اندیشه برگمن؛

اندیشه های اینگمار برگمان در سینمای اروپا

اندیشه های اینگمار برگمان در سینمای اروپا
سینمای اروپا به عنوان سینمایی متکی بر اندیشه و محتوا محور، همواره سرشار از سینماگرانی بوده که در ذات خود خلاقیت داشته و هیچگاه دنباله روی سینمای تجاری آمریکا نبوده اند که از جمله آنها می توان به ‘اینگمار برگمان’ ‌فیلمساز مشهور سوئدی اشاره کرد.این کارگردان که از بهترین فیلمسازان اروپایی تاریخ سینما محسوب می شود در ۱۴ جولای سال ۱۹۱۸ میلادی در خانواده ای کاملا مذهبی به دنیا آمد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کرمان هنر، سینمای اروپا به عنوان سینمایی متکی بر اندیشه و محتوا محور، همواره سرشار از سینماگرانی بوده که در ذات خود خلاقیت داشته و هیچگاه دنباله روی سینمای تجاری آمریکا نبوده اند که از جمله آنها می توان به ‘اینگمار برگمان’ ‌فیلمساز مشهور سوئدی اشاره کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرمان هنر,

این کارگردان که از بهترین فیلمسازان اروپایی تاریخ سینما محسوب می شود در ۱۴ جولای سال ۱۹۱۸ میلادی در خانواده ای کاملا مذهبی به دنیا آمد.

,

پدر برگمان که کشیشی پروتستان بود وی را با نظم و انظباطی سخت گیرانه همراه با تربیت مذهبی بزرگ کرد و در این زمینه بیش از اندازه سخت گیر بود که اینگونه سخت گیری ها، بعدها به یکی از پایه های فیلم های وی تبدیل شد.

,

وی در ۱۹ سالگی برای تحصیل در رشته هنر و ادبیات به دانشگاه استکهلم رفت، اما بیشتر وقت خود را به تئاتر اختصاص داد و نمایش های درخشانی را در سال های ابتدایی دهه ۴۰ میلادی روی سن برد.

,

‘مرگ کاسپار’ نخستین نمایش حرفه ای برگمان در مقام کارگردان بود که مفاهیم مورد علاقه او یعنی مرگ و فلسفه زندگی را در خود داشت.

,

برگمان در روزهای پایانی جنگ دوم جهانی فیلم ‘کریس’ را ساخت و پس از آن در سال ۱۹۴۹میلادی وی با فیلم سینمایی ‘خانه بازی’ جای پای خود را در این هنر – صنعت محکم کرد؛ او برخلاف بسیاری از سینماگران اروپایی همدوره خود، سینما را به عنوان یک سرگرمی تصور نکرد و مفاهیم خاص و پیچیده فلسفی خود در باب مذهب و عرفان را در این قالب مطرح می ساخت.

,

به همین خاطر نیز فضای فیلم های سینمایی برگمان، عموما سرد و تیره بوده و واقعیت و خیال، خواب و بیداری در آنها درهم می آمیخت.

,

وی در روایت داستان های خود ساختارشکنی کرده و از بسیاری از قواعد کلاسیک فراتر می رفت، بگونه ای که کمتر فیلمسازی را می توان به جرات و جسارت برگمان در این زمینه یافت.

,

برای مثال می توان به نوع استفاده او از نمای درشت – کلوزآپ – در فیلم های وی اشاره کرد که کاملا در راستای ایده های ذهنی او قرار داشت.

,

این کارگردان پرکار سینمای سوئد که ۶۲ فیلم سینمایی را در کارنامه خود دارد در دوران فیلمسازی، جوایز زیادی را نیز دریافت کرد که از جمله آنها می توان به جوایز کن و برلین اشاره کرد که اسکار افتخاری ‘ایروین جی.تالبرگ’ در سال ۱۹۷۱ میلادی آن را تکمیل کرد.

,

وی که در کودکی تحت تعلیم کشیش قرار داشت، پرسش های بسیاری در باب زندگی، مرگ و فلسفه زندگی در سر می پروراند که در آن ایام پاسخ کاملی بدانها داده نشد.

,

همین امر او را به سمت تولید فیلم هایی با موضوع های اشاره شده کشاند؛ برگمان در مصاحبه ای به این نکته اشاره کرد که به مرگ از همان کودکی فکر می کرده و به همین خاطر نیز هیچ هراسی از آن ندارد.

,

در فیلم های ‘پرسونا’ و ‘توت فرنگی های وحشی’ به این مفهوم کلیدی به وضوح اشاره شده و نقش پررنگی در محتوای آثار یاد شده دارد که نمونه تکامل یافته را در فیلم درخشان ‘مهر هفتم’ شاهد هستیم.
در ‘توت فرنگی های وحشی’ شاهد زندگی استاد دانشگاه مسنی هستیم که در جاده ای ییلاقی، جوانی خود و ترس های تیره و تارش را مرور می کند.

,
,

اما در ‘مهر هفتم’ با شوالیه ای که تازه از جنگ های صلیبی برگشته روبروییم که در ایمان خود دچار شک و تردید شده است؛ در همین اثنا مرگ در هیاتی غریب پیش رویش ظاهر شده و قدم به قدم خود را به او نزدیک ساخته و او را به دنیای دیگر می برد.

,

برگمان در این فیلم دیدگاه های متافیزیکی خود را به بهترین شکل به تصویر کشید و با بهره گیری از بازیگر بزرگ و صاحب سبکی همچون ‘ماکس فون سیدو’، ژرفای خاصی بدان بخشید.

,

این کارگردان پرکار سینمای سوئد که ۶۲ فیلم سینمایی را در کارنامه خود دارد در دوران فیلمسازی، جوایز زیادی را نیز دریافت کرد که از جمله آنها می توان به جوایز کن و برلین اشاره کرد که اسکار افتخاری ‘ایروین جی.تالبرگ’ در سال ۱۹۷۱ میلادی آن را تکمیل کرد.

,

البته برگمان برای فیلم ستایش شده ‘فانی و الکساندر’ نیز نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شد که از دستیابی به آن دور ماند.

,

برگمان در سال ۱۹۷۶ در حالیکه مشغول تمرین تئاتر رقص مرگ اثر ‘استریندبرگ’ بود، توسط پلیس به خاطر فرار از پرداخت مالیات دستگیر شد که این اتفاق با وجود تبرئه شدنش در دادگاه، تاثیر روحی نامطلوبی روی او گذاشت و چند سالی را از زادگاهش دور ساخت.
این سینماگر در این ایام به آلمان مهاجرت کرد و وقفه ای در تولید کارهایش به وجود آورد تا اینکه در سال ۱۹۸۲ میلادی با اثر درخشان ‘فانی و الکساندر’ به سوئد بازگشت و دولت سوئد نیز برای دلجویی از او، جایزه سالانه اینگمار برگمان را برای تقدیر از بهترین های سال سینما پایه گذاری کرد.

,
,

‘فانی و الکساندر’ را می توان تماشاگرپسندترین فیلم برگمان دانست که مدت زمان طولانی چهارساعته، تماشاگر را خسته نمی کند و تا به آخر با خود همراه می سازد.

,

فیلم درباره خواهر و برادری به نام ‘فانی’ و ‘الکساندر’ است که در خانواده ای هنرمند زندگی آرامی دارند تا اینکه با مرگ پدر، خانواده از هم می پاشد.

,

این فیلم جذاب و دوست داشتنی که آخرین ساخته سینمایی برگمان پیش از بازنشستگی به حساب می آید، همان دغدغه های همیشگی او را با خود داشت و در اوج پختگی و کمال به سر می برد.

,

اینگمار برگمان که در سال ۲۰۰۷ میلادی در سن ۸۹ سالگی درگذشت، کارگردانی صاحب سبک از سینمای اروپاست که علاقه مندان زیادی میان فیلمسازان جهان دارد که از مشهورترین آنها می توان به ‘وودی آلن’ و ‘رابرت آلتمن’ فیلمسازان مستقل آمریکا اشاره کرد.

,

نویسنده:محمد حسین خاکسارپور

,

انتهای پیام/گ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه