یادداشت:
محسن رهامی مرد خاکستری اصلاحات زنجان
محسن رهامی ، مرد خاکستری اصلاحات در زنجان و نماینده شهرستان خدابنده در دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی است. رهامی که اصالتا اهل زنجان است ، یکی از اعضای موسس کمیته مرکزی اصلاح طلبان و رئیس کمیته مشترک اصلاح طلبان در انتخابات آتی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان ، محسن رهامی ، مرد خاکستری اصلاحات در زنجان و نماینده شهرستان خدابنده در دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی می باشد رهامی که اصالتا اهل زنجان است ، یکی از اعضای موسس کمیته مرکزی اصلاح طلبان و رئیس کمیته مشترک اصلاح طلبان در انتخابات آتی است که به همراه حسین مرعشی، آذر منصوری، مرتضی حاجی، عبدالله ناصری و احمد حکیمیپور، از افراطی ترین چهرههای سیاسی طیف چپ، وابسته به احزاب منحله و غیرمشروع (مانند حزب ضدانقلاب مشارکت) دارای سوابق محکومیت و زندان در ماجرای فتنه ۷۸ و ۸۸ میباشند، و هدف خود را از تشکیل این کمیته، هماهنگی میان دو مجموعه اصلاحطلبان، یعنی شورای مشورتی و شورای هماهنگی و رصد فضای سیاسی کشور میدانند.
به نظر می رسد بررسی نظرات و گفته های محسن رهامی رییس کمیته انتخابات اصلاح طلبان جالب باشد از این رو به بررسی شخصیت حجت الاسلام رهامی می پردازیم ، ایشان همچون سایر دوستان خود بدون نگاه ژرف نگرانه به جایگاه خویش رویه ی قابل تامل و خاصی در پیش گرفته اند و در قسمتی از سخنان خود که به نجابت اصلاحات اشاره دارد ابراز امیدواری کرده اند درصورت کسب موفقیت های بیشتر دکتر روحانی راه برای ورود جریان چپ که گاها فراتر از یک مخالف در قالب یک معاند ظاهر می شوند باز می شود. یکی از نکاتی که محسن رهامی همواره به آن اشاره داشته مباحث اقتصادی ، شرایط مالی و پاک دستی اصلاحات است.
,
به نظر ایشان این حزب تنها جریان سیاسی کشور است که هیچ حساب بانکی ندارد و تمام هزینه های آن از طریق کمک های مردمی تامین می شود ، یابد به استحضار ایشان رساند که اگر به نظر حضرتعالی لژهای سرمایه داری ، کمک مردمی به حساب می آید بله قطعا این گونه است و تمام هزینه های شما به وسیله عده ای قلیل تقبل می شود اما اگر عموم مردم مد نظر است این پرسش قابل تامل است هزینه های هنگفتی ازجمله چاپ و نشر رساله ی اسدالله بیات که به رایگان در اختیار عموم قرار می گرفت و یا هفته نامه هایی که روزنامه می شوند و از حق و انصاف خبری ندارند بلکه صدای ننگین اصلاحات هستند و همچون سایه ی سنگین برسر ملت ایران چگونه تامین می شود ؟ به هرحال هر اتفاقی هم که بیافتد مردم جامعه انتخابات های گذشته را در ذهن دارند و در آینده نه چندان دور هزینه های شما و سایر افراد را مقایسه خواهند کرد و آن جاست که چنین سخنان وهم آلود در ذهنشان نقش می بندد.
محسن رهامی در گفت و گویی با شبکه اطلاع رسانی راه دانا اولین و آخرین خواسته خود را «اجرای تمام عیار قانون اساسی»دانسته است ، هرچند به نظر می رسد او جزو معدود نفراتی از جرگه اصلاحات است که قانون را ملاک قرار داده و فریاد تغییر قانون اساسی به سر نمی دهد اما نکات قابل توجهی در این بخش از سخنان وی وجود دارد ، او که می داند حداقل در دید عده ی اندک اطرافیانش تاثیر گذار است در روزهای اربعین که امت پیاده راه حسین علیه السلام را می روند سخنران مجلس شیخ یوسف صانعی بوده است ؛ مردی که زمانی هرگونه تخلف از امر ولی را حرام می دانست و می گفت باید مواظب مرجع تراشی انگلستان باشیم و امروز تنها مرجع رسانه های انگلستان است و اصول دوم و پنجم ویکصد و هفتم قانون اساسی را نامعتبر میخواند. جالب آنکه رهامی در چنین مراسمی بحث «گذر از فروع عاشوری به اصول» را مطرح ساخته ، غافل از اینکه مهم ترین اصل عاشوری امر به معروف و نهی از منکر است که اگر در جامعه نهادینه شود روزگار بسیاری سیاه است فلذا خود را تمام عیار درمقابل آن قرار می دهند.
او در جای دیگری حاکمان کشور های عربی را محکوم می کند که « دیدشان تا نوک بینی شان است» واین زبان نشان از تناقض هایی ریشه ای دارد چراکه تنها گروهی که مشی دیپلماسی خنده و التماس دیدار از عربستان پیشه کرده و سران آن دم از ارتباط نزدیک با شیوخ عربی سر می دهند و حتی در زمان قدرت هم نه تنها به پادشاهان عرب بلکه به ولیعهدان شان نامه تبریک و تمجید ارسال می کردند، جریان اصلاحات است ، که امروز با گذر زمان و به لطف آگاهی ملت ، آتش چنین رفتاری دامن ایشان را خواهد گرفت.
طعم قدرت و خو گرفتن با آن ، چنان لذت و درمواردی ضرورت دارد که افراد گاها تعهدات جلسات خصوصی خود را علنی کرده و صدایشان در بیاید تا جایی که رییس کمیته انتخابات یک جریان سیاسی در سخنرانی خود رییس جمهور وقت ایران را این گونه خطاب قرار دهد : «یک شخص با رای احزاب، اشخاص و انجمن ها بالا می آید و رییس جمهور می شود اینکه این آقا بگوید من به هیچ حزبی وابستگی ندارم نشان از بی عرضگی اوست! ما ده به ده و شهر به شهر گشته ایم و رای حواله کرده ایم ، مگر مرض داشتیم که هزینه دادیم؟» این لحن خود بیان گر تندروی شخصیت مذکور است اما سوال اول اینجاست که کدام هزینه ؟ شما که فرمودید هزینه ای از خودمان نکرده ایم! اگر منظورتان همان کمک مردمی است ارتباطی به شما ندارد بلکه مردم هرچند مثل من به این آقا رای نداده اند اما حداقل احترام دولت شان را نگه می دارند و آن را مقبول اکثریت می دانند سوال دوم این جا است خودتان بفرمایید اگر مرض داشتید چه لزومی دارد که رییس کمیته انتخابات اصلاحات باشید اگر خیر که قطعا این گونه است حاصل این حواله چه بوده؟ بگویید تا مردمی که تنها کمک شما هستند بدانند ، چراکه به نظر می رسد خود را آماده حواله های جدید کرده اید و قصد دارید این هزینه ها را را بار دیگر به صلاح خود خرج و سپس مورد اهانت قرار دهید. و نکته بعدی آن است که ریاست محترم جمهور بدانند شاید هم در گذشته کسانی برای شما دردسر ساز بوده اند اما اکنون زمان آن است که دیانت خود و صیانت از حق الناس را نشان دهید.
یکی از نکات جالب که سخنان رهامی وجود دارد اشاره او به موضوع وظیفه اصلی روحانیت است : وی معتقد است کار اصلی روحانیت تجارت گوشت و آهن نیست بلکه تربیت انسان است . این حرف فی نفسه بسیار زیبا و به جا است ، اما باید نظر وی درخصوص تجارت پسته رفسنجان را هم جویا شد ! باید باصراحت اشاره کرد چه کسانی لباس پیغمبر را در سفرهای اروپایی به پالتو یا کت و شلوار تبدیل کردند و به بهانه تمدن در آغوش همان هایی قرار گرفتند که خون ملت ایران را سال هاست در شیشه تحریم کرده اند به اسحضار ایشان برسانم اصولا تربیت کار کسانی است که خود در اوج معنویت و اشدا علی الکفار هستند نه کسانی که خود نیاز اساسی به خیل مربی ها دارند هرچند شب و روز هم در حوزه های علمیه باشند.
امید است شناخت افراد اطراف ما در آینده به کارمان آید زیرا به نظر می رسد برخی در جامه ی نگین وار اسلام هستند اما خواب هایی رنگین بسیار برای اسلام و امت اسلام دیده اند.
,
,
,
,
,
انتهای پیام /
]
ارسال دیدگاه