یادداشت

سهل انگاری و سهل اندیشی تا به کجا؟

سهل انگاری و سهل اندیشی تا به کجا؟
از سفر سال گذشته رییس جمهور به سازمان ملل تا کنون اتفاقات متعددی در روابط خارجی ایران با سردمدار استکبار جهانی رخ داده است از عدم استفاده ی پیشوند "رژیم جعلی" قبلی از کلمه ناصحیح "اسراییل" گرفته تا دست دادن و مذاکرات پی در پی با آمریکایی ها.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت پایگاه خبری تحلیلی پیرغار به قلم  کارشناس مسائل سیاسی ابوذر ولایتی نوشت:

این اتفاقات در داخل نیز با کنش ها و واکنش های متفاوت و متناقضی همراه بود. از یک سو دولتی ها و طرفداران آنان قرار داشتند که تمام تلاش خود را نمودند تا بر خلاف موضع صریح رهبری یعنی عدم دخالت در جزییات مذاکرات« بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوب‌های مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفته‌ام»، همه جزئیات مذاکرات را مورد تایید و نظارت رهبری تلقی نمایند  و با این حربه ضمن تهدید و توهین و سانسور مخالفان سعی نمودند با ایجاد یک دیکتاتوری رسانه ای و راه اندازی کارناوال های  خیابانی و مجازی همه چیز را خوب جلوه داده و ایران را منتفع اصلی اتفاقات اخیر بدانند. از دیگر سو منتقدان این گونه اتفاقات قرار داشتند که با برشمردن نقاط ضعف رویداد ها و نشان دادن راه های سو استفاده دشمن سعی نمودند در فضای سنگین تبلیغاتی موافقان به وظیفه خود عمل نمایند.

اما این میان تنها چیزی که فراموش گردید مواضع رهبری به عنوان مجری اصل یکصد و دهم قانون اساسی است اصلی که  در آن تعیین‏ سیاستها کلی‏ نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و نظارت‏ بر حسن‏ اجرای‏ سیاستهای‏ کلی‏ نظام‏ بر عهده رهبری گذارده شده است.

رهبر انقلاب یک سال قبل و در بیست و دوم مردادماه نود سه در دیدار مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور به ضرر رابطه با آمریکا اشاره نموده و بیان کردند: رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌منفعت برود!؟

عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.

در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند.

البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود اما این، یک تجربه‌ی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است.

این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می‌دهند.

تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.
رهبری در جایی دیگر مشکل ایران با امریکا را اینگونه بیان می دارند که:«مسئله‌ى ما با آمریکا، مسئله‌ى استکبار آمریکایى است؛ مستکبرند، متکبّرند، زورگویند، زیاده‌طلبند؛ همین حرفهایى که این چند روز سرِ همین مذاکرات هسته‌اى زدند، شما ببینید؛ چند ماه مذاکره کردند و حالا تمدید کردند، [بعد] شروع کردند مثل همیشه حرف زدن»

مذاکرات ادامه پیدا کرد و همیشه رهبری از اعتماد به تیم مذاکره کننده حرف زدن و از عدم اعتماد به دشمن، رهبری حتی زمانی که آقای رییس جمهور در زنجان درس نهضت حسینی را اینگونه بیان داشت:« در شب تاسوعایی که شما مردم زنجان بزرگترین مراسم گرامیداشت را برای آن برگزار می‌کنید به طوری که مایه افتخار و غرور همه ایرانیان است، امام حسین(ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید، اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.» باز هم از اعتماد به دولت سخن راندند و فرمودند:« هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ی مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ی شامل آمریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ی یک - سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّه‌های خودمان هستند، بچّه‌های انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند. کار سختی هم هست [که‌] بر عهده‌ی اینها است؛» و باز هم از عدم اعتماد به طرف مقابل حرف زدند

آقای رییس جمهور در کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای خود در صفحه 73 و ذیل عنوان آرمان گرایی یا اسارت در توهمات می نویسد: متأسفانه گاهی در کشور توهمات، مبنای تصمیم گیری قرار می گیرد، مثلا این تفکر که غرب به فروپاشی کامل رسیده  و نظرات علمی اقتصادی و سیاسی غرب به بن بست رسیده و خود آنها فهمیده اند که دیگر راهی ندارند و راه نجات را ایران می دانند ... البته این گونه ادعاها آرمان نیست، بلکه توهمات ناشی از خود شیفتگی و کم تجربگی است!!!

رهبری انقلاب در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام در بیستم فروردین نود چهار توافق نکردن را بهتر از توافق بد می دانند ودشمن تاکید بر اینکه مذاکرات فقط در چارچوب مسائل هسته ای در حال انجام است می فرمایند:« من البتّه هیچ‌وقت نسبت به مذاکره‌ی با آمریکا خوش‌بین نبودم. نه از باب یک توهّم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کردیم. حالا اگر یک روزی ــ ما که در آن روز قاعدتاً نخواهیم بود ــ شماها ان‌شاءالله در جریان حوادث و جزئیّات و یادداشت‌ها و نوشته‌های این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه‌ی ما از کجا حاصل شده؛ تجربه کردیم. لکن با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم. از رسیدن به یک توافقی که منافع ملّت ایران را تأمین کند و عزّت ملّت ایران را حفظ کند، صددرصد من حمایت میکنم و استقبال میکنم؛ این را همه بدانند. اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد.»

رهبر انقلاب همچنین ضمن تبیین راه مذاکرات هسته ای به دوران پسا مذاکره نیز اشاره می کنند و در دیدار دانشجویان تکلیف وضعیت مبارزه با استکبار را اینگونه معلوم می کنند « مگر مبارزه‌ی با استکبار، تعطیل‌پذیر است؟ مبارزه‌ی با استکبار، مبارزه‌ی با نظام سلطه تعطیل‌پذیر نیست. این هم جزو همین حرفهایی است که اتّفاقاً امروز من یادداشت کرده‌ام که به شما بگویم. این جزو کارهای ما است، جزو کارهای اساسی است، جزو مبانی انقلاب است. یعنی اگر مبارزه‌ی با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم. مبارزه‌ی با استکبار که تمام نمیشود. در مورد مصادیق استکبار، آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است. ما به این مسئولین محترمی که در قضیّه‌ی هسته‌ای مذاکره میکنند -که حالا اینها اجازه پیدا کرده‌اند که مسئولین روبه‌رو با هم حرف بزنند؛ البتّه سابقه داشت، در این سطح نه، در سطوح پایین‌تر سابقه داشت؛ در این سطح، اوّلین‌بار بود- گفته‌ایم که فقط در مسئله‌ی هسته‌ای شما حق دارید مذاکره کنید؛ در هیچ مسئله‌ی دیگری حق ندارید مذاکره کنید، و نمیکنند. آن طرف مقابل، گاهی مسائل منطقه و سوریه و یمن و مانند اینها را پیش میکشد،»

اما متاسفانه ظاهرا قرار نیست وزارت خارجه سیاست های کلی نظام را درک کند و در راستای آنها حرکت کند. این امر کار را به آنجا می رساند که جان کری وزیر خارجه آمریکا ادعا می کند « چند ماه پیش که یک محموله از سوی ایران راهی یمن بود، خیلی زود با همتای خود تماس گرفتم و گفتم که این امر می‌تواند باعث یک رویارویی جدی شود و ما آن را تحمل نمی‌کنیم. وی نیز در مدت زمانی بسیار کوتاه با من تماس گرفت و گفت قرار نیست این محموله به زمین برسد یا از آب‌های بین‌المللی خارج شود و بعد راهی کشور خودشان شد. ما محموله سلاح ایران را که راهی سودان بود تا بعد به دست ایران برسد، دنبال کردیم. از این رو، ما تلاش‌های عمده‌ای را دنبال می‌کنیم و به صورتی چشمگیر، این تلاش‌ها را عقب رانده‌ایم تا از این دست فعالیت‌ها جلوگیری شود.» اما در عین ناباوری با سکوت مقامات وزارت خارجه ایران مواجه می شود و هیچ کس این اظهارات را تکذیب نمی کند.

این بار رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران به وضعیت مبارزه با استکبار و مواجه با آمریکا بعد از توافق اشاره نموده و سیاست نظام را اینگونه تبیین می نمایند«  این مذاکرات و با متنی که تهیّه شده است، در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم؛ گاهی در موارد استثنائی مثل این مورد هسته‌ای، بر اساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم؛ این مورد هم فقط نبوده است ..... سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد. آمریکایی‌هاحزب‌الله را و مقاومت لبنان را -که فداکارترین نیروهای دفاع ملّی در یک کشورند- متّهم به تروریسم میکنند، از این بی‌انصافی بالاتر نمیشود. آن‌وقت در مقابل، دولت تروریست صهیونیستیِ کودک‌کُش را مورد حمایت خودشان قرار میدهند، با یک‌چنین سیاستی چگونه میشود معامله کرد، چگونه میشود مذاکره کرد، چگونه میشود به توافق رسید؟ حالا موارد دیگر هم هست که من تفصیلش را میگذارم برای جای دیگر.»

