روستایی که هنوز هوای شهر به سرش نخورده است
من روستایی ام صبح ها چشمانم را با خروس خوان باز می کنم و با گلبانگ اذان نماز می خوانم و صبحانه ام را با نان داغ دستپخت مادر میل می کنم و تا غروب آفتاب در مزرعه مشغول کشاورزی و دامپروری هستم .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کرمان۱۴۰۰ ؛ من روستایی ام صبح ها چشمانم را با خروس خوان باز می کنم و با گلبانگ اذان نماز می خوانم و صبحانه ام را با نان داغ دستپخت مادر میل می کنم و تا غروب آفتاب در مزرعه مشغول کشاورزی و دامپروری هستم .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرمان۱۴۰۰ ,من روستایی ام ، درخانواده ای زاده شده ام که محبت و عشق در آن موج می زند . از هوای پاک طبیعت استفاده می کنم و از دغدغه های شهری به دور هستم و با کار و تلاش و اتکاء به نیروی خدادادی خود در جهت اقتصاد مقاومتی گام برمی دارم .
,من روستایی ام با اتکاء به نیروی بازوان خود در مزرعه کشاورزی می کنم تا هزینه های زندگی خانواده خود را تامین کنم ؛ در جایی که من زندگی می کنم همه افراد خانه از مادر گرفته تا فرزندان برای گرداندن زندگی خانواده دست به دست هم داده و تلاش می کنند تا اقتصاد خانواده پیش رود .
,من روستایی ام در فضای سبز روستا و در کوچه و باغ های آن بزرگ شده ام و همواره در کنار دیگر روستاییان با محبت و مهربانی زندگی می کنیم ؛ در روستایمان توسعه بدون مشارکت و همکاری معنایی ندارد و همه افراد برای حل مشکلات افراد دست به دست هم داده و قدم بر می دارند .
,من روستایی ام ، در روستا مردان و زنان دوشادوش هم به کار و فعالیت می پردازند مردان همراه با طلوع آفتاب گوسفندان را به چراهگاه برده و غروب برمی گردند و دیگر در این هنگام است که کار زنان و وظیفه دوشیدن گوسفندان آغاز می شود .
,من روستایی ام و به این افتخار می کنم که هنوز تحت تاثیر فرهنگ شهرنشینی قرار نگرفته ام و از حال همسایه خود خبر دارم و با شنیدن صدایش خوشحال می شوم و در غم و شادی هایش سهیم هستم .
,من روستایی ام ، روستایی باغیرتی که در دفاع از جان و ناموس خود در هشت سال دفاع مقدس ثابت کردم که اجازه تجاوزگری دشمن به خاک وطنم را نمی دهم و بعد از این هم از دلاوری های خود با کسی به سخن نمی نشینم زیرا با خدای خود معامله کرده ام .
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه