شعر/
حجاج منا . . .
شعری زیبا از شاعر خوش ذوق آزادشهری را در خصوص حادثه منا بحضورتان عرضه می کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیتر آزاد،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتر آزاد,حجاج منا ...
, حجاج منا ..., حجاج منا ..., حجاج منا ...,
دست بردم دوباره بر قلمم
قلم از دست من رها افتاد /
پرکشیده دوباره طبع منو
ناگهان یاد ربنا افتاد /
ربنا، آتنا در این دنیا
در حریم شما شهید شوم/
مثل حجاج کشته در مکه
جسم هایی که در منا افتاد/
گرچه عید غدیر نزدیک است
گرچه شادیست سهم هر مومن/
از چه بی اختیار این دل من
خون شدو یاد کربلا افتاد/
کشته درکشته روی همدیگر
زجه در زجه ناله می آید/
مادری ناله اش به گوش رسید
ای خدا دخترم کجا افتاد/
پسری گفت توی آن غوغا
توی آن محشر عظیم خدا/
تا که یک لحظه غفلت از خود کرد
پدرم زیر دست و پا افتاد/
رفته بودیم تا که با شیطان
بعد یک عمر، بی حساب شویم/
غافل از اینکه ناگهان شیطان
خشمگین شد، به دست و پا افتاد/
راه ها بسته شد زهر سمتی
جمعیت جمع شد به یک قسمت/
و در این بزم هرکه عاشق تر
جان اون بیش در بلا افتاد/
و شیاطین که دور ما بودند
خیره خیره نگاه می کردند/
پیش چشمان بی تفاوتشان
جسم حجاج هر کجا افتاد/
گرچه آل سعود می خواهد
که بپوشاند این حوادث را/
نرود تا ابد زخاطرمان
اتفاقی که در منا افتاد/
دست بردم دوباره بر قلمم
, دست بردم دوباره بر قلمم,
قلم از دست من رها افتاد /
, قلم از دست من رها افتاد /,
پرکشیده دوباره طبع منو
, پرکشیده دوباره طبع منو,
ناگهان یاد ربنا افتاد /
, ناگهان یاد ربنا افتاد /,
ربنا، آتنا در این دنیا
, ربنا، آتنا در این دنیا,
در حریم شما شهید شوم/
, در حریم شما شهید شوم/,
مثل حجاج کشته در مکه
, مثل حجاج کشته در مکه,
جسم هایی که در منا افتاد/
, جسم هایی که در منا افتاد/,
گرچه عید غدیر نزدیک است
, گرچه عید غدیر نزدیک است,
گرچه شادیست سهم هر مومن/
, گرچه شادیست سهم هر مومن/,
از چه بی اختیار این دل من
, از چه بی اختیار این دل من,
خون شدو یاد کربلا افتاد/
, خون شدو یاد کربلا افتاد/,
کشته درکشته روی همدیگر
, کشته درکشته روی همدیگر,
زجه در زجه ناله می آید/
, زجه در زجه ناله می آید/,
مادری ناله اش به گوش رسید
, مادری ناله اش به گوش رسید,
ای خدا دخترم کجا افتاد/
, ای خدا دخترم کجا افتاد/,
پسری گفت توی آن غوغا
, پسری گفت توی آن غوغا,
توی آن محشر عظیم خدا/
, توی آن محشر عظیم خدا/,
تا که یک لحظه غفلت از خود کرد
, تا که یک لحظه غفلت از خود کرد,
پدرم زیر دست و پا افتاد/
, پدرم زیر دست و پا افتاد/,
رفته بودیم تا که با شیطان
, رفته بودیم تا که با شیطان ,
بعد یک عمر، بی حساب شویم/
, بعد یک عمر، بی حساب شویم/,
غافل از اینکه ناگهان شیطان
, غافل از اینکه ناگهان شیطان,
خشمگین شد، به دست و پا افتاد/
, خشمگین شد، به دست و پا افتاد/,
راه ها بسته شد زهر سمتی
, راه ها بسته شد زهر سمتی,
جمعیت جمع شد به یک قسمت/
, جمعیت جمع شد به یک قسمت/,
و در این بزم هرکه عاشق تر
, و در این بزم هرکه عاشق تر ,
جان اون بیش در بلا افتاد/
, جان اون بیش در بلا افتاد/,
و شیاطین که دور ما بودند
, و شیاطین که دور ما بودند,
خیره خیره نگاه می کردند/
, خیره خیره نگاه می کردند/,
پیش چشمان بی تفاوتشان
, پیش چشمان بی تفاوتشان,
جسم حجاج هر کجا افتاد/
, جسم حجاج هر کجا افتاد/,
گرچه آل سعود می خواهد
, گرچه آل سعود می خواهد ,
که بپوشاند این حوادث را/
, که بپوشاند این حوادث را/,
نرود تا ابد زخاطرمان
, نرود تا ابد زخاطرمان,
اتفاقی که در منا افتاد/
, اتفاقی که در منا افتاد/,
شاعر: مجتبی عباس زاده
, شاعر: مجتبی عباس زاده, شاعر: مجتبی عباس زاده,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه