به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از ندای اصفهان، ماهنامه «پیام انقلاب» ارگان رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تاریخ بهمن ماه ۱۳۶۱ مصاحبه ای با آیت الله سیدعلی خامنه ای (رئیس جمهور وقت) پیرامون دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و دفاع مقدس منتشر کرده است که در زیر می خوانیم. متن این مصاحبه در کتاب دیدگاه ها (انتشارات تشیع قم) نیز منعکس شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,ندای اصفهان مفتخر است که پیش از این نیز سه سخنرانی منتشر نشده از رهبر معظم انقلاب را در اختیار خوانندگان در فضای مجازی قرار داده است (اینجا) و (اینجا) و (اینجا).
, اینجا, اینجا, اینجا,به نظر میرسد این مصاحبه کمی نیاز به ویرایش در متن دارد که به دلیل ارزشهای تاریخی هیچ گونه دخل و تصرفی در آن نکرده ایم. صحبتهایی که پیرامون جنگ و پیرامون آیت الله حسینعلی منتظری میکنند حائز اهمیت است و البته انسان دچار این سوال می شود که چرا شخصی که از شاگردان امام خمینی (ره) و از فضلای حوزه علمیه قم و با سابقه ای نیک در مبارزات انقلاب اسلامی بوده است بواسطه بیت و اطرافیان خود چنان از مواضع اصیل انقلاب فاصله میگیرد که امام خمینی او را از دخالت در فعالیتهای سیاسی منع میکنند.
, ,
,
, سوال- با تشکر از اینکه ما را به حضور پذیرفتید ابتدا بفرمائید اصولا عوامل ایجاد کننده انقلاب اسلامی در ایران چه بوده و ریشههای انقلاب در طول سالیان قبل از انقلاب را چگونه میبینید؟
, سوال- با تشکر از اینکه ما را به حضور پذیرفتید ابتدا بفرمائید اصولا عوامل ایجاد کننده انقلاب اسلامی در ایران چه بوده و ریشههای انقلاب در طول سالیان قبل از انقلاب را چگونه میبینید؟,پاسخ- بسم الله الرحمن الرحیم: سوال کوتاه ولی پر مطلب و پر استفهام است که در پاسخ آن اگر بخواهیم بطور شایسته صحبت بکنیم باید بحث مفصلی بکنیم. لیکن من کوشش میکنم که بیشترین اندازه ممکن را از آن مطلب، پاسخ مختصری بگویم.
,عوامل بوجود آورنده این انقلاب را در چند بخش بایستی جستجو کرد؛ یکی بخش تاریخی، یعنی بخشی که در گذشته تاریخ ما وجود داشته است. ما در حدود صد سالی است که درگیریهای گوناگونی با استعمارگران داشته ایم و هر یک از آن موفقیتها و شکستها در ذهنیت ملی ما و در خاطره عمومی مردم ما یک اثری گذاشته و یک ملت جدای از آن ذهنیات گذشته و تجربیات اندوخته شده دیرین وجود ندارد. اگر ملتی باشد که آن تجربیات را نداشته باشد مطمئنا نمیتواند در وضعی قرار بگیرد که ملت دارای آن تجربیات در آن وضع قرار بگیرد پس ما شخصیت مان و ذهنیتمان و اراده کار و اقداممان به میزان قابل توجهی مربوط به آن گذشتهها است. از ماجرای تنباکو و میرزا رضا شیرازی شروع بفرمائید و تا ماجراهای ریز و درشت دیگری که در این روال وجود داشته است.
,یک بخش از عوامل بوجود آورنده این انقلاب مربوط میشود به مسائل عینی جامعه خودمان، اگر این عوامل را بخواهیم پیدا بکنیم شاید بتوان مهمترین آن را وجود رژیم و دستگاه سفاک و نامردمی و ضد اسلامی دانست که انقلاب بطور مشخص علیه آن دستگاه بوجود آمد. اگر در ایران یک رژیم آن چنانی حاکم نبود که دین و دنیای مردم را به عسرت و زحمت کشانده بود یقینا همه مقدمات این انقلاب فراهم نبود و شاید این انقلاب با این شکل بوجود نمیآمد و از این قبیل شرائط عینی دیگر وجود داشت که در جزء یکی از اجزاء مهم بوجود آورنده انقلاب بود. باید توجه کرد که از جمله آگاهیهایی بود که مردم از طریق سخنگویان دین و روحانیون بدست آوردند و بافت طبیعی جامعه ما این را ایجاب میکرد و این چیزی است که در جوامع غربی اصلا ناشناخته است اما در جامعه ما چنین چیزی وجود دارد و مردم به روحانیون و راهنمایان دینی معتقدند، از آنها راهنمایی و نصیحت میخواهند و میپذیرند و به میزان زیادی اطلاع روحانیون از مسائل جهانی و مسائل سیاسی و گرایش آنها به مسائل انقلابی در این انقلاب موثر بود که فعلا به بعد واقعیتهای اجتماعی و شرائط موجودش من توجه دارم؛ یعنی رابطه بین روحانیون و مردم و سطح بالای آگاهی مردم، و یک بخش دیگر که از مهمترین بخشهای موثر و از عمدهترین اجزای آن است عبارت است از عوامل انسانی.
, .,در این عوامل انسانی بایستی به همه شخصیتهای عظیمی که در این انقلاب شرکت داشتند و در رأس آنها بایستی به شخصیت بی نظیر و استثنایی حضرت امام خمینی توجه کرد. اگر این رهبر نبود و اگر این فکر و ذهن و روح بزرگ نبود مطمئنا این انقلاب با همه شرایط پدید نمیآمد و آن مبارزات انقلابی به پیروزی نمیرسید. وجود امام خمینی تخطئه کننده تز عدم تاثیر شخصیتها در تاریخ شد و نشان داد شخصیتها در تاریخ نه تنها موثرند بلکه بزرگترین تاثیرها را دارند و در کنار شخصیت امام روحانیون و رهبرانی بودند که هرکدام به نحوی از تفکر انقلابی و اسلامی موجود (که به آن اشاره خواهم کرد) تغذیه میشدند و جامعه را به طرف این انقلاب پیش میبردند. و بخش چهارم از عوامل موثر در انقلاب تفکر اسلامی و ایمان دینی در مردم ما بود که این را یک عنصری جدا از عناصری که اسم آوردم میشماریم و رویش حساب میکنیم. باید بگویم که تاثیر امام خمینی و تاثیر روحانیون پیامبر انقلاب و تاثیر همه اوضاع و احوال در انگیزش عمومی مردم مبتنی شد بر وجود اسلام و ایمان مذهبی در مردم، اگر مردم ایمان مذهبی نمیداشتند چنین انگیزشی بوجود نمیآمد. و با شرایطی که در این نقطه از دنیا آمریکائیها و دیگر سلطههای جهانی بوجود آورده بودند گمان چنین انقلابی و چنین خیزشی نمیرفت. اگر اسلام در میان این مردم نبود براستی چنین خیزشی بوجود نمیآمد و علت اینکه دشمن مبهوت و غافلگیر شد همین بود که محاسبه درستی برای اسلام نداشت، بر روی همه چیز دیگر محاسبه کرده بودند اما بر روی ایمان اسلامی محاسبه درستی نداشتند، این بود که غافلگیر شده و ضربه را آنچنان خوردند که بر ایشان قابل جبران نیست.
,در ضمنِ سوال اشاره کردید به نقش امام و حضرت آیت الله منتظری مدظله، در مورد نقش امام همانطور که قبلا اشاره کردم باید بگویم که امام پدر این انقلاب و سرچشمه و کوره آتشفشان این انقلاب و علت موجده و مبقیه این انقلاب است، هیچ چیز بهتر از این برای امام در توصیف ایشان نسبت به این انقلاب شایسته نیست. او بود که همه ما را در فضای انقلابی متولد کرد و فکر انقلابی را به همه ما داد و ولادت جدید را به همه عناصری که شما مشاهده میکنید از ریز و درشت بخشید، همه این عناصر عزیزی که در این انقلاب هستند و شخص آیت الله منتظری که مقام و شخصیت والای ایشان برای کسی پوشیده نیست قبل از شروع نهضت امام خمینی یک روحانی و مدرس فاضلی و طلبه بزرگی از خیل فضلای قم بودند، آن کسی که توانست این شخصیت عزیز و بقیه شخصیتهای علمی، فکری، سیاسی و سپس همه خیل شهدای عظیم این انقلاب را آنچنان بسازد که هرکدام ستاره درخشانی در آسمان این تاریخ بشوند نفس امام خمینی و تبلیغات و اقدام ایشان بود؛ بنابراین در مورد امام بایستی بگویم که ایشان پدر این انقلابند. ایشان سرچشمه این انقلابند و تا امروز هم دم گرم این مرد بزرگ هست که هم روح انقلابی و هم جهت انقلابی را برای ما محفوظ نگهداشته، اگر او نبود هم روحیه انقلابی ما سقوط میکرد و پایین میافتاد و هم جهت انقلابی ما به احتمال خیلی زیاد تغییر پیدا میکرد. ما در موارد زیادی پیش آمد که نزدیک شد کج شویم یا به چپ یا به راست رویم، آن کسی که ما را در این چهار سال نگهداشته و هر لحظه که یک ذره انحراف یا چیزی که آهنگ انحراف را به گوش نزدیک میکند، نشان داده و مانع شده، امر شخص امام خمینی و توصیههای ایشان بود و نگاه درست و نظر مساعد و نظر حکیمانه ایشان بوده است.
,در مورد آیت الله منتظری باید بگویم که ایشان یکی از برترین شخصیتهای این انقلاب هستند. اولا وقتی ایشان وارد خیل مبارزات شدند در سال ۴۱ و۴۲ پیوستن ایشان به جمع مبارزان مبارزه را یک ارزش و ثقل ویژهای میبخشید. آن روز کسانی که با این مبارزه میانه خوبی و دل خوشی نداشتند مایل بودند وانمود کنند دور و بر امام خمینی جز یک عده جوانها و به تعبیر آنها بچهها کسی نیست، این حرف غلط را عملا وجود کسی مانند حضرت آیتالله منتظری تخطئه میکرد، زیرا ایشان همان وقت هم یکی از فضلای معروف قم، یکی از شخصیتهای برجسته و یکی از فضلای معروف قم بودند. بودن ایشان در این مبارزه، زندان رفتنشان، در کارهای تشکیلاتی وارد شدنشان، کارهای ضروری و از ضرورتهای این مبارزه در هنگام آن، ضرورت درک کردن و به آن رسیدن از سوی ایشان همه اینها موجب آن بود که این مبارزه یک بضاعت و شخصیت ویژه ای پیدا کند. علاوه بر این راهنماییهای ایشان بوده و من فراموش نمیکنم از سالهای ۴۵ و ۴۶ که ایشان از زندان تازه آزاد شده بودند – یک زندان چند ماهه ای که داشتند، آزاد شده بودند- از همان وقتها من احساس کردم، البته قبل از آن هم از سال ۴۲ ما با ایشان کارهای مشترک داشتیم اقدام مشترک و پرونده مشترک داشتیم ولی، بیشترین راهنمایی و ارشاد و نیروی ذهن ایشان را من از سالهای ۴۵، ۴۶ احساس کردم که دیدم ایشان درباره مسائل اساسی این انقلاب نظرات مساعد و عمیق و ریشهداری دارند که خیلی برای ما ارزنده و ذی قیمت بود. بعدها هم در دوران تبعیدها و زندانهایشان و دوران عافیت نسبی شان که در قم بودند همواره راهنمای مبارزان و روندگان این راه بودند علاوه بر اینکه خود شخصیت سنگین و متین ایشان در زندان و تبعید، و حقانیت این مبارزه عده زیادی از مردم را ملتفت کرد، هر جا که ایشان رفتند مردم آن منطقه را به خودشان علاقهمند کردند. بعد از انقلاب هم که نقش آشکاری است در مقام امامت جمعه تهران و قم و در مقام ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی، در مقام مشاور شورای انقلاب که در شورای انقلاب خیلی اوقات شرکت میکردند نظرات مساعدی میدادند و در هر نقشی که ایشان داشتند و امروز در نقش یک مرجع عزیز و یک امید بزرگ برای آینده این ملت شخصیتی هستند که ما وجود ایشان و بقای ایشان را از خداوند متعال میخواهیم و تاثیر ایشان را تاثیر بسیار بزرگی مشاهده میکنیم.
,سوال- لطفا دستاوردهای انقلاب اسلامی و اثرات آن را عموما در جهان و خصوصا در دنیای اسلام بیان نمایید و نقش انقلاب اسلامی در رابطه با وحدت مسلمین جهان را بفرمایید.
, سوال- لطفا دستاوردهای انقلاب اسلامی و اثرات آن را عموما در جهان و خصوصا در دنیای اسلام بیان نمایید و نقش انقلاب اسلامی در رابطه با وحدت مسلمین جهان را بفرمایید.,ج- دستاوردهای انقلاب اسلامی اگر برای ملت ایران فقط مورد سوال باشد یک پاسخ دارد و اگر به طور کلی سوال شود پاسخ دیگری دارد.
,برای ملت ایران این انقلاب بزرگترین دستاورد را داشته، آزادی، استقلال، اسلام، خواست مردمی و اسلامی، حرکت به سوی یک آینده طلایی و رؤیایی را داشته، حیثیت و آبروی جهانی این ملت را داشته یعنی شما برای یک ملت هیچ ارزش والا و مقصود بزرگی پیدا نمیکنید که این انقلاب برای ملت ایران نداشته باشد و در خود رهآورد برای این ملت نیاورده باشد همه چیز برای این ملت و انقلاب داشته البته یک چیزهایی نقد بوده مثل آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی، یک چیزهایی هم به صورت زمینه فراهم کرده که در آینده به آنها خواهیم رسید مثل رفاه، ریشه کن کردن فقر که نشانههایش هم امروز آشکار است؛ مثل ریشه کن کردن بیسوادی، و نهادهای مردمی و انقلابی فراوانی که این انقلاب برای مردم به وجود آورده همه خبر از آن آینده روشن و خوب میدهد. اما این انقلاب فقط برای مردم ایران رهآورد نداشته، برای مردم دنیا هم داشته است. یکی از رهآوردهای این انقلاب برای کل مردم عالم این بوده که ثابت کرده ملتها میتوانند بدون اتکا به قدرتهای جهانی و بزرگ سرنوشت خودشان را رقم بزنند، این چیزی است که تا قبل از انقلاب اسلامی ایران شناخته و پذیرفته و باورکردنی حتی نبود، انقلاب این را به دنیا ثابت کرد. اگر امروز در آفریقا، در آمریکای لاتین، در مناطقی از آسیا ملتها از وضعیتی رنج ببرند، پذیرفته نیست کسی به آنها بگوید تکان نخورید، کاری از شما ساخته نیست زیراکه قدرتهای بزرگ با حرکت شما، با جهتگیری که مورد علاقه شماست موافق نیستند. زیرا آنها در پاسخ خواهند گفت قدرتهای بزرگ با حرکتهای ملت ایران هم موافق نبودند و ملت ایران توانست این حرکت را انجام بدهد و تا امروز هم به حرکت خود ادامه داده این همه تبلیغات هم علیه ما شده، حرکت نظامی و محاصره اقتصادی هم شده در عین حال ما هنوز هستیم. خود بودن ما نوید بزرگی است برای دنیا و این رهآورد کمی نیست.
,ازجمله رهآوردهای دیگری که این انقلاب برای مردم دنیا داشته این بوده که نشان داده که در عصر مادیگری میتوان به ارزشها پایبند بود. دستهای ضد انسانی و ضد بشری در طول سالیان درازی کار کردهاند و مغزهای برنامهریز و طراح این دستها نشستند طرح ریختند تا بشریت را از ارزشها و آرمانهایش جدا کنند و آنرا اسیر مسائل روزمره مادیش بکنند، سرگرم و مشغول هدفها و آرزوهای کوچک و بزرگ بکنند گویی که در دنیای مادی امروز آرمانگرایی و ارزشگرایی جزء آرزوهای محال است و جز کارهای عوضی شما آنچه که در وضع زندگی شرق و غرب دنیا دارید ملاحظه میکنید، تایید کننده همین حرف است که مردم دنیا را با دست قوی میکشانند به طرف پوچگرایی یا اگر پوچگرایی نگوییم که از آن تداعی مکتب خاصی میشود، هرزگرایی و بیارزشگرایی و هدفهای کوچکگرایی.
,ما در این بین در این تلاطم در لابلای این امواج گوناگون یک دفعه برای یک ارزش، یک آرمان، یک مکتب، حرکت و قیام میکنیم، درست است که این مکتب به ما وعده چیزهای مادی هم میداد اما هدف اصلی ما تحقق این مکتب بود. تحقق مادیات خاص و عارض برای این مکتب نبود و پیروز هم شدیم. لابلای غوغاهای مستانه دنیا برای مسائل مادی ناگهان یک فریاد معنویگرایی و فضیلتگرایی و انسانیتگرایی و آرمانگرایی بلند شد و موفق هم شد. این میتواند بشریت را که سالیان دراز به سوی هدفهای کوچک و حقیر رانده شده بود امیدوار کند که میتوان به سوی هدفهای بزرگ رفت.
,البته امروز عامه مردم دنیا ممکن است به آن هدفهای بزرگ اعتقادی نداشته باشند و برای آنها ارزشی قائل نباشند یا آنها را اصلا هدف ندانند اما به هرحال انسانهایی هستندکه جز به هدفهای بزرگ و والا، قانع و راضی نمیشوند. آنها با پیروزی انقلاب ما امیدوار خواهند شد و آنها هستند که بشریت را به سوی همان هدفهای بزرگ خواهند کشاند. نسبت به کشورهای اسلامی هم دستاورد ویژهای داریم و آن این است که توانستیم برای اولین بار پس از قرنهای متمادی اسلام را به صورت یک نظام محقق کنیم.
,یک نویسنده بزرگ اسلامی در سالها قبل در ده، بیست سال قبل در کتابی نوشته بود اگر بتوانیم اسلام را در جزیره دور افتاده و کوچکی توی اقیانوسها در میان یک جمعیت کوچکی، معدودی پیاده کنیم و یک نظام و جامعه بر مبنای اسلام بیابیم این از همه تلاشها و فعالیتهای تبلیغی، از فیلمها و هیأتهای تبلیغی و جلسات سخنرانی و کنفرانسهای بینالمللی موثرتر خواهد بود، و از چاپ کتاب و غیره و ذالک. یک نمونه کوچکی از اسلام و نظام آن را در گوشهای مردم دنیا ببینند این بیشتر تأثیر میکند در تبلیغ اسلام تا تمام تلاشهای تبلیغاتی که در سراسر دنیا دارد انجام میگیرد.
,ما امروز به جای اینکه در یک جزیره دور افتاده و کوچک در میان اقیانوسها این نظام را برپا کنیم در یک کشور بزرگ ۴۰ میلیونی، در یکی از حساسترین گذرگاههای جغرافیایی عالم بوجود آوردیم. ادعا نمیکنیم نظام کاملی است اما همین مقداری هم که بوجود آوردیم امید اسلام را در دل همه مسلمانهای دنیا زنده کردیم. شما میبینید در آفریقا، در خاورمیانه، در آمریکا، حتی در آسیا، در خلیج فارس و در همه نقاط مسلماننشین، آرزوی مسلمان بودن در دلها زنده شده و امید مسلمان زیستن و تحقق نظام اسلامی در ذهن آنها نقش بسته به خاطر اینکه ما توانستیم این کار را بکنیم. بنابراین، این دستاورد بزرگی است که امید تحقق اسلام را در دلها زنده کرده، یک جملهای که شما در پایان این سوال اضافه کردید که آن هم تداعی میکند برای من یک مسئله مهمی را پرسیدید که انقلاب ما با وحدت مسلمین چه ارتباطی دارد، من میخواهم بگویم که بسیار سوال درستی پیدا کردید، یکی از دستاوردهای انقلاب میتواند ایجاد وحدت بین مسلمانان باشد؛ وقتی میگوییم وحدت میان مسلمانان، وحدت میان دولت و رژیمها و کارگردانها و مدعیان مسلمانی نیست میان ملتهای مسلمان، با دهها عامل تفرقه و اختلاف سعی شد این ملتها از هم جدا شود. سنیگری و شیعهگری و مذاهب گوناگون و رنگها و نژادها و لغتها و غیره ذالک. این انقلاب باعث شده همه مسلمانان دنیا از کشورهای گوناگون به یک کانون جذب شوند و دلهایشان در هوای یک چیز- اگرچه برایشان ممکن است مبهم باشد- تپید. خود این، وحدت به وجود آورده ما خودمان احساس میکنیم در داخل کشور خودمان مسائل قدیمی بین شیعه وسنی کنار رفته، در جشنهای انقلابی ما، مسلمانان سنی از کشورهای دیگر شرکت میکنند و میروند در میان مردم خودشان مبلغ انقلاب ما میشوند، نه آنها شیعه میشوند نه ما سنی میشویم ولی بین ما و آنها یک مایه وحدت، یک رشته و پیوند به وجود میآید.
,بنابراین انقلاب ما میتواند در آینده نیز یکی از مهمترین عوامل وحدت میان مسلمانان باشد.
,سوال- همانطور که اطلاع دارید در حدود دو سال و نیم است که جنگ با عراق بر ما تحمیل شده است و در این مورد هیأتهای صلحی نیز به ایران رفت و آمد داشتهاند. لطفا نظرات خویش را در این مورد بیان دارید و همچنین موضعگیریها و فعالیتهای شورای امنیت سازمان ملل، کشورهای خلیج فارس و دو ابر قدرت آمریکا و روسیه در این مورد چگونه بوده است؟
, سوال- همانطور که اطلاع دارید در حدود دو سال و نیم است که جنگ با عراق بر ما تحمیل شده است و در این مورد هیأتهای صلحی نیز به ایران رفت و آمد داشتهاند. لطفا نظرات خویش را در این مورد بیان دارید و همچنین موضعگیریها و فعالیتهای شورای امنیت سازمان ملل، کشورهای خلیج فارس و دو ابر قدرت آمریکا و روسیه در این مورد چگونه بوده است؟,ج- در مورد هیأتهای صلح ما به خود آن هیأتها هم اعلام کردیم که در میان اعضاء این هیأتها حسن نیت ما کم مشاهده کردیم. جز تعداد معدودی که واقعا به خاطر انگیزههای انسانی به دنبال صلح به ایران و عراق رفت و آمد کردند و بقیه به دنبال اغراض و مقاصد سیاسی و عمدتا در جهت کوبیدن انقلاب اسلامی این حرکتها را انجام دادند. پیش ما آمدند با شرایط غیرقابل قبولی برای صلح و با نادیده گرفتن واضحترین و طبیعیترین حقوق ایران گفتند که بر این اساس صلح کنید، طبیعی است که ما نمیپذیریم و رفتند و بیرونهای وهوی کردند که ایران جنگطلب است و حاضر نیست صلح کند. بر طبق نظر متجاوز قرارداد صلح را تنظیم کردند.
, .,طبیعی است که متجاوز که عراق است صلح میکند و ما که مظلوم هستیم و مورد تجاوز قرار گرفتیم قبول نمیکنیم. بعد گفتند که عراق صلحطلب است و ایران جنگطلب. یعنی آمد و رفت برای صلح را وسیلهای قرار دادند برای تبلیغ به نفع عراق یعنی درحقیقت تبلیغ از اهداف خودشان که اهداف جنگطلبانه است و ما اعتقادمان بر این است که نه فقط به صلح کمکی نکردند بلکه حتی بعضی از اینها به ادامه جنگ کمکی کردند، به خود آن هیأتها هم من گاهی گفتهام، زیرا هیأتی که به عنوان صلح راه میافتد و حاضر نیست متجاوز را زیر فشار قرار دهد، درحقیقت متجاوز را بر ادامه تجاوز تشویق میکند. مادامی که متجاوز تجاوز خودش را ادامه میدهد طبیعی است که جنگ ادامه پیدا کند، زیرا که اگر ما فرض کنیم متجاوز به تجاوز ادامه بدهد و ملت مورد تجاوز مقابله نکند خوب این معنایش قبول ضعف و قبول شکست و قبول ذلت است، یک ملت انقلابی این کار را نمیکند پس ما میتوانیم در مجموع حتی نتیجه بگیریم که هیأتهای صلح بعضیشان برای اینکه جنگ ادامه پیدا کند اقدام به درخواست صلح کردند. اگر آنها اقدام به میانجیگری نمیکردند شاید به طور طبیعی جنگ راحتتر پایان میپذیرفت. ما بارها اتفاق افتاد به خاطر احترام به این هیأتها جنگ را یک ماه، دو ماه عقب انداختیم. جبهههای ما خاموش بود. اگر چنانچه اینها بنا نبود بیایند و بروند ما جبهههایمان خاموش نمیماند و پیشرفت میکردیم و تا حالا کار را تمام کرده بودیم و عراق مجبور میشد که شرایط عادلانه ما را قبول کند و حقوق ما را مورد ملاحظه قرار دهد. بنابراین، این هیأتها مفید برای صلح نبودند.
,اما راجع به شورای امنیت سازمان ملل میدانید که ۵ عضو اصلی شورای امنیت قدرتهای بزرگ عالمند، ما از قدرتهای بزرگ عالم مطلقا امید خیر نداشته و نداریم. انگلیس و فرانسه و آمریکا که وضعشان روشن است روسیه هم علیرغم اینکه با ما علیالظاهر هیچگونه اظهار خصومتی نمیکند بلکه حتی در مذاکراتی که انجام میدهد اظهار طرفداری از انقلابمان میکند لکن در عمل ما ملاحظه میکنیم که نه فقط حمایتی از ما نکرده که مورد تجاوز بودیم بلکه از خصم ما هم حمایت کرده. ما امروز در دست عراق سلاحهای تعیین کننده و مهم مشاهده میکنیم و گاهی سلاحهای استراتژیک که اینها قبل از جنگ در اختیار عراق نبوده و یقین داریم عراق قبل از جنگ میگ ۲۵ نداشته و حالا دارد. میگ ۲۵ را از کجا میتواند تهیه کند، جز از سازنده او که روسیه شوروی است؟ بنابراین ما شدیدا اعتراض داریم به شوروی به خاطر اینکه از لحاظ تسلیحات عراق را کمک کردند، همین موشکی که پریروز به دزفول خورد و این همه انسان و مردم بیدفاع را و شهروندان غیر نظامی را از بین برد و این در نزد همه مردم دنیا محکوم است این کار، این موشک به وسیله روسها به آنها داده شده و ما شک داریم که این تعداد از موشکها کلا قبل از جنگ به عراق داده شده باشد زیرا فکر نمیکنیم که این همه موشک که تعدادش به صدها میرسد قبل از جنگ به عراق تحویل شده باشد، اینها به احتمال زیاد بعد از جنگ به عراق داده شده. اما کشورهای خلیج فارس، البته همه یکسان نیستند بعضیشان مواضع بسیار زشت و خصمانهای با ما داشتند، بعضیشان هم مواضع نسبتا بیطرفی را با ما طی کردند و شاید از بعضی ما حسن نیتهایی هم مشاهده کردیم که البته اگر این حسن نیتها ادامه پیدا نکند وجودش بیفایده خواهد بود. با آنها هم با یک سیاست واحد روبرو شدیم، پوشیده نداشتیم که با بعضی از آنها شدیدا دشمن هستیم و با بعضی از آنها دوستیم. با آنها که دشمنیم گفتیم حاضریم اغماض کنیم درصورتی که فعالیتهای خصمانه آنها ادامه پیدا نکند، تاکنون جواب مثبت و دوستانه و حاکی از فهم و قبول بزرگواری دولت ایران از آنها احساس نشده و ما البته تسلیم شرایطی که برای ما به وجود بیاورند نشده و نخواهیم شد اما بر طبق مسئله خودمان وطبق سیاست دولت جمهوری اسلامی در هنگامی که لازم بدانیم نسبت به هر یک از آنها مقابلهبهمثل خواهیم کرد. تجاوز نظامی در خلیج فارس از نظر ما میان هیچ یک از کشورهای موجود خلیج فارس جایز نیست زیرا که به از بین رفتن منافع همه منتهی خواهد شد. اما ما کسی هستیم دولت و ملتی هستیم که اگر چنین تجاوزی به وجود آید کمترین زیان را خواهیم برد و رقبای ما مخاصمان ما در خلیج فارس کسانی هستند که اگر چنین حادثهای پیش بیاید، بیشترین زیان را آنها خواهند برد و من یک وقتی اعلام کردم که کسی در خانه شیشهای با کسی که در دستش سنگ است هرگز جنگ را آغاز نمیکند، آنها در خانههای شیشهای نفت و تأسیسات نفتی نشستهاند و زندگی و حیاتشان هم به آن بسته است، ما ملتمان حاضرند گرسنگی بکشند، حاضرند روزه بگیرند، حیات ما هم به این تاسیسات وابسته نیست، خود آنها هم میدانند. یک ملت انقلابی هم هستیم که از بازی با آتش نمیهراسیم. بنابراین مصلحت آنها نیست که با ما بیش از این روبرو شوند.
,سوال- بفرمایید به طور کلی عملکردهای آمریکا و روسیه و اقمارشان را در برابر انقلاب اسلامی تا به حال چگونه میدانید.
, سوال- بفرمایید به طور کلی عملکردهای آمریکا و روسیه و اقمارشان را در برابر انقلاب اسلامی تا به حال چگونه میدانید.,ج- آمریکا با ما تا آنجا که توانسته دشمنی کرده، روسیه هم دم از دوستی زده و همانطور که قبلا اشاره کردم عملا آن دوستی را اثبات نکرده و اقمار آمریکا مختلف بودند. بعضیهایشان با ما با نهایت پستی و خباثت برخورد کردند، بعضی از آنها که شاید به آنها اقمار آمریکا نتوان گفت اما دوستان آمریکا بودند در منطقه براساس شرایط فراوانی که وجود داشته با ما رفتارشان رفتاری معتدل و دوستانه بوده. اقمار شوروی و دوستان شوروی هم وضع واحدی با ما نداشتند، بعضی از دوستان شوروی از دوستان نزدیک ما هستند، بعضیهایشان در این جنگ با ما بدرفتاری کردند به عراق کمک کردند ما را از خودشان رنجاندند و بعضی هم بیتفاوت بودند.
,بنابراین یک فرمول واحدی وجود ندارد که بگویم اقمار یا دوستان آنها چگونه با ما عمل میکنند.
,سوال- لطفا نظر خود را در مورد مسئله قدس و تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان بیان بفرمایید.
, سوال- لطفا نظر خود را در مورد مسئله قدس و تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان بیان بفرمایید.,ج- مسئله قدس مسئله قدیمی ماست و بارها هم گفتیم که مسئله استراتژیک ماست. اینجور نیست که در یک زمانی به خاطر مصلحتی ما دم از قدس بزنیم. قدس برای ما مثل شهر تهران و مشهد است، خانه ماست، ادعایی بر مالکیت بر قدس نداریم، نروند این حرف را مستمسک قرار دهند که ایران میخواهد قدس را بگیرد، گو اینکه در کنفرانس فاس گفته بودند ایران میخواهد قدس و مکه و مدینه را بگیرد، نه ما همه این حرفها را تخطئه میکنیم لکن مردمان قدس برادران و خواهران ما هستند. مسلمان هستند و شهر قدس مال مردم قدس است و یک شهر اسلامی است و ما همچنانی که داعی و انگیزه داریم که شهرهای اصفهان و شیراز و تهران و مشهد را شهرهای اسلامی بدانیم و آن روزی که زیر دست دشمن بودند و میخواستیم از دست آنها درآوریم عین همین مسئله را نسبت به شهرهای فلسطین، قدس و همه شهرهایی که وجود دارد، احساس میکنیم. اینها همه شهرهای اسلامی هستند که در زیر دست دشمنان اسلام است، زیر دست صهیونیست است، باید بیرون بیاید و به دست مردم خودشان داده شود. البته مردم خودشان همه مسلمان نیستند اما اکثرا مسلمانند. مسلمان و مسیحی و یهودی میتوانند در آنجا در کنار هم با سلم و راحتی زندگی کنند و معتقدیم که کشورهای اسلامی باید یک حرکت جدی بر علیه دشمن صهیونیست آغاز کنند کاری که تاکنون نشده البته آمریکا در این مرحله اخیر دست به یک حمله و تهاجم سیاسی زد به این قصد که مسئله قدس را و مسئله اسرائیل را به طور نهایی حل کند، اعراب را تا آنجا که توانسته راضی کرده است اردن و مصر را و بعضی کشورهای پشت خط اول جبهه که از دوستان سنتی آمریکا بودهاند بعضی دیگر را هم قانع و ساکت کرده و تنها یک یا دو تا کشور عربی در مقابل اهداف آمریکا مقاومت جدی نکردند و قصدشان این است که این کار را یک سره فیصله دهند. ما اعلام کردیم که طرح آمریکایی در باب مسئله فلسطین را قبول نداریم، فلسطین مال مردم فلسطین است و طرح او هم به وسیله مردم فلسطین باید داده شود و آنچه که ایادی آمریکا و متحدان آمریکا در منطقه فراهم کنند این برای ما ارزش نخواهد داشت. درباره مسئله لبنان هم همانطور که بارها گفتیم تجاوز اسرائیل به لبنان هم تجاوز آمریکا به مناطق عربی است؛ یعنی یک حرکت و گام جدید از سوی آمریکاست برای تحکیم هرچه بیشتر اسرائیل امروز که طرحهای عقبنشینی را بین خودشان مبادله میکنند صحبت از این میکنند که صهیونیستها تا رود لتیانی، یعنی حدود ۴۵ کیلومتر بالای مرز بینالمللی فلسطین و لبنان، در اینجا مستقر شوند و اینرا یک نوع عقبنشینی تلقی میکنند و شرط میکنند که در صورتی این کار را میکنند که سوریها هم عقب روند و البته همه نیروهای فلسطین از لبنان خارج شده باشند، این یک خدعه است زیرا که از اصل هدف اسرائیل همین بود که بیاید تا نهر لتیانی را که برایش مهم و حیاتی است بگیرد و چند شهر جنوب لبنان را تصرف کند.
,بنابراین آنچه که انجام داده اسرائیل به پشتگرمی آمریکا بوده و برای همین بوده که توسعه قلمرو و نفوذ خودش را در منطقه گسترش بدهد و آمریکا خاطر جمع باشد که اسرائیل مستقرتر و پابرجاتر است، امروز هم اسرائیلیها درحالی که طرح آمریکا برای فلسطین را قبول نکردند مایلند که آمریکا فشار بیاورد که طرح اسرائیل برای لبنان عملی شود و اصرار دارند که بین مسئله لبنان و مسئله فلسطین امتزاج و وحدتی بوجود نیاید و میگویند که باید این دو مسئله را از هم جدا کرد. منظورشان این است که مبادا آمریکا میخواهد آن حرکت خاص خودش را در فلسطین انجام دهد و آن کنفدراسیون را با اردن بین فلسطین و اردن بوجود آورد. مبادا آنجا برای اینکه آن کار انجام شود، مجبور شود یک آوانسی به لبنان بدهد به عربها، و اسرائیل را مجبور کند به عقبنشینی، یعنی اسرائیل میخواهد در آن واحد هم مسئلهاش با عربها و در اصل قضیه فلسطین حل شود و هم مسئلهاش با لبنان در اینجا به شکل دلخواه خودش حل شود.
,ملاحظه میکنید که چقدر این سیاست، سیاست خبیثانه و تجاوزطلبانه است ما هیچیک از این حرفها را قبول نداریم، ما معتقدیم که اسرائیل نه تنها در مرز لتیانی، در مرز قبلی خودش هم حق توقف ندارد. در تل آویو هم حق ماندن ندارد. دولت صهیونیستی باید از بین برود. اسرائیل زائد در این منطقه است و ماندن او در منطقه به معنای محکوم شدن آرمانهای اسلامی و آرمانهای انسانی برای مردم منطقه است، به معنای قبول زور و تجاوز در منطقه. یک تجاوز آمریکایی و سلطهگرانه امپریالیستی و استکباری است و این لکه ننگ که نشان دهنده تسلط سیاستهای بزرگ جهانی بر ملتهای مستضعف است باید از بین برود. ملتها باید در سرزمین خودشان تسلط پیدا کنند. مردم فلسطین باید به خانههای خودشان برگردند و آنجا زندگی کنند. البته ما نمیگوییم آنجا مسیحی و یهود نباشد، مسلمان و یهودی و مسیحی باشد با هم دولت تشکیل دهند، زندگی کنند، صهیونیست آنجا نباشد. برود به آمریکا و انگلیس اگر لازم است در دنیا صهیونیست حتما دولت داشته باشد یک ایالت از آمریکا یا یک قسمت از انگلیس را به آنها بدهند چرا میآیند از ما میگیرند یا سهم ما را غصب میکنند و خانه ما را غصب میکنند و ما این را هرگز قبول نخواهیم کرد.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه