شهدای نهم آبان در استان همدان

شهدای نهم آبان در استان همدان
اگر انسان بخواهد برای خود ارزشی قائل باشد، باید میزان ظلم‌ستیزی و شیوه آن را ملاک قرار دهد شهید عبد الرضا موسوی
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع، با تنی چند از همرزمان، با قایق در حال حرکت برای انجام عملیات بودیم. به ناگاه انفجاری رخ داد و ترکشی به چشم فرمانده (برادر خیرالله جهان‌دیده) خورد و خون از آن جهش کرد. همه نگران بودیم؛ ولی ابهت او اجازه نمی‌داد، بدون دستورش قایق را نگه داریم. با اشاره و جمله‌ای ناقص از او خواستم برگردیم. با آرامشی که از خود نشان می‌داد، پاسخم را داد؛ یعنی از برگشتن نباید حرف بزنم. یک چشمش را گرفته بود و از چشم دیگرش اشک می‌ریخت. قایق به سرعت پیش رفت و او آن شب را تا صبح به فرماندهی افراد دسته خود پرداخت. صبح که شد به اصرار فرمانده بالاتر، عقب برگشت تا معالجه شود؛ اما بعد از دو ساعت، باز او را در جمع خود دیدیم، پرسیدم: «چرا برگشتی؟» گفت: «چرا برنگردم؟ یک ترکش ناقابل که نمی‌تواند ما را برگرداند. ترکش را در آوردند. باور کن با چشم دیگرم همه چیز را می‌بینم.‌» خیر الله تا آخر عملیات با همان وضع با ما بود   شهید خیر الله جهان دیده
 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع, شهید خیر الله جهان دیده,
,

 

,

 

,

, , ,

پایان پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه