مقدسات دفاع
در تمام ممالک دنیا از جنگ بهعنوان تراژدی نامطلوب و خشونتبار یاد میشود و گرامیداشت آن پایانش میباشد اما در کشور ما شروع آن گرامی و یاد آن پاسداری میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوشهرآنلاین، "مناطقی که حس میکنید پس از درگیرشدن ارگانهایی مثل برج تیرکمانزنها میتوانند آسیبپذیر شوند را با بمبهای هوایی پوشش دهید تا راه نفوذ ناوگان هوایی به درون پایگاه بسته شود. معمولاً وقتی برای منابع حمله میکنید، قیمت نیروهایی که ارسال میکنید بسیار مهم است. باید از جادوها استفاده کنید، جاینتها و دیوار شکنها را در موقعیت مناسبی به کار گیرید، به این دلیل که منابع زیادی برای تولیدشان مصرف شده. از آنجایی که این جنگها کلنی هستند، هر ستارهای که شما بگیرید، امتیازی خواهد بود برای تمامی اعضای کلن. پس قیمت تمامشده نیروها برای حمله اینجا اهمیت زیادی ندارد. استراتژی ریختن را فراموش نکنید. هم در حالت دفاعی و هم در حالت حمله. چینش ساختمانها، سیستمهای دفاعی، تلهها و … تنها جزیی از ماجرا هستند. اینکه چگونه با به کار گیری همه اینها بتوانید حملهای درجه یک داشته باشید باعث میشود که سرباز موفقی شوید. "
پاراگراف بالا قسمتی از متن راهنمای بازی پرطرفدار امروزی بنام کلشافکلنز میباشد. این بازی که سبک استراتژیک دارد برای سیستم عاملهای ios و android عرضه شده است. میلیونها نفر روزانه در سراسر دنیا به انجام این بازی مشغولاند و به نبرد با یکدیگر میپردازند.
این بازی توسط استودیوی بازیسازی سوپرسل (Supercell) ساخته شد و اولین بار در دوم آگوست ۲۰۱۲ برای سیستم عامل ios و بعد از مدتی طولانی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳ برای پلتفرم محبوب اندروید عرضه شد.
این بازی در همان ابتدای کار توانست مخاطبین زیادی را به خود جذب کند و رکوردهای سنگینی را از خود به جای گذاشت. طبق آمار شرکت سازنده این بازی در نیمه اول سال ۲۰۱۳ روزانه 2 میلیون و 400 هزار دلار سود از فروش پول مجازی بهدست میآورد که در نوع خودش رکورد بزرگی به حساب میآید.
با توجه به ورود تلفنهای همراه اندرویدی به بازار سنین نوجوان کشور ما از سال 2013 تاکنون محاسبه رکورد این بازی در کشور ما نیز بسیار چشمگیر خواهد بود.
والدین سربازان این بازی که اکثرا دهه شصتی و جنگ تحمیلیای میباشند، سرگردان بین شکاف نسل جنگ تحمیلی و جنگ سختدیده اما بیمسئولیت برای آنان بخاطر کودکبودن آن زمانشان و نسل جنگ باز تحمیلی اما نرم و ندیده و پرمسئولیت برایشان بخاطر بودن این زمانشان...
و اما چه کسی مسئولیت ایجاد این سرگردانیها را گردن میگیرد؟ یا اصلاً چگونه چنین شکافی ایجاد گردیده است؟ آیا طی حادثهای یک شبه تمام غنایم ارزشمند جنگ ما برباد رفته؟ در تمام کتابهای آن سالها رهبر دفاع ما سیزده سالهای بنام حسین بود. خیابانها و میدانهایی بنامش نمودند. آن خیابانها را گذشتیم و آن میدانها را دور زدیم. بعدها داستانها برایش نوشتند و داستانها را موقع لالاییها خوابیدیم. ما خوابمان برد و آنها که نوشتند خودشان را بخواب زدهاند... آیا اکنون کتابی بعنوان چگونه قهرمان فرزندتان را از لاکپشت نینجا به ریزعلی خواجوی تغییر دهید را کسی نگارش نموده؟ در تمام ممالک دنیا از جنگ بهعنوان تراژدی نامطلوب و خشونتبار یاد میگردد و گرامیداشت آن پایانش میباشد اما در کشور ما شروع آن گرامی و یاد آن پاسداری میگردد چون جنگ ما تحمیل زور و قدرت برتر بوده و دفاع ما مقدسات کمرنگ شدهای چون اثبات دلاوری، شجاعت، فداکاری و پیروزی حق بوده...
از زمانی که ما یار دبستانی بودیم هفته دفاعمقدس بهعنوان پاسداری از دلاوریها، فداکاریها، شجاعت، رشادت و شهادت، نمادی سنگرگونه داشته و دارد اما براستی این یاران دبستانی اینگونه آموزشدیده، هم اکنون چه اندازه یار همسنگری گردیدهاند؟ در خلال این سالها با تکریم نه چندان درست و ناکارشناسانه این دفاع به گونهای خود جنگ را ستودهایم از اهم استراتژیهای ستودن فقط نمادگرایی و سنگرسازی بوده که این ابزار نمادگرایی خود هدف گردیده و ما را به غلط افکنده. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم در غالب ساختارهای غلط اجرای برنامههای تکریم دفاع، خود مقدسات دفاع بهعنوان هدف بهجای بردشدن در پیچوتاب بیدقتی ابزارها کماهمیت و کم جاذبه گردیده است که اگر چنین نمیشد شاید اکنون با چالشهای شکست جنگ نرم کمتر برمیخوردیم.. غمانگیزتر اینکه در خلال این سالها دیدگاه پایانیافتن جنگ غالب بر دیدگاه انتقال وضعیت بهصورت تغییر مدل و نوع جنگشده و ترسیم استراتژیهای دیپلماتیک بازدارنده و پدافندی ما در زمان به ظاهر صلح با همان زمینه تاریخی- اجتماعی زمان جنگ سخت بدون درنظرگرفتن عوامل تاثیرگذاری چون منابع ملی و ابزارهای موجود و محدودیتهای ملی بحرانهای داخلی وضعیت اجتماعی و اقتصادی داخلی و خارجی و ابزارهای غیرنظامی، بهصورت تکراری و محدود یا در همان زمان تاریخی در جازده و یا با اندکی نمادسازی و مستندسازی خیلی کندتر از سرعت تغییر مدل جنگی پیش رفته است.
برنامهریزان استراتژی دفاعی اعتقاد دارند که بهترین استراتژی برای کشورهای در حال توسعه، اتخاذ استراتژی همسو و همگون با استراتژی ملی است. زیرا در چنین شرایطی، ساختارها و نهادهای درونی یک جامعه با نوعی پیوستگی و انسجام داخلی رشد یافته و در نتیجه قادرند یکدیگر را به لحاظ رفتاری و کارکردی و در جهت هدف کلی تحت تاثیر قرار دهند شاید کاری که شرکت سوپرسل با طراحی برنامه پردرآمدی خود در این رکود اقتصادی نموده است. بکارگیری استراتژی تطبیقپذیری، فرصت طلبی از بحرانهای بینالمللی و منطقهای، شناسایی ضعفها و محدودیتهای ملی و در نهایت شکستن دیوارهای مرزی با حمله خیلی نرم و نامشهود و ما در تمام طول این شکستنها فقط نظاره گر بودهایم.
در تحلیل کارشناسان جنگ و دفاع، استراتژی دفاعی و استراتژی نظامی گاهاً یکسان و گاهی همراستا بوده اما در نهایت این استراتژیها همگی وظیفه مقابله با تهدیدات و ایجاد امنیت ملی را دارد. در نتیجه برداشت کلی از استراتژی دفاعی را میتوان بر مبنای نگرش سیستمی «دیوید ایستون» توزیع اقتدارآمیز ارزشها و روشهایی دانست که رعایت آن برای شهروندان و حتی ساختارهای دولتی لازمالاجرا میباشد، بودجهء دولتی بر مبنای آن توزیع میگردد و شامل تمامی برنامهها و اقدامات دفاعی، دکترینها و سیاستهای عمومی و سازمانی یک کشور برای تامین امنیت و جهت وجود آرامش لازم در انجام کارهای عمومی بخشهای مختلف جامعه میباشد.
در جنگ نرم حمله نامحسوس به دانش، فهم و اطلاعات انسانهاست بدونخونریزی و غوغا با ابزار تکنولوژی و سیستمهای اطلاعاتی و بیشتر به نیروهای کیفی، باسواد و خلاق نیاز است. در استراتژیهای دفاعی ما عوامل مؤثر دفاعی در جنگ نرم دولتها همچون سرویسهای اطلاعاتی، نظریهپردازان فرهنگی، جامعهشناسان، تئوریسینهای عملیات روانی، متخصصان رسانهها، مفسران، فیلمسازان، اپوزیسیون و جنبشهای اجتماعی، بعضیNGOها و ...در چه حالند؟ غمانگیز است وقتی مینگریم این عوامل موثر بجای هدایت و آموزش درست، گاهاً در تنگنای محدودیتهای نظارتی زیانبار و ناکارشناسانه و سوءبرداشت غیرمنصفانه با فیلتر تعصبات خشک تاریخی، یا خموشند یا به بیراهه رفتند یا به دشمنان پیوستند. جنگ سخت و نرم تفاوت بین بیسوادی و باسوادی است و غم انگیزتر که در کشورمان افتخاری مرسوم گشته که شاگرد اولیهامان به دلیل نداشتن رابطه و جذابیت جذب در نظام و مملکت با مارک فرارمغزها لوکس میشوند و یاران دیگر دبستانی در بنگاههای اقتصادی چالشی نانآورشدن یا نان به نرخروز خورشدن یا نانآجرکن شدند یا گاهاً حیفنان ...
و اینک بدونسلاح بدونهمسنگری با چند نماد تاریخی چگونه به دفاع بپردازیم؟ اصلاً آیا هنوز برای نسل جدیدمان باور مقدساتی برای دفاع محکم مانده است؟ چقدر از فلسفه حجاب در دانشگاهها و همایشها شعار دادهایم؟ و چقدر خروجی گرفتهایم؟ چه اصراری هست بر تکرار روشهای جبرانناپذیر و هزینهبر؟ در تحلیل وضعیت تحریم اقتصادی کشورمان چقدر موفق بودهایم؟ آیا در تحریم اقتصادی با یک ضریب بالای بسیج اجتماعی به یک بعد از ابعاد مقدس دفاع(بعداقتصادی) پرداختهایم یا از سر بیتفاوتی و بیسوادی به تحمل وضعیت زیستهایم؟ کارایی نهادهای فرهنگی ما در بعد اجتماعی دفاع چقدر بوده؟ در بعد خوداتکایی ارتقای کمی و کیفی شرکتهای دانشبنیان چه اندازه بوده؟ در بعد آموزشی چند درصد فارغ التحصیلان ما نیروی پرورشیافته اجرایی شدهاند؟
اخیرا در ادبیات اقتصاد ما( اقتصاد مقاومتی) که به نوعی قابلیت تبدیلشدن به سنبل و نماد دفاع مقدس در جنگ نرم را دارد، واردگردیده اما چون مهمانناخوانده همچنان پشتدرهای بیتوجهی نهادهای اجرایی وامانده...
در بازی کلش از نیروهای جادویی و شیاطین نیز کمکگرفتهشده و این یعنی ذهن آماده نسل سربازهای بالقوه امروزی ما در پذیرش خرافات. حتی اگر این تلخ غیر واقعی را بپذیریم که مسیر ما خرافهپرستی و نمادپرستی است و نمیتوان مسیر را تغییر داد لااقل نمادهامان را پروردهتر کنیم.
براستی در رویکرد پدافند غیرعامل گزینههای روی میز دفاعی ما کدامند؟ براستی مقدسات ما چه هستند؟ آیا اصلاحالگوی مصرف، کمپین شیر مادر، بازیافت زباله، تولید و مصرف محصولات داخل، تکریم حقوق شهروندی، افزایش سواد عمومی، اصلاح وضعیت استخدام نیروی انسانی، اجرای سیستم مدیریت شهری، اصلاح ساختار مدیریتی سازمانهای اجرایی و ... تقدس نیست؟
آیا براستی خود مقدسات و ارزشها به نسبت نفس دفاع کمتر مشمول خاصیت تغییرپذیری زمان نمیباشد؟ یعنی اگر خود ارزشها همواره ستوده میشدند درهنگام هر جنگی مدل دفاعی خود را تعریف نمیکردند؟
و دست آخر اینکه محمد نبودی ببینی دشمن در خانههامان نشسته و ما هنوز در کوچههای دفاع حتی کاروان نورمان را جا ماندهایم...
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام /ج
]
ارسال دیدگاه