محسن اخوان:

اخلاق و سیاست

اخلاق و سیاست
آیا یک سیاستمدار باید ارزش ها ی اخلاقی را رعایت کند؟ آیا اخلاق چاشنی سیاست است؟ آیا باید اخلاق را فدای سیاست کرد؟ آیا اخلاق از سیاست جداست؟ و اگر اخلاق از سیاست جدا باشد و حاکم به قواعد اخلاقی پایبند نباشد، می توان انتظار داشت که مردم به اصول اخلاقی پایبند باشند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیک دانشجو  آیا یک سیاستمدار باید ارزش ها ی اخلاقی را رعایت کند؟ آیا اخلاق چاشنی سیاست است؟ آیا باید اخلاق را فدای سیاست کرد؟ آیا اخلاق از سیاست جداست؟ و اگر اخلاق از سیاست جدا باشد و حاکم به قواعد اخلاقی پایبند نباشد، می توان انتظار داشت که مردم به اصول اخلاقی پایبند باشند؟ امروزه کسانی هستند که برای تصفیه حساب های شخصی و جناحی و تخریب، از محور اخلاقی فراتر می روند و برخی غافلند و نمی دانند سخنانشان در افکار عمومی و بخصوص رسانه های غربی چه بازتابی خواهد داشت؟ امروزه عده ای، دیگر افراد را در معرض اتهام های خیالی و تو خالی قرار می دهند. امروزه گاهاً دروغ گویی، رفتارهای غیر اخلاقی با رقبای سیاسی، استفاده از تبلیغات گمراه کننده برای گرم کردن بازار مکاره سیاست، دوچهرگی و دو گونه سخن گفتن برای کسب یا حفظ قدرت به نام بازی سیاسی مقبولیت می یابد! بدون شک این قواعد در نگاه سیاسی امام علی (ع) با اصول اخلاقی منافات داشته و فراتر از مرزهای اخلاقی و انسانی است و به هیچ وجه توجیه پذیر نیست. امام علی ع) در رابطه با عمر و عاص در خطبه ۸۴ نهج البلاغه می فرماید: ((مردم آگاه باشید! بدترین گفتار دروغ است. او به دروغ سخن می گوید، وعده می دهد و خلاف آن مرتکب می شود، درخواست می کند و اصرار می ورزد، اما اگر چیزی از او بخواهند بخل می ورزد و به پیمان خیانت می کند…)) و یا در نامه ی ۶۹ نهج البلاغه به “حارث همدانی” که از کارگزاران آن حضرت بود، می فرماید: (( از هر کار پنهانی که از آشکار شدنش شرم داری پرهیز کن، از هرکاری که از کننده آن پرسش کنند، نپذیرد یا عذرخواهی کند، دوری کن، آبروی خود را آماج تیر گفتار دیگران قرار نده، و هرچه شنیدی را بازگو مکن، که نشانه دروغگویی است،… خشمت را فرو نشان وبه هنگام قدرت ببخش وبه هنگام خشم فروتن باش و در حکومت مدارا کن تا آینده خوبی پیش روی تو باشد.)) و دها مورد از کلام گهربار آن حضرت در مورد رعایت اخلاق اسلامی در میان کارگزاران حکومتی می توان یافت که رابطه میان اخلاق و سیاست را به وضوح نشان می دهد، اما باز در میان برخی سیاستمداران این بد اخلاقی ها دیده می شود، خصوصاً در ایام منتهی به انتخابات ها در صد این نوع رفتار ها افزایش می یابد. حال سؤال اینجاست که عامل اصلی این تخریب ها و تهمت ها و دروغگویی ها چه چیزهایی میتواند باشد؟ آیا اخلاق باید تابع سیاست باشد یا سیاست باید اخلاقمدارانه دنبال گردد؟ آیارابطه ای میان این دو قابل تصور است؟ برای پاسخ به این سؤالات باید بیان کنیم که اندیشمندان عالم سیاست در طول تاریخ همواره کم و بیش به رابطه ی اخلاق و سیاست توجه داشته اند و اغلب بین اخلاق و سیاست سه نظریه را برجسته کرده اند:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک دانشجو  ,

۱- جدایی کامل اخلاق از سیاست

,

۲- تابعیت اخلاق از سیاست

,

۳- یگانگی و باهم بودن اخلاق و سیاست

,

جدایی کامل اخلاق از سیاست:

, جدایی کامل اخلاق از سیاست:,

در این نظریه سیاست وسیعتر از آن است که اخلاق بتواند آن را کنترل کند. این نظریه بین مبانی و اصول اخلاقی و سیاست، تفاوت های زیادی قایل می شود و تأکید دارد که برای رسیدن به هدف و منافع مورد نظر، باید به اقدام سیاسی دست زد و توجه به مبانی اخلاقی به شکست در عرصه ی سیاسی منجر خواهد شد. این نوع دیدگاه در حکومت های سکولار و لیبرالی به وضوح قابل رؤیت است و هدف، که همان کسب قدرت سیاسی است، هر وسیله غیر اخلاقی و حتی در بسیاری موارد غیر انسانی را توجیه می کند.

,

تابعیت اخلاق از سیاست:

, تابعیت اخلاق از سیاست:,

براساس این نظریه، اخلاق و مبانی ارزشی تابع سیاست بوده و ارزش خود را از سیاست می گیرند و تنها با آن توجیه می شوند. این نظریه نتیجه رویکرد مارکسیست – لنینیستی به جامعه و تاریخ است.

,

 

,  ,

 

,  ,

یگانگی و باهم بودن اخلاق و سیاست:

, یگانگی و باهم بودن اخلاق و سیاست:,

در این دیدگاه اخلاق و سیاست در پی تأمین رستگاری و سعادت انسانند. مسلمانان و دینداران بیش از همه به این دیدگاه اعتقاد دارند چون نگرش اسلام به اخلاق و سیاست از یک زاویه است لذا ارزشهای اخلاقی در حوزه سیاست نیز جزء لاینفک و جدا نشدنی است و یک کارگزار باید به تمام ارزشهای اخلاقی معتقد بوده و به آن عمل کند. از این رو در این دیدگاه جدایی اخلاق و سیاست مساوی با تزلزل انسان و سقوط است و لذا اسلام به یگانگی و با هم بودن اخلاق و سیاست تأکید فراوان نموده است. اهمیت این موضوع تا آنجاست که پیامبر گرامی اسلام(ص) که به عنوان یک رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی صدر اسلام در حدیث معروف مکارم اخلاق، هدف از بعثت خود را به اتمام رساندن و به کمال رساندن مکارم اخلاق بیان فرموده اند. و این نشاندهنده ی اهمیت اخلاق در جامعه ی اسلامی است. امروزه اگر در میان دیگر کشورهای جهان بگردیم و روابط میان آنان را مورد بررسی قرار دهیم، از اخلاق جز چند پروتُکل و سازمان، همچون سازمان حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل، که بیش از آنکه تابع اخلاق و احترام به حقوق انسانها باشند تحت سیطره ی سیاست قرار دارند، چیز دیگری نخواهیم یافت. زیرا مناسبات میان این کشور ها و سیاست های داخلی آنان جدای از اخلاق بوده و آنان کسب قدرت را هدف اصلی خود می دانند و رسیدن به این هدف برای آنان از هر راهی پسندیده و قابل قبول است و نگاه آنان به اخلاق همان نگاه اول، یعنی؛ جدایی کامل اخلاق از سیاست است. پس به جرأت می توان گفت که سیاست اخلاق مدارانه را فقط می توان در اسلام و میان کشورهای اسلامی جستجو کرد و این آموزه های اصیل اسلامی و سیاست اخلاق مداری اسلامی، در مذهب تشیع قابل لمس تر و نمایان تر است.

,

از دیدگاه امام علی(ع) هرگونه تلاش سیاسی خارج از اصول اخلاقی، پیروی از هوای نفس و زیان و خسران دنیا و آخرت تلقی می شود. از نگاه ایشان نه تنها حکومت و زمامداری، با اخلاق و ارزش تعارض ندارند، بلکه سیاست مطلوب جز از راه پیوند بین این دو محقق نخواهد شد. از منظر امیرالمومنین علی(ع)؛ نگاه زاهدانه به دنیا، پرهیز از دنیا پرستی، توجه به آخرت، پرهیز از دو رنگی و خود برتر بینی، اخلاص در امور، دانستن فراز و نشیب های دنیوی، پرهیز از نیرنگ و دروغگویی، رنج خود و راحتی مردم و کوچک انگاشتن غیر خدا در برابر خداوند، مبانی و اصول اخلاقی است که باید در سیاست به خوبی رعایت شود. امروزه ما بیشتر در حکومت و جامعه ی ایران اسلامی به دنبال این تعریف از سیاست خواهیم گشت. اما آیا در جامعه ی ما سیاست اخلاق مدارانه به عنوان یک اصل رعایت می شود؟ شاید هرچه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، سیاست مبتنی بر اخلاق بیشتر به سمت شعار حرکت کرده و از حیطه ی عمل فاصله گرفته است. زیرا برخی نخبگان سیاسی از آرمانهای امام و شهدا فاصله گرفته اند و کسب و حفظ قدرت را بر هرچیز مقدم میدانند و در این راه از هیچ تلاشی غیر اخلاقی دست بر نمیدارند حتی اگر ظاهر را حفظ کنند. این نوع رفتار باعث دو چهرگی و دوگونه سخن گفتن در میان سیاستمداران شده و با عنوان بازی سیاست و کیّز بودن در این عرصه توجیه می شود که کوچکترین جایگاهی در سیاست علوی ندارد. بدون شک این قواعد با نگاه دینی سیاسی مدبرانه و اخلاقمدارانه مقام معظم رهبری(مدظله) تضاد اساسی داشته و حتی از منظر ایشان طرد شده است. ایشان در دیدار با اعضای بسیجی هیأت علمی دانشگاههای سراسر کشور در رد این نوع بد اخلاقی ها می فرمایند: «من بارها گفته ام؛ ظلم نکنید! این هم یکی از آن اساسی ترین کارهاست. ظلم چیز بدی و خطرناکی است، ظلم فقط این نیست که آدم توی خیابان به یکی کشیده بزند. گاهی یک کلمه ی نابجا علیه یک کسی که مستحقش نیست، یک نوشته نابجا، یک حرکت نابجا، ظلم محسوب می شود. این طهارت دل را و طهارت عمل را خیلی بایستی ملاحظه کرد.»(۲/۴/۸۹)

,

بنابراین با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، انتظار می رود همه ی کسانی که قصد ورود به این عرصه را دارند، با رعایت اصول اخلاقی و حقوق انسانی، به مردم شریف ایران و همچنین به یکدیگر احترام گذاشته و در فضایی همراه با همدلی و همزبانی به سمت اوج قله های پیشرفت در زمینه های سیاسی – اجتماعی و اقتصادی ایران اسلامی مان حرکت کنیم، انشاءالله.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه