وقت به خیر آمریکا!
تاملی بر نامه رهبری درباره برجام
نه تنها تخریب و نابودی قلب رآکتور اراک بلکه تخریب تمام تاسیسات هستهای ایران هم به معنای تسلیم و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مریان خبر ، آرش عاقبتی خطبه سرا در گوگل پلاس خود نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مریان خبر , ، آرش عاقبتی خطبه سرا در گوگل پلاس خود نوشت:, آرش عاقبتی خطبه سرا در گوگل پلاس خود نوشت:, آرش عاقبتی خطبه سرا در گوگل پلاس خود نوشت:,نه تنها تخریب و نابودی قلب رآکتور اراک بلکه تخریب تمام تاسیسات هستهای ایران هم به معنای تسلیم و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی نیست.
, نه تنها تخریب و نابودی قلب رآکتور اراک بلکه تخریب تمام تاسیسات هستهای ایران هم به معنای تسلیم و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی نیست. , نه تنها تخریب و نابودی قلب رآکتور اراک بلکه تخریب تمام تاسیسات هستهای ایران هم به معنای تسلیم و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی نیست. ,این نکته را باید همه بدانند چه آنهایی که نگران و دلواپس وضعیت کشور هستند و چه آنهایی که با خوشخیالی میگویند با امثال «برجام» ایران را وادار به تسلیم کردیم. قدرت و نیروی واقعی جمهوری اسلامی در «باور» و «ایمان» مردمی نهفته است که در برابر قدرت الهی قدرتهای جهانی را به رسمیت نمیشناسند. نیروی واقعی ما «موشک» و «تاسیسات هستهای» نیست بلکه اینها خود تبلور و نشانهای از ارادههای درونی ماست. اگر روزی آن باور و ایمان در ذهن ما فروبریزد آن روز روز مرگ ماست اما با کمک خدا دشمن این آرزو را به گور خواهد برد. در دو سال گذشته جریان روشنفکری تلاش فراوانی کرد که غرب و آمریکا را تبرئه کند. آنها از یک طرف تلاشهای بسیاری کردند که آمریکا و غرب را قابل اعتماد و دشمنی ما و آنها را ناشی از یک «سوءتفاهم» نشان دهند. از طرف دیگر مدام قدرت برتر نظامی و اقتصادی آنها را به رخ ما کشیدند و در برابر آن ضعفهای ما را یکی پس از دیگری ردیف کردند تا سرانجام تسلیم این بازی فریبکارانه شویم. عدهای طوری لفظ «قدرتهای جهانی» را به کار بردند که انگار چیز تازهای کشف کردهاند. ایرانیان در صد و پنجاه سال گذشته در چالش دائمی با روس و انگلیس و بعدها آمریکا و اسرائیل بودهاند. صد و پنجاه سال است که ما این به قول شما قدرتهای جهانی را میشناسیم و از آنها زخمهای فراوانی دیدهایم. همین قدرتهای جهانی زورگو بخش زیادی از خاک ایران را برای همیشه از آن جدا کردند. زنان و مردان ما را کشتند. هر وقت دلشان خواست وارد خاک ما شدند و سرزمین ما را اشغال کردند. منابع و سرمایههای وطن ما را دزدیدند و به مراکز خود انتقال دادند. وابستگان خود را بر این مردم حاکم کردند و کردند آنچه کردند. اگر عدهای تازه فهمیدهاند این جهان کدخدایی دارد که باید دَمِ او را دید در حالی که ما بیش از صد و پنجاه سال است با این شیاطین در جهاد و مبارزه هستیم.
,ما آن زمان که ناصر و مظفرالدین و محمدعلیِ قاجاری حاکم این کشور بود در برابر قدرتهای جهانی سر فرود نیاوردیم و غرور دینی و ملی خود را حفظ کردیم. ما آن زمان که رضا و محمدرضای قلدرِ پهلوی حاکم این کشور بودند لحظهای به تسلیم فکر نکردیم و دست از مقاومت برنداشتیم. بسیار عجیب است که عدهای اکنون از فرزندان خمینی تحت ولایت سیدعلی خامنهای انتظار سازش و تسلیم در برابر غرب دارند. به خدا آنهایی هم که میگفتند ایرانی باید از نوک پا تا فرق سر فرنگیمآب شود پنجاه شصت سال پیش حرفشان را پس گرفتند. حتی کسی مانند میرزا ملکم خان هم گفت «کدام احمق گفته است که ما باید برویم و همه رسومات و عادات خارجیه را اخذ نماییم؟» بسیار عجیب است که عدهای تازه به دوران رسیده –و به ظاهر متفکران و ژنرالهای پیر- همچنان نوعی غربگراییِ خام را زمزمه میکنند. انگار عدهای تازه بعد از صد و پنجاه سال از خواب بیدار شدهاند و یا حافظه تاریخی خود را به طور کامل از دست دادهاند وگرنه به چه جراتی چنین سخنان مسخرهای بر زبان میرانند؟! باید به اینها گفت: عموجان! خواب دیدی خیر باشد! و جلوتر از آن به رئیسشان که خیلی دیر از خواب بیدار شده است، باید گفت: وقت به خیر آمریکا!
,چهقدر مسخره است که امروز ما کشوری مانند فرانسه را قدرت جهانی بدانیم و برای آن که سایه جنگ را از سر ایران دور کنیم با او مذاکره کنیم! مردم چنین زمینهچینیهای نادرست را باور نخواهند کرد و فریب این حرفها را نخواهند خورد. انگلیس و فرانسه و آلمان و چین و امثال اینها نه فقط جرات بلکه توان حمله به ایران را هم ندارند. نه تنها اینها بلکه آمریکا که رئیس همه اینهاست چنین غلطی نمیتواند بکند. اینکه برخی روشنفکران مدام میگویند با انجام مذاکرات هستهای سایه جنگ از کشور دور شده اولا دروغ میگویند ثانیا در تاریخ صد و پنجاه سال گذشته این آقایان بیش از آن که در صف مقاومت مردمی دیده شوند در صف متجاوزان و استعمارگان دیده شدهاند و هم پیاله آنها بودهاند.
,پروژه روشنفکران غربگرایِ ایرانی متقاعد کردن جامعه به پذیرش قدرت بلامنازع غرب و تسلیم شدن در برابر آن بوده است. آنها تلاش میکنند این ایده را در ذهن ایرانی نفوذ دهند که هر چه هست در غرب است. در دو سال گذشته آنها تمام تلاش خود را کردند که مذاکرات هستهای را به همه صحنههای زندگی ما گسترش دهند. تا جایی که به جامعه القاء کردند آب خوردن ما هم به مذاکرات هستهای مرتبط است و از این ایده به طور تمام قد دفاع میکردند. قطعا همچون همیشه اینبار هم پروژه تطهیر و تقدیس غرب در ایران با شکست مواجه شد و آن هم به دو دلیل روشن: بیداری مردم و هوشیاری رهبر انقلاب.
,قدرت و نیروی جمهوری اسلامی در آن است که همیشه به جایمعامله با به اصطلاح قدرتهای جهانی با خدا معامله کرده است. این تنها یک رجزخوانی نیست بلکه از واقعیتهای مسلم زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان است که خدا را به کداخدا ترجیح دادهاند. مگر تاریخ یاد دارد که شیعه علی علیهالسلام لحظهای تسلیم قدرت شیطانها شود؟!
,نامه اخیر رهبر معظم انقلاب به رئیسجمهور درباره اجرای برجام خط بطلان مجددی بود که بر پروژه روشنفکری کشیده شد. البته نامه رهبری ابعاد مختلی دارد که به نظر میرسد یکی از ابعاد مهم آن همین باشد. بار دیگر القای ایده قابل اعتماد بودن آمریکا به جامعه با این نامه باطل اعلام شد. هیبت قدرتهای به اصلاح جهانی با این نامه تاریخی فروریخت چرا که پیش از آن همه میگفتند برجام یک سندی است که نمیشود تغییری در روند آن ایجاد کرد. میگفتند یا باید همهاش را قبول کنید و یا همهاش را رد کرد. رهبری با این نامه و خط مشیهایی که مشخص کرد نشان داد جمهوری اسلامی از قدرت پوشالی آمریکا هراسی در دل ندارد و آنهایی که در دو سال گذشته در خیال خود روزنه امیدی برای نفوذ پیدا کرده بودند، دست خالی به خانه خود برخواهند گشت. دشمنان خارجی و وابستگان داخلی آنها اکنون باید دانسته باشند که دیگر عصر قاجارها و پهلویها پایان یافته است. آنها باید بدانند ایران یک ابرقدرتی است که در صحنه مدیریت جهانی فعال است و دیگر ما یک کشور منفعل و مستعمره نیستیم. به روشنفکرانی که تازه از خواب بیدار شدهاند صبح به خیر میگوییم و به رئیسشان با «لبخند» میگوییم: وقت به خیر آمریکا
,انتهای پیام /
]
ارسال دیدگاه