یادداشت/
بررسی ویژگیهای شخصیتی امام حسین(ع)
به حق میتوان گفت که درک ابعاد شخصیتی امام حسین کاری بس مشکل و دشوار است. بررسیویژگی های شخصیت حسین(ع) پژوهش درباره انسانی به شمار میرود که دارایعناصری ناگسستنی از یکدیگر است و به تعبر بهتر بررسی عناصرتاریخ اسلامی است. ما دراین نوشتار برآنیم تا به بررسی گوشهای از ویژگیهای شخصیتی آن ابرمردتاریخ اشاره داشته باشیم، اگر چه قلم قاص از بیان شخصیت عظیم آنبزرگوار میباشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ کیمیا اسدی در یادداشتی در دیار شهریار نوشت:
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ کیمیا اسدی در یادداشتی در دیار شهریار نوشت:, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ کیمیا اسدی در یادداشتی در دیار شهریار نوشت:, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار شهریا,به حق میتوان گفت که درک ابعاد شخصیتی امام حسین کاری بس مشکل و دشوار است. بررسیویژگی های شخصیت حسین(ع) پژوهش درباره انسانی به شمار میرود که دارایعناصری ناگسستنی از یکدیگر است و به تعبر بهتر بررسی عناصرتاریخ اسلامی است. ما دراین نوشتار برآنیم تا به بررسی گوشهای از ویژگیهای شخصیتی آن ابرمردتاریخ اشاره داشته باشیم، اگر چه قلم قاص از بیان شخصیت عظیم آنبزرگوار میباشد.
, به حق میتوان گفت که درک ابعاد شخصیتی امام حسین کاری بس مشکل و دشوار است. بررسیویژگی های شخصیت حسین(ع) پژوهش درباره انسانی به شمار میرود که دارایعناصری ناگسستنی از یکدیگر است و به تعبر بهتر بررسی عناصرتاریخ اسلامی است. ما دراین نوشتار برآنیم تا به بررسی گوشهای از ویژگیهای شخصیتی آن ابرمردتاریخ اشاره داشته باشیم، اگر چه قلم قاص از بیان شخصیت عظیم آنبزرگوار میباشد., به حق میتوان گفت که درک ابعاد شخصیتی امام حسین کاری بس مشکل و دشوار است. بررسیویژگی های شخصیت حسین(ع) پژوهش درباره انسانی به شمار میرود که دارایعناصری ناگسستنی از یکدیگر است و به تعبر بهتر بررسی عناصرتاریخ اسلامی است. ما دراین نوشتار برآنیم تا به بررسی گوشهای از ویژگیهای شخصیتی آن ابرمردتاریخ اشاره داشته باشیم، اگر چه قلم قاص از بیان شخصیت عظیم آنبزرگوار میباشد.,۱- پایبندی به اصول
, ۱- پایبندی به اصول, ۱- پایبندی به اصول, پایبندی به اصول,یکی از ویژگیهای شخصیتی امام حسین(ع) پایبندی آن بزرگوار به اصول و بنیادها میباشد. این ویژگی را میتوان در وصیت وی به برادرش محمد حنفیه درک نمودکه فرمود: من این قیام را نه از روی خودبینی و سبکسری می کنم، نه قصد طغیان دارم ونه آهنگ تبهکاری در سر و نه ستمگری را در خود میپرورانم، بلکه تنها هدف من آناست که درمیان امت جدم خواستار اصلاح شوم. با این حرکت خود میخواهم به معروففرمان دهم و از منکر بازدارم. هر کس بر پایه حق از من پذیرا شد، خدا به حق بسیشایستهتر است و هر کس نپذیرفت، چنان در آهنگ خود پایداری کنم که خدا میان من وآن گروه به حق قضاوت فرماید، که او از همه داوران بسی بهتر است. امام حسین (ع)این سخنان صریح رادر کاخ فرمانداری و در مرکز حکومت و سرسرای قدرت یزید بیهیچ پروا و هراسی بیان کرد. ولید فرماندار مدینه، امام حسین(ع) را دعوت نمود و خبر مرگ معاویه را به او داد سپس نامه یزید را در مورد گرفتن بیعت برای او خواند، اما امام اهل بیعت با فاسقی چون یزید نبود ودر این راه تا پای جان استقامت کرد.
, یکی از ویژگیهای شخصیتی امام حسین(ع) پایبندی آن بزرگوار به اصول و بنیادها میباشد. این ویژگی را میتوان در وصیت وی به برادرش محمد حنفیه درک نمودکه فرمود: من این قیام را نه از روی خودبینی و سبکسری می کنم، نه قصد طغیان دارم ونه آهنگ تبهکاری در سر و نه ستمگری را در خود میپرورانم، بلکه تنها هدف من آناست که درمیان امت جدم خواستار اصلاح شوم. با این حرکت خود میخواهم به معروففرمان دهم و از منکر بازدارم. هر کس بر پایه حق از من پذیرا شد، خدا به حق بسیشایستهتر است و هر کس نپذیرفت، چنان در آهنگ خود پایداری کنم که خدا میان من وآن گروه به حق قضاوت فرماید، که او از همه داوران بسی بهتر است. امام حسین (ع)این سخنان صریح رادر کاخ فرمانداری و در مرکز حکومت و سرسرای قدرت یزید بیهیچ پروا و هراسی بیان کرد. ولید فرماندار مدینه، امام حسین(ع) را دعوت نمود و خبر مرگ معاویه را به او داد سپس نامه یزید را در مورد گرفتن بیعت برای او خواند، اما امام اهل بیعت با فاسقی چون یزید نبود ودر این راه تا پای جان استقامت کرد., یکی از ویژگیهای شخصیتی امام حسین(ع) پایبندی آن بزرگوار به اصول و بنیادها میباشد. این ویژگی را میتوان در وصیت وی به برادرش محمد حنفیه درک نمودکه فرمود: من این قیام را نه از روی خودبینی و سبکسری می کنم، نه قصد طغیان دارم ونه آهنگ تبهکاری در سر و نه ستمگری را در خود میپرورانم، بلکه تنها هدف من آناست که درمیان امت جدم خواستار اصلاح شوم. با این حرکت خود میخواهم به معروففرمان دهم و از منکر بازدارم. هر کس بر پایه حق از من پذیرا شد، خدا به حق بسیشایستهتر است و هر کس نپذیرفت، چنان در آهنگ خود پایداری کنم که خدا میان من وآن گروه به حق قضاوت فرماید، که او از همه داوران بسی بهتر است. امام حسین (ع)این سخنان صریح رادر کاخ فرمانداری و در مرکز حکومت و سرسرای قدرت یزید بیهیچ پروا و هراسی بیان کرد. ولید فرماندار مدینه، امام حسین(ع) را دعوت نمود و خبر مرگ معاویه را به او داد سپس نامه یزید را در مورد گرفتن بیعت برای او خواند، اما امام اهل بیعت با فاسقی چون یزید نبود ودر این راه تا پای جان استقامت کرد.,قدرت پایداری درراه حق اثر کوبنده خودرادر جانها می گذارد و در نتیجه پیام بیداری سرتاسر جهان را می گیرد. فریاد حق امام نیز همان طنین بلندی بود که انعکاس آن در گوش ولید پیچید.چنانکه ولید بعد از بیرون رفتن امام حسین خطاب به مروان چنین گفت: سبحان ا… اگرحسین گفت بیعت نمیکنم او را بکشم؟ به خدا سوگند گمان نمیکنم کسی با دستآغشته به خون حسین، خدا را ملاقات کند و میزان عملش بسی سبک نباشد. خدا در روزقیامت بدو نمینگرد و او را تزکیه نمیکند و شکنجهای دردناک بهره او است.
, قدرت پایداری درراه حق اثر کوبنده خودرادر جانها می گذارد و در نتیجه پیام بیداری سرتاسر جهان را می گیرد. فریاد حق امام نیز همان طنین بلندی بود که انعکاس آن در گوش ولید پیچید.چنانکه ولید بعد از بیرون رفتن امام حسین خطاب به مروان چنین گفت: سبحان ا… اگرحسین گفت بیعت نمیکنم او را بکشم؟ به خدا سوگند گمان نمیکنم کسی با دستآغشته به خون حسین، خدا را ملاقات کند و میزان عملش بسی سبک نباشد. خدا در روزقیامت بدو نمینگرد و او را تزکیه نمیکند و شکنجهای دردناک بهره او است., قدرت پایداری درراه حق اثر کوبنده خودرادر جانها می گذارد و در نتیجه پیام بیداری سرتاسر جهان را می گیرد. فریاد حق امام نیز همان طنین بلندی بود که انعکاس آن در گوش ولید پیچید.چنانکه ولید بعد از بیرون رفتن امام حسین خطاب به مروان چنین گفت: سبحان ا… اگرحسین گفت بیعت نمیکنم او را بکشم؟ به خدا سوگند گمان نمیکنم کسی با دستآغشته به خون حسین، خدا را ملاقات کند و میزان عملش بسی سبک نباشد. خدا در روزقیامت بدو نمینگرد و او را تزکیه نمیکند و شکنجهای دردناک بهره او است.,,
۲- صراحت در گفتار
, ۲- صراحت در گفتار, ۲- صراحت در گفتار, صراحت در گفتار,ازدیگر ویژگیهای شخصیتی امام صراحت در گفتار آن حضرت میباشد. این نیزیکی از بزرگواریهایی است که در وجود امام حسین است. امام حسین در برابر اصول چنان عظمتی از خود نشان داد که هرگز حاضر نبود دربرابر بیعت با یزید سرمویی از آن برگردد و دست از آن بردارد. او درباره بیعت با یزید چنین فرمود: بهترین مرگ در پیکار، مرگی است که من با عشق و افتخار با آنروبهرو میشوم. هم اکنون به چشم، پیوند تن خویش را مینگرم که گرگهای بیابان درکربلا پاره پاره میکنند و شکمهای گرسنه خود را از آنها پرمیکنند. خشنودی خداخشنودی خاندان پیامبر است. در برابر آزمایش او پایداری را پیشه میکنیم و در برابر،پاداش پایداران را به دست میآوریم. پارههای تن رسول خدا هرگز از او جدا نمیشوند،بلکه همه با هم دربهشت برین گرد میآیند و چشمش را روشن میکنند. و پیمانی را که با او بستهاند بدین وسیله به سر رسانند.
, ازدیگر ویژگیهای شخصیتی امام صراحت در گفتار آن حضرت میباشد. این نیزیکی از بزرگواریهایی است که در وجود امام حسین است. امام حسین در برابر اصول چنان عظمتی از خود نشان داد که هرگز حاضر نبود دربرابر بیعت با یزید سرمویی از آن برگردد و دست از آن بردارد. او درباره بیعت با یزید چنین فرمود: بهترین مرگ در پیکار، مرگی است که من با عشق و افتخار با آنروبهرو میشوم. هم اکنون به چشم، پیوند تن خویش را مینگرم که گرگهای بیابان درکربلا پاره پاره میکنند و شکمهای گرسنه خود را از آنها پرمیکنند. خشنودی خداخشنودی خاندان پیامبر است. در برابر آزمایش او پایداری را پیشه میکنیم و در برابر،پاداش پایداران را به دست میآوریم. پارههای تن رسول خدا هرگز از او جدا نمیشوند،بلکه همه با هم دربهشت برین گرد میآیند و چشمش را روشن میکنند. و پیمانی را که با او بستهاند بدین وسیله به سر رسانند., ازدیگر ویژگیهای شخصیتی امام صراحت در گفتار آن حضرت میباشد. این نیزیکی از بزرگواریهایی است که در وجود امام حسین است. امام حسین در برابر اصول چنان عظمتی از خود نشان داد که هرگز حاضر نبود دربرابر بیعت با یزید سرمویی از آن برگردد و دست از آن بردارد. او درباره بیعت با یزید چنین فرمود: بهترین مرگ در پیکار، مرگی است که من با عشق و افتخار با آنروبهرو میشوم. هم اکنون به چشم، پیوند تن خویش را مینگرم که گرگهای بیابان درکربلا پاره پاره میکنند و شکمهای گرسنه خود را از آنها پرمیکنند. خشنودی خداخشنودی خاندان پیامبر است. در برابر آزمایش او پایداری را پیشه میکنیم و در برابر،پاداش پایداران را به دست میآوریم. پارههای تن رسول خدا هرگز از او جدا نمیشوند،بلکه همه با هم دربهشت برین گرد میآیند و چشمش را روشن میکنند. و پیمانی را که با او بستهاند بدین وسیله به سر رسانند.,۳- شجاعت
, ۳- شجاعت, ۳- شجاعت, ۳- , شجاعت, ,انسان هر چند که استعدادهایی سرشار، گسترده و برتر داشته باشد، جز با تقویت وتحکیم آنها به وسیله شجاعت، به پیروزی شایان نمیرسد، زیرا شجاعت به معنای به کاربردن توانمندانه این استعدادها و دادن ارزش حقیقی به آنهاست. پس شجاعت رساترین تعبیر برای نیروهای درونی است. هر شخصیتی، در هرموقعیتی که باشد، هنگامی که شجاعت ندارد، ارزش انسانی خود را از دست میدهد، بهپژمردگی میگراید، زبونی بر او چیره میگردد و ترس هم، به هر شکل آن بیماریکشندهای است که شخصیت را، با همه خرمی و سرزندگیش غافلگیر می کند و میکشد. شجاعت مهار کردن خود در برابر هر عاملی است، با هر شدت و قدرت که باشد،همچنین وجود و مقدار بقاء امم و عزت و سربلندی آنها وابسته به میزان بهرهای است کهاز شجاعت داشته باشند. همچنین خویشتنداری و صراحت لهجه و مقاومت با ناملایمات و سختیهای روزگار و احترام به آزادی دیگران ناشی از ملکه شجاعت است. تمام مظاهر این شجاعت در حسین(ع) وجود داشت و روح و جسم او مرکز نمایشعالی ترین مرتبه شجاعت بود. وی با قوت قلب در نبرد با دلیران اقدام کرد و صابرانه حمله مینمود و فرار از جهاد را پستی و عار میدانست. با نفسی مطمئن و عزمی آرام به استقبال شدائد میرفت. مصافحه با شمشیر و نیزه را در راه خدا غنیمت میدانست و جانبازی و ریختن خون دل را در راه عزت بهایی کم میشمرد، و از پستی و دنائت ابا میکرد، اگر چه متضمن قتل و شهادت باشد. در مقاتل آمده است که هنگامیکه حسین بن علی (ع) با نعره های حیدری به لشگر دشمن حمله می برد آنها مانند گله چهارپایان فرار می کردند.
, انسان هر چند که استعدادهایی سرشار، گسترده و برتر داشته باشد، جز با تقویت وتحکیم آنها به وسیله شجاعت، به پیروزی شایان نمیرسد، زیرا شجاعت به معنای به کاربردن توانمندانه این استعدادها و دادن ارزش حقیقی به آنهاست. پس شجاعت رساترین تعبیر برای نیروهای درونی است. هر شخصیتی، در هرموقعیتی که باشد، هنگامی که شجاعت ندارد، ارزش انسانی خود را از دست میدهد، بهپژمردگی میگراید، زبونی بر او چیره میگردد و ترس هم، به هر شکل آن بیماریکشندهای است که شخصیت را، با همه خرمی و سرزندگیش غافلگیر می کند و میکشد. شجاعت مهار کردن خود در برابر هر عاملی است، با هر شدت و قدرت که باشد،همچنین وجود و مقدار بقاء امم و عزت و سربلندی آنها وابسته به میزان بهرهای است کهاز شجاعت داشته باشند. همچنین خویشتنداری و صراحت لهجه و مقاومت با ناملایمات و سختیهای روزگار و احترام به آزادی دیگران ناشی از ملکه شجاعت است. تمام مظاهر این شجاعت در حسین(ع) وجود داشت و روح و جسم او مرکز نمایشعالی ترین مرتبه شجاعت بود. وی با قوت قلب در نبرد با دلیران اقدام کرد و صابرانه حمله مینمود و فرار از جهاد را پستی و عار میدانست. با نفسی مطمئن و عزمی آرام به استقبال شدائد میرفت. مصافحه با شمشیر و نیزه را در راه خدا غنیمت میدانست و جانبازی و ریختن خون دل را در راه عزت بهایی کم میشمرد، و از پستی و دنائت ابا میکرد، اگر چه متضمن قتل و شهادت باشد. در مقاتل آمده است که هنگامیکه حسین بن علی (ع) با نعره های حیدری به لشگر دشمن حمله می برد آنها مانند گله چهارپایان فرار می کردند., انسان هر چند که استعدادهایی سرشار، گسترده و برتر داشته باشد، جز با تقویت وتحکیم آنها به وسیله شجاعت، به پیروزی شایان نمیرسد، زیرا شجاعت به معنای به کاربردن توانمندانه این استعدادها و دادن ارزش حقیقی به آنهاست. پس شجاعت رساترین تعبیر برای نیروهای درونی است. هر شخصیتی، در هرموقعیتی که باشد، هنگامی که شجاعت ندارد، ارزش انسانی خود را از دست میدهد، بهپژمردگی میگراید، زبونی بر او چیره میگردد و ترس هم، به هر شکل آن بیماریکشندهای است که شخصیت را، با همه خرمی و سرزندگیش غافلگیر می کند و میکشد. شجاعت مهار کردن خود در برابر هر عاملی است، با هر شدت و قدرت که باشد،همچنین وجود و مقدار بقاء امم و عزت و سربلندی آنها وابسته به میزان بهرهای است کهاز شجاعت داشته باشند. همچنین خویشتنداری و صراحت لهجه و مقاومت با ناملایمات و سختیهای روزگار و احترام به آزادی دیگران ناشی از ملکه شجاعت است. تمام مظاهر این شجاعت در حسین(ع) وجود داشت و روح و جسم او مرکز نمایشعالی ترین مرتبه شجاعت بود. وی با قوت قلب در نبرد با دلیران اقدام کرد و صابرانه حمله مینمود و فرار از جهاد را پستی و عار میدانست. با نفسی مطمئن و عزمی آرام به استقبال شدائد میرفت. مصافحه با شمشیر و نیزه را در راه خدا غنیمت میدانست و جانبازی و ریختن خون دل را در راه عزت بهایی کم میشمرد، و از پستی و دنائت ابا میکرد، اگر چه متضمن قتل و شهادت باشد. در مقاتل آمده است که هنگامیکه حسین بن علی (ع) با نعره های حیدری به لشگر دشمن حمله می برد آنها مانند گله چهارپایان فرار می کردند.,,
۴- صبر و شکیبایی
, ۴- صبر و شکیبایی, ۴- صبر و شکیبایی, ۴- , صبر و شکیبایی,چنانکه از مفهوم آیات و روایات استفاده میشود، علاوه بر بلندی مقام و رتبه صابران معلوم میگردد که صبر کلید برکات و مقدمه نیل به مقامات معنوی و شرط توفیقدر هر کار خیر و علم و عمل و کسب هر فضیلت است. امام حسین(ع) در مقام صبر امتحانی داد که دوست و دشمن از آن شگفت زده شدند و فرشتگان بر حسب زیارت ناحیه مقدسه «و لقد عجبتُ مِن صبرکَ ملائکه السماء» نیز از آن شکیبایی در تعجب ماندند. صبر امام حسین(ع) تنها صبر در یک زمینه خاص نبود؛ بلکه شخصیت وجودی آن حضرت مزین به جمیع انواع صبر بود. صبر در جهاد، صبر در عبادت، صبر درمشکلات، صبر در مصیبت، صبر در خشم و غضب و… آن حضرت در مرحله عمل از خودشکیبایی نشان میدادند. وقتی آب را روی امام و اصحابش بسته بودند و در لشکر امام حسین(ع) هیچ زن و مرد و کوچک و بزرگی نبود، مگر این که تشنه بودند و صدای تشنگی آنها همواره به گوش امام (ع) میرسید. آن حضرت از ابتدا از جنگ خودداری نمود. زیرا میخواست جنگش با آنها صورت دفاع داشته باشد. آری صبر آن حضرت در مقابل تشنگی، و نشانه تصمیم و عزم راسخ فوقالعاده آنامام همام میباشد.
, چنانکه از مفهوم آیات و روایات استفاده میشود، علاوه بر بلندی مقام و رتبه صابران معلوم میگردد که صبر کلید برکات و مقدمه نیل به مقامات معنوی و شرط توفیقدر هر کار خیر و علم و عمل و کسب هر فضیلت است. امام حسین(ع) در مقام صبر امتحانی داد که دوست و دشمن از آن شگفت زده شدند و فرشتگان بر حسب زیارت ناحیه مقدسه «و لقد عجبتُ مِن صبرکَ ملائکه السماء» نیز از آن شکیبایی در تعجب ماندند. صبر امام حسین(ع) تنها صبر در یک زمینه خاص نبود؛ بلکه شخصیت وجودی آن حضرت مزین به جمیع انواع صبر بود. صبر در جهاد، صبر در عبادت، صبر درمشکلات، صبر در مصیبت، صبر در خشم و غضب و… آن حضرت در مرحله عمل از خودشکیبایی نشان میدادند. وقتی آب را روی امام و اصحابش بسته بودند و در لشکر امام حسین(ع) هیچ زن و مرد و کوچک و بزرگی نبود، مگر این که تشنه بودند و صدای تشنگی آنها همواره به گوش امام (ع) میرسید. آن حضرت از ابتدا از جنگ خودداری نمود. زیرا میخواست جنگش با آنها صورت دفاع داشته باشد. آری صبر آن حضرت در مقابل تشنگی، و نشانه تصمیم و عزم راسخ فوقالعاده آنامام همام میباشد., چنانکه از مفهوم آیات و روایات استفاده میشود، علاوه بر بلندی مقام و رتبه صابران معلوم میگردد که صبر کلید برکات و مقدمه نیل به مقامات معنوی و شرط توفیقدر هر کار خیر و علم و عمل و کسب هر فضیلت است. امام حسین(ع) در مقام صبر امتحانی داد که دوست و دشمن از آن شگفت زده شدند و فرشتگان بر حسب زیارت ناحیه مقدسه «و لقد عجبتُ مِن صبرکَ ملائکه السماء» نیز از آن شکیبایی در تعجب ماندند. صبر امام حسین(ع) تنها صبر در یک زمینه خاص نبود؛ بلکه شخصیت وجودی آن حضرت مزین به جمیع انواع صبر بود. صبر در جهاد، صبر در عبادت، صبر درمشکلات، صبر در مصیبت، صبر در خشم و غضب و… آن حضرت در مرحله عمل از خودشکیبایی نشان میدادند. وقتی آب را روی امام و اصحابش بسته بودند و در لشکر امام حسین(ع) هیچ زن و مرد و کوچک و بزرگی نبود، مگر این که تشنه بودند و صدای تشنگی آنها همواره به گوش امام (ع) میرسید. آن حضرت از ابتدا از جنگ خودداری نمود. زیرا میخواست جنگش با آنها صورت دفاع داشته باشد. آری صبر آن حضرت در مقابل تشنگی، و نشانه تصمیم و عزم راسخ فوقالعاده آنامام همام میباشد.,,
]
ارسال دیدگاه