معرفی کتاب؛
"همپای موج های دریا" با شاعر دیلمی
حمید مرادی سراینده "همپای موج های دریا" در کنار اشعار گوناگون خود با توجه به علاقه وافری که به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) دارد، اشعار بسیاری را در قالب آیینی سروده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سیرنگ حمید مرادی شاعر هم استانی متولد سال 1343 در بندر دیلم، تحصیلات خود را دبیرستان دکتر شریعتی به پایان رسانده است و در سال 1366 بعد از پایان خدمت مقدس سربازی در سال 1366 به استخدام بانک صادرات درآمد و در سمت رئیس و معاونت این بانک در سال 1390 بازنشسته شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیرنگ,وی با تسلط بر شعر فولکوریک (محلی) توانست در سال 1386 مجموعه اشعار محلی خود را در قالب CD ارائه کند و "همپای موج های دریا" مجموعه شعر را در سال 1393 منتشر کرده است.
, CD,فتح اله علیمرادی از چهره های فرهنگی استان در مقدمه کتاب "همپای موج های دریا" می گوید:
,,کتاب فرزند نویسنده است که خصایص و غوغاهای درونی نویسنده را به ارث می گذارد و نام او را در سال های بعد و شایدقرن ها در رگ های زمان زنده نگاه می دارد.
این اثر دل سروده های شاعری صاحبدل و باذوق است که استعداد شاعریش از نوجوانی بروز کرده است و گذشت زمان او را پخته و پخته تر کرده است.
او به لحاظ علاقه ی وافری که به زبان مادری و وسواس در حفظ آن، در ابتدا به سرودن اشعار فولکور (محلی) پرداخته و دارای یک سی دی کاکل گویش محلی است و سپس به اشعار کلاسیک در قالب های غزل، دوبیتی، رباعی و... مبادرت ورزید و بسیار زود توانست اشعار را بسراید که در دل دوستان رخنه کرده و تحسین دیگران را علیرغم سن و سال کم، برانگیزد.
کتاب فرزند نویسنده است که خصایص و غوغاهای درونی نویسنده را به ارث می گذارد و نام او را در سال های بعد و شایدقرن ها در رگ های زمان زنده نگاه می دارد.
,این اثر دل سروده های شاعری صاحبدل و باذوق است که استعداد شاعریش از نوجوانی بروز کرده است و گذشت زمان او را پخته و پخته تر کرده است.
,او به لحاظ علاقه ی وافری که به زبان مادری و وسواس در حفظ آن، در ابتدا به سرودن اشعار فولکور (محلی) پرداخته و دارای یک سی دی کاکل گویش محلی است و سپس به اشعار کلاسیک در قالب های غزل، دوبیتی، رباعی و... مبادرت ورزید و بسیار زود توانست اشعار را بسراید که در دل دوستان رخنه کرده و تحسین دیگران را علیرغم سن و سال کم، برانگیزد.
,,
"همپای موج های دریا"
, "همپای موج های دریا",حمید مرادی
, حمید مرادی,انتشارات: تپش قلم
, انتشارات: تپش قلم,ویراستار: اله کرم لیراوی
, ویراستار: اله کرم لیراوی,طراح جلد و صفحه آرا: حسین ونکی فراهانی
, طراح جلد و صفحه آرا: حسین ونکی فراهانی,

,
,
,
کیست مولا
, کیست مولا, کیست مولا,,
"کیست مولا آنکه احسان آورد"
,ظلمت ما را به پایان آورد
,,
کیست مولا آنکه در قوم عرب
,نانی از بهر یتیمان آورد
,,
کیست آنکس تا که با آیات حق
,در جهان ترویج قرآن آورد
,,
کیست مولا تا که با اعجاز خود
,خضر را یکباره حیران آورد
,کیست مولا آنکه در میدان جنگ
,خیل چون فریاد طوفان آورد
,,
کیست جز مولا ضعیفان را مدد
,بر تن بی جانشان جان آورد
,,
کیست جز بنت اسد آن فاطمه
,کعبه را اینک به فرمان آورد
,,
مادری کو تا که چون بنت اسد
,اینجنین شیری به دامان آورد
,,
کیست مولا جز علی مرتضی
,اولین مردی که ایمان آورد
,,
کیست مولا تا که با الطاف خود
,این مرادی را غزلخوان آورد
,,
نماز
, نماز, نماز,,
می روم چون با نمازم سوی حق
,ذوب در حق می شوم در کوی حق
,,
مومنان جاری بسوی حق شوند
,تا به درگاه خدا ملحق شوند
,,
از نماز ای دوست ره هموار شد
,هر دل از یاد خدا سرشار شد
,,
تا اقامه هر زمان آغاز شد
,هر که با معبود خود دمساز شد
,,
صبحگاهان چون عبادت می کنیم
,از کلام حق اطاعت می کنیم
,,
دل شود با هر نمازی پاک پاک
,سرنهد هر مومنی بروی خاک
,,
چون نماز آئینه آئین ماست
,هم ستون و هم فروع دین ماست
,,
از نماز دیدگان روشن شود
,این کویر خشک دل گلشن شود
,,
بی تو
, بی تو, بی تو,,
بی تو اکنون هر دلی شیدا شود
,غم درون سینه ها پیدا شود
,,
بی تو این اشک سکوت دیده ها
,سیل گردد عاقبت دریا شود
,,
بی تو این دریا عرفان و ادب
,خنده ها از چهره ها منها شود
,,
بی تو اکنون شرم دارد آفتاب
,جلوه گر بر چهره ی فردا شود
,,
بی تو بر خاکت همیشه عاشقان
,نغمه ها سرداده و غوغا شود
,,
بی تو این فضل و کرامت های تو
,در حضور عاشقان افشا شود
,,
بی تو اندر وادی هر سینه ای
,غنچه ها غصه و غم وا شود
,,
بی تو این گلدسته های شهر ما
,پر نوا آهنگ واویلا شود
,,
دو بیتی
, دو بیتی , دو بیتی ,,
دو بیتی های بندر می سرایم
,از این در یا به آن در می سرایم
,,
گهی از شرجی و گرمای سوزان
,گهی از خور و لنگر می سرایم
,***
, ***,خلیج فارس چون گنجینه ای تو
,درون دیده و هر سینه ای تو
,,
دل طوفانی ما را به دوران
,چنین یادآور دیرینه ای تو
,***
, ***,مشکش به لب و دوباره می گفت حسین
,در تاب و تب و دوباره می گفت حسین
,,
هر نیزه که می زدند بر دستانش
,ذکرش ادب و دوباره می گفت حسین
,***
, ***,چون وقت عزاست یا اباعبدالله
,دل نوحه سراست یا اباعبدالله
,,
آنروز که خیمه های غم سوخت چون شمع
,آن شعله بجاست یا اباعبدالله
,/ انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه