چند شعر عاشورایی از حسین عبدی شاعر گلستانی
شاعر گرگانی به مناسبت فرارسیدن ماه محرم چند شعر را که برای این ایام سروده برای گلستان ما ارسال کرده است .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گلستان ما ؛ دکتر حسین عبدی گرگانی شاعر گلستانی چند شعری عاشورایی را که در خصوص عاشورا سروده برای گلستان ما ارسال کرده که در ذیل آمده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما,روی موج نی
,دشت، تشنه، خیمه، تشنه، قمقمه، تشنه
,از عرقریز خجالت ، علقمه ، تشنه
,*****
,هرم آه از خیمه ها برخاست ، رحمی نیست
,آن همه سیراب را بر این همه تشنه
,*****
,آن طرف خار و خسی تا خرخره سیراب
,این طرف گل های باغ فاطمه (س) ، تشنه
,*****
,آب ، سیراب از لب ماه بنی هاشم
,بر لب شاه شهیدان ، زمزمه ، تشنه
,*****
,از غبار تیغ زار فتنه می آید
,ساقی لب تشنگان، بی واهمه ، تشنه
,*****
,می شود شمشیر شمر از خون گل ، سیراب
,روی موج نی ، لب گل ها همه تشنه
,***********************************
,آتشِ همیشه
,خورشید، یک شراره کوچک از این غم است
,این آتش همیشه، که در جان آدم است
,*****
,غم، دوزخی که در دل من شعله می کشد
,صد دجله هم نشاندن یک شعله را کم است
,*****
,در حیرتم فرات از این غم چرا نسوخت
,این غم که شعله ناک تر از صد جهنم است
,*****
,خورشید ، شاهد است چه کردند با حسین(ع)
,از شرم، بنگرید به پیشانی اش نم است
,*****
,آن شب، چراغ خیمه هم از شرم، پلک بست
,وقتی که دید غیرت و مردانگی کم است
,*****
,هفتاد و دو ستاره و یک آفتاب سرخ
,منظومه ای شهید که نامش محرم است
,*****
,سوزی نداشت شعر من، ای محتشم ! بخوان:
,باز این چه شورش است که در خلق عالم است
,***********************************
,کهکشانی بر خاک
,آن اسب سپید، سرخناک آمده است
,از جنگل تیغ، سینه چاک آمده است
,*****
,سرها بر روی نیزه ها می تابند
,انگار که کهکشان به خاک آمده است
,***********************************
,تقدیم به حضرت زینب(س):
,از داغ دلت شراره ای کوچک بود
,یا از جگر تو پاره ای کوچک بود
,آنجا که سر برادرت می تابید
,خورشید فقط ستاره ای کوچک بود
,***********************************
,غروب
,آن روز که آن حادثه را دید غروب
,چون خون حسین (ع)، سرخ جوشید غروب
,******
,آن روز که آسمان به خاک آمده بود
,هفتاد و دو بار کرد خورشید غروب
,***********************************
,تقدیم به قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع)
,یک عمر به اشتباه می گشت زمین سرگشته و روسیاه می گشت زمین
,عباس(ع) آمد، معجزه ای صورت بست آن روز که دور ماه می گشت زمین
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه