یادداشت/

هسته ای بهانه است....

هسته ای بهانه است....
سفر وزیر خارجه ایران به وین برای دیدار با وزیر خارجه آمریکا آن هم برای گفتگو پیرامون مسایل منطقه از جمله سوریه نشان می دهد که دولت یازدهم بدون توجه به خطوط قرمز اعلام شده، رسما به دنبال عملیاتی ساختن پروژه کلان خود برای ارتباط گسترده و عادی سازی رابطه با آمریکا در موضوعات مختلف است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان ، غلامی از فعالین دانشجوئی دانشگاه زنجان در یادداشتی با عنوان "هسته ای بهانه است " این چنین نوشت که :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان ,

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و اعلام استقلال آن از شرق و غرب، از همان ابتدا امریکا که منافع خود را در خاورمیانه در خطر می دید،سعی نمود تا با فشار بر ملت ایران، آنها را وادار به تسلیم در برابر خود نمایند. و از هیچ اقدامی در این 37 سال فروگذار نبودند و هر نقطه از تاریخ 37 ساله پس از انقلاب را می نگریم جای پای امریکا را به وضوح در مصائب و دشمنی با ایران و ایرانی می بینیم.
سفر محمد جواد ظریف به وین برای دیدار و گفتگو با جان کری نه تنها به معنای نادیده گرفتن تاکیدات مکرر رهبر انقلاب مبنی بر ممنوعیت مذاکره با آمریکا در موضوع های غیر هسته ای است، بلکه به معنای نقض رسمی دستورالعمل ایشان در تاریخ ۱۵ مهر ۹۴ مبنی بر ممنوعیت هر گونه مذاکره با آمریکا نیز محسوب می شود.
در همین راستا وزارت خارجه آمریکا طی بیانیه ای رسمی اعلام کرد دیدار ظریف و کری علاوه بر موضوع برجام درباره مسایل غیر هسته ای از جمله «وضعیت بازداشتی های آمریکا در تهران» بوده است و اخیرا هم ظریف برای مذاکره درباره سوریه به دیدار جان کری رفت.
دولت یازدهم در شرایطی سال ۹۲ مذاکره دوجانبه با آمریکا در سطح وزرای خارجه را آغاز کرد که در نهایت پس از دو سال مذاکره خروجی آن توافق وین موسوم به برجام شد که بنا به تعبیر رهبر انقلاب، دارای ضعف های ساختاری و ابهاماتی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارتهای بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.
طی این مدت اگرچه مذاکرات دوجانبه کری و ظریف به بهانه موضوع هسته ای ادامه داشت اما بسیاری از ناظران و تحلیل گران معتقد بودند این مساله سرآغاز تلاش همه جانبه دولت یازدهم برای گسترش روابط با آمریکا در سطح کلان و موضوعات غیر هسته ای است؛ موضوعی که به طور مستقیم هر از چندگاهی با اظهارات برخی از مقامات ارشد دولتی و حامی معنوی آن، یعنی هاشمی رفسنجانی تایید می شد.
به عنوان مثال، هاشمی رفسنجانی بلافاصله بعد از توافق ژنو در ۵ آذر ۹۲ در گفتگو با فایننشال تایمز در پاسخ به این سوال که «اینکه می گویید توافق ژنو خط شکنی بود، در واقع منظورتان شکستن ساختار تحریم‌ها بوده یا صحبت کردن با آمریکایی‌ها؟» اعلام کرده بود: «یک قسمتش همین‌جا بود. چون مذاکره با آمریکا یک تابو بود و این تابو آسان نمی‌شکست و بدون آمریکا هم نمی‌شد این کار پیش برود.»
چندی بعد نیز حسن روحانی در ۲۸ شهریور ۹۳ در گفتگو با شبکه تلوزیونی ان بی سی نیز گفت: «به هر حال این عدم رابطه و شرایط ایران و آمریکا تا قیامت که نخواهد بود. به هر حال زمانی دریک شرایط مناسبی ، در دوره این دولت یا دولت بعدی و یا بعد از آن ، مسئله ایران و آمریکا حل خواهد شد.»
اما اکنون که پرونده مذاکرات هسته ای دولت یازدهم با آمریکا با ابلاغ رهبر معظم انقلاب رسما بسته شده و ایشان جدای از تاکیدات چندباره بر ممنوعیت مذاکره با آمریکا در موضوعات غیر هسته ای، در ۱۵ مهرماه سال جای نیز هر گونه مذاکره با آمریکا با هر موضوعی را ممنوع اعلام کردند، سفر وزیر خارجه ایران به وین برای دیدار با وزیر خارجه آمریکا آن هم برای گفتگو پیرامون مسایل منطقه از جمله سوریه نشان می دهد که دولت یازدهم بدون توجه به خطوط قرمز اعلام شده، رسما به دنبال عملیاتی ساختن پروژه کلان خود برای ارتباط گسترده و عادی سازی رابطه با آمریکا در موضوعات مختلف است.
این در حالی است که پیش از این نیز جان کری در مرداد ماه سال جاری در جمع اعضای شورای روابط خارجی آمریکا به گفتگوهای خود با محمد جواد ظریف درباره مسایل غیر هسته ای طی دو سال گذشته اشاره کرده و به عنوان نمونه، جلوگیری آمریکا از ارسال کشتی حامل کمک های مردمی ایران به مردم یمن را نمونه ای موفق برای این مساله توصیف کرده بود.
در هر صورت به نظر می رسد با توجه به گزاره های مستند و متعددی که به آنها اشاره شد، سفر ظریف به وین برای دیدار با جان کری برای موضوع سوریه، کاملا مشخص است که در کدام چارچوب رفتاری قابل تحلیل است. دولت یازدهم در گام به گام سیاست خارجی خود تلاش حداکثری و همه جانبه ای برای تغییر سمت و سوی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را کلید زده است و دیدار رسمی با جان کری به بهانه موضوع سوریه، علیرغم نهی رهبر انقلاب؛ یک گام بنیادین و مهم دیگر در این راستا محسوب می شود و از سوی دیگر آمریکا نیز پس از نتیجه گیری مطلوب از مذاکرات هسته ای و حفظ ساختار تحریم ها علیه ایران و همزمان تعهد گرفتن از تهران برای نابودی زیرساختهای هسته ای، بسیار مشتاق است تا این روند را در حوزه های دیگر نیز برای مهار قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی ادامه دهد.
به بیان دیگر، وقتی آمریکا نه بواسطه تحریم های متعدد و سالها تهدید به جنگ، بلکه تنها با دو سال مذاکره و گفتگو توانست زیرساخت های برنامه اتمی ایران را برای یک دوره زمانی طولانی مدت از بین ببرد، چرا از این ابزار موثر (مذاکره) جهت مهار قدرت و نفوذ ایران در مسایل منطقه بهره نگیرد؟ چرا تلاش نکند تا از این ابزار کارآمد در حیطه های دیگر استفاده نکند؟ کنفرانس دو هفته قبل مونیخ در تهران و سفر ظریف به وین برای مذاکره با آمریکا درباره موضوع سوریه، مقدمات تلاش های دیپلماتیک اروپا و آمریکا برای مهار قدرت ایران در منطقه پس از حل و فصل ماجرای هسته ای است. این موضوعی است که گذشت زمان و تحولات آینده بیشتر آن را ثابت خواهد کرد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام /

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه