گفتوشنود؛
لشگرهای تکنفره را مگر ندیدهای؟
گفت: در آیندهای نزدیک همه این مشکلات درست میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ششمین مجموعه گفتوشنود بصیرنیوز را تقدیم شما میکنیم:
گفت: در فریدونکنار ادارههای زیادی فعال نیست و باید در این شهرستان مستقر شوند.
گفتم: این ادارت موجود خود به شیوههای زیادی با مشکل روبهرو هستند.
گفت: مشکلات قابل حل شدن است، فقط در فریدونکنار تاسیس شوند.
گفتم: تاسیس این ادارات در فریدونکنار مشکلات زیادی را به وجود میآورند چرا که خود نیز با نقاط ضعف فراوان روبهرو هستند.
گفت: حواست را جمع کن، کاری که نمیتوانیم در این شهرستان انجام دهیم حداقل با افتتاح این ادارات میتوانیم گزارش کار مبسوطی را برای خود فراهم کنیم.
گفتم: مگر یک اداره میشود 5 سال نمایندگی بماند و هنوز به اداره تبدیل نشود، داشتن نمایندگی با نداشتن آن چه فرقی میکند؟
گفت: در آیندهای نزدیک همه این مشکلات درست میشود.
گفتم: بیشتر این ادارت با یک نفر اداره میشود، همان نفر هم رئیس است، هم آبدارچی و هم کارمند، خب این خود مشکل دیگری را بهوجود میآرود.
گفت: مگر «لشگر تک نفره» نشنیدهای؟ اینها همان لشگر هستند.
گفتم: یاد آن حکایت شیرین و قابل تامل افتادم؛ یکی میگفت:«ﺷﻨﯿﺪﻩﺍﻡ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ؛ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ، ﺍﺑﺪﺍ ﺩﺳﺖ به ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﻧﻤﯽﺯﻧﺪ، ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍز ﻇﻬﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﺪ،ﻋﺼﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺗﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ چنین ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ! ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭﺿﻊ ﭘﺴﺮﺕ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻩ ﺍﻭﻩ!!! ﺧﺪﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﮑﻨﺪ! ﺑﻼ ﺑﺪﻭﺭ، ﯾﮏ ﺯﻥ ﺗﻨﺒﻞ ﻭ ﻭﺍﺭﻓﺘﻪﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻨﺒﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺯﻧﺪ، ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺩﻫﻦ ﺩﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺑﻌﺪازﻇﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﺶ ﮐﭙﯿﺪﻩ!!
,
, گفت: در فریدونکنار ادارههای زیادی فعال نیست و باید در این شهرستان مستقر شوند.,
,
, گفتم: این ادارت موجود خود به شیوههای زیادی با مشکل روبهرو هستند.,
,
, گفت: مشکلات قابل حل شدن است، فقط در فریدونکنار تاسیس شوند.,
,
, گفتم: تاسیس این ادارات در فریدونکنار مشکلات زیادی را به وجود میآورند چرا که خود نیز با نقاط ضعف فراوان روبهرو هستند.,
,
, گفت: حواست را جمع کن، کاری که نمیتوانیم در این شهرستان انجام دهیم حداقل با افتتاح این ادارات میتوانیم گزارش کار مبسوطی را برای خود فراهم کنیم.,
,
, گفتم: مگر یک اداره میشود 5 سال نمایندگی بماند و هنوز به اداره تبدیل نشود، داشتن نمایندگی با نداشتن آن چه فرقی میکند؟,
,
, گفت: در آیندهای نزدیک همه این مشکلات درست میشود.,
,
, گفتم: بیشتر این ادارت با یک نفر اداره میشود، همان نفر هم رئیس است، هم آبدارچی و هم کارمند، خب این خود مشکل دیگری را بهوجود میآرود.,
,
, گفت: مگر «لشگر تک نفره» نشنیدهای؟ اینها همان لشگر هستند.,
,
, گفتم: یاد آن حکایت شیرین و قابل تامل افتادم؛ یکی میگفت:«ﺷﻨﯿﺪﻩﺍﻡ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ؛ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ، ﺍﺑﺪﺍ ﺩﺳﺖ به ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﻧﻤﯽﺯﻧﺪ، ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍز ﻇﻬﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﺪ،ﻋﺼﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺗﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ چنین ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ! ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭﺿﻊ ﭘﺴﺮﺕ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻩ ﺍﻭﻩ!!! ﺧﺪﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﮑﻨﺪ! ﺑﻼ ﺑﺪﻭﺭ، ﯾﮏ ﺯﻥ ﺗﻨﺒﻞ ﻭ ﻭﺍﺭﻓﺘﻪﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻨﺒﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺯﻧﺪ، ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺩﻫﻦ ﺩﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺑﻌﺪازﻇﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﺶ ﮐﭙﯿﺪﻩ!!]
ارسال دیدگاه