گفتوگو با مسئول خواهران بسیج رسانه و از شاهدان عینی فاجعه منا
پلیس عربستان مسیر همیشگی تردد زائران ایرانی را بسته بود/اینجا مملکت سعودی نیست مملکت مرگ است!
مدیرخواهران سازمان بسیج رسانه که در فاجعه منا حضور داشت بر اساس مشاهدات عینی خود، گفت: پلیس عربستان سعودی اجازه ورود به چادرها را نمیداد و اگر این اجازه را میداد به خدا قسم این همه آدم نمیمردند، اگر بعد از آن همه فشار آبی به مردم میپاشیدند خیلی از افراد که از حال و جان رفته بودند، به هوش می آمدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ زینب شریعتمداری، مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه که در فاجعه منا حضور داشت بر اساس مشاهدات عینی خود در گفت وگو با طنین یاس به بررسی واقعیات رخ داده پرداخت و اظهار کرد: در آغازین لحظات حادثه ما یک گروه 6 نفره بودیم که شب را در مشعر گذراندیم و در نتیجه آنجا حضور داشتیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طنین یاس ,وی افزود: ما نمیدانستیم که چه اتفاقی در حال افتادن است اما میدیدیم لحظه به لحظه فشار جمعیت بیشتر میشود و راه هم بسته است، نفس کم آورده بودیم، تشنه بودیم، خسته و بی جان و قبل تر از آن هر چه خواستیم از خیابان "سوق العرب" برویم اجازه ندادند و همه را به خیابان 204 هدایت کردند.
شریعتمداری بیان داشت: یکی از دوستان که او هم از شاهدان عینی این فاجعه بوده، برایمان تعریف میکرد که ایرانیها همیشه از خیابان سوق العرب میروند. راه را بسته بودند و هرچه چک و چانه زده بودند برای رفتن از همین خیابان قبول نکردند. ما اصرار میکردیم از سوق العرب برویم چون نزدیکتر بود. ولی پلیس سعودی همه را راهنمایی میکرد به خیابون204؛ راهی غیر از این هم نداشتیم، رفتیم تو خیابان 204 یک مرتبه دیدیم به طرز وحشتناکی شلوغ و شلوغتر میشود. راه پس و پیش هم نداشتیم و از روبرو هم حاجیان رمی کرده را هدایت کرده بودند به خیابان 204 که برای رفت بود؛ از این رو ازدحام زیاد و زیادتر میشد و از روبرو هم آدم میآمد؛ یک خانم مصری بغل دستمون افتاد زیر دست و پا ، چهارتا مرد گرفتن کشیدنش بالا.
وی در ادامه افزود: داشتیم خفه می شدیم، آب می خواستیم، رفتیم به چپ کشیدیم که از چادرها آب بگیریم، نمیگذاشتن برویم تو و آب هم نمیدادند. در این وضعیت از بین نردههای کُلمن آب رو دیدیم که درش باز بود و کجش کردیم آب برداشتیم و خوردیم، اینجا هنوز قضیه بیخ پیدا نکرده بود اما ناگهان سمت راستمون همهمه شد، فکر کردیم دعواست. بچه ها گفتن بریم کنار دیوار در امان بمونیم چون افتادن همان و له شدن همان؛ خدا رحم کرد و از شدت فشار کنار دیوار نتوانستیم برویم و فقط تمام سعی مون رو کردیم نیفتیم؛ اگر کمی تعلل کرده بودیم الان معلوم نبود چه میشد؛ اینا همه اول فاجعه بود یعنی هنوز اگر کسی میافتاد جا بود بلندش کنی اما بعدش هر کی میافتاد بعدی رویش میافتاد تا جایی که در عرض 15 دقیقه فضایی با طول 400 متر و عرض 5 متر شد جنازه.
شریعتمداری افزود: پلیس عربستان سعودی اجازه ورود به چادرها را نمیداد و اگر این اجازه را میداد به خدا قسم این همه آدم نمیمردند، اگر بعد از آن همه فشار آبی به مردم میپاشیدند خیلی از افراد که از حال و جان رفته بودند، به هوش می آمدند؛ اگر در یک مترمربع بگویم هشت نفر آدم ایستاده بودن، دروغ نگفتم، تصورش بسیار سخت است، ما دقت می کردیم با مردان برخورد نکنیم و ناخواسته هُل ندیدیم اما به جایی رسیدیم که مرد و زن مفهوم نداشت و به فکر نفس کشیدن و زنده ماندن بودیم.
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه در ادامه تصریح کرد: ما اجازه گرفتیم شب را در مشعر بیتوته کنیم، رفتیم مشعر ماندیم سپس صبح راه افتادیم ، خانم های ایرانی شیعه را از مشعر خارج کردن و فقط ما 6 نفر در مشعر ماندیم، نه حرف نه شعاری کسی داد و نه تخلفی، ما 6 نفر از هم جدا افتادیم یکی از ما حالش بد و لباس هندی تنش بود، پاکستانی ها به داخل چادر کشیدن و به او آب دادند تا حالش بهتر شود. در این حین یک دری را یکمرتبه باز کردند و همه ریختن تو همین مسیر پر فشار و از دو سو سیل جمعیت بود منتها ما دقیقا در موازات در بودیم لذا توانستیم برویم جلو و از پشت سرمان هم بی خبر، با بدن درد همدیگرو پیدا کردیم.
وی در خصوص امدادرسانی مامورین و نیروهای عربستانی بیان داشت: هیچ امدادرسانی نبود، می گفتند از صدای آه و ناله آرامش نداریم، ساعت دو و نیم شب میدیدم که با لیفتراک پیکرای زنده و مرده رو جمع کردن و ریختن تو ماشینای حمل گوشت و لبنیات؛ در کاروان خودمان 12 نفر نیامدن و همه جوان بودند اما یکی از مفقودین فردای فاجعه برگشت چون توی چادرا کشیده بودنش و بهش کمک شده بود اما تا حالش خوب بشود و بتواند برگردد طول کشیده بود.
شریعتمداری ادامه داد: خدا می داند نزدیکان قربانی شده و آسیب دیدگان و مفقودین حج امسال چه حال و روزی دارند ما که غریبه ایم یک چشممان اشک و چشم دیگرمان خون است؛ در اینجا چه حسی میتوان داشت با عیدی که عزا شد، از شهر امنی که نا امن تر از غزه درحملات صهیونیستهاست، از ماه حرامی که حجاج درآن قتل عام شدند. از سفری که زیباترین باید باشد و سخت ترین و دردناک ترین شد. از همسفری که با او رفتی و آمدی، خوردی و خوابیدی و گریه کردی و خندیدی و ..، و حالا باید پیکرش را برداری و برگردی.....
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه تصریح کرد: مملکت عربستان سعودی را دیگر نباید بلاد امن خواند اینجا سرزمین مرگ شده است اینجا حاکمانی دارد که نه با بمب و موشک و سلاح و نه در جنگ که در عید مردم را به کشتن دادند و در یک ربع ساعت از کشته پشته ساختند.
شریعتمداری خاطرنشان کرد: دولت عربستان سعودی که دستش به خون هزاران مظلوم یمنی آلوده است با بی کفایتی خود در امور حج عید قربان را برای حاجیان به قربانگاهی که انسانهای محرم در اوج مظلومیت زیر دست و پا ماندند و تشنه زیر آفتاب جان دادند تبدیل کرد و یا بدنهایی که هنوز روح داشتند و آنها را با اجساد مرده در سردخانهها انداختند و زنده زنده کشتند.
اینجا مملکت سعودی نیست
مملکت مرگه
مملکت مرگ
میفهمین
اینا رو دارم با ضجه بهتون میگم
نمیدونم به دردتون میخوره یانه
ولی کسی نمیتونه بفهمه اینجا چه قیامتیه...
انتهای پیام/خ
وی افزود: ما نمیدانستیم که چه اتفاقی در حال افتادن است اما میدیدیم لحظه به لحظه فشار جمعیت بیشتر میشود و راه هم بسته است، نفس کم آورده بودیم، تشنه بودیم، خسته و بی جان و قبل تر از آن هر چه خواستیم از خیابان "سوق العرب" برویم اجازه ندادند و همه را به خیابان 204 هدایت کردند.
شریعتمداری بیان داشت: یکی از دوستان که او هم از شاهدان عینی این فاجعه بوده، برایمان تعریف میکرد که ایرانیها همیشه از خیابان سوق العرب میروند. راه را بسته بودند و هرچه چک و چانه زده بودند برای رفتن از همین خیابان قبول نکردند. ما اصرار میکردیم از سوق العرب برویم چون نزدیکتر بود. ولی پلیس سعودی همه را راهنمایی میکرد به خیابون204؛ راهی غیر از این هم نداشتیم، رفتیم تو خیابان 204 یک مرتبه دیدیم به طرز وحشتناکی شلوغ و شلوغتر میشود. راه پس و پیش هم نداشتیم و از روبرو هم حاجیان رمی کرده را هدایت کرده بودند به خیابان 204 که برای رفت بود؛ از این رو ازدحام زیاد و زیادتر میشد و از روبرو هم آدم میآمد؛ یک خانم مصری بغل دستمون افتاد زیر دست و پا ، چهارتا مرد گرفتن کشیدنش بالا.
وی در ادامه افزود: داشتیم خفه می شدیم، آب می خواستیم، رفتیم به چپ کشیدیم که از چادرها آب بگیریم، نمیگذاشتن برویم تو و آب هم نمیدادند. در این وضعیت از بین نردههای کُلمن آب رو دیدیم که درش باز بود و کجش کردیم آب برداشتیم و خوردیم، اینجا هنوز قضیه بیخ پیدا نکرده بود اما ناگهان سمت راستمون همهمه شد، فکر کردیم دعواست. بچه ها گفتن بریم کنار دیوار در امان بمونیم چون افتادن همان و له شدن همان؛ خدا رحم کرد و از شدت فشار کنار دیوار نتوانستیم برویم و فقط تمام سعی مون رو کردیم نیفتیم؛ اگر کمی تعلل کرده بودیم الان معلوم نبود چه میشد؛ اینا همه اول فاجعه بود یعنی هنوز اگر کسی میافتاد جا بود بلندش کنی اما بعدش هر کی میافتاد بعدی رویش میافتاد تا جایی که در عرض 15 دقیقه فضایی با طول 400 متر و عرض 5 متر شد جنازه.
شریعتمداری افزود: پلیس عربستان سعودی اجازه ورود به چادرها را نمیداد و اگر این اجازه را میداد به خدا قسم این همه آدم نمیمردند، اگر بعد از آن همه فشار آبی به مردم میپاشیدند خیلی از افراد که از حال و جان رفته بودند، به هوش می آمدند؛ اگر در یک مترمربع بگویم هشت نفر آدم ایستاده بودن، دروغ نگفتم، تصورش بسیار سخت است، ما دقت می کردیم با مردان برخورد نکنیم و ناخواسته هُل ندیدیم اما به جایی رسیدیم که مرد و زن مفهوم نداشت و به فکر نفس کشیدن و زنده ماندن بودیم.
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه در ادامه تصریح کرد: ما اجازه گرفتیم شب را در مشعر بیتوته کنیم، رفتیم مشعر ماندیم سپس صبح راه افتادیم ، خانم های ایرانی شیعه را از مشعر خارج کردن و فقط ما 6 نفر در مشعر ماندیم، نه حرف نه شعاری کسی داد و نه تخلفی، ما 6 نفر از هم جدا افتادیم یکی از ما حالش بد و لباس هندی تنش بود، پاکستانی ها به داخل چادر کشیدن و به او آب دادند تا حالش بهتر شود. در این حین یک دری را یکمرتبه باز کردند و همه ریختن تو همین مسیر پر فشار و از دو سو سیل جمعیت بود منتها ما دقیقا در موازات در بودیم لذا توانستیم برویم جلو و از پشت سرمان هم بی خبر، با بدن درد همدیگرو پیدا کردیم.
وی در خصوص امدادرسانی مامورین و نیروهای عربستانی بیان داشت: هیچ امدادرسانی نبود، می گفتند از صدای آه و ناله آرامش نداریم، ساعت دو و نیم شب میدیدم که با لیفتراک پیکرای زنده و مرده رو جمع کردن و ریختن تو ماشینای حمل گوشت و لبنیات؛ در کاروان خودمان 12 نفر نیامدن و همه جوان بودند اما یکی از مفقودین فردای فاجعه برگشت چون توی چادرا کشیده بودنش و بهش کمک شده بود اما تا حالش خوب بشود و بتواند برگردد طول کشیده بود.
شریعتمداری ادامه داد: خدا می داند نزدیکان قربانی شده و آسیب دیدگان و مفقودین حج امسال چه حال و روزی دارند ما که غریبه ایم یک چشممان اشک و چشم دیگرمان خون است؛ در اینجا چه حسی میتوان داشت با عیدی که عزا شد، از شهر امنی که نا امن تر از غزه درحملات صهیونیستهاست، از ماه حرامی که حجاج درآن قتل عام شدند. از سفری که زیباترین باید باشد و سخت ترین و دردناک ترین شد. از همسفری که با او رفتی و آمدی، خوردی و خوابیدی و گریه کردی و خندیدی و ..، و حالا باید پیکرش را برداری و برگردی.....
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه تصریح کرد: مملکت عربستان سعودی را دیگر نباید بلاد امن خواند اینجا سرزمین مرگ شده است اینجا حاکمانی دارد که نه با بمب و موشک و سلاح و نه در جنگ که در عید مردم را به کشتن دادند و در یک ربع ساعت از کشته پشته ساختند.
شریعتمداری خاطرنشان کرد: دولت عربستان سعودی که دستش به خون هزاران مظلوم یمنی آلوده است با بی کفایتی خود در امور حج عید قربان را برای حاجیان به قربانگاهی که انسانهای محرم در اوج مظلومیت زیر دست و پا ماندند و تشنه زیر آفتاب جان دادند تبدیل کرد و یا بدنهایی که هنوز روح داشتند و آنها را با اجساد مرده در سردخانهها انداختند و زنده زنده کشتند.
اینجا مملکت سعودی نیست
مملکت مرگه
مملکت مرگ
میفهمین
اینا رو دارم با ضجه بهتون میگم
نمیدونم به دردتون میخوره یانه
ولی کسی نمیتونه بفهمه اینجا چه قیامتیه...
انتهای پیام/خ
وی افزود: ما نمیدانستیم که چه اتفاقی در حال افتادن است اما میدیدیم لحظه به لحظه فشار جمعیت بیشتر میشود و راه هم بسته است، نفس کم آورده بودیم، تشنه بودیم، خسته و بی جان و قبل تر از آن هر چه خواستیم از خیابان "سوق العرب" برویم اجازه ندادند و همه را به خیابان 204 هدایت کردند.
شریعتمداری بیان داشت: یکی از دوستان که او هم از شاهدان عینی این فاجعه بوده، برایمان تعریف میکرد که ایرانیها همیشه از خیابان سوق العرب میروند. راه را بسته بودند و هرچه چک و چانه زده بودند برای رفتن از همین خیابان قبول نکردند. ما اصرار میکردیم از سوق العرب برویم چون نزدیکتر بود. ولی پلیس سعودی همه را راهنمایی میکرد به خیابون204؛ راهی غیر از این هم نداشتیم، رفتیم تو خیابان 204 یک مرتبه دیدیم به طرز وحشتناکی شلوغ و شلوغتر میشود. راه پس و پیش هم نداشتیم و از روبرو هم حاجیان رمی کرده را هدایت کرده بودند به خیابان 204 که برای رفت بود؛ از این رو ازدحام زیاد و زیادتر میشد و از روبرو هم آدم میآمد؛ یک خانم مصری بغل دستمون افتاد زیر دست و پا ، چهارتا مرد گرفتن کشیدنش بالا.
وی در ادامه افزود: داشتیم خفه می شدیم، آب می خواستیم، رفتیم به چپ کشیدیم که از چادرها آب بگیریم، نمیگذاشتن برویم تو و آب هم نمیدادند. در این وضعیت از بین نردههای کُلمن آب رو دیدیم که درش باز بود و کجش کردیم آب برداشتیم و خوردیم، اینجا هنوز قضیه بیخ پیدا نکرده بود اما ناگهان سمت راستمون همهمه شد، فکر کردیم دعواست. بچه ها گفتن بریم کنار دیوار در امان بمونیم چون افتادن همان و له شدن همان؛ خدا رحم کرد و از شدت فشار کنار دیوار نتوانستیم برویم و فقط تمام سعی مون رو کردیم نیفتیم؛ اگر کمی تعلل کرده بودیم الان معلوم نبود چه میشد؛ اینا همه اول فاجعه بود یعنی هنوز اگر کسی میافتاد جا بود بلندش کنی اما بعدش هر کی میافتاد بعدی رویش میافتاد تا جایی که در عرض 15 دقیقه فضایی با طول 400 متر و عرض 5 متر شد جنازه.
شریعتمداری افزود: پلیس عربستان سعودی اجازه ورود به چادرها را نمیداد و اگر این اجازه را میداد به خدا قسم این همه آدم نمیمردند، اگر بعد از آن همه فشار آبی به مردم میپاشیدند خیلی از افراد که از حال و جان رفته بودند، به هوش می آمدند؛ اگر در یک مترمربع بگویم هشت نفر آدم ایستاده بودن، دروغ نگفتم، تصورش بسیار سخت است، ما دقت می کردیم با مردان برخورد نکنیم و ناخواسته هُل ندیدیم اما به جایی رسیدیم که مرد و زن مفهوم نداشت و به فکر نفس کشیدن و زنده ماندن بودیم.
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه در ادامه تصریح کرد: ما اجازه گرفتیم شب را در مشعر بیتوته کنیم، رفتیم مشعر ماندیم سپس صبح راه افتادیم ، خانم های ایرانی شیعه را از مشعر خارج کردن و فقط ما 6 نفر در مشعر ماندیم، نه حرف نه شعاری کسی داد و نه تخلفی، ما 6 نفر از هم جدا افتادیم یکی از ما حالش بد و لباس هندی تنش بود، پاکستانی ها به داخل چادر کشیدن و به او آب دادند تا حالش بهتر شود. در این حین یک دری را یکمرتبه باز کردند و همه ریختن تو همین مسیر پر فشار و از دو سو سیل جمعیت بود منتها ما دقیقا در موازات در بودیم لذا توانستیم برویم جلو و از پشت سرمان هم بی خبر، با بدن درد همدیگرو پیدا کردیم.
وی در خصوص امدادرسانی مامورین و نیروهای عربستانی بیان داشت: هیچ امدادرسانی نبود، می گفتند از صدای آه و ناله آرامش نداریم، ساعت دو و نیم شب میدیدم که با لیفتراک پیکرای زنده و مرده رو جمع کردن و ریختن تو ماشینای حمل گوشت و لبنیات؛ در کاروان خودمان 12 نفر نیامدن و همه جوان بودند اما یکی از مفقودین فردای فاجعه برگشت چون توی چادرا کشیده بودنش و بهش کمک شده بود اما تا حالش خوب بشود و بتواند برگردد طول کشیده بود.
شریعتمداری ادامه داد: خدا می داند نزدیکان قربانی شده و آسیب دیدگان و مفقودین حج امسال چه حال و روزی دارند ما که غریبه ایم یک چشممان اشک و چشم دیگرمان خون است؛ در اینجا چه حسی میتوان داشت با عیدی که عزا شد، از شهر امنی که نا امن تر از غزه درحملات صهیونیستهاست، از ماه حرامی که حجاج درآن قتل عام شدند. از سفری که زیباترین باید باشد و سخت ترین و دردناک ترین شد. از همسفری که با او رفتی و آمدی، خوردی و خوابیدی و گریه کردی و خندیدی و ..، و حالا باید پیکرش را برداری و برگردی.....
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه تصریح کرد: مملکت عربستان سعودی را دیگر نباید بلاد امن خواند اینجا سرزمین مرگ شده است اینجا حاکمانی دارد که نه با بمب و موشک و سلاح و نه در جنگ که در عید مردم را به کشتن دادند و در یک ربع ساعت از کشته پشته ساختند.
شریعتمداری خاطرنشان کرد: دولت عربستان سعودی که دستش به خون هزاران مظلوم یمنی آلوده است با بی کفایتی خود در امور حج عید قربان را برای حاجیان به قربانگاهی که انسانهای محرم در اوج مظلومیت زیر دست و پا ماندند و تشنه زیر آفتاب جان دادند تبدیل کرد و یا بدنهایی که هنوز روح داشتند و آنها را با اجساد مرده در سردخانهها انداختند و زنده زنده کشتند.
اینجا مملکت سعودی نیست
مملکت مرگه
مملکت مرگ
میفهمین
اینا رو دارم با ضجه بهتون میگم
نمیدونم به دردتون میخوره یانه
ولی کسی نمیتونه بفهمه اینجا چه قیامتیه...
انتهای پیام/خ
وی افزود: ما نمیدانستیم که چه اتفاقی در حال افتادن است اما میدیدیم لحظه به لحظه فشار جمعیت بیشتر میشود و راه هم بسته است، نفس کم آورده بودیم، تشنه بودیم، خسته و بی جان و قبل تر از آن هر چه خواستیم از خیابان "سوق العرب" برویم اجازه ندادند و همه را به خیابان 204 هدایت کردند.
شریعتمداری بیان داشت: یکی از دوستان که او هم از شاهدان عینی این فاجعه بوده، برایمان تعریف میکرد که ایرانیها همیشه از خیابان سوق العرب میروند. راه را بسته بودند و هرچه چک و چانه زده بودند برای رفتن از همین خیابان قبول نکردند. ما اصرار میکردیم از سوق العرب برویم چون نزدیکتر بود. ولی پلیس سعودی همه را راهنمایی میکرد به خیابون204؛ راهی غیر از این هم نداشتیم، رفتیم تو خیابان 204 یک مرتبه دیدیم به طرز وحشتناکی شلوغ و شلوغتر میشود. راه پس و پیش هم نداشتیم و از روبرو هم حاجیان رمی کرده را هدایت کرده بودند به خیابان 204 که برای رفت بود؛ از این رو ازدحام زیاد و زیادتر میشد و از روبرو هم آدم میآمد؛ یک خانم مصری بغل دستمون افتاد زیر دست و پا ، چهارتا مرد گرفتن کشیدنش بالا.
وی در ادامه افزود: داشتیم خفه می شدیم، آب می خواستیم، رفتیم به چپ کشیدیم که از چادرها آب بگیریم، نمیگذاشتن برویم تو و آب هم نمیدادند. در این وضعیت از بین نردههای کُلمن آب رو دیدیم که درش باز بود و کجش کردیم آب برداشتیم و خوردیم، اینجا هنوز قضیه بیخ پیدا نکرده بود اما ناگهان سمت راستمون همهمه شد، فکر کردیم دعواست. بچه ها گفتن بریم کنار دیوار در امان بمونیم چون افتادن همان و له شدن همان؛ خدا رحم کرد و از شدت فشار کنار دیوار نتوانستیم برویم و فقط تمام سعی مون رو کردیم نیفتیم؛ اگر کمی تعلل کرده بودیم الان معلوم نبود چه میشد؛ اینا همه اول فاجعه بود یعنی هنوز اگر کسی میافتاد جا بود بلندش کنی اما بعدش هر کی میافتاد بعدی رویش میافتاد تا جایی که در عرض 15 دقیقه فضایی با طول 400 متر و عرض 5 متر شد جنازه.
شریعتمداری افزود: پلیس عربستان سعودی اجازه ورود به چادرها را نمیداد و اگر این اجازه را میداد به خدا قسم این همه آدم نمیمردند، اگر بعد از آن همه فشار آبی به مردم میپاشیدند خیلی از افراد که از حال و جان رفته بودند، به هوش می آمدند؛ اگر در یک مترمربع بگویم هشت نفر آدم ایستاده بودن، دروغ نگفتم، تصورش بسیار سخت است، ما دقت می کردیم با مردان برخورد نکنیم و ناخواسته هُل ندیدیم اما به جایی رسیدیم که مرد و زن مفهوم نداشت و به فکر نفس کشیدن و زنده ماندن بودیم.
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه در ادامه تصریح کرد: ما اجازه گرفتیم شب را در مشعر بیتوته کنیم، رفتیم مشعر ماندیم سپس صبح راه افتادیم ، خانم های ایرانی شیعه را از مشعر خارج کردن و فقط ما 6 نفر در مشعر ماندیم، نه حرف نه شعاری کسی داد و نه تخلفی، ما 6 نفر از هم جدا افتادیم یکی از ما حالش بد و لباس هندی تنش بود، پاکستانی ها به داخل چادر کشیدن و به او آب دادند تا حالش بهتر شود. در این حین یک دری را یکمرتبه باز کردند و همه ریختن تو همین مسیر پر فشار و از دو سو سیل جمعیت بود منتها ما دقیقا در موازات در بودیم لذا توانستیم برویم جلو و از پشت سرمان هم بی خبر، با بدن درد همدیگرو پیدا کردیم.
وی در خصوص امدادرسانی مامورین و نیروهای عربستانی بیان داشت: هیچ امدادرسانی نبود، می گفتند از صدای آه و ناله آرامش نداریم، ساعت دو و نیم شب میدیدم که با لیفتراک پیکرای زنده و مرده رو جمع کردن و ریختن تو ماشینای حمل گوشت و لبنیات؛ در کاروان خودمان 12 نفر نیامدن و همه جوان بودند اما یکی از مفقودین فردای فاجعه برگشت چون توی چادرا کشیده بودنش و بهش کمک شده بود اما تا حالش خوب بشود و بتواند برگردد طول کشیده بود.
شریعتمداری ادامه داد: خدا می داند نزدیکان قربانی شده و آسیب دیدگان و مفقودین حج امسال چه حال و روزی دارند ما که غریبه ایم یک چشممان اشک و چشم دیگرمان خون است؛ در اینجا چه حسی میتوان داشت با عیدی که عزا شد، از شهر امنی که نا امن تر از غزه درحملات صهیونیستهاست، از ماه حرامی که حجاج درآن قتل عام شدند. از سفری که زیباترین باید باشد و سخت ترین و دردناک ترین شد. از همسفری که با او رفتی و آمدی، خوردی و خوابیدی و گریه کردی و خندیدی و ..، و حالا باید پیکرش را برداری و برگردی.....
مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه تصریح کرد: مملکت عربستان سعودی را دیگر نباید بلاد امن خواند اینجا سرزمین مرگ شده است اینجا حاکمانی دارد که نه با بمب و موشک و سلاح و نه در جنگ که در عید مردم را به کشتن دادند و در یک ربع ساعت از کشته پشته ساختند.
شریعتمداری خاطرنشان کرد: دولت عربستان سعودی که دستش به خون هزاران مظلوم یمنی آلوده است با بی کفایتی خود در امور حج عید قربان را برای حاجیان به قربانگاهی که انسانهای محرم در اوج مظلومیت زیر دست و پا ماندند و تشنه زیر آفتاب جان دادند تبدیل کرد و یا بدنهایی که هنوز روح داشتند و آنها را با اجساد مرده در سردخانهها انداختند و زنده زنده کشتند.
اینجا مملکت سعودی نیست
مملکت مرگه
مملکت مرگ
میفهمین
اینا رو دارم با ضجه بهتون میگم
نمیدونم به دردتون میخوره یانه
ولی کسی نمیتونه بفهمه اینجا چه قیامتیه...
انتهای پیام/خ
وی افزود: ما نمیدانستیم که چه اتفاقی در حال افتادن است اما میدیدیم لحظه به لحظه فشار جمعیت بیشتر میشود و راه هم بسته است، نفس کم آورده بودیم، تشنه بودیم، خسته و بی جان و قبل تر از آن هر چه خواستیم از خیابان "سوق العرب" برویم اجازه ندادند و همه را به خیابان 204 هدایت کردند.
,شریعتمداری بیان داشت: یکی از دوستان که او هم از شاهدان عینی این فاجعه بوده، برایمان تعریف میکرد که ایرانیها همیشه از خیابان سوق العرب میروند. راه را بسته بودند و هرچه چک و چانه زده بودند برای رفتن از همین خیابان قبول نکردند. ما اصرار میکردیم از سوق العرب برویم چون نزدیکتر بود. ولی پلیس سعودی همه را راهنمایی میکرد به خیابون204؛ راهی غیر از این هم نداشتیم، رفتیم تو خیابان 204 یک مرتبه دیدیم به طرز وحشتناکی شلوغ و شلوغتر میشود. راه پس و پیش هم نداشتیم و از روبرو هم حاجیان رمی کرده را هدایت کرده بودند به خیابان 204 که برای رفت بود؛ از این رو ازدحام زیاد و زیادتر میشد و از روبرو هم آدم میآمد؛ یک خانم مصری بغل دستمون افتاد زیر دست و پا ، چهارتا مرد گرفتن کشیدنش بالا.
,وی در ادامه افزود: داشتیم خفه می شدیم، آب می خواستیم، رفتیم به چپ کشیدیم که از چادرها آب بگیریم، نمیگذاشتن برویم تو و آب هم نمیدادند. در این وضعیت از بین نردههای کُلمن آب رو دیدیم که درش باز بود و کجش کردیم آب برداشتیم و خوردیم، اینجا هنوز قضیه بیخ پیدا نکرده بود اما ناگهان سمت راستمون همهمه شد، فکر کردیم دعواست. بچه ها گفتن بریم کنار دیوار در امان بمونیم چون افتادن همان و له شدن همان؛ خدا رحم کرد و از شدت فشار کنار دیوار نتوانستیم برویم و فقط تمام سعی مون رو کردیم نیفتیم؛ اگر کمی تعلل کرده بودیم الان معلوم نبود چه میشد؛ اینا همه اول فاجعه بود یعنی هنوز اگر کسی میافتاد جا بود بلندش کنی اما بعدش هر کی میافتاد بعدی رویش میافتاد تا جایی که در عرض 15 دقیقه فضایی با طول 400 متر و عرض 5 متر شد جنازه.
,شریعتمداری افزود: پلیس عربستان سعودی اجازه ورود به چادرها را نمیداد و اگر این اجازه را میداد به خدا قسم این همه آدم نمیمردند، اگر بعد از آن همه فشار آبی به مردم میپاشیدند خیلی از افراد که از حال و جان رفته بودند، به هوش می آمدند؛ اگر در یک مترمربع بگویم هشت نفر آدم ایستاده بودن، دروغ نگفتم، تصورش بسیار سخت است، ما دقت می کردیم با مردان برخورد نکنیم و ناخواسته هُل ندیدیم اما به جایی رسیدیم که مرد و زن مفهوم نداشت و به فکر نفس کشیدن و زنده ماندن بودیم.
,مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه در ادامه تصریح کرد: ما اجازه گرفتیم شب را در مشعر بیتوته کنیم، رفتیم مشعر ماندیم سپس صبح راه افتادیم ، خانم های ایرانی شیعه را از مشعر خارج کردن و فقط ما 6 نفر در مشعر ماندیم، نه حرف نه شعاری کسی داد و نه تخلفی، ما 6 نفر از هم جدا افتادیم یکی از ما حالش بد و لباس هندی تنش بود، پاکستانی ها به داخل چادر کشیدن و به او آب دادند تا حالش بهتر شود. در این حین یک دری را یکمرتبه باز کردند و همه ریختن تو همین مسیر پر فشار و از دو سو سیل جمعیت بود منتها ما دقیقا در موازات در بودیم لذا توانستیم برویم جلو و از پشت سرمان هم بی خبر، با بدن درد همدیگرو پیدا کردیم.
,وی در خصوص امدادرسانی مامورین و نیروهای عربستانی بیان داشت: هیچ امدادرسانی نبود، می گفتند از صدای آه و ناله آرامش نداریم، ساعت دو و نیم شب میدیدم که با لیفتراک پیکرای زنده و مرده رو جمع کردن و ریختن تو ماشینای حمل گوشت و لبنیات؛ در کاروان خودمان 12 نفر نیامدن و همه جوان بودند اما یکی از مفقودین فردای فاجعه برگشت چون توی چادرا کشیده بودنش و بهش کمک شده بود اما تا حالش خوب بشود و بتواند برگردد طول کشیده بود.
,شریعتمداری ادامه داد: خدا می داند نزدیکان قربانی شده و آسیب دیدگان و مفقودین حج امسال چه حال و روزی دارند ما که غریبه ایم یک چشممان اشک و چشم دیگرمان خون است؛ در اینجا چه حسی میتوان داشت با عیدی که عزا شد، از شهر امنی که نا امن تر از غزه درحملات صهیونیستهاست، از ماه حرامی که حجاج درآن قتل عام شدند. از سفری که زیباترین باید باشد و سخت ترین و دردناک ترین شد. از همسفری که با او رفتی و آمدی، خوردی و خوابیدی و گریه کردی و خندیدی و ..، و حالا باید پیکرش را برداری و برگردی.....
,مدیر خواهران سازمان بسیج رسانه تصریح کرد: مملکت عربستان سعودی را دیگر نباید بلاد امن خواند اینجا سرزمین مرگ شده است اینجا حاکمانی دارد که نه با بمب و موشک و سلاح و نه در جنگ که در عید مردم را به کشتن دادند و در یک ربع ساعت از کشته پشته ساختند.
,شریعتمداری خاطرنشان کرد: دولت عربستان سعودی که دستش به خون هزاران مظلوم یمنی آلوده است با بی کفایتی خود در امور حج عید قربان را برای حاجیان به قربانگاهی که انسانهای محرم در اوج مظلومیت زیر دست و پا ماندند و تشنه زیر آفتاب جان دادند تبدیل کرد و یا بدنهایی که هنوز روح داشتند و آنها را با اجساد مرده در سردخانهها انداختند و زنده زنده کشتند.
,اینجا مملکت سعودی نیست
, اینجا مملکت سعودی نیست,مملکت مرگه
, مملکت مرگه,مملکت مرگ
, مملکت مرگ,میفهمین
, میفهمین,اینا رو دارم با ضجه بهتون میگم
, اینا رو دارم با ضجه بهتون میگم,نمیدونم به دردتون میخوره یانه
, نمیدونم به دردتون میخوره یانه,ولی کسی نمیتونه بفهمه اینجا چه قیامتیه...
, ولی کسی نمیتونه بفهمه اینجا چه قیامتیه...,انتهای پیام/خ
,]
ارسال دیدگاه