همچنین در یک اقدام خردمندانه دیگر ضمن حفظ اجر تلاش دولت برای به سرانجام رساندن مذاکرات ادامه مسیر را این گونه نشان می دهند« البتّه برای تصویب این متن، یک مسیر قانونیِ پیش‌بینی‌شده‌ای وجود دارد که باید این مسیر را طی کند و خواهد کرد؛ ان‌شاءالله. انتظار ما این است که دست‌اندرکاران، با دقّت مصالح را -مصالح کشور را، مصالح ملّی را- در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.»-(خطبه های عید فطرسال94)

در طرف مقابل آمریکایی ها با اقدامات گوناگون سعی در ادامه روند گذشته خود دارند و هر روز یک طرح ضد ایرانی را در کنگره و سنای آمریکا پیگیری و یا تصویب می کنند و بیش از پیش باطن خنده های زیبایشان را نشان می دهند که این امر نیز از نگاه تیز بین رهبری دور نمی ماند و ایشان در هجدهمین روز از شهریور در دیدار اقشار متفاوت مردم اینگونه روشنگری می کنند« آمریکا دشمنی خودش را پنهان هم نمیکند. بله، تقسیم وظایف میکنند؛ یکی لبخند میزند، یکی مصوّبه علیه جمهوری اسلامی تهیّه میکند و دنبال میکند؛ این به ‌نحوی تقسیم وظایف است. دنبال چیزی به نام مذاکره‌ی با ایرانند؛ [امّا] مذاکره بهانه است، مذاکره وسیله برای نفوذ است، مذاکره وسیله برای تحمیل خواستها است.»

اما باز هم اقدامات نابجا در نیویورک تکرار می شود و وزیر خارجه ایران که انتظار می رفت به سبب فاجعه منا در کشور حاضر شود و پیگیر امور مربوط به این عزیزان باشد در راهروی سازمان ملل اقدام نابجای قبلی را تکمیل نموده و به روایت وزارت خارجه، دیپلماسی اتفاقی وزارت خارجه دولت تدبیر و امید بار دیگر سر لوحه کار قرار گرفت و ظریف به گرمی دستان اوبامایی را فشرد که در همان زمان داشت دست نوازش بر سر رژیم های آدم کش اسراییل و عربستان می کشید.

در همین حین و درست در زمانی که مردم داغدار و عزادار شهدای سرزمین آرزوها بودند مردان دولت گام بعدی تسهیل رابطه صمیمانه با آمریکا را برداشتند. و چهار وزیر دولت از یک سو در نامه ای خطاب به رییس جمهور با انتقاد از برخی تصمیمات و سیاست های ناهماهنگ دستگاه ها ، هشدار دادند که اگر تصمیم ضرب الاجل اقتصادی گرفته نشود رکود تبدیل به بحران خواهد شد. و از دیگر سو در رسانه ملی حاضر شده و به دفاع تمام قد از اقدامات دولت پرداختند تا مردم را گیج آن کنند که قسم حضرت عباس را باور کنند یا دم خروس را؟

مجموعه این اتفاقات و اقدامات این فرض را به واقعیت نزدیک تر نمود که تیم وابسته به هاشمی رفسنجانی و در راس آن رییس جمهور اسلامی ایران قصد دارند با تکرار سناریوی جام زهر و با به‌کارگیری راهبرد -به اصطلاح- «راه بنداز، جا بنداز» یا «عادی سازی امر حساس، از طریق انجام گام به گام آن» و پس از تسلیم هسته ای ،مردم و رهبری را به سمت و  سوی اهداف خاصی هدایت نمایند یا ایجاد فضایی برای تحت فشار قرار دادن رهبری و دلسوزان دیگرنظام وهمجنین مجبور کردن نمایندگان  برای پذیرش بی چون چرای برجام به منظور تن دادن  به رابطه ی همه جانبه با آمریکا و تسلیم بدون قید و شرط در مقابل استکبار جهانی گام نهایی را بردارند و خواب هنری کسینجر روباه حیلۀ گر سیاست خارجی آمریکا در سالهای گذشته، (که هنوز تئوری های وی در مطالعات استراتژیک آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد.) در کتاب دیپلماسی آمریکا در قرن  21را تعبیر کنند وی در این کتاب  می نویسد: باید بحث در مورد روابط ایران و آمریکا، از تفکرات و اندیشه های تئوریک فراتر رود. اگر قرار بر بهبود روابط ایالات متحده با رژیم اسلامی ایران است، باید این مسئله: به کنار گذاشته شدن صدور انقلاب...، مهار کردن تروریسم ( بخوانید، دفاع از فلسطین و لبنان و...)و پایان دادن به مداخله در روند صلح خاورمیانه منوط شود. همچنین باید پیشرفت در بهبود روابط با توجه به تلاش ایران برای دستیابی به موشک های دوربرد و سلاح های هسته ای انجام شود.

اما به یکباره رهبری هم چون همیشه با اقدامی به جا و به هنگام پاسخ این یاوه اندیشی هارا داده و از ممنوعیت مذاکره با آمریکا را صریح تر از قبل گوشزد نمودند.

روز چهارشنبه رهبر انقلاب  که طبق اصل یکصد و ده قانون اساسی مسئول تدوین و سیاست های کلی نظام و نظارت بر اجرای آنهاست در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جمعی از خانواده های آنان و همچنین خانواده های شهدای این نیرو که سابقه رویارویی مستقیم و تحقیر آمریکایی ها در خلیج فارس را داشته اند به بازخوانی بخشی از سیاست های کلی نظام در زمینه دفاعی و روابط خارجی پرداختند و بر آن تاکید کردند

رهبر انقلاب در این دیدار فرمودند:امروز بزرگترین خطر برای دنیا، نفاق و ریا و دروغگویی مدعیان حقوق بشر است. و با این سخن باز هم عدم اعتماد به دشمن را گوشزد نمودند

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از عده ای سهل انگار و سهل اندیش در داخل که متوجه ابعاد و عمق این موضوع نیستند، افزودند: در کنار این افراد سهل اندیش، بی خیالان جامعه و افرادی هم هستند که به مصالح و منافع ملی کشور هیچ اهمیت و توجهی ندارند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به طرح برخی مسائل از جانب افراد سهل اندیش و سهل انگار درخصوص مذاکره با آمریکا، گفتند: این افراد می گویند چگونه است که حضرت علی علیه السلام و حضرت امام حسین علیه السلام با دشمنان خود مذاکره کردند اما اکنون با مذاکره با آمریکا مخالفت می شود؟

ایشان در پاسخ به این شبهه افزودند: چنین تحلیلی درخصوص مسائل تاریخ اسلام و مسائل کشور، نهایت ساده اندیشی است زیرا حضرت علی علیه السلام با زبیر و حضرت امام حسین علیه السلام با عمر بن سعد، مذاکره به معنای امروز یعنی معامله نکردند بلکه هر دوی این بزرگواران به طرف مقابل خود نهیب زدند و آنها را نصیحت به خداترسی کردند.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: متأسفانه عده ای برای توجیه مذاکره جمهوری اسلامی ایران با شیطان بزرگ، با نگاهی عوامانه، اینگونه مسائل را در روزنامه ها، سخنرانی ها و فضای مجازی مطرح می کنند، که کاملاً اشتباه است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه ایران هیچ مخالفتی با اصل مذاکره با کشورها، اعم از اروپایی و غیراروپایی ندارد، خاطرنشان کردند: اما در مورد آمریکا موضوع متفاوت است زیرا آنها تعریفی که از مذاکره با جمهوری اسلامی ایران کرده اند، به معنای نفوذ و باز کردن راه برای تحمیل است.

حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: "مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بیشماری نیز دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سالروز مباهله و ایستادگی پیامبر اسلام (ص) و خاندان مطهر ایشان در مقابل جریان کفر، خطاب به جوانان انقلابی کشور، تأکید کردند: همانگونه که در قضیه مباهله در صدر اسلام، همه ایمان در مقابل کفر قرار گرفته بود، امروز نیز در جمهوری اسلامی ایران، همه ایمان در مقابل کفر قرار گرفته است و همانگونه که در آن زمان صفای معنوی پیامبر(ص) و خاندان ایشان توانست دشمن را از میدان خارج کند، امروز هم ملت ایران با اقتدار معنوی خود، دشمن را از میدان خارج خواهد کرد."

متاسفانه با نگاهی به گذشته برخی از مسئولین نظام که بیشتر تحصیل کردگان و یا بزرگ شدگان  غرب هستند و بیشتر عمر خود را به جای آنکه در کنار مردم بوده و مشکلات آنها را با عمق جان درک کنند در خارج از ایران گذرانده اند یک خصیصه و مشکل بزرگ خودنمایی می کند واین مشکل بزرگ دولت مردان چپ و راست آن است که هنوز درک دقیق و عمیقی از منطق انقلاب اسلامی از یک طرف و منطق جبهۀ استکبار جهانی از طرف دیگر ندارند و علت اصلی دورهای باطل و تناقض گویی ها و بداخلاقی های آنها نیز همین است. اگر چنین درکی وجود داشت باید به راحتی و با مطالعۀ دقیق بعضی از متون منتشره پیرامون استراتژی های آمریکا متوجه می شدند که بازی مذاکره در دولت اوباما همان بازی مذاکره در دولت بوش ها و کلینتون است که عمده ترین هدف این بازی ها بی اعتبار کردن انقلاب اسلامی در جهان مخصوصا دنیای اسلام و مهار تاثیر گذاری آن بر تحولات منطقه است. این استراتژی دقیقا و مو به مو شبیه همان پیشنهادی است که هنری کیسینجر طرح عملی آن را در کتاب دیپلماسی آمریکا در قرن بیست و یکم تدوین کرده بود .

هر چند که خیلی از آنهایی که این روزها خود را جز سردمداران و شناسنامه های جمهوری اسلامی ایران می دانند نتوانستند پیام های روشن و صریح رهبری را درک کنند و عمار گونه عمل نمایند اما هستن کسانی که با یک اشاره ی آقا آخر خط را دیدند نمونه اش همین جانبازانی که چند وقت پیش به دیدار مولایشان رفته بودند. خبرنگار فارس در حاشیه نگاری این دیدار نوشته« یکی از جانبازها درباره توافق هسته‌ای صحبت می‌کند. می‌گوید: نماینده‌های مجلس آنقدر که حواسشون به سانتریفیوژ و غنی‌سازی و... هست حواسشون به این نیست که آمریکا با این کار داره با این توافق پاش رو میذاره لای درِ تا این درِ مذاکره هیچوقت بسته نشه و ما تا چندین سال بعد هی باید بریم پشت میز مذاکره و...

صحبتهایش که تمام می‌شود آقا می‌گویند: این رو به من نگید، این رو به نماینده‌های مجلس بگید، به اونایی که فکر می‌کنید حواسشون نیست بگید...»

واقعا اگر نمایندگان مجلس در جایگاه واقعی خودشان قرار داشتند و واقعا اگر مجلس در راس امور قرار داشت و نمایندگان آن در راس هرم فکری و عقیدتی انقلاب قرار داشتند، این همه تاکید آقا را  نادیده نمی گرفتند و به یک نقل قول ساده از فلان منبع که راستگویی  و دروغگویی اش معلوم نیست اکتفا نمی کردند. و این قدر از رهبری هزینه نمی کردند تا ایشان مجبور شوند نقل به مضمون بگویند آدم زنده وکیل نمی خواهد و بنده هر چیزی را که قرار است بگویم خودم می گویم. اگر مجلس ما مجلس بود...........   
 
 
اما پس از این بیانات دیگر حجت بر همگان تمام شد و پس از این سخنرانی نه نمایندگان مجلس می توانند بهانه تراشی کنند و با ادعای اینکه رهبری در جریان همه ی امور قرار دارند در کار خود کوتاهی کنند نه سیستم وزارت خارجه اجازه دارد دیپلماسی اتفاقی خود را ادامه دهد بلکه اگر این دوستان نتوانند تدبیری اتخاذ کنند که در آن عزت ایران اسلامی لحاظ شده باشد طبعا باید از منصب قدرت کنار رفته یا کنار گذاشته شوند چرا که اصل اول خدمت در جمهوری اسلامی ایران التزام عملی به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت فقیه است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی پیرغار, پایگاه خبری تحلیلی پیرغار,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, این رو به من نگید، این رو به نماینده‌های مجلس بگید، به اونایی که فکر می‌کنید حواسشون نیست بگید...»,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه