گزارشی از همایش شیرخوارگان حسینی کوهدشت؛

دل داده به روضه «رباب»/ کودکانی که دلداری می دهند

دل داده به روضه «رباب»/ کودکانی که دلداری می دهند
همایش شیرخوارگان حسینی به یاد حضرت علی‎‏اصغر(ع)، همزمان با سراسر کشور در کوهدشت برگزار شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان، پستانک شیر را به دهان گرفته است. روی دامان مادر آرام و قرار ندارد. نگاهش روی مادر می رود. پستانک شیر را روی زمین می اندازد. چشم هایش سرخ می شود. گریه می کند. بلند گریه می کند. مادر، کودکش را به سینه می گیرد. دست روی سرش می کشد:«دردت به جان مادر. خوب می شوی. دست حضرت علی اصغر(ع) روی سرت است.»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل , آسوبان, آسوبان, آسوبان, آسوبان, ، , پستانک شیر را به دهان گرفته است. روی دامان مادر آرام و قرار ندارد. نگاهش روی مادر می رود. پستانک شیر را روی زمین می اندازد. چشم هایش سرخ می شود. گریه می کند. بلند گریه می کند. مادر، کودکش را به سینه می گیرد. دست روی سرش می کشد:«دردت به جان مادر. خوب می شوی. دست حضرت علی اصغر(ع) روی سرت است.»,

همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت

, همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت,

مادر و کودک به خلوت هم می روند. صدای اشک است که مسجد را به تاب می آورد. سربندهای سبز و لباس های سفید، قیامتی به پا کرده است. قیامت در دل مادران است؛ قیامتی که شیرخواره اش را روی دست می گیرد. گهواره می شود. لالایی می گوید:«لالا لالا اصغرم؛ لالا لالا کودک سه ساله؛ لالا لالا گل پرپرم.»

,

صدای لالایی در گوش کودکان می پیچد. کودکان و مسجد هم آواز می شوند. مادری کز کرده است لای گوشه ی مسجد. دست هایش توی هوا می آید و می رود. کودکش دستش را به دهان برده. میان دامان مادر به خواب رفته است.

,

همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت

, همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت,

فاطمه سرش را می چسباند به صورت باران. دخترش با صورت مادر بیدار می شود. باران لبخند می زند. پستانک از گوشه ی لبش می لغزد. مادر به باران نگاه می اندازد. نگاهش خیره است. خیره توی چشم های باران. باران دست و پا می زند. فاطمه، آغوش می شود:«درد یتیمی سخت است. خدا کسی را به حال و روز من دچار نکند.»

,

مداح مسجد، صدایش بلندتر می شود. عاشورا را، داغ رباب را روایت می کند. مادری زار می زند:«از دوری پسرم آتش می گیرم. آن نانجیب چطور دلش آمد کودکی شیرخوار را نشانه برود؟» توی سر می زند:«کودک شیرخواره چه گناهی دارد؟»

,

همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت

, همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت,

مداح روضه ی حضرت علی اصغر را بلندتر می خواند:«آن نانجیب تیر سه شعبه را پرتاب کرد.» مادران بر سر و سینه ی خود می زنند. حسین، حسین عاشورایی به پا کرده است. پرچم های یاحسین، توی صحن مسجد می چرخد.

,

روضه خوان، دست های بریده ی عباس را روی پرده عاشورا می برد:«علمدار به زمین افتاد. کمر برادر شکست.» صحنه های عاشورا در مسجد خوانده می شود. گوشواره های حضرت رقیه، دل مادران را ریش ریش می کند. زینب به استقبال اشک ها می رود. چادرش را دور کمر می چرخاند. تنها فرزند زینب تصادف کرده است. حالا او دست به سینه آمده تا نذر پسرش را ادا کند.

,

کاسه های شیر، صورت های مادران را تازه می کند. حالا اشک ها به کناری رفته است. مداح دیگر روضه نمی خواند. سربندهای «یاحسین» کودکان را به نذر آزادگی برده است. مادری در گوش کودکش لالایی می خواند. بلند می خواند. نگاه ها به سمتش می رود.

,

همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت

, همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت,

مادر اصلاً حواسش نیست. دل داده است به کودک. دل داده است به علی اصغرهایی که امروز به مسجد آمده اند. دل داده است به روضه ی رباب. روضه را زمزمه می کند. کودک زیر چادر مادر به خواب رفته است. پاهای مادر گهواره می شود. تکان می خورد. با لالایی تکان می خورد.

,

مادر، لب بر لب کودک می آورد. بوسه می شود. بوسه هایی مادرانه. لب از لب کودکش بلند نمی کند. کودک با یکریز بوسه چشم هایش را تکان می دهد. هنوز میان خواب و بیداری است. پشت دستش را به چشم می مالد. مادر بغلش می کند. به سینه اش می چسباند. نفس هایش تند می زند:«حسین، بیمار بود. سرطان داشت. شفایش را از آقا حسین گرفته ام.»

,

همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت

, همایش شیرخوارگان حسینی در کوهدشت,

نگاه ها روی حسین و مادر است. نگاه ها در رقص است. لبخند می زند. لبخندها توی صورت مادر می افتد. مادر بلند می شود. وسط مسجد می رود. میان داری می کند. نایلون شکلات را باز می کند. شکلات ها را توی هوا می اندازد:«نذر حسین است.»

,

شکلات های نذری میان دامان مادران می افتد. مادرها لبخند می زنند:«شکلات نذری آقا خوردن دارد.» مادری شکلات را به گوشه ی لب کودکش می فشارد. سربند یا زهرا را باز می کند. سربند را به دیوار مسجد گره می زند. دعای سلامتی خانواده از لبانش پاک نمی شود.

,

حالا مراسم شیرخوارگان حسینی تمام شده. صورت کودکان گل انداخته. لباس های سبز و سفید، کودکی شان را به احرام عاشورا برده است. مادران به یاد حضرت علی اصغر(ع) مشق رباب می کنند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه