ارومیه و باغ شهری که دیگر نیست!

ارومیه و باغ شهری که دیگر نیست!
زندگی آپارتمانی و صنعتی ( در معنای دود و دم ، مکانیکی و ماشینی شدن زندگی نه معنای فرهنگی و فلسفی آن) زیبایی و شادی را از زندگی اهالی شهر ارومیه زدوده است. باغ‌شهر در زندگی شهری در حکم ریه و دستگاه تنفس شهر است و خلاء آن به معنای سرطان شهری و افلیج روحی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، به راستی یادمان های دیرین و تاریخی در اندام یک شهر، ارزش و متنانت و سنگینی آن شهر را یاد آور می شوند. نشانه هایی که حکایت دارند ازعمر و قدمت آن و قصه ها زمزمه می کنند به گوش معاصرین و معاصران. شناسنامه زمان حال و اکنون اند این پا به سال ها و قرن ها گذاشتگان. باورها ،آئین ها و رسوم جاری در تاریخ و گذشته آن، خون تازه ای است به رگ و اندام و پی معاصرت و فریادی ست بر سرآدم هایی که دیده اند و ساکت اند وآدم هایی که ندیده اند و کرند.

, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، به راستی یادمان های دیرین و تاریخی در اندام یک شهر، ارزش و متنانت و سنگینی آن شهر را یاد آور می شوند. نشانه هایی که حکایت دارند ازعمر و قدمت آن و قصه ها زمزمه می کنند به گوش معاصرین و معاصران. شناسنامه زمان حال و اکنون اند این پا به سال ها و قرن ها گذاشتگان. باورها ،آئین ها و رسوم جاری در تاریخ و گذشته آن، خون تازه ای است به رگ و اندام و پی معاصرت و فریادی ست بر سرآدم هایی که دیده اند و ساکت اند وآدم هایی که ندیده اند و کرند., به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، به راستی یادمان های دیرین و تاریخی در اندام یک شهر، ارزش و متنانت و سنگینی آن شهر را یاد آور می شوند. نشانه هایی که حکایت دارند ازعمر و قدمت آن و قصه ها زمزمه می کنند به گوش معاصرین و معاصران. شناسنامه زمان حال و اکنون اند این پا به سال ها و قرن ها گذاشتگان. باورها ،آئین ها و رسوم جاری در تاریخ و گذشته آن، خون تازه ای است به رگ و اندام و پی معاصرت و فریادی ست بر سرآدم هایی که دیده اند و ساکت اند وآدم هایی که ندیده اند و کرند., شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز, به راستی یادمان های دیرین و تاریخی در اندام یک شهر، ارزش و متنانت و سنگینی آن شهر را یاد آور می شوند. نشانه هایی که حکایت دارند ازعمر و قدمت آن و قصه ها زمزمه می کنند به گوش معاصرین و معاصران. شناسنامه زمان حال و اکنون اند این پا به سال ها و قرن ها گذاشتگان. باورها ،آئین ها و رسوم جاری در تاریخ و گذشته آن، خون تازه ای است به رگ و اندام و پی معاصرت و فریادی ست بر سرآدم هایی که دیده اند و ساکت اند وآدم هایی که ندیده اند و کرند.,

«باغ‌ ایرانی و کوشک میانی آن هر دو در جست وجوی مفهومی عمیق از تعالی هستند، مفهومی غنی از تکامل روح انسانی، مفهومی شگرف از پردیس ایرانی! ... و البته چه روشن و شفاف این نوع نگاه با فکر ایرانی درک می‌شود. شاید بیشتر از هر ملت دیگری به جرات می‌‌توان گفت ایرانی‌ها بهشت را بیش از دیگران درک می‌کنند؛ بهشت مفهومی آشنا در فرهنگ ایران- اسلا‌می است.... نهرهایی که از زیر پای انسان‌ها روان است، درختانی که سایه‌های ابدی دارند، میوه‌هایی که رنگ و بویشان دلبری می‌کند و کوشک‌ها و شاهنشین‌هایی که خبر از آسودگی مدام می‌دهند، لعاب‌ها ونقش‌هایی که چشم را می‌نوازند و هندسه‌های بی عیب و نقص به نشانه کمال عقلانیت صانع یکتا، اینها همه نشانه‌هایی از تصویری زمینی از بهشت موعود آسمانی هستند، نشانه‌هایی که تداعی آرزو‌های مملو از ایمان و معنویت و جاودانگی است.» (‌یوس‌ پورتر - کاخ‌ها و باغ‌های ایرانی)

, «باغ‌ ایرانی و کوشک میانی آن هر دو در جست وجوی مفهومی عمیق از تعالی هستند، مفهومی غنی از تکامل روح انسانی، مفهومی شگرف از پردیس ایرانی! ... و البته چه روشن و شفاف این نوع نگاه با فکر ایرانی درک می‌شود. شاید بیشتر از هر ملت دیگری به جرات می‌‌توان گفت ایرانی‌ها بهشت را بیش از دیگران درک می‌کنند؛ بهشت مفهومی آشنا در فرهنگ ایران- اسلا‌می است.... نهرهایی که از زیر پای انسان‌ها روان است، درختانی که سایه‌های ابدی دارند، میوه‌هایی که رنگ و بویشان دلبری می‌کند و کوشک‌ها و شاهنشین‌هایی که خبر از آسودگی مدام می‌دهند، لعاب‌ها ونقش‌هایی که چشم را می‌نوازند و هندسه‌های بی عیب و نقص به نشانه کمال عقلانیت صانع یکتا، اینها همه نشانه‌هایی از تصویری زمینی از بهشت موعود آسمانی هستند، نشانه‌هایی که تداعی آرزو‌های مملو از ایمان و معنویت و جاودانگی است.» (‌یوس‌ پورتر - کاخ‌ها و باغ‌های ایرانی), «باغ‌ ایرانی و کوشک میانی آن هر دو در جست وجوی مفهومی عمیق از تعالی هستند، مفهومی غنی از تکامل روح انسانی، مفهومی شگرف از پردیس ایرانی! ... و البته چه روشن و شفاف این نوع نگاه با فکر ایرانی درک می‌شود. شاید بیشتر از هر ملت دیگری به جرات می‌‌توان گفت ایرانی‌ها بهشت را بیش از دیگران درک می‌کنند؛ بهشت مفهومی آشنا در فرهنگ ایران- اسلا‌می است.... نهرهایی که از زیر پای انسان‌ها روان است، درختانی که سایه‌های ابدی دارند، میوه‌هایی که رنگ و بویشان دلبری می‌کند و کوشک‌ها و شاهنشین‌هایی که خبر از آسودگی مدام می‌دهند، لعاب‌ها ونقش‌هایی که چشم را می‌نوازند و هندسه‌های بی عیب و نقص به نشانه کمال عقلانیت صانع یکتا، اینها همه نشانه‌هایی از تصویری زمینی از بهشت موعود آسمانی هستند، نشانه‌هایی که تداعی آرزو‌های مملو از ایمان و معنویت و جاودانگی است.» (‌یوس‌ پورتر - کاخ‌ها و باغ‌های ایرانی),

توصیفات شگرف یوس پروتر از باغ های ایرانی و معماری مجسم در کوشک‌های میانی آنها به قدری روشن و مفهوم است که نیاز به توضیح ندارد. اما در قبال این توضیحات روشن سؤالی مطرح است. شهرارومیه چگونه و با چه عناصری به شکل‌عینی، در ردیف این نوع توصیفات از باغ‌های ایرانی قرار می‌گیرد؟ آیا ارومیه دارای باغ‌های تاریخی و معیار از نظر معماری است؟ و آیا ارومیه یک باغ شهر است؟

, توصیفات شگرف یوس پروتر از باغ های ایرانی و معماری مجسم در کوشک‌های میانی آنها به قدری روشن و مفهوم است که نیاز به توضیح ندارد. اما در قبال این توضیحات روشن سؤالی مطرح است. شهرارومیه چگونه و با چه عناصری به شکل‌عینