دفاع مقدس، صحنهی پیروزی ایدئولوژی اسلامی، بر ایدئولوژی مادی غرب؛
بازنده نبودن افتخار ما نیست
جنگ تحمیلی، یک «شکست نخوردن» نبود، بلکه یک «پیروزی واقعی» بود. جنگ تحمیلی نه تنها مرز جنگ نظامی را تا لبنان و فلسطین، و تا مرزها و شهرهای دشمن عقب برد، بلکه نور اسلامخواهی و سلطهستیزی را در مقابل ظلمت افکار دنیاگرایانهی غرب، پرفروغتر کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خطب شکن، هر حادثهی تاریخی را میتوان از زوایای مختلف دید و تحلیل کرد. نوع تحلیلها و نتیجهای که از آنها ناشی میشود، بنابر زاویهی دید و شیوهی بررسی تفاوت پیدا میکند. دفاع مقدس را نیز، مانند تمام حوادث دیگر، میتوان از زوایای متفاوت دید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,
تحلیل تاریخی و جغرافیایی
,
آن چنان که در محافل رایج است، اگر از دید جغرافیای سیاسی و تاریخی به این رویداد بنگریم، مشاهده خواهیم کرد که در طول چند قرن قبل از جنگ تحمیلی، ایران همواره ذلیل دشمنان خود بوده است و پیاپی باجخواهیهای آنان را با اهدای سرزمین، و در جایی که سرزمین در دسترس نبوده است، با اهدای امتیازات معادن و جنگلها و چاههای نفت، پاسخ داده است.
,
در حالی که در جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران پس از جنگی طولانی، بدون از دست دادن یک وجب از خاک خود، جنگ را پایان داد. بنابراین، پس از سالها، ما توانستیم بازنده نباشیم و این افتخار ماست!
,
به نظر میرسد این گونه تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه، نمیتواند به خوبی دستاوردهای دفاع مقدس را جمعبندی کند و آنچه باید به عنوان تحلیل مبنایی و اساسی جنگ مطرح گردد، تحلیل ایدئولوژیک و راهبردی آن است. برای چنین تحلیلی، باید متن رویدادها را رها کنیم و به ریشهها و ارکان اتفاقات بپردازیم.
,
بهانهای برای جنگ
, بهانهای برای جنگ ,
در نخستین روزهای آغاز نبردها، جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به عنوان یک جنگ جغرافیایی علیه پیمانی که حق حاکمیت عراق بر اروندرود را زیرپا میگذاشت، معرفی شد. اما چیزی که به شدت واضح است و هرگز نمیتوان بر آن سرپوش نهاد، این است که این پیمان سالها قبل تنظیم شده و به دست خود صدام به امضا رسیده بود. راز این که در آن برههی زمانی، بعد از گذشت مدتی نسبتا طولانی از امضای قرارداد، این اختلافات مرزی دوباره زنده شد چه بود؟ چرا در همان سالهای ابتدایی انعقاد قرارداد، هرگز چنین ادعایی مطرح نبود؟
,
حقیقت چه بود؟
, حقیقت چه بود؟,
پاسخ واضح است: در آن زمان، شاه بر ایران حکومت میکرد و به عنوان یکی از نزدیکترین متحدان منطقهای استکبار، خطری برای ایدئولوژی آن نداشت. بنابراین دلیلی نبود جنگی بر ضد ایران آغاز شود. اما پس از انقلاب، با سر کار آمدن جنبش اسلامخواهی که هیچ گونه ظلمی را نمیپذیرفت، به خاطر گفتمان جدید، عرصه بر استکبار تنگ شد. بنابراین باید این ایدئولوژی از پیش رو برداشته میشد تا مانعی در ادامهی راه چپاول ملتها و غلبهی دیدگاههای شیطانی مادیگرایانه وجود نداشته باشد.
,
از طرف دیگر، اگر نیک بنگریم، آمریکا پس از انقلاب اسلامی ایران، در حوزههای اقتصادی و سیاسی دچار فشار و تنگنا نشد و بعد از انقلاب اسلامی هم، بدون لغزش، حاکم مناسبات اقتصادی و سیاسی جهان بود. همان طور که حاکمیت دلار بر مبادلات تجاری بینالمللی تداوم داشت و تقریبا هیچ کدام از تصمیمات مجامع جهانی مثل سازمان ملل، بدون تایید آمریکا، سندیت پیدا نمیکرد (و نمیکند). با این توضیحات این که تنها هدف آمریکا و شوروی برای حمایت از عراق، دستیابی به منابع نفت ایران است، بسیار سطحینگرانه و کوتهنظرانه است. پس آن چیزی که انقلاب اسلامی ایران را به عنوان خطری برای آمریکا و استکبار جهانی مطرح کرد، چه بود؟ چرا با آن که شرق و غرب، به سرکردگی شوروی و آمریکا، در زمانهای مقارن جنگ ایران و عراق، از لحاظ ایدئولوژیک، به شدت با یکدیگر زاویه داشتند، بر سر مسألهی جنگ ایران و عراق متحد شدند و از صدام حمایت کردند؟
,
ایدئولوژی در برابر ایدئولوژی
, ایدئولوژی در برابر ایدئولوژی,
اصل مطلب این است که راهبرد و هدفی که انقلاب اسلامی مطرح میکرد، راهبرد و ایدئولوژی اسلامی بود. اسلام مخالف نیات شیطانی و دیدگاههای مادی گرایانهی شرق و غرب بود. شعار انقلاب اسلامی، نفی هر گونه سلطه و تن دادن به ظلم بود. این مسئله بود که وحشت به جان شرق و غرب افکند و آن دو را در جناحی متهد، به جان ایران انداخت. و اگر درست نگاه کنیم، از بزرگترین دستاوردهای دفاع مقدس، شکسته شدن هیمنه و عظمت همین ایدئولوژی بود. آن چنان که امام خمینی(ره) نیز در جمعبندی دستاوردهای جنگ و در پاسخ به برخی افراد سادهلوح، که جنگ را از دید مادی و از لحاظ هزینههای مالی ارزیابی میکردند، فرمودند: «ما در جنگ، ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را زیر پا گذاشتیم…»
,
جنگ هنوز هم ادامه دارد
, جنگ هنوز هم ادامه دارد,
دشمنی کنونی سلطهگران جهانی نیز، ناشی از همین اختلاف راهبردهاست. وگرنه این همه تحریم و تهدید، با دلایلی که آنان ادعا میکنند، اصلا قابل توجیه نیست. امروز بزرگترین دشمن ایدئولوژی مادی حاکم بر غرب، اسلام است و بزرگترین اندوخته و سلاح ما هم، اسلام است. آن چه دشمن را واقعا به لرزه انداخته است تسلیحات رزمی ایران نیست (که توان نظامی آنان بسیار بالاتر از ایران است)، بلکه ایدئولوژی اسلام است که در هر جا بارقهای از آن میدرخشد، دست شیطانی غرب از آن جا کوتاه میشود.
,
جنگ تحمیلی، یک «شکست نخوردن» نبود، بلکه یک «پیروزی واقعی» بود. جنگ تحمیلی نه تنها مرز جنگ نظامی را تا لبنان و فلسطین، و تا مرزها و شهرهای دشمن عقب برد، بلکه نور اسلامخواهی و سلطهستیزی را در مقابل ظلمت افکار دنیاگرایانهی غرب، پرفروغتر کرد.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه