آیا کسی هست که من یاری‌اش کنم؟!

آیا کسی هست که من یاری‌اش کنم؟!
دل بدهی به وفا و معرفت عباس! دل بدهی به غیرت هاشمی! دل بدهی به حبیب و زهیر و مسلم! دل بدهی به العطش طفلان! به شهادت و به اسارت! به صبر زینبی و خطبه سجادی! دل که دادی آنگاه عاشق می‌شوی! آنگاه حسین است که به سراغت می‌آید!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت آستان‌خبر ـ محمد پرتو نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آستان‌خبر , آستان‌خبر , آستان‌خبر,

السلام علیک یا اباعبدالله
سلام بر حسین (ع)، سلام بر آن سر بریده و به خون خضاب شده، سلام بر ابدان مطهر خفته در دشت تفتان کربلا، سلام بر آن آقا و مولایی که با لبان تشنه از قفا سرش را بریدند، سلام بر تو یا حسین (ع)، یا مظلوم، ابن مظلوم ...

,
,

این جمله را بارها شنیده‌ایم که امام حسین در روز عاشورا فریاد می‌زد « هل من ناصر ینصرنی؛ آیا کسی هست که مرا یاری کند!»
اخیراً در یک مجلس عزاداری جمله‌ای روی بنر اصلی مراسم نوشته شده بود که نظرم را به خود جلب کرد:
« هل من ناصر ینصرنی »
و در زیر آن نوشته بود:
« آیا کسی هست که من یاری‌اش کنم؟! »
برایم جالب بود. تاکنون از این منظر به این کلام امام در عاشورا ننگریسته بودم؛

,
,
,
,
,
,

آری؛ مگر نه اینکه حسین (ع) سفینه نجات است.
«مثل اهل‌بیتی مثل سفینه نوح من رکبها نجى »
اهل‌بیت همه کشتی نجات‌اند ولی سفینه حسین (ع) سریع‌تر به سرمنزل مقصود می‌رساند.

,
,
,

حسین (ع) همچون طوفانی که همه‌چیز را با خود به‌سرعت می‌برد، دلدادگانش را از فرش می‌کند و به عرش می‌برد، در مکتب حسین، مهم آن است که عاشق باشی از هر دین و مذهب و ملیتی که باشی، می‌توانی سوار کشتی حسین گردی!

,

در سفینه حسین جا برای همه هست، باید که خود را برسانی، فرق کشتی حسین آن است که منتظر نمی‌ماند تا خود را به آن برسانی، سفینه حسین خودش به سراغت می‌آید، حتی لازم نیست که زحمت رفتن بکشی!
فقط باید دل بدهی!
دل بدهی به پیام عاشورا!

,
,
,

دل بدهی به وفا و معرفت عباس! دل بدهی به غیرت هاشمی! دل بدهی به حبیب و زهیر و مسلم! دل بدهی به العطش طفلان! به شهادت و به اسارت! به صبر زینبی و خطبه سجادی! دل که دادی آنگاه عاشق می‌شوی! آنگاه حسین است که به سراغت می‌آید! یک آن می‌بینی کشتی حسین زیر لنگرگاه دلدادگی تو پهلو گرفته است، این است مرام حسین،

,

گوش‌های دلت را شنوا کن و دیده‌های دلت را بینا،
صدایی از لابلای صفحات تاریخ همچنان به گوش می‌رسد از عاشورای سال 61 هجری تا به اکنون! نه؛ تا قیام قیامت! به‌اندازه وسعت تمام بشریت و تمامی اعصار!

,
,

می‌شنوی؛
آژیر دل‌نشین سفینه نجات حسین را،
و دوباره آن فریاد؛
هل من ناصر ینصرنی ...
آیا کسی هست که من یاری‌اش کنم ...!

,
,
,
,
,

عصر عاشورای سال 1437 هجری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه