دانشجو باید سیب زمینی نباشد!

دانشجو باید سیب زمینی نباشد!
دانشگاه محلی است برای آموزش و پرورش روحیه مطالبه گری و بصیرت افزایی و فرهنگ زایی؛ عده ای سالیان دراز شعار آزادی، گفتگو، تحمل مخالف سر می دادند؛ اما هرکس نظری مخالف ایشان داشت جوات موات و بی سواد تلقی می شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا؛ شاید تیتر مذکور ذهن شما را به سمت عنوان کتابی معروف حداقل در بین دانشجویان برده باشد یا شاید به سمت بسیاری از جمله واره های نگارشی؛ اما مفاهیم نهفته در عنوان فوق، چیزی فراتر از آنست که به صورت آنی در ذهن متجلی می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل فردا,

در قلم زنی های نویسندگان خوش ذوق و طنز پرداز بسیار به چشم می خورد که دانشگاه "گاه دانش" است و گاه به گاه تفریح و استراحت ! اما باز هم واقعیت فراتر از اینها است بگذارید اینگونه بگویم دانشگاه از بدو تاسیس خود در محیط اجتماعی ایران همیشه عرصه ای تاثیرپذیر و البته بیشتر تاثیرگذار بوده است؛ چرا که در تعیین سرنوشت یک ملت و یک کشور بعد از توده های مردم، افراد تحصیل کرده نقش مهمی را ایفا کرده اند، این افراد که آینده سازان یک نظام فکری، سیاسی و فرهنگی هستند؛ با ایجاد فضایی برای رشد علم و ایضا غنابخشی به فرهنگ جامعه، ثبات و استمرار آن را تضمین و تعیین میکنند.

,

با تعمق بخشی به واژه "دانشگاه" بجای "گاه دانش " ! می توان گفت دانشگاه بهترین جایی است برای مقابله افکار و نظریات مختلف در همه زمینه های علمی، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی؛ امری که با نظریه پردازی و گاه تعارض و تضاد نظرات و افکار میان دانشگاهیان برای برگزیدن افکار و نظرات برتر شکل می گیرد و حاصل آن رشد در زمینه های مذکور و جدا شدن از تعصبات و بصیرت افزایی است.

,

اینجا دانشگاه است، محلی برای انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر، اما چه فرهنگی؟ و چه علمی؟ مسئله این است! پس نگذاریم مسئله هایمان کوچک باشند چرا که به فرموده آن پیرخمین »: اگر دانشگاه را سست بگیریم همه چیزمان از دست رفته است«.

,

پس دانشجو ، دانشجو است و دانشگاه ، دانشگاه و دانشگاه مبدا همه تحولات است نه مبدا و مقصدی بین منزل و کلاس درس یا بر عکس ، مبدایی برای نهادینه کردن بصیرت و منطق بجای اعمال افعال ناشایست؛ در همین سطح دانشگاه خودمان تا برسد به سطوح بالاتر اجتماعی.

,

دانشگاه محلی است برای آموزش و پرورش روحیه مطالبه گری و بصیرت افزایی و فرهنگ زایی، برای مثال لزوم فرهنگ و بصیرت ایجاب می کند که جهت نمایاندن اعتراض خویش نسبت به شرایط موجود، در هر فضایی با هر نگرشی بجای برای مثال احتراق سطل زباله در خیابان ها و صدمه به اموال ملی تا شکستن درب و شیشه و پایین آوردن پارتیشن بوفه ! یا مثلا اجتماع در صحن دانشگاه و کف و سوت و سپس گریز با لباس زنانه!

,

به مناظرات قلمی یا کلامی جهت مشخص شدن مواضع وافزایش سطح آگاهی روی آورده شود. عده ای سالیان دراز شعار آزادی، گفتگو، تحمل مخالف سر می دادند؛ اما هرکس نظری مخالف ایشان داشت جوات موات و بی سواد تلقی می شد، سال 83عبا شکلاتی با نسب سادات در جریان مناظره ای در دانشگاه تهران دستور می دهد دانشجویان مخالف ایشان را با خشونت از سالن بیرون بیندازند و البته خود همین ها در سال 84 در دانشگاه امیرکبیر اقدام به احتراق عکس "مردی که رفته " می کنند و کسی کارشان ندارد! همین روحیه هست که تحمل مخالف را به صفر می رساند چه یک نفر باشد چه 25 میلیون نفر!

,

همانهایی که با انقطاع و فهم اشتباه درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی آنچنان متوهم می شوند که گمان می کنند هر کسی عین آنها فکر نکند نخبه نیست و هرکسی در دانشگاه همچون آن ها نیندیشد دانشجو نیست! مثل همانها که در همان سال 88 ادعا کردند هرکس به ما رای نداده، اصلا وجود ندارد !!!!  و اما در آخر اگر دانشجویانی با مجهز شدن به سلاح بصیرت در برابر آمریکایی ها و آمریکایی مآبان سینه سپر کردند و شهادت را لبیک گفتند امروز هم با تمام ظرفیت خود با گوش به فرمان رهبری در برابر همان امپریالیسم خواهند ایستاد.

,

 

,

یادداشت از پگاه رسایی فر

,

انتهای پیام /

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه