یادداشتی در وصف آزادگی؛

حریت یعنی نه گفتن بر یزید

حریت یعنی نه گفتن بر یزید
حر بن یزید بن ریاحی زمانی به درجه حریت رسید که بر یزید بن معاویه نه گفت و در مقابل او ایستاد .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان ، سال 61 هجری امام آخرین حجش را ترک گفت و راهی کوفه شد ، اتمام حجتی که حضرت امام با اصحاب رسول خدا در مکه داشت پایان یافته است و اصحاب عاشورایی که دلداگان امام اند پشت به قبله و رو به امام ایستاده اند تا نماز صبح را که حربن یزید ریاحی نیز به امام اقتدا کرده است  را در سرزمین بیضه به جماعت بخوانند .
عجبا حر پسر یزید قبل از رسیدن امام به کوفه راه اصحاب عاشورایی را بست، زمانی که سرا پا پوشیده از سلاح با سپاه هزار نفری در مقابل ایستادند که امام پرسید کیستی ؟ پاسخ داد حر پسر یزید . امام گفت بر ما هستی یا با ما ؟ جواب داد : بل علیکم .
زمانی که امام آثار تشنگی سپاه یزید را دید علی بن طعان محاربی از یاران جبهه سپاه یزید می گوید :" من آخرین نفر از لشکر حر بودم که از راه رسیدم ، دیدم که امام به من اشاره کرد که چهار پایانی که با آن آب می کشند را بخوابانم تا پر از آب کنم . شتر را بخوابانیدم اما از شدت عطش نتوانستم آب بیاشامم امام خود برخواست و با مشک پراز آب مرا سیراب کرد." حربن یزید ریاحی خطاب به امام گفت :" من از زمره آنان نیستم که بر شما نامه نوشته باشم " .
کاروان عشق که به سمت نینوا در حرکت بود از افق سوارکاری را دیدند که او مالک بن کندی بود که از کوفه می آمد و حامل پیام یزید بود که به حرنوشته :" اما بعد هر جا که این نامه به تو رسید کار را بر حسین سخت و تنگ کن و اورا در سرزمینی بدون آب و علف فرود بیاورید و بدان که فرستاده من مامور است و از تو جدا نمی شود تا این امر را اطاعت کنی."
حر در پی اجرای دستور یزید بود که زهربن قین رو به امام گفت:" ای فرزنر رسول خدا جنگ با اینها از جنگ با کسانی که به سراغمان می آیند آسانتر است ."  امام فرمود :" من آغازگر جنگ نیستم ".
شب عاشورا است که حر پشیمان رو به امام کرده است تا بر خیل عاشوراییان بپیوندد. حر در همه روایات با صفاتی چون صداقت و شجاعت و ادب و حفظ حرمت اهل بیت شناخته شده است ولی سوال تاریخی این است که انسانی این چنین را با دستگاه ظلم و ستم چه کار است ؟ و کسی که امام را در نماز به مقتدایی پذیرفته است پس دیگر چه داعیه ای بر جا می ماند ؟
سید مرتضی آوینی می نویسد:" آزادگی که با پذیرش ولایت ظالمان در یک جا جمع نمی شود ! آن چه حر را در دستگاه بنی امیه نگهداشته است غفلت است ."
امام با تبیین اسلام ناب رسول خدا را در کربلا به صحنه عمل کشاند و ولایت یزید را نه گفت .
یزید بر اسلام ابوسفیان راند و حسین بر اسلام نبوی ! و حسین به دستور قرآن عمل نمود که می فرماید :" اگر دو دسته از مومنان با یکدیگر درگیر شوند بکوشید که بین این دو دسته را صلح دهید اگر یکی از دو دسته ستمکاری را پیش گرفت با او بجنگید تا به حکم خدا گردن نهد .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان ,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/ج"

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه