نگاهی به سرنوشت افراد گرفتار در دام ماهواره؛
خانوادههایی که گرفتار رنگ و لعاب شبکههای ماهواره شدند
ورود ماهواره به خانهها تأثیرات مخربی را در بسیاری از خانوادهها داشته است و سبک زندگی و طرز فکر را در بسیاری از خانوادهها تحت تأثیر قرار داده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سایت فرهنگ نگار، این روزها صحبتهای زیادی در خصوص اثرات مخرب ماهواره بر خانواده و اجتماع در رسانههای عمومی و فضای مجازی شده است و در این نوشتار قصد این را نداریم که دوباره به این موضوع بپردازیم ولی باید بگوییم که شبکههای ماهوارهای فارغ از باورهای مذهبی منجر به کاهش و تلطیف اثرات مخرب مفاهیمی همچون خیانت، روابط جنسی آزاد و بیقیدوشرط، طلاق و جدایی، ایستادگی در برابر والدین و قوانین خانواده در ذهن مخاطب، و برداشت غلط از مضامینی همچون آزادی زنان یا برابری زن و مرد در جامعه میشود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهنگ نگار,ورود ماهواره به خانهها تأثیرات مخربی را در بسیاری از خانوادهها داشته است و سبک زندگی و طرز فکر را در بسیاری از خانوادهها تحت تأثیر قرار داده است و باعث اختلال در سلامت جنسی و سلامت روانی خانوادهها شده است.
,در ادامه به برخی از ماجراهای واقعی که در خانوادهها اتفاق افتاده است اشاره میکنیم تا تلنگری باشد برای خانوادههایی که خواهان خرید ماهواره و آوردن این مارسمی به خانه خود هستند تا شاید از این کار خود صرفنظر کنند.
,شیطان آرام
, شیطان آرام , ,شما را به خدا قسمتان میدهم، ماهوارهها را جمع کنید! زندگیام در حال نابودی است… جوان ۲۵ ساله در حالی این جملات را خطاب به مأموران کلانتری طرقبه میگفت که بغضش ترکیده بود. او در میان گریه هایش ادامه داد: زن ۴۵ سالهای را که به اتهام رابطه و مواد مخدر دستگیر کردهاید مادرزن من است اما همسرم نیز مانند مادرش و به تقلید از فیلمهای ماهوارهای زندگی را برای من به جهنمی سوزان تبدیل کرده است دیگر نمیتوانم او را با اینگونه وضعیت بدحجابی تحملکنم.
,دختر محجبهای که ۳ سال قبل با او ازدواج کردم اکنون مروج بیبندوباری شده است و افکار شیطانی او عذابم میدهد. وقتی با او آشنا شدم مانند من در دانشگاه تحصیل میکرد و دختری باحیا و باحجاب بود اما چون پدرش کارگر سادهای بود آنها دریکی از شهرکهای حاشیهای مشهد زندگی میکردند و من به خاطر اینکه خانوادهام با ازدواج ما مخالفت نکنند، یک واحد آپارتمان ۵۰ متری دریکی از نقاط معروف مشهد برایشان خریدم و بدین ترتیب آنها به محل جدید اسبابکشی کردند و ما باهم ازدواج کردیم.
,چند ماه بعد با اصرار مادرزنم و به خاطر چشموهمچشمی با همسایگان مجتمع که «ماهواره» داشتند آنها هم متأسفانه دیش ماهواره را پشتبام منزل نصب کردند. مدتی بعد مادرزنم با تبلیغات واهی «لاغری» به کلاسهای بدنسازی رفت و از داروهایی که برای لاغری در ماهواره تبلیغ میشد استفاده کرد اما چند ماه از این ماجرا نگذشته بود که متوجه شد به داروهای مذکور معتاد شده است از آن روز به بعد و با راهنمایی یکی از دوستانش که در کلاسهای بدنسازی با او آشنا شده بود به مصرف «شیشه» روی آورد و برای تأمین مخارج مواد مصرفیاش با فروشنده «شیشه» رابطه داشت و بدین ترتیب پای او به لانههای فساد باز شد که مأموران برای دومین بار او را دستگیر کردند.
,در این میان متأسفانه همسر من هم با تأثیرپذیری از فیلمها و سریالهای ماهوارهای دیگر نماز و روزه را کنار گذاشته و به زنی بدحجاب و بیبندوبار تبدیلشده است. در طول دوران نامزدی ۲ بار او را طلاق دادم اما هر بار با دخالت خانواده و بزرگترها و همچنین به امید روزی که همسرم متوجه اشتباهاتش شود دوباره باهم ازدواج کردیم و این بار سوم است که برای آخرین بار او را به عقد خودم درآوردم اما بازهم میبینید که وضعیت این زندگی باوجود شیطان آرامی مانند «ماهواره» هیچ تغییری نکرده است. شمارا به خدا، این شیطانهایی را که پشتبام «انسانیت» لانه کردهاند جمع کنید!
,انحراف شوهرم در قبال تماشای شبکههای ماهوارههای
, انحراف شوهرم در قبال تماشای شبکههای ماهوارههای,به پدرم گفتم درست است که من و احمد باهم بزرگشدهایم اما او حرکات و رفتار عجیبی دارد و بهتر است قبل از آنکه جوابی بدهید کمی تحقیقات کنید. مادرم از شنیدن این حرف ناراحت شد و پدرم نیز با لبخندی گفت: دختر جان، من یک سر و هزار سودا دارم و فرصت نمیکنم دنبال این مسخرهبازیها بروم. برای همین هم باید با پسرخالهات که او را کاملاً میشناسیم ازدواج کنی. پس بهتر است لگد به بخت خودت نزنی. زن جوان در مرکز مشاوره پلیس خراسان رضوی افزود: در این شرایط من و احمد ۷ ماه قبل باهم ازدواج کردیم اما حدسم درست از آب درآمد و روی خوش زندگی را ندیدم چون بعد از گذشت یک ماه متوجه شدم شوهرم با دختری رابطه دارد و همچنین به هیچ قیمتی حاضر نیست دست از رفیقبازی بردارد و حمایتهای مالی پدرش نیز او را آدم بیاراده و مفتخوری بار آورده است.
,من از ترس پدرم چیزی نگفتم و تصور میکردم بهمرورزمان مشکلات ما حل خواهد شد ولی او اشتباهات زیادی کرده و در این مدت واقعاً آزارم داده است تا جایی که از خانه فراری شدهام.
,راستش را بخواهید شوهرم تمام اوقاتی را که در خانه است به تماشای فیلمهای شرمآور بعضی از کانالهای ماهوارهای میگذراند و مرا نیز با تهدید و توسل بهزور وادار میکند که این فیلمهای شرمآور را نگاه کنم. او از روابط زناشویی و زندگی مشترک نیز برداشت بسیار غلط، ناآگاهانه و ناشایستی دارد من در شرایطی هستم که نسبت به این مرد احساس ترس عجیب و تنفر عمیق پیداکردهام، بههرحال این دیشهای سمی کار خود را انجام داد و درنهایت منجر به از هم پاشیدن زندگی من شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه