثر ۲۱ سانتی متر بلندی، ۲۵ سانتی متر قطر و ۹۵۰ گرم وزن دارد ., رضا حیدری در خصوص جام حسنلو مینویسد:جام زرین حسنلو یکی از مشهورترین اشیاء تاریخی کشور به شمار میآید که در سال 1336 در کاوشهای باستان شناسی تپه ای تاریخی به همین نام در دشت سلدوز در نقده به دست آمد ،این اثر ۲۱ سانتی متر بلندی، ۲۵ سانتی متر قطر و ۹۵۰ گرم وزن دارد ., رضا حیدری ,
,
,
,
,
, در بالاترین ردیف 3 خدا هر یک سوار بر یک ارابه قرار دارند، دو تـا از ارابـه هـا بـه وسیله قاطر کشیده می شوند و یکی ازآنها با گاو نر، در برابر سومین خدا کاهنی ایستاده است که جام بلندی را بدست دارد به عکس نقش مردهای مو بلند و ریش دار روی جام، این کاهن موی خود را در جلو پیشانی به طرف بالا شانه کرده است. گویا او یک قربانی از گوسفندانی را هدیه می کند که به وسیله دو مرد پشت سروی آورده شده اند، سه خدا احتمالاً عبارتند از خدای هوا که ممکن است به وسیلة گاونری که ارابه او را می کشد و معمولاً در مذهب آسیای غربی همراه با خدای هوا است مشخص گردد .
, در بالاترین ردیف 3 خدا هر یک سوار بر یک ارابه قرار دارند، دو تـا از ارابـه هـا بـه وسیله قاطر کشیده می شوند و یکی ازآنها با گاو نر، در برابر سومین خدا کاهنی ایستاده است که جام بلندی را بدست دارد به عکس نقش مردهای مو بلند و ریش دار روی جام، این کاهن موی خود را در جلو پیشانی به طرف بالا شانه کرده است. گویا او یک قربانی از گوسفندانی را هدیه می کند که به وسیله دو مرد پشت سروی آورده شده اند، سه خدا احتمالاً عبارتند از خدای هوا که ممکن است به وسیلة گاونری که ارابه او را می کشد و معمولاً در مذهب آسیای غربی همراه با خدای هوا است مشخص گردد ., در بالاترین ردیف 3 خدا هر یک سوار بر یک ارابه قرار دارند، دو تـا از ارابـه هـا بـه وسیله قاطر کشیده می شوند و یکی ازآنها با گاو نر، در برابر سومین خدا کاهنی ایستاده است که جام بلندی را بدست دارد به عکس نقش مردهای مو بلند و ریش دار روی جام، این کاهن موی خود را در جلو پیشانی به طرف بالا شانه کرده است. گویا او یک قربانی از گوسفندانی را هدیه می کند که به وسیله دو مرد پشت سروی آورده شده اند، سه خدا احتمالاً عبارتند از خدای هوا که ممکن است به وسیلة گاونری که ارابه او را می کشد و معمولاً در مذهب آسیای غربی همراه با خدای هوا است مشخص گردد .,
عقاب یا بازی که الهه ای را حمل می کند، مانند پرندة ایلام قدیم از شوش و تزیین دسته جدیدتری از حسنلو، از پایین دیده می شود. مشخص ترین آنها مشبک کردن بدن جانوران است به ویژه بدن شیر که مرکب الهه ای را با یک آیینه تشکیل می دهد. در این جا دایره های متحدالمرکز زانوها و آرنجها به وسیلة خطوط موازی با هم پیوند داده شده اند، و خطوط موازی بیشتری به نقاطی که به وسیله یال جانور پنهان گشته اند، ادامه می یابند . بی تردید آنچه از دیدگاه محققین این اثر را نامبردار مینماید تنها زرین بودن این اثر نیست ، تصاویر موجود بر روی جام به گونه جالب توجهی بیان کننده وجوهی از زندگی ساکنین این محل در خلال هزاره اول قبل از میلاد است که امروز دسترسی به تمام آن اطلاعات برای باستان شناسان ممکن نیست .
, عقاب یا بازی که الهه ای را حمل می کند، مانند پرندة ایلام قدیم از شوش و تزیین دسته جدیدتری از حسنلو، از پایین دیده می شود. مشخص ترین آنها مشبک کردن بدن جانوران است به ویژه بدن شیر که مرکب الهه ای را با یک آیینه تشکیل می دهد. در این جا دایره های متحدالمرکز زانوها و آرنجها به وسیلة خطوط موازی با هم پیوند داده شده اند، و خطوط موازی بیشتری به نقاطی که به وسیله یال جانور پنهان گشته اند، ادامه می یابند . بی تردید آنچه از دیدگاه محققین این اثر را نامبردار مینماید تنها زرین بودن این اثر نیست ، تصاویر موجود بر روی جام به گونه جالب توجهی بیان کننده وجوهی از زندگی ساکنین این محل در خلال هزاره اول قبل از میلاد است که امروز دسترسی به تمام آن اطلاعات برای باستان شناسان ممکن نیست ., عقاب یا بازی که الهه ای را حمل می کند، مانند پرندة ایلام قدیم از شوش و تزیین دسته جدیدتری از حسنلو، از پایین دیده می شود. مشخص ترین آنها مشبک کردن بدن جانوران است به ویژه بدن شیر که مرکب الهه ای را با یک آیینه تشکیل می دهد. در این جا دایره های متحدالمرکز زانوها و آرنجها به وسیلة خطوط موازی با هم پیوند داده شده اند، و خطوط موازی بیشتری به نقاطی که به وسیله یال جانور پنهان گشته اند، ادامه می یابند . بی تردید آنچه از دیدگاه محققین این اثر را نامبردار مینماید تنها زرین بودن این اثر نیست ، تصاویر موجود بر روی جام به گونه جالب توجهی بیان کننده وجوهی از زندگی ساکنین این محل در خلال هزاره اول قبل از میلاد است که امروز دسترسی به تمام آن اطلاعات برای باستان شناسان ممکن نیست .,
ارسال دیدگاه