یادداشت
از طوفان "کربلا" تا کشتار در "منا"
سوگنامه کربلا صفحات و ابعاد و تحلیل و تفسیرهای متعددی دارد که از هر طرف این درد جانکاه را بخوانیم پردرد است و به راستی قتیل العبرات است[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیمره خبر،پیامبر اکرم (ص) به همراه حضرت علی (ع) برای تبلیغ و تثبیت دین اسلام در سرزمین حجاز مصائب فراوانی به جان خریدند. با وجود کارشکنیها و ستمکاری مشرکان مکه در رأس آنان (ابوسفیان) در حق پیامبر اسلام (ص) و اهلبیت (ع)، همچنین پس از رحلت نبی مکرم (ص) علیرغم نزول پیام آسمانی (آیه 67 سوره مائده) در شأن و مقام و موقعیت حضرت علی (ع) بهعنوان ولی و جانشین پیامبر اعظم (ص) مطابق با واقعه تاریخی کامل شدن دین «غدیر غم»، باز مشرکان و فرزندان امان داده به تدریج با زر و زور و تزویر بر مسند زمامداری مسلمین قرار گرفته و در جهت اغراض قومی، امیال شخصی و شهوانی خود بر اریکه قدرت تسلط یافته و سوار بر موج حماقت و دنیاگرایی عوام شدند در مقابل برگزیدگان ازلی را از حق متقن الهی محروم نمودند. نتیجه این فراموشی جمعی و سیر انحطاطی عقیدتی موجب گردید، بصیرت دینی مردم از مصباح الهدی و سفینةالنجاة در چنبره خودخواهی و خواست نفسانی و مقام طلبی (شیخوخیت، قوم مداری و گذشته گرایی) پایمال نمایند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیمره خبر,حاصل این تحجر و تجهل به جای رسید که امیرالمؤمنان (ع) در محراب (مسجد) و امام حسن (ع) در حصار (منزل) و امام حسین و اهلبیتالنبوه را در دشت طف (کربلا) به قربانگاه ببرند. تقدیر الهی واقعه عظیم کربلا که از ازل در ادیان دیگر تقریر شده بود به واقعیت پیوست و شباب اهل جنه و سلسله رسولالله(ص) در سرزمین نینوا در راه اصلاح دین جدش به شهادت رسانند.
امام حسین (ع) در زمانی که حکومت از مسیر الهی و سیره نبوی خارج شده بود و زمام مردم به جای اینکه به دست اهلبیت الانبوه و شایستگان حقیقی مطابق آیات (آیه 67 سوره مائده، آیه ولایت، آیه تطهیر و...) و احادیث ( حدیث ثقلین، حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث جابر...)و روایت متواتر (مباهله، لیلهبیت، غزوه خندق و ...) بزعم و تفسیر اهل نظر قرار گیرد. متأسفانه بدست امان داده شدگان و مشرکزادگان بنی امیه افتاد و کشتی اهلبیت، نوادگان بهعبارتی باقیماندگان فرستاده آسمانی در طوفان کربلا، به دست تیغ جهالت، رذالت و شقاوت سپردند. در شرایطی که ظلمت مهد نزول وحی و سرزمین نور فرا گرفته بود. در این شرایط شبیهترین فرد از نظر خلق و خوی به پیامبر (ص) وقتی دید زمام کار به دست فردی فاسق مثل یزیدبنمعاویه افتاده و به صورت علنی احکام الهی را زیر پا میگذارد، قیام کرد و مردم را برای مبارزه فرا خواند و در این راه جان و مال و فرزندان و یارانش را فدا نمود.
امام حسین (ع) درباره علل قیام خود، سخنان پیامبر اسلام (ص) یاد آورد نمودند «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان الهی را در هم میشکند و یا سنت رسول خدا (ص) مخالفت میکند و در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار مخالفت نکند، چنین کسی سزاوار آتش جهنم است.»
در هنگامی که یزید و دستگاه ستمگر اموی قصد داشتند با تطمیع و تهدید امام را وادار به بیعت نمایند حضرت فرمودند « موت فی عز من حیاة فی ذل» مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است. در روز عاشورا وقتی آن حضرت را بین دو راهی مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید قرار دادند فرمودند «این گروه ستم پیشه مرا به یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. اما محال است که من به ذلت تن دهم «هیهات مناذله».
سوگنامه کربلا صفحات و ابعاد و تحلیل و تفسیرهای متعددی دارد که از هر طرف این درد جانکاه را بخوانیم پردرد است و به راستی قتیل العبرات است. از دردناکترین غمنامه و روایت جانسوز واقعه کربلا، شهادت کوچکترین سرباز، مظلومترین میوه باغ عصمت و طهارت علی اصغر (عبدالله) طفل 6 ماه و تشنه دشت کربلا بود. همین گناه و ننگ بیبدیل آل معاویه و ابن زیاد و آل سعد و شمر بن ذلجوشن و خولی... کافی است که اوج رذالت و سفاکی آنان برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط شود. دشمنان خدا و رسولالله (ص) و اولیاالله، خباثت و پلیدیشان حتی از فرعون عصر موسی (ع) مضاعفتر بود. چرا که فرعون با وساطت همسرش حضرت آسیه (س) بر کودک تشنه و گرسنه حضرت موسی (ع) بدست رود نیل ترحم کرد و امان داد،
اما براستی "به کدامین قوم دیده یا شنیده اید، کودکی عوض آب خون گلو چشید".
اما مردم خون ریز و عافیت طلب اموی و کوفی در عاشورا سخیفترین خیانت تاریخ بشریت و انسانیت را رقم زدند و ننگ ابدی و ازل برای عبرت معاصران و آیندگان به جا گذاشتند. لذا خون به ناحق ریخته امام معصوم عصر و فرزندان و نوادگان آلالله و یاران با وفایش در سرزمین داغ و تشنه کربلا ریختند و به خیال واهی کتاب قرآن و شریعت و گفتار و رفتار آلعصمت را برای همیشه میبندد. غافل از اینکه پاکی و زلالی خون مظلومان کربلا بر شمشیرها و دل های زنگار گرفتشان پیروز میگردد و زمینه شکلگیری فرهنگ عاشورایی برای همه منادیان حقطلب و ظلم ستیزان جهان میشود. دعوتکنندگان حیلهگر وآخرت فروش کوفه به جای بندگی خدا و تبعیت از عطرت پیامبر (ص) متأسفانه به عنوان برده آل معاویه و آل زیاد در آمدند و لعنت خدا و نفرین اهلبیت (ع) تا قیام قیامت و روز حشر به جان خریدند. به واقع به مصداق آیه قرآنی «اشْتَرَوْاْ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً» چه بد معاملهای کردند، چرا که آیات الهی وهر دو امانات گرانبهای پیامبرشان را به بهای اندکی فروختند.
معاندین و مارقین و ناکثین و قاتلین دیروز در لوای حکومت به ناحق اموی و با توجه به مصادره نمودن حکومت اولیاء شایسته خدا در سپیده دم ظهور اسلام و بعد از رحلت پیامبر (ص)، امروزه نیز بازماندگانشان به اشکال مختلف و با اسامی و القاب شیطانی تحت عنوان نامبارک «وهابی»، «سلفی»، تکفیری»، «طالبان»، «القاعده»، «داعش»، «النصره»، به نام دین بر شاخه دین نشسته و بن دین را میبرند. سناریونویسان این هم وحشیگری وپاشیدن بذر تروریسم و عملیات انتحاری و بمبگذاریهای کور برای کیست؟ سبب سلب آسایش ملت و مردم شهر و روستاهای جوامع و کشورهای مسلمان در خاورمیانه و بلاد اسلامی برای چیست؟ پایان خط مردمکشی، کودککشی، پیر و جوانکشی (مردم سوریه، عراق، یمن و فلسطین) در کجاست؟ هر چند جغد شوم رذالت و قساوت از ابناء طراحان و عاملان و مجریان دینستیز اموی برای فرزندان امروزشان مانده است، اما مدعیان تئوریهای دموکراسی ظاهر فریب و صاحبان اقتدار و حق وتو غرب در آسمان خراشهای خود در نقش سازمانهای گوناگون «سازمان ملل»، «شورای امنیت»، «حقوق بشر»، «صلیب سرخ»، «گروه حقیقتیاب» از مردم خاورمیانه چه می خواهند و چه می کنند؟ به دنبال چه چیزی در منطقه هستند؟ بحرانآفرینی و تخاصم بین دول و ملتها و گروهها و اقوام در منطقه منادیان توسعه و نظم نوین جهانی برای چیست و تا کی هست؟ حامیان و تأمینکننده اظهر منالشمس (روز روشن) در محضر ماهوارهها و دوربینهای فرا زمینی کاملا هویداست برای این گروهها قارچگونه کیست؟ عامل استمرار این ستمکاریها و خرابکاریها و سلب آسایش و آرامش ملی، قومی و خانوادگی مردم مظلوم و بیگناه منطقه کیست؟
چه کسانی و چه دولتها و حکومتهای از این شرایط وانفساء ناامن پایانناپذیر سود میبرند؟ این همه سرمایه خدادادی (مادی) و اخوت دین (معنوی) اراضی اسلامی چرا چنین هزینه میشود؟ آثار و پیامد جبران ناپذیر و ماندنی آن تا به کی است؟ چرا ملتهای عربی به جای خودزنی (برادرکشی) و مسلمانکشی با استفاده از اسلحه و مهمات گرانقیمت دوگانه سود غرب در مقابل تهدید دائمی و اشغالگران عبری (صهیونیزم) جبههگیری واحدی نمیگیرد؟ پاسخ این سؤالات بدیهی است اما ناگفته پیداست حاکمان فعلی زر (آلسعود) و زور (آمریکا) و تزویر (اسراییل) در این عصر به دنبال اهداف کوتاهمدت وبلند مدت مقابله با تفکر و روشنگری دین و مردمی منطقه هستند. به جرأت میتوان گفت این مثلث شوم به دنبال جلوگیری از اراده الهی در سرزمینهای اسلامی هستند. غافل از اینکه بر طبق آیات قرآن کریم « آیه "وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ" » آخر امر اراده الهی و موعود نبوی و علوی در جهت فلسفه خلقت و تثبیت عدالت جهانی تحقق خواهد یافت.
پایان پیام/ز
حاصل این تحجر و تجهل به جای رسید که امیرالمؤمنان (ع) در محراب (مسجد) و امام حسن (ع) در حصار (منزل) و امام حسین و اهلبیتالنبوه را در دشت طف (کربلا) به قربانگاه ببرند. تقدیر الهی واقعه عظیم کربلا که از ازل در ادیان دیگر تقریر شده بود به واقعیت پیوست و شباب اهل جنه و سلسله رسولالله(ص) در سرزمین نینوا در راه اصلاح دین جدش به شهادت رسانند.
امام حسین (ع) در زمانی که حکومت از مسیر الهی و سیره نبوی خارج شده بود و زمام مردم به جای اینکه به دست اهلبیت الانبوه و شایستگان حقیقی مطابق آیات (آیه 67 سوره مائده، آیه ولایت، آیه تطهیر و...) و احادیث ( حدیث ثقلین، حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث جابر...)و روایت متواتر (مباهله، لیلهبیت، غزوه خندق و ...) بزعم و تفسیر اهل نظر قرار گیرد. متأسفانه بدست امان داده شدگان و مشرکزادگان بنی امیه افتاد و کشتی اهلبیت، نوادگان بهعبارتی باقیماندگان فرستاده آسمانی در طوفان کربلا، به دست تیغ جهالت، رذالت و شقاوت سپردند. در شرایطی که ظلمت مهد نزول وحی و سرزمین نور فرا گرفته بود. در این شرایط شبیهترین فرد از نظر خلق و خوی به پیامبر (ص) وقتی دید زمام کار به دست فردی فاسق مثل یزیدبنمعاویه افتاده و به صورت علنی احکام الهی را زیر پا میگذارد، قیام کرد و مردم را برای مبارزه فرا خواند و در این راه جان و مال و فرزندان و یارانش را فدا نمود.
امام حسین (ع) درباره علل قیام خود، سخنان پیامبر اسلام (ص) یاد آورد نمودند «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان الهی را در هم میشکند و یا سنت رسول خدا (ص) مخالفت میکند و در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار مخالفت نکند، چنین کسی سزاوار آتش جهنم است.»
در هنگامی که یزید و دستگاه ستمگر اموی قصد داشتند با تطمیع و تهدید امام را وادار به بیعت نمایند حضرت فرمودند « موت فی عز من حیاة فی ذل» مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است. در روز عاشورا وقتی آن حضرت را بین دو راهی مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید قرار دادند فرمودند «این گروه ستم پیشه مرا به یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. اما محال است که من به ذلت تن دهم «هیهات مناذله».
سوگنامه کربلا صفحات و ابعاد و تحلیل و تفسیرهای متعددی دارد که از هر طرف این درد جانکاه را بخوانیم پردرد است و به راستی قتیل العبرات است. از دردناکترین غمنامه و روایت جانسوز واقعه کربلا، شهادت کوچکترین سرباز، مظلومترین میوه باغ عصمت و طهارت علی اصغر (عبدالله) طفل 6 ماه و تشنه دشت کربلا بود. همین گناه و ننگ بیبدیل آل معاویه و ابن زیاد و آل سعد و شمر بن ذلجوشن و خولی... کافی است که اوج رذالت و سفاکی آنان برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط شود. دشمنان خدا و رسولالله (ص) و اولیاالله، خباثت و پلیدیشان حتی از فرعون عصر موسی (ع) مضاعفتر بود. چرا که فرعون با وساطت همسرش حضرت آسیه (س) بر کودک تشنه و گرسنه حضرت موسی (ع) بدست رود نیل ترحم کرد و امان داد،
اما براستی "به کدامین قوم دیده یا شنیده اید، کودکی عوض آب خون گلو چشید".
اما مردم خون ریز و عافیت طلب اموی و کوفی در عاشورا سخیفترین خیانت تاریخ بشریت و انسانیت را رقم زدند و ننگ ابدی و ازل برای عبرت معاصران و آیندگان به جا گذاشتند. لذا خون به ناحق ریخته امام معصوم عصر و فرزندان و نوادگان آلالله و یاران با وفایش در سرزمین داغ و تشنه کربلا ریختند و به خیال واهی کتاب قرآن و شریعت و گفتار و رفتار آلعصمت را برای همیشه میبندد. غافل از اینکه پاکی و زلالی خون مظلومان کربلا بر شمشیرها و دل های زنگار گرفتشان پیروز میگردد و زمینه شکلگیری فرهنگ عاشورایی برای همه منادیان حقطلب و ظلم ستیزان جهان میشود. دعوتکنندگان حیلهگر وآخرت فروش کوفه به جای بندگی خدا و تبعیت از عطرت پیامبر (ص) متأسفانه به عنوان برده آل معاویه و آل زیاد در آمدند و لعنت خدا و نفرین اهلبیت (ع) تا قیام قیامت و روز حشر به جان خریدند. به واقع به مصداق آیه قرآنی «اشْتَرَوْاْ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً» چه بد معاملهای کردند، چرا که آیات الهی وهر دو امانات گرانبهای پیامبرشان را به بهای اندکی فروختند.
معاندین و مارقین و ناکثین و قاتلین دیروز در لوای حکومت به ناحق اموی و با توجه به مصادره نمودن حکومت اولیاء شایسته خدا در سپیده دم ظهور اسلام و بعد از رحلت پیامبر (ص)، امروزه نیز بازماندگانشان به اشکال مختلف و با اسامی و القاب شیطانی تحت عنوان نامبارک «وهابی»، «سلفی»، تکفیری»، «طالبان»، «القاعده»، «داعش»، «النصره»، به نام دین بر شاخه دین نشسته و بن دین را میبرند. سناریونویسان این هم وحشیگری وپاشیدن بذر تروریسم و عملیات انتحاری و بمبگذاریهای کور برای کیست؟ سبب سلب آسایش ملت و مردم شهر و روستاهای جوامع و کشورهای مسلمان در خاورمیانه و بلاد اسلامی برای چیست؟ پایان خط مردمکشی، کودککشی، پیر و جوانکشی (مردم سوریه، عراق، یمن و فلسطین) در کجاست؟ هر چند جغد شوم رذالت و قساوت از ابناء طراحان و عاملان و مجریان دینستیز اموی برای فرزندان امروزشان مانده است، اما مدعیان تئوریهای دموکراسی ظاهر فریب و صاحبان اقتدار و حق وتو غرب در آسمان خراشهای خود در نقش سازمانهای گوناگون «سازمان ملل»، «شورای امنیت»، «حقوق بشر»، «صلیب سرخ»، «گروه حقیقتیاب» از مردم خاورمیانه چه می خواهند و چه می کنند؟ به دنبال چه چیزی در منطقه هستند؟ بحرانآفرینی و تخاصم بین دول و ملتها و گروهها و اقوام در منطقه منادیان توسعه و نظم نوین جهانی برای چیست و تا کی هست؟ حامیان و تأمینکننده اظهر منالشمس (روز روشن) در محضر ماهوارهها و دوربینهای فرا زمینی کاملا هویداست برای این گروهها قارچگونه کیست؟ عامل استمرار این ستمکاریها و خرابکاریها و سلب آسایش و آرامش ملی، قومی و خانوادگی مردم مظلوم و بیگناه منطقه کیست؟
چه کسانی و چه دولتها و حکومتهای از این شرایط وانفساء ناامن پایانناپذیر سود میبرند؟ این همه سرمایه خدادادی (مادی) و اخوت دین (معنوی) اراضی اسلامی چرا چنین هزینه میشود؟ آثار و پیامد جبران ناپذیر و ماندنی آن تا به کی است؟ چرا ملتهای عربی به جای خودزنی (برادرکشی) و مسلمانکشی با استفاده از اسلحه و مهمات گرانقیمت دوگانه سود غرب در مقابل تهدید دائمی و اشغالگران عبری (صهیونیزم) جبههگیری واحدی نمیگیرد؟ پاسخ این سؤالات بدیهی است اما ناگفته پیداست حاکمان فعلی زر (آلسعود) و زور (آمریکا) و تزویر (اسراییل) در این عصر به دنبال اهداف کوتاهمدت وبلند مدت مقابله با تفکر و روشنگری دین و مردمی منطقه هستند. به جرأت میتوان گفت این مثلث شوم به دنبال جلوگیری از اراده الهی در سرزمینهای اسلامی هستند. غافل از اینکه بر طبق آیات قرآن کریم « آیه "وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ" » آخر امر اراده الهی و موعود نبوی و علوی در جهت فلسفه خلقت و تثبیت عدالت جهانی تحقق خواهد یافت.
پایان پیام/ز
حاصل این تحجر و تجهل به جای رسید که امیرالمؤمنان (ع) در محراب (مسجد) و امام حسن (ع) در حصار (منزل) و امام حسین و اهلبیتالنبوه را در دشت طف (کربلا) به قربانگاه ببرند. تقدیر الهی واقعه عظیم کربلا که از ازل در ادیان دیگر تقریر شده بود به واقعیت پیوست و شباب اهل جنه و سلسله رسولالله(ص) در سرزمین نینوا در راه اصلاح دین جدش به شهادت رسانند.
امام حسین (ع) در زمانی که حکومت از مسیر الهی و سیره نبوی خارج شده بود و زمام مردم به جای اینکه به دست اهلبیت الانبوه و شایستگان حقیقی مطابق آیات (آیه 67 سوره مائده، آیه ولایت، آیه تطهیر و...) و احادیث ( حدیث ثقلین، حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث جابر...)و روایت متواتر (مباهله، لیلهبیت، غزوه خندق و ...) بزعم و تفسیر اهل نظر قرار گیرد. متأسفانه بدست امان داده شدگان و مشرکزادگان بنی امیه افتاد و کشتی اهلبیت، نوادگان بهعبارتی باقیماندگان فرستاده آسمانی در طوفان کربلا، به دست تیغ جهالت، رذالت و شقاوت سپردند. در شرایطی که ظلمت مهد نزول وحی و سرزمین نور فرا گرفته بود. در این شرایط شبیهترین فرد از نظر خلق و خوی به پیامبر (ص) وقتی دید زمام کار به دست فردی فاسق مثل یزیدبنمعاویه افتاده و به صورت علنی احکام الهی را زیر پا میگذارد، قیام کرد و مردم را برای مبارزه فرا خواند و در این راه جان و مال و فرزندان و یارانش را فدا نمود.
امام حسین (ع) درباره علل قیام خود، سخنان پیامبر اسلام (ص) یاد آورد نمودند «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان الهی را در هم میشکند و یا سنت رسول خدا (ص) مخالفت میکند و در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار مخالفت نکند، چنین کسی سزاوار آتش جهنم است.»
در هنگامی که یزید و دستگاه ستمگر اموی قصد داشتند با تطمیع و تهدید امام را وادار به بیعت نمایند حضرت فرمودند « موت فی عز من حیاة فی ذل» مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است. در روز عاشورا وقتی آن حضرت را بین دو راهی مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید قرار دادند فرمودند «این گروه ستم پیشه مرا به یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. اما محال است که من به ذلت تن دهم «هیهات مناذله».
سوگنامه کربلا صفحات و ابعاد و تحلیل و تفسیرهای متعددی دارد که از هر طرف این درد جانکاه را بخوانیم پردرد است و به راستی قتیل العبرات است. از دردناکترین غمنامه و روایت جانسوز واقعه کربلا، شهادت کوچکترین سرباز، مظلومترین میوه باغ عصمت و طهارت علی اصغر (عبدالله) طفل 6 ماه و تشنه دشت کربلا بود. همین گناه و ننگ بیبدیل آل معاویه و ابن زیاد و آل سعد و شمر بن ذلجوشن و خولی... کافی است که اوج رذالت و سفاکی آنان برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط شود. دشمنان خدا و رسولالله (ص) و اولیاالله، خباثت و پلیدیشان حتی از فرعون عصر موسی (ع) مضاعفتر بود. چرا که فرعون با وساطت همسرش حضرت آسیه (س) بر کودک تشنه و گرسنه حضرت موسی (ع) بدست رود نیل ترحم کرد و امان داد،
اما براستی "به کدامین قوم دیده یا شنیده اید، کودکی عوض آب خون گلو چشید".
اما مردم خون ریز و عافیت طلب اموی و کوفی در عاشورا سخیفترین خیانت تاریخ بشریت و انسانیت را رقم زدند و ننگ ابدی و ازل برای عبرت معاصران و آیندگان به جا گذاشتند. لذا خون به ناحق ریخته امام معصوم عصر و فرزندان و نوادگان آلالله و یاران با وفایش در سرزمین داغ و تشنه کربلا ریختند و به خیال واهی کتاب قرآن و شریعت و گفتار و رفتار آلعصمت را برای همیشه میبندد. غافل از اینکه پاکی و زلالی خون مظلومان کربلا بر شمشیرها و دل های زنگار گرفتشان پیروز میگردد و زمینه شکلگیری فرهنگ عاشورایی برای همه منادیان حقطلب و ظلم ستیزان جهان میشود. دعوتکنندگان حیلهگر وآخرت فروش کوفه به جای بندگی خدا و تبعیت از عطرت پیامبر (ص) متأسفانه به عنوان برده آل معاویه و آل زیاد در آمدند و لعنت خدا و نفرین اهلبیت (ع) تا قیام قیامت و روز حشر به جان خریدند. به واقع به مصداق آیه قرآنی «اشْتَرَوْاْ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً» چه بد معاملهای کردند، چرا که آیات الهی وهر دو امانات گرانبهای پیامبرشان را به بهای اندکی فروختند.
معاندین و مارقین و ناکثین و قاتلین دیروز در لوای حکومت به ناحق اموی و با توجه به مصادره نمودن حکومت اولیاء شایسته خدا در سپیده دم ظهور اسلام و بعد از رحلت پیامبر (ص)، امروزه نیز بازماندگانشان به اشکال مختلف و با اسامی و القاب شیطانی تحت عنوان نامبارک «وهابی»، «سلفی»، تکفیری»، «طالبان»، «القاعده»، «داعش»، «النصره»، به نام دین بر شاخه دین نشسته و بن دین را میبرند. سناریونویسان این هم وحشیگری وپاشیدن بذر تروریسم و عملیات انتحاری و بمبگذاریهای کور برای کیست؟ سبب سلب آسایش ملت و مردم شهر و روستاهای جوامع و کشورهای مسلمان در خاورمیانه و بلاد اسلامی برای چیست؟ پایان خط مردمکشی، کودککشی، پیر و جوانکشی (مردم سوریه، عراق، یمن و فلسطین) در کجاست؟ هر چند جغد شوم رذالت و قساوت از ابناء طراحان و عاملان و مجریان دینستیز اموی برای فرزندان امروزشان مانده است، اما مدعیان تئوریهای دموکراسی ظاهر فریب و صاحبان اقتدار و حق وتو غرب در آسمان خراشهای خود در نقش سازمانهای گوناگون «سازمان ملل»، «شورای امنیت»، «حقوق بشر»، «صلیب سرخ»، «گروه حقیقتیاب» از مردم خاورمیانه چه می خواهند و چه می کنند؟ به دنبال چه چیزی در منطقه هستند؟ بحرانآفرینی و تخاصم بین دول و ملتها و گروهها و اقوام در منطقه منادیان توسعه و نظم نوین جهانی برای چیست و تا کی هست؟ حامیان و تأمینکننده اظهر منالشمس (روز روشن) در محضر ماهوارهها و دوربینهای فرا زمینی کاملا هویداست برای این گروهها قارچگونه کیست؟ عامل استمرار این ستمکاریها و خرابکاریها و سلب آسایش و آرامش ملی، قومی و خانوادگی مردم مظلوم و بیگناه منطقه کیست؟
چه کسانی و چه دولتها و حکومتهای از این شرایط وانفساء ناامن پایانناپذیر سود میبرند؟ این همه سرمایه خدادادی (مادی) و اخوت دین (معنوی) اراضی اسلامی چرا چنین هزینه میشود؟ آثار و پیامد جبران ناپذیر و ماندنی آن تا به کی است؟ چرا ملتهای عربی به جای خودزنی (برادرکشی) و مسلمانکشی با استفاده از اسلحه و مهمات گرانقیمت دوگانه سود غرب در مقابل تهدید دائمی و اشغالگران عبری (صهیونیزم) جبههگیری واحدی نمیگیرد؟ پاسخ این سؤالات بدیهی است اما ناگفته پیداست حاکمان فعلی زر (آلسعود) و زور (آمریکا) و تزویر (اسراییل) در این عصر به دنبال اهداف کوتاهمدت وبلند مدت مقابله با تفکر و روشنگری دین و مردمی منطقه هستند. به جرأت میتوان گفت این مثلث شوم به دنبال جلوگیری از اراده الهی در سرزمینهای اسلامی هستند. غافل از اینکه بر طبق آیات قرآن کریم « آیه "وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ" » آخر امر اراده الهی و موعود نبوی و علوی در جهت فلسفه خلقت و تثبیت عدالت جهانی تحقق خواهد یافت.
پایان پیام/ز
حاصل این تحجر و تجهل به جای رسید که امیرالمؤمنان (ع) در محراب (مسجد) و امام حسن (ع) در حصار (منزل) و امام حسین و اهلبیتالنبوه را در دشت طف (کربلا) به قربانگاه ببرند. تقدیر الهی واقعه عظیم کربلا که از ازل در ادیان دیگر تقریر شده بود به واقعیت پیوست و شباب اهل جنه و سلسله رسولالله(ص) در سرزمین نینوا در راه اصلاح دین جدش به شهادت رسانند.
امام حسین (ع) در زمانی که حکومت از مسیر الهی و سیره نبوی خارج شده بود و زمام مردم به جای اینکه به دست اهلبیت الانبوه و شایستگان حقیقی مطابق آیات (آیه 67 سوره مائده، آیه ولایت، آیه تطهیر و...) و احادیث ( حدیث ثقلین، حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث جابر...)و روایت متواتر (مباهله، لیلهبیت، غزوه خندق و ...) بزعم و تفسیر اهل نظر قرار گیرد. متأسفانه بدست امان داده شدگان و مشرکزادگان بنی امیه افتاد و کشتی اهلبیت، نوادگان بهعبارتی باقیماندگان فرستاده آسمانی در طوفان کربلا، به دست تیغ جهالت، رذالت و شقاوت سپردند. در شرایطی که ظلمت مهد نزول وحی و سرزمین نور فرا گرفته بود. در این شرایط شبیهترین فرد از نظر خلق و خوی به پیامبر (ص) وقتی دید زمام کار به دست فردی فاسق مثل یزیدبنمعاویه افتاده و به صورت علنی احکام الهی را زیر پا میگذارد، قیام کرد و مردم را برای مبارزه فرا خواند و در این راه جان و مال و فرزندان و یارانش را فدا نمود.
امام حسین (ع) درباره علل قیام خود، سخنان پیامبر اسلام (ص) یاد آورد نمودند «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان الهی را در هم میشکند و یا سنت رسول خدا (ص) مخالفت میکند و در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار مخالفت نکند، چنین کسی سزاوار آتش جهنم است.»
در هنگامی که یزید و دستگاه ستمگر اموی قصد داشتند با تطمیع و تهدید امام را وادار به بیعت نمایند حضرت فرمودند « موت فی عز من حیاة فی ذل» مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است. در روز عاشورا وقتی آن حضرت را بین دو راهی مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید قرار دادند فرمودند «این گروه ستم پیشه مرا به یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. اما محال است که من به ذلت تن دهم «هیهات مناذله».
سوگنامه کربلا صفحات و ابعاد و تحلیل و تفسیرهای متعددی دارد که از هر طرف این درد جانکاه را بخوانیم پردرد است و به راستی قتیل العبرات است. از دردناکترین غمنامه و روایت جانسوز واقعه کربلا، شهادت کوچکترین سرباز، مظلومترین میوه باغ عصمت و طهارت علی اصغر (عبدالله) طفل 6 ماه و تشنه دشت کربلا بود. همین گناه و ننگ بیبدیل آل معاویه و ابن زیاد و آل سعد و شمر بن ذلجوشن و خولی... کافی است که اوج رذالت و سفاکی آنان برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط شود. دشمنان خدا و رسولالله (ص) و اولیاالله، خباثت و پلیدیشان حتی از فرعون عصر موسی (ع) مضاعفتر بود. چرا که فرعون با وساطت همسرش حضرت آسیه (س) بر کودک تشنه و گرسنه حضرت موسی (ع) بدست رود نیل ترحم کرد و امان داد،
اما براستی "به کدامین قوم دیده یا شنیده اید، کودکی عوض آب خون گلو چشید".
اما مردم خون ریز و عافیت طلب اموی و کوفی در عاشورا سخیفترین خیانت تاریخ بشریت و انسانیت را رقم زدند و ننگ ابدی و ازل برای عبرت معاصران و آیندگان به جا گذاشتند. لذا خون به ناحق ریخته امام معصوم عصر و فرزندان و نوادگان آلالله و یاران با وفایش در سرزمین داغ و تشنه کربلا ریختند و به خیال واهی کتاب قرآن و شریعت و گفتار و رفتار آلعصمت را برای همیشه میبندد. غافل از اینکه پاکی و زلالی خون مظلومان کربلا بر شمشیرها و دل های زنگار گرفتشان پیروز میگردد و زمینه شکلگیری فرهنگ عاشورایی برای همه منادیان حقطلب و ظلم ستیزان جهان میشود. دعوتکنندگان حیلهگر وآخرت فروش کوفه به جای بندگی خدا و تبعیت از عطرت پیامبر (ص) متأسفانه به عنوان برده آل معاویه و آل زیاد در آمدند و لعنت خدا و نفرین اهلبیت (ع) تا قیام قیامت و روز حشر به جان خریدند. به واقع به مصداق آیه قرآنی «اشْتَرَوْاْ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً» چه بد معاملهای کردند، چرا که آیات الهی وهر دو امانات گرانبهای پیامبرشان را به بهای اندکی فروختند.
معاندین و مارقین و ناکثین و قاتلین دیروز در لوای حکومت به ناحق اموی و با توجه به مصادره نمودن حکومت اولیاء شایسته خدا در سپیده دم ظهور اسلام و بعد از رحلت پیامبر (ص)، امروزه نیز بازماندگانشان به اشکال مختلف و با اسامی و القاب شیطانی تحت عنوان نامبارک «وهابی»، «سلفی»، تکفیری»، «طالبان»، «القاعده»، «داعش»، «النصره»، به نام دین بر شاخه دین نشسته و بن دین را میبرند. سناریونویسان این هم وحشیگری وپاشیدن بذر تروریسم و عملیات انتحاری و بمبگذاریهای کور برای کیست؟ سبب سلب آسایش ملت و مردم شهر و روستاهای جوامع و کشورهای مسلمان در خاورمیانه و بلاد اسلامی برای چیست؟ پایان خط مردمکشی، کودککشی، پیر و جوانکشی (مردم سوریه، عراق، یمن و فلسطین) در کجاست؟ هر چند جغد شوم رذالت و قساوت از ابناء طراحان و عاملان و مجریان دینستیز اموی برای فرزندان امروزشان مانده است، اما مدعیان تئوریهای دموکراسی ظاهر فریب و صاحبان اقتدار و حق وتو غرب در آسمان خراشهای خود در نقش سازمانهای گوناگون «سازمان ملل»، «شورای امنیت»، «حقوق بشر»، «صلیب سرخ»، «گروه حقیقتیاب» از مردم خاورمیانه چه می خواهند و چه می کنند؟ به دنبال چه چیزی در منطقه هستند؟ بحرانآفرینی و تخاصم بین دول و ملتها و گروهها و اقوام در منطقه منادیان توسعه و نظم نوین جهانی برای چیست و تا کی هست؟ حامیان و تأمینکننده اظهر منالشمس (روز روشن) در محضر ماهوارهها و دوربینهای فرا زمینی کاملا هویداست برای این گروهها قارچگونه کیست؟ عامل استمرار این ستمکاریها و خرابکاریها و سلب آسایش و آرامش ملی، قومی و خانوادگی مردم مظلوم و بیگناه منطقه کیست؟
چه کسانی و چه دولتها و حکومتهای از این شرایط وانفساء ناامن پایانناپذیر سود میبرند؟ این همه سرمایه خدادادی (مادی) و اخوت دین (معنوی) اراضی اسلامی چرا چنین هزینه میشود؟ آثار و پیامد جبران ناپذیر و ماندنی آن تا به کی است؟ چرا ملتهای عربی به جای خودزنی (برادرکشی) و مسلمانکشی با استفاده از اسلحه و مهمات گرانقیمت دوگانه سود غرب در مقابل تهدید دائمی و اشغالگران عبری (صهیونیزم) جبههگیری واحدی نمیگیرد؟ پاسخ این سؤالات بدیهی است اما ناگفته پیداست حاکمان فعلی زر (آلسعود) و زور (آمریکا) و تزویر (اسراییل) در این عصر به دنبال اهداف کوتاهمدت وبلند مدت مقابله با تفکر و روشنگری دین و مردمی منطقه هستند. به جرأت میتوان گفت این مثلث شوم به دنبال جلوگیری از اراده الهی در سرزمینهای اسلامی هستند. غافل از اینکه بر طبق آیات قرآن کریم « آیه "وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ" » آخر امر اراده الهی و موعود نبوی و علوی در جهت فلسفه خلقت و تثبیت عدالت جهانی تحقق خواهد یافت.
پایان پیام/ز
حاصل این تحجر و تجهل به جای رسید که امیرالمؤمنان (ع) در محراب (مسجد) و امام حسن (ع) در حصار (منزل) و امام حسین و اهلبیتالنبوه را در دشت طف (کربلا) به قربانگاه ببرند. تقدیر الهی واقعه عظیم کربلا که از ازل در ادیان دیگر تقریر شده بود به واقعیت پیوست و شباب اهل جنه و سلسله رسولالله(ص) در سرزمین نینوا در راه اصلاح دین جدش به شهادت رسانند.
,امام حسین (ع) در زمانی که حکومت از مسیر الهی و سیره نبوی خارج شده بود و زمام مردم به جای اینکه به دست اهلبیت الانبوه و شایستگان حقیقی مطابق آیات (آیه 67 سوره مائده، آیه ولایت، آیه تطهیر و...) و احادیث ( حدیث ثقلین، حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث جابر...)و روایت متواتر (مباهله، لیلهبیت، غزوه خندق و ...) بزعم و تفسیر اهل نظر قرار گیرد. متأسفانه بدست امان داده شدگان و مشرکزادگان بنی امیه افتاد و کشتی اهلبیت، نوادگان بهعبارتی باقیماندگان فرستاده آسمانی در طوفان کربلا، به دست تیغ جهالت، رذالت و شقاوت سپردند. در شرایطی که ظلمت مهد نزول وحی و سرزمین نور فرا گرفته بود. در این شرایط شبیهترین فرد از نظر خلق و خوی به پیامبر (ص) وقتی دید زمام کار به دست فردی فاسق مثل یزیدبنمعاویه افتاده و به صورت علنی احکام الهی را زیر پا میگذارد، قیام کرد و مردم را برای مبارزه فرا خواند و در این راه جان و مال و فرزندان و یارانش را فدا نمود.
,امام حسین (ع) درباره علل قیام خود، سخنان پیامبر اسلام (ص) یاد آورد نمودند «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان الهی را در هم میشکند و یا سنت رسول خدا (ص) مخالفت میکند و در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار مخالفت نکند، چنین کسی سزاوار آتش جهنم است.»
,در هنگامی که یزید و دستگاه ستمگر اموی قصد داشتند با تطمیع و تهدید امام را وادار به بیعت نمایند حضرت فرمودند « موت فی عز من حیاة فی ذل» مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است. در روز عاشورا وقتی آن حضرت را بین دو راهی مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید قرار دادند فرمودند «این گروه ستم پیشه مرا به یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. اما محال است که من به ذلت تن دهم «هیهات مناذله».
,
سوگنامه کربلا صفحات و ابعاد و تحلیل و تفسیرهای متعددی دارد که از هر طرف این درد جانکاه را بخوانیم پردرد است و به راستی قتیل العبرات است. از دردناکترین غمنامه و روایت جانسوز واقعه کربلا، شهادت کوچکترین سرباز، مظلومترین میوه باغ عصمت و طهارت علی اصغر (عبدالله) طفل 6 ماه و تشنه دشت کربلا بود. همین گناه و ننگ بیبدیل آل معاویه و ابن زیاد و آل سعد و شمر بن ذلجوشن و خولی... کافی است که اوج رذالت و سفاکی آنان برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط شود. دشمنان خدا و رسولالله (ص) و اولیاالله، خباثت و پلیدیشان حتی از فرعون عصر موسی (ع) مضاعفتر بود. چرا که فرعون با وساطت همسرش حضرت آسیه (س) بر کودک تشنه و گرسنه حضرت موسی (ع) بدست رود نیل ترحم کرد و امان داد،
اما براستی "به کدامین قوم دیده یا شنیده اید، کودکی عوض آب خون گلو چشید".
,
اما مردم خون ریز و عافیت طلب اموی و کوفی در عاشورا سخیفترین خیانت تاریخ بشریت و انسانیت را رقم زدند و ننگ ابدی و ازل برای عبرت معاصران و آیندگان به جا گذاشتند. لذا خون به ناحق ریخته امام معصوم عصر و فرزندان و نوادگان آلالله و یاران با وفایش در سرزمین داغ و تشنه کربلا ریختند و به خیال واهی کتاب قرآن و شریعت و گفتار و رفتار آلعصمت را برای همیشه میبندد. غافل از اینکه پاکی و زلالی خون مظلومان کربلا بر شمشیرها و دل های زنگار گرفتشان پیروز میگردد و زمینه شکلگیری فرهنگ عاشورایی برای همه منادیان حقطلب و ظلم ستیزان جهان میشود. دعوتکنندگان حیلهگر وآخرت فروش کوفه به جای بندگی خدا و تبعیت از عطرت پیامبر (ص) متأسفانه به عنوان برده آل معاویه و آل زیاد در آمدند و لعنت خدا و نفرین اهلبیت (ع) تا قیام قیامت و روز حشر به جان خریدند. به واقع به مصداق آیه قرآنی «اشْتَرَوْاْ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً» چه بد معاملهای کردند، چرا که آیات الهی وهر دو امانات گرانبهای پیامبرشان را به بهای اندکی فروختند.
,معاندین و مارقین و ناکثین و قاتلین دیروز در لوای حکومت به ناحق اموی و با توجه به مصادره نمودن حکومت اولیاء شایسته خدا در سپیده دم ظهور اسلام و بعد از رحلت پیامبر (ص)، امروزه نیز بازماندگانشان به اشکال مختلف و با اسامی و القاب شیطانی تحت عنوان نامبارک «وهابی»، «سلفی»، تکفیری»، «طالبان»، «القاعده»، «داعش»، «النصره»، به نام دین بر شاخه دین نشسته و بن دین را میبرند. سناریونویسان این هم وحشیگری وپاشیدن بذر تروریسم و عملیات انتحاری و بمبگذاریهای کور برای کیست؟ سبب سلب آسایش ملت و مردم شهر و روستاهای جوامع و کشورهای مسلمان در خاورمیانه و بلاد اسلامی برای چیست؟ پایان خط مردمکشی، کودککشی، پیر و جوانکشی (مردم سوریه، عراق، یمن و فلسطین) در کجاست؟ هر چند جغد شوم رذالت و قساوت از ابناء طراحان و عاملان و مجریان دینستیز اموی برای فرزندان امروزشان مانده است، اما مدعیان تئوریهای دموکراسی ظاهر فریب و صاحبان اقتدار و حق وتو غرب در آسمان خراشهای خود در نقش سازمانهای گوناگون «سازمان ملل»، «شورای امنیت»، «حقوق بشر»، «صلیب سرخ»، «گروه حقیقتیاب» از مردم خاورمیانه چه می خواهند و چه می کنند؟ به دنبال چه چیزی در منطقه هستند؟ بحرانآفرینی و تخاصم بین دول و ملتها و گروهها و اقوام در منطقه منادیان توسعه و نظم نوین جهانی برای چیست و تا کی هست؟ حامیان و تأمینکننده اظهر منالشمس (روز روشن) در محضر ماهوارهها و دوربینهای فرا زمینی کاملا هویداست برای این گروهها قارچگونه کیست؟ عامل استمرار این ستمکاریها و خرابکاریها و سلب آسایش و آرامش ملی، قومی و خانوادگی مردم مظلوم و بیگناه منطقه کیست؟
,چه کسانی و چه دولتها و حکومتهای از این شرایط وانفساء ناامن پایانناپذیر سود میبرند؟ این همه سرمایه خدادادی (مادی) و اخوت دین (معنوی) اراضی اسلامی چرا چنین هزینه میشود؟ آثار و پیامد جبران ناپذیر و ماندنی آن تا به کی است؟ چرا ملتهای عربی به جای خودزنی (برادرکشی) و مسلمانکشی با استفاده از اسلحه و مهمات گرانقیمت دوگانه سود غرب در مقابل تهدید دائمی و اشغالگران عبری (صهیونیزم) جبههگیری واحدی نمیگیرد؟ پاسخ این سؤالات بدیهی است اما ناگفته پیداست حاکمان فعلی زر (آلسعود) و زور (آمریکا) و تزویر (اسراییل) در این عصر به دنبال اهداف کوتاهمدت وبلند مدت مقابله با تفکر و روشنگری دین و مردمی منطقه هستند. به جرأت میتوان گفت این مثلث شوم به دنبال جلوگیری از اراده الهی در سرزمینهای اسلامی هستند. غافل از اینکه بر طبق آیات قرآن کریم « آیه "وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ" » آخر امر اراده الهی و موعود نبوی و علوی در جهت فلسفه خلقت و تثبیت عدالت جهانی تحقق خواهد یافت.
,پایان پیام/ز
,]
ارسال دیدگاه