یادداشت

شهید گمنام...

شهید گمنام...
اگر از دوست داشتنت بگویم که همه زیر سؤال می برند این دوست داشتن را که به قول آنها منطقی ندارد ولی دوست داشتن آدمی در قاب شیشه ای دارای منطقی است بی پایان....
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از نسل فردا ؛ زندگی مان می گذرد به خاطر روزهایی که تو آسان از کنار همه چیز گذشتی، پای اعتقاداتت، پای یاری رهبرت، پای این کشور ایستادی تا ما این گونه آرام از کنارت عبور کنیم بی توجه به این که چه آرام آرمیده ای اگر به خواهم از تو صحبت کنم، می شوم افراطی گری که در گذشته مانده است......

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل فردا,

اگر از دوست داشتنت بگویم که همه زیر سؤال می برند این دوست داشتن را که به قول آنها منطقی ندارد ولی دوست داشتن آدمی در قاب شیشه ایی دارای منطقی است بی پایان....

,

اگر بخواهم از رشادت هایت بگویم، می گوید آن روزها گذشته است، کوچه ها به نامشان دیگر بس است، غافل از آنکه این نامهای سر در کوچه برای یادآوری به ماست که به خاطر خون چه کسی اینگونه آرامش از آن ماست، راستی تو که نام هم نداری، بی نام کنارم آرمیده ای، گمنام، گمنام. ...

,

خب بگذریم، برگردیم سر صحبت خودمان، سر صحبت از ما که تو روزهای جوانی ات را هدیه روزهای امروزمان کردی. چه

,

می گفتم؟؟؟   هان ... یادم آمد می خواستم از تو بگویم ولی سراغ هر کلمه ای رفتم قبل برایش حرفی درآورده بودند که نشود نامی برای تو نهاد و نشود به همه یادآوری کرد که یک روزی تو در این کشور بودی تا راحت تر بشود به فرزندت سرکوفت زد دانشجوی سهمیه ایی، قابل از آن که چه لرزان یاد گرفت بابا آب داد تا راحت تر به شود نامت را از تاریخ این کشورکرد و تاریخی تحریف شده در اختیار آیندگان قرارداد شهید گمنام...

,

 

,

نوشته ای ادبی از خانم عسگری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه