وقتی دختر شهید احمد حاتمی کلشتری از دلتنگی ها می گوید؛
آخرین خواسته از پدر / کاش یک بار دیگر می گفت فاطمه
دختر شهید احمد حاتمی کلشتری، گفت: اگر شهادت می خواهی اینجا می شود گرفت و من هم گرفته ام. آن روزها معنی این حرفش را نمی فهمیدم ولی امروز معنی آن برایم مشخص شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زیتون خبر، «همشهری دو» طی گزارشی به روزهای بعد از شهادت شهید احمد حاتمی کلشتری از دانشمندان عرصه هوا و فضا پرداخته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون خبر, زیتون خبر,آنچه در ذیل می خوانید چکیده ای از درد دل فاطمه حاتمی فرزند شهید حاتمی است.
معمولا دخترها بابایی هستند و جانشان به جان پدر بسته است. این را فاطمه حاتمی هم تائید می کند و با چشمان نمناک می گوید:«معمولا مادرم به خاطر مشغله ای که داشتند بیرون از خانه به سخنرانی و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی مشغول بودند و خیلی وقت ها پدر پیش ما بودند. البته این مسئله خیلی ثابت بود در خانه ما که اگر پدر کار داشتند مادر کنار ما باشند و اگر مادر کار داشتند حتما پدر زودتر می آمدند. ولی رابطه ایشان با من خیلی گرم و صمیمی بود معمولا اکثر جاها با هم می رفتیم و خیلی روزها من را حتما برای نماز جماعت به مسجد می برد.
۲ بار پیاده روی اربعین هم با هم رفتیم. یک بار بابا رفته بود و من هم دلم می خواست برم. وقتی شور و اشتیاق من را دید ۲ سال اخیر من را با خودش به این خاک مقدس برد. در راه خیلی با هم حرف زدیم و پدر در سفر آخر که سال گذشته بود می گفت: اگر شهادت می خواهی اینجا می شود گرفت و من هم گرفته ام. آن روزها معنی این حرفش را نمی فهمیدم ولی امروز معنی آن برایم مشخص شده است.»
بچه ها همیشه شیطنت هایی دارند و پدر و مادرها گاهی ناراحت می شوند اما از زبان دخترش بشنویم که رفتار دکتر حاتمی در این مواقع چه بوده است: « بابا خیلی خیلی شخصیت شوخ طبعی داشتند و کم پیش می آمد که ناراحت یا عصبانی شوند. حتی وقتی هم ما ناراحت بودیم با خنده سعی می کرد ما را از ایین حال و هوا در آورد. از طرف دیگر هم خیلی کاریزما داشتند و ما از ایشان تبعیت میی کردیم؛ یعنی جمع مهربانی و جذبه اگر در مسیر زندگی احساس می کرد نیاز به جدیت است واقعا می شد این جدیت را در رفتارش دید. عصبانیت نبود بلکه جدیتی بود که اکثر پدرها دارند.
در این شرایط سخت است که دختری جوان آخرین خواسته از پدرش را بگوید، فاطمه حاتمی با چشم هایی که با اشک نمناک شده اند می گوید؛«کاش بود و یک بار دیگر می گفت فاطمه!».
سیر وصال شهید حاتمی کلشتری:
دکتر شهید حاتمی تحصیلات مقطه دیپلم را در رشته ریاضی در موسسه دارالفنون در سال ۱۳۵۷ به پایان رساند و در دانشگاه تهران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل داد. او که شیفته علم آموزی بود راهی انگلستان می شود و در سال ۱۳۷۶ دکتری مکانیک و سال ۱۳۸۰ فوق دکتری مکانیک را می گیرد.
در سالهای تحصیل در انگلستان چند اختراع به ثبت می رساند و بعد هم برای خدمت به کشور بازمی گردد و در پژوهشگاه فضایی ایران مشغول بکار می شود. وی مدیریت چندین پروژه ملی را در کارنامه خود دارد که از آن جمله می توان به طراحی و آزمایش مدل مقیاسی حامل و طراحی و آزمایش مدل مقیاسی رجا و ساخت دستگاه کشش نخ بدون تماس نوری اشاره کرد.
مراسم یادبود شهید احمد حاتمی کلشتری پنج ۱۶ مهرماه از ساعت ۱۰ الی ۱۲ در مصلی امام خمینی(ره) رودبار برگزار می شود.
آنچه در ذیل می خوانید چکیده ای از درد دل فاطمه حاتمی فرزند شهید حاتمی است.
,معمولا دخترها بابایی هستند و جانشان به جان پدر بسته است. این را فاطمه حاتمی هم تائید می کند و با چشمان نمناک می گوید:«معمولا مادرم به خاطر مشغله ای که داشتند بیرون از خانه به سخنرانی و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی مشغول بودند و خیلی وقت ها پدر پیش ما بودند. البته این مسئله خیلی ثابت بود در خانه ما که اگر پدر کار داشتند مادر کنار ما باشند و اگر مادر کار داشتند حتما پدر زودتر می آمدند. ولی رابطه ایشان با من خیلی گرم و صمیمی بود معمولا اکثر جاها با هم می رفتیم و خیلی روزها من را حتما برای نماز جماعت به مسجد می برد.
,۲ بار پیاده روی اربعین هم با هم رفتیم. یک بار بابا رفته بود و من هم دلم می خواست برم. وقتی شور و اشتیاق من را دید ۲ سال اخیر من را با خودش به این خاک مقدس برد. در راه خیلی با هم حرف زدیم و پدر در سفر آخر که سال گذشته بود می گفت: اگر شهادت می خواهی اینجا می شود گرفت و من هم گرفته ام. آن روزها معنی این حرفش را نمی فهمیدم ولی امروز معنی آن برایم مشخص شده است.»
,بچه ها همیشه شیطنت هایی دارند و پدر و مادرها گاهی ناراحت می شوند اما از زبان دخترش بشنویم که رفتار دکتر حاتمی در این مواقع چه بوده است: « بابا خیلی خیلی شخصیت شوخ طبعی داشتند و کم پیش می آمد که ناراحت یا عصبانی شوند. حتی وقتی هم ما ناراحت بودیم با خنده سعی می کرد ما را از ایین حال و هوا در آورد. از طرف دیگر هم خیلی کاریزما داشتند و ما از ایشان تبعیت میی کردیم؛ یعنی جمع مهربانی و جذبه اگر در مسیر زندگی احساس می کرد نیاز به جدیت است واقعا می شد این جدیت را در رفتارش دید. عصبانیت نبود بلکه جدیتی بود که اکثر پدرها دارند.
,در این شرایط سخت است که دختری جوان آخرین خواسته از پدرش را بگوید، فاطمه حاتمی با چشم هایی که با اشک نمناک شده اند می گوید؛«کاش بود و یک بار دیگر می گفت فاطمه!».
,سیر وصال شهید حاتمی کلشتری:
, سیر وصال شهید حاتمی کلشتری:,دکتر شهید حاتمی تحصیلات مقطه دیپلم را در رشته ریاضی در موسسه دارالفنون در سال ۱۳۵۷ به پایان رساند و در دانشگاه تهران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل داد. او که شیفته علم آموزی بود راهی انگلستان می شود و در سال ۱۳۷۶ دکتری مکانیک و سال ۱۳۸۰ فوق دکتری مکانیک را می گیرد.
,در سالهای تحصیل در انگلستان چند اختراع به ثبت می رساند و بعد هم برای خدمت به کشور بازمی گردد و در پژوهشگاه فضایی ایران مشغول بکار می شود. وی مدیریت چندین پروژه ملی را در کارنامه خود دارد که از آن جمله می توان به طراحی و آزمایش مدل مقیاسی حامل و طراحی و آزمایش مدل مقیاسی رجا و ساخت دستگاه کشش نخ بدون تماس نوری اشاره کرد.
,,
,مراسم یادبود شهید احمد حاتمی کلشتری پنج ۱۶ مهرماه از ساعت ۱۰ الی ۱۲ در مصلی امام خمینی(ره) رودبار برگزار می شود.
مراسم یادبود شهید احمد حاتمی کلشتری پنج ۱۶ مهرماه از ساعت ۱۰ الی ۱۲ در مصلی امام خمینی(ره) رودبار برگزار می شود.
, مراسم یادبود شهید احمد حاتمی کلشتری پنج ۱۶ مهرماه از ساعت ۱۰ الی ۱۲ در مصلی امام خمینی(ره) رودبار برگزار می شود.,,
انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه