به مناسبت سالروز شهادت امام پنجم شیعیان؛
توصیههای اقتصادی حضرت امام محمدباقر (ع)
همواره از حضرت امام محمدباقر (ع) در خصوص مباحث اقتصادی روایات فراوان و زیبایی به یادگار مانده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت کریمه، اهمیت اقتصاد در جامعه از دیرباز تاکنون امری واضح و روشم برای همگان است، حتی نقش و جایگاه مهم و اساسی اقتصاد در جامعه چنان است که خداوند در آیاتی اقتصاد و ثروت را نعمت الهی و نشانهای از عنایت و توجه خداوند معرفی میکند و به ارزشی بودن اقتصاد و ثروت از این جهت توجه میدهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کریمه،, کریمه،, کریمه،,در واقع براساس آموزههای قرآنی، اقتصاد به معنای مدیریت تولید، توزیع و مصرف ثروت و دانش دخلوخرج و هزینه، از اهمیت و جایگاه مهم و اساسی برخوردار است چرا که اقتصاد و ثروت، مایه قوام جامعه است. (نساء، آیه 5)
,از این رو پیامبران و امامان ما همواره بر این اصل مهم تأکید داشتهاند؛ چرا که اسلام، هم دین دنیاست و هم دین آخرت و در کنار توصیه به اصلاح امر آخرت، به سامان بخشیدن دنیا نیز سفارش کرده است.
,بر همین اساس، اسلام درباره وضعیت اقتصادی پیروانش بیتفاوت نمانده و با ارائه راهکارهایی بسیار ارزشمند، سمتوسوی شکوفایی اقتصادی را نشان داده است.
,به عنوان مثال؛ تجارت به عنوان یکی از مصداقهای کار، نقش فراوانی در سوددهی و رونق اقتصادی دارد و به همین سبب، موردتوجه و سفارش اهلبیت (علیهمالسلام) بوده است. همچنین تجارت، یکی از عوامل اصلی ریشهکن ساختن فقر و تهیدستی است و سبب میشود دارایی انسان بابرکت شود.
,از این روست که حضرت باقرالعلوم (ع) از رسول گرامی اسلام (ص) نقل میکنند: «الْبَرَکَةُ عَشْرَةُ اَجْزاءٍ: تِسْعَةُ اَعْشارِها فِی التِّجارَةِ؛ برکت ده جزء دارد که نه جزء آن در تجارت است.»
, الْبَرَکَةُ عَشْرَةُ اَجْزاءٍ: تِسْعَةُ اَعْشارِها فِی التِّجارَةِ؛, برکت ده جزء دارد که نه جزء آن در تجارت است.,البته باید به این نکته نیز توجه داشت که لازمه یک تجارت سودآور، آگاهی تاجر از قوانین و اصول این کار است و به عبارت دیگر امور تجاری، به عقل اقتصادی نیازمند است تا بر اثر آن، سوددهی خویش را تضمین کند.
,از حضرت امام محمدباقر (ع) نیز در خصوص مباحث اقتصادی روایات فراوان و زیبایی به یادگار مانده است که در زیر به سه نمونه از آنها اشاره میگردد.
,نمونه اول روایتی است که حضرت در آن به اهمیت به کار گرفتن عقل در تجارت و تلاش برای رسیدن به سود مناسب اشاره مینمایند.
,امام پنجم (ع) فرموده است: «... فَاِنَّ الْمَغْبُونَ فِی بَیْعِهِ وَشَرائِهِ غَیْرُ مَحْمُودٍ وَلا مَأجُورٍ؛ آنکه در خرید و فروشش [عقل اقتصادی لازم را ندارد و] ضرر میکند، نه ستایش میشود و نه پاداشی دارد.» حتی حضرت در جایی دیگر در توصیهای اقتصادی مسلمانان را از اینکه زمین و چشمه را بفروشند و تبدیل به زمین و چشمه دیگر نکنند نهی کردهاند زیرا با این عمل پول حاصل نیز از بین خواهد رفت؛ و این توصیه میتواند یک اصل تجاری بسیار مهم به شمار آید.
, ... فَاِنَّ الْمَغْبُونَ فِی بَیْعِهِ وَشَرائِهِ غَیْرُ مَحْمُودٍ وَلا مَأجُورٍ؛, آنکه در خرید و فروشش [عقل اقتصادی لازم را ندارد و] ضرر میکند، نه ستایش میشود و نه پاداشی دارد.,نمونه دوم بیاناتی است که حتماً باید در کنار توصیههای تجاری و اقتصادی به کار بسته شوند و آن، توصیه به حلال بودن سود حاصل از تجارت است و اینکه تاجر باید به قوانین شرعی این حرفه نیز آگاه باشد تا از این طریق کسبش حلال و درآمدش پاکیزه باشد.
,امام باقر (ع) میفرماید: در کتاب علی بن الحسین (امام سجاد علیهالسلام) چنین دیدیم: «آگاه باشید که اولیای خدا نه ترسی دارند و نه دچار اندوه میشوند»؛ در صورتی که فریضههای خدا را ادا کنند و سنّتهای پیامبر را به کار بندند و از حرامهای خدا اجتناب ورزند و از خوشیهای زودگذر دنیا درگذرند و به آنچه نزد خداست راغب باشند و روزی حلال و طیّب خدا را با کسب و ـ کوشش به دست آورند...».
,نمونه دیگر بیانات پنجمین امام شیعیان حضرت باقرالعلوم (ع) به عدم مطلوبیت فقر و تلاش برای ریشهکن کردن آن بازمیگردد. حضرت به ما میآموزد که زهد، دوری از دنیاطلبی و زخارف دنیا، نداشتن طمع و دلبستگی نداشتن به این سرای زودگذر هیچ کدام بر مطلوب بودن فقر دلالت ندارند؛ زیرا اسلام هرگز «پدیده فقر» را تأیید و بدان توصیه نمیکند. امام در بیانی نیایش گونه میگوید: «اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ الرَّفاهِیَّةَ فِی مَعِیشَتِی ما اَبْقَیْتَنِی... وَلا تَرْزُقْنِی رِزْقا یُطْغِینِی وَلا تَبْتَلِیَنِی بِفَقْرٍ اَشْقی بِهِ؛ خداوندا! از تو رفاه در زندگی را تا زنده هستم درخواست میکنم... به من چندان روزی مده که سرکش و گستاخ شوم و به فقری نیز گرفتارم مساز که بدبخت شوم.
, اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ الرَّفاهِیَّةَ فِی مَعِیشَتِی ما اَبْقَیْتَنِی... وَلا تَرْزُقْنِی رِزْقا یُطْغِینِی وَلا تَبْتَلِیَنِی بِفَقْرٍ اَشْقی بِهِ؛, خداوندا! از تو رفاه در زندگی را تا زنده هستم درخواست میکنم... به من چندان روزی مده که سرکش و گستاخ شوم و به فقری نیز گرفتارم مساز که بدبخت شوم.,لازم به ذکر است که تلاش برای سامان دادن به امور اقتصادی، افزون بر آنکه به عزتمندی و سربلندی شخص و جامعه میانجامد، شرط اصلی شکوفایی اقتصادی نیز است. اسلام برای کار، اهمیت فراوانی قائل شده است و هیچگاه بیکاری را برای پیروانش تجویز نکرده است.
,در همین راستا امام باقر علیهالسلام میفرماید: «اِنِّی اَجِدُنِی اُمْقِتُ الرَّجُلَ مُتَعَذِّرَ الْمَکاسِبِ، فَیَسْتلْقِی عَلی قَفاهُ وَیَقُول: اللّهُمَّ ارْزُقْنِی، وَیَدَعُ اَنْ یَنْتَشِرَ فِی الاَْرْضِ وَیَلْتَمِسَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ، فَالذَّرَّةُ تَخْرُجُ مِنْ حُجرِها تَلْتَمِسُ رِزْقَها؛ من بیزارم از کسی که عذرتراشی میکند و سراغ کسبوکار نمیرود و [در خانه] بر پشت دراز میکشد و میگوید: «خدایا! به من روزی عطا کن!»؛ و سرازیر شدن در اطراف کره زمین [برای کسبوکار را] و درخواست از فضل خدا را وامی نهد؛ در حالی که مورچه از خانهاش به طلب روزی خارج میشود [و روزیاش را با تلاش به دست میآورد.»]
, اِنِّی اَجِدُنِی اُمْقِتُ الرَّجُلَ مُتَعَذِّرَ الْمَکاسِبِ، فَیَسْتلْقِی عَلی قَفاهُ وَیَقُول: اللّهُمَّ ارْزُقْنِی، وَیَدَعُ اَنْ یَنْتَشِرَ فِی الاَْرْضِ وَیَلْتَمِسَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ، فَالذَّرَّةُ تَخْرُجُ مِنْ حُجرِها تَلْتَمِسُ رِزْقَها؛, من بیزارم از کسی که عذرتراشی میکند و سراغ کسبوکار نمیرود و [در خانه] بر پشت دراز میکشد و میگوید: «خدایا! به من روزی عطا کن!»؛ و سرازیر شدن در اطراف کره زمین [برای کسبوکار را] و درخواست از فضل خدا را وامی نهد؛ در حالی که مورچه از خانهاش به طلب روزی خارج میشود [و روزیاش را با تلاش به دست میآورد.»],داستان
, داستان,شخصی به نام محمّد بن منکدر میگوید که روزی در هوایی گرم، اطراف مدینه، ابوجعفر محمّد بن علی علیهالسلام امام باقر (علیهالسلام) را دیدم. وی برای کار کردن از مدینه بیرون آمده بود. با خود گفتم: «سبحان اللّه! بزرگی از بزرگان قریش در چنین هوای گرمی و با چنین حالی در طلب دنیاست، باید نزد وی بروم و او را موعظه کنم.» پس به او نزدیک شدم و سلام کردم. وی در حالی که عرق میریخت پاسخ سلامم را داد. پس به او گفتم: «آیا بزرگی از بزرگان قریش در چنین هوا و شرایط دشواری به دنبال دنیاست؟! اگر در چنین حالی اجل تو فرا برسد چه خواهی کرد؟» او در پاسخ گفت: «اگر در چنین حالتی مرگم فرا برسد، در شرایطی فرا رسیده است که من در حال اطاعت از خداوند هستم؛ چرا که بر اثر این کار و کوشش، خود و خانواده خود را از تو و مردم بینیاز میسازم. من از آن میترسم که مرگم در حالی فرا برسد که به نافرمانی خدا مشغول هستم.»
,محمّد بن منکدر با شنیدن چنین پاسخی، عرض کرد: «خدا تو را از رحمت خویش برخوردار سازد، راست گفتی. من خواستم تو را موعظه کنم؛ اما شما مرا موعظه کردی.»
]
ارسال دیدگاه