لیله المبیت

مردی که ۳۰۰۰ بار جای پیامبر اکرم خوابید

مردی که ۳۰۰۰ بار جای پیامبر اکرم خوابید
آیا علی(ع) در لیلت المبیت می دانست که کشته می شود یا نمی دانست؟ اگر می دانسته که کشته نمی شود که کار فوق العاده ای نکرده و اگر نمی دانسته پس جهل در امام راه دارد و مقامات کذایی که شیعیان برای امام قائلند نفی می شود؟!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، مشرکان مکه بعد از رحلت ابوطالب و خدیجه(علیهما السلام) در صدد برآمدند با فرستادن افرادی از قبایل گوناگون پیامبر را به قتل برسانند. اما جبرئیل پیامبر را از قصد آنان آگاه نمود و پیامبر از علی(علیه السلام) خواست تا در جای او بخوابد تا دشمن فریب خورده و بتواند از مهلکه بگریزد. علی(علیه السلام) این جان نثاری را پذیرفت و پیامبر(صل الله علیه و آله) به سلامت خود را به مدینه رساند. در این منقبت هیچ یک از مسلمانان با امیر مؤمنان شریک نبوده اند. پس خداى سبحان در منزلت امیر مؤمنان و ارزش کارى که انجام داده بود، این آیه را نازل کرد:

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

«و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله روؤ ف بالعباد»

,

لیله المبیت
در این واقعه تذکر چند نکته لازم و ضرورى به نظر مى رسد:

, لیله المبیت, لیله المبیت,
, در این واقعه تذکر چند نکته لازم و ضرورى به نظر مى رسد:,

الف) نکته اول این که این تنها دفعه ای نبود که علی(علیه السلام) به جای پیامبر خوابید؛ ابوطالب(علیه السلام)در جریان محاصره شعب ابیطالب (که سه سال به طول انجامید) هر شب چند نوبت جای پیامبر را تغییر می داد و فرزندش علی(علیه السلام) را به جای پیامبر می خواباند تا اگر مشرکان شبیخون زدند جان رسول خدا(صل الله علیه و آله) محفوظ باشد.

, الف),

  بنابراین با احتساب میانگین شبی سه مرتبه در هر شب از ۳۶۵ روز سال در طول ۳ سال علی(علیه السلام) قریب به ۳۰۰۰ نوبت جای پیامبر خوابیده است (ترجمه نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱۴ ص ۶۴٫)

,

آری در تاریخ بعضی از امور پررنگ مطرح می شود در عین این که نمونه دارد؛ مثلا ائمه(علیهم السلام) به بسیاری از اصحاب فرموده اند: «منا اهل البیت» ولی این افتخار در مورد سلمان(علیه السلام) پررنگ شده تا جایی که عموم مردم فکر می کنند این گفتار به سلمان(علیه السلام) اختصاص دارد در حالی که اینگونه نیست. البته این فداکاری فقط به علی(علیه السلام) اختصاص داشته اما به کرّات نه واحد.

,

ب) نکته دیگر ایمان ابوطالب (علیه السلام) است که جان فرزند دلبند خویش را بخاطر پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) سه سال! هر شب! چند نوبت! به خطر انداخته! آیا این نشان از ایمان فوق العاده ابوطالب ندارد؟

, ب),

ج) نکته بعد در پاسخ به شبهه معروف است که آیا علی(علیه السلام) در لیلت المبیت می دانست که کشته می شود یا نمی دانست؟ اگر می دانسته که کشته نمی شود که کار فوق العاده ای نکرده و اگر نمی دانسته پس جهل در امام راه دارد و مقامات کذایی که شیعیان برای امام قائلند نفی می شود.

, ج),

پاسخ: دو فضیلت در اینجا مطرح است؛ فضیلت اول علم و فضیلت دوم جانفشانی در راه رسول خدا (بدون این که بداند شهید می شود یا نه)

, پاسخ:,

 نظر ما این است که امام(علیه السلام) می دانسته که شهید نمی شود چه این که علم امام علم خداست؛ زیرا خداوند فرموده است:«و علم آدم الاسماء کلها»؛ و علی(علیه السلام) فرمود: انا آدم الاول؛ یعنی آن آدم که تمام اسماء و صفات خداوند (و از جمله علم بی کم و کاست خدا) در او تجلی نموده علی(علیه السلام) بوده؛ به ویژه که در روایت است که خداوند فقط ۲۵ اسم از اسماء را به آدم(علیه السلام) داده است در حالی که این آیه می فرماید: کلها. پس منظور از آدم حضرت آدم نبوده بلکه امام(علیه السلام) است. و نیز خداوند در قرآن فرموده: و کل شیء احصیناه فی امام مبین(سوره یاسین – ۱۲) و پیامبر(صل الله علیه و آله) امام مبین را در این آیه علی(علیه السلام) دانسته است (تفسیر جامع الجوامع آیت الله سید ابراهیم بروجردی ذیل آیه مذکور).

,  نظر ما این است که,

آری ممکن است کسی بگوید: علی(علیه السلام) در زمان رسول خدا(صل الله علیه و آله) اصلا امام نبوده؛ چه این که امام در هر زمان مثل محور آسیاب یکی بیشتر نمی تواند باشد پس علمش محدود بوده و به وسعت علم امامت نبوده.

,

 پاسخ این است که پیامبر(صل الله علیه و آله) فرمود: علی جان! آنچه من می بینم تو هم می بینی و آنچه می شنوم تو هم می شنوی.

,  پاسخ این است که, علی جان! آنچه من می بینم تو هم می بینی و آنچه می شنوم تو هم می شنوی.,

ونیز فرموده: من و علی از یک درختیم

,

و نیز در داستان مباهله فرموده: علی نفس من و خود من است (و خداوند فرمود: قل تعالوا ندعوا … انفسنا و انفسکم)

,

و حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: علی جان! جلو بیا تا آنچه را که بوده و خواهد بود و آنچه را قرار بود واقع شود اما نشد را به تو بگویم. پس علی(علیه السلام) نزد پیامبر رفت و فرمود: فاطمه چنین می گوید مگر او از ماست؟ پیامبر فرمود: آری او از ماست (عیون المعجزات ص ۵۴). بنابراین علی(علیه السلام) اگر چه امام نبوده اما همه چیز را می دانسته همانطور که فاطمه(سلام الله علیها) امام نبود ولی همه چیز را می دانست. بعلاوه این که نه خداوند نستعوذ بالله بخیل است نه اهل بیت نامحرم تا امری از آنان پوشیده داشته شود.

,

بعضی نیز بنا بر روایات گفته اند اگر امام بخواهد بداند می داند و اگر نخواهد بداند نمی داند و آن شب نخواسته است که بداند پس هم فضیلت دوم را دارد هم فضیلت اول را. ولی باز می گوییم: این روایت درست است اما به قول مرحوم آیت الله مظفر(ره) چه کسی است که نخواهد بداند؟ (کتاب اعتقادات آیت الله مظفر مبحث علم امام) طبع انسان این است که می خواهد بداند پس می دانسته.

, ولی باز می گوییم:,

جواب دیگر این که خداوند فرموده: و علم آدم الاسما کلها و علم خداوند که جزء این اسماء است، اینگونه نیست که اگر بخواهد بداند و اگر نخواهد نمی داند. نه! خداوند مطلقا می داند پس امام هم مطلقا می داند. اما علت این که امام چنین گفته، ظاهرا در حد فهم اطرافیانش سخن گفته کما این که پایین تر از این را نیز از روی تقیه به خود نسبت داده اند؛ از جمله این که امام صادق(علیه السلام) فرمود: من می خواهم کنیزم را تنبیه کنم اما  نمی دانم در کدام اتاق پنهان شده! اما هنگامی که نامحرمان رفتند امام فرمود: دنیا نزد ما مثل گردویی کف دست شماست یعنی می دانم.

, جواب دیگر این که خداوند فرموده:,

و نیز علی(علیه السلام) فرموده: نمی دانم شیطان ۶ هزار سال دنیوی عبادت کرده یا اخروی! این نمی دانم ها بخاطر حضور نامحرمان بوده و الا این مطلبی نیست که صاحب علم الکتاب بخواهد در موردش اظهار جهل کند (آیت الله جوادی آملی کتاب ادب فنای مقربان ج ۶). نستعوذبالله خدا بخیل بوده یا علی نامحرم؟!!!

,

اکنون دقت شود که این دانستن ها خود حکایت می کند از قرب الی الله و عظمت روحانی صاحبش؛ یعنی شما فعلا کاری به فضیلت دوم نداشته باشید عظمت فضیلت اول را که به مراتب از فضیلت دوم بالاتر است را دریابید؛ فعلا فضیلت دوم پیشکشتان!

,

باید دید این مرد کیست که از آنچه خدا می داند آگاه است؟! این همان مردی است (بلکه تنها مردی است) که بر فراز منبر کوفه فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی!!! که من راه های آسمان را از راه های زمین بهتر می شناسم. آری این چنین است علم امام.

, باید دید این مرد کیست که از آنچه خدا می داند آگاه است؟!,

اما در مورد فضیلت دوم، مقدمتا عرض می شود که امام علی(علیه السلام) فرموده: کسانی که بعدها به دنیا می آیند و آرزو می کنند که ای کاش ما نیز در جنگ صفین حضور داشتیم (یا لیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما) آنان نیز در ثواب این جنگ با ما شریک هستند. آری اینگونه نیست که هر کس دیر به دنیا آمد بی نهایت ثواب را از دست داده باشد نه! الاعمال بالنیات و نیت المومن خیر من عمله؛ چه این که عمل انواع و اقسام محدودیت ها را داراست اما نیت، جز ایمان، صدق و اخلاص نمی خواهد و همین نیت قادر است که مرزهای مکانی و زمانی را بین خوبان با خوبان و بدان با بدان در هم بشکند و آدمی را در ثواب و عقاب گذشتگان و آیندگان شریک کند.

, اما در مورد فضیلت دوم،,

بعد از این مقدمه عرض می کنیم که اگر علی(علیه السلام) نمی دانست که آیا کشته می شود یا نه باز هم قطعا جای پیامبر(صل الله علیه و آله) می خوابید؛ چه بسیار افرادی که جان خود را برای پیامبر در طول تاریخ آگاهانه فدا کرده اند؛ مثلا در همین جنگ تحمیلی هزاران نفر جان خود را فدای دین نمودند. برخی آگاهانه روی مین رفتند تا گردانی برای حفظ دین، راه خود را به پیش براند در حالی که ایمان هیچ یک از آنان حتی نزدیک به ایمان علی(علیه السلام) نیز نمی باشد. پس بر حسب قاعده «الاعمال بالنیات» حضرت از فضیلت این عمل نیز با وجود علم به عدم شهادت برخوردار است چه این که اگر هم نمی دانست قطعا از جان نثاری ابایی نداشت. لذا هر دو فضیلت برای امیرمومنان ثابت است.

, بعد از این مقدمه عرض می کنیم که,

و)  برادران اهل سنت نیز خواسته اند از این واقعه فضیلتی را به ابوبکر تحت عنوان (یار غار) به او نسبت دهند اما با دقت در آیات قرآن معلوم می شود که خداوند در مقام ذم او برآمده نه مدح او و دلیلش این است که خداوند در سوره فتح آیه ۲۶ می فرماید: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوى» و نیز فرموده: «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها» (سوره توبه۲۶) یعنی خداوند سکینه را که حاصل ذکر و یاد و ایمان به خداوند است (الا بذکر الله تطمئن القلوب) هم به قلب پیامبر نازل کرد هم به قلب مومنین در حالی که در جریان همراهی ابوبکر با پیامبر(صل الله علیه و آله) در غار ثور فرموده: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ‏» (نه علیهما)؛ که اگر با پیامبر مؤمنى مى‏ بود او را هم با پیامبر در آرامش و سکینه شریک مى‏ کرد چنانچه در آیاتى که گفتیم مؤمنین را شریک نمود. و اگر بگویند: مصداق نزول سکینه ابابکر بوده و سکینه رسول امری روشن است می گوییم: پس چرا در دو مورد فوق نزول سکینه بر پیامبر ذکر شده است؟

, و), و اگر بگویند: مصداق نزول سکینه ابابکر بوده و سکینه رسول امری روشن است می گوییم: پس چرا در دو مورد فوق نزول سکینه بر پیامبر ذکر شده است؟,

________________________

,

حجت الاسلام مهران آدرویش

, حجت الاسلام مهران آدرویش,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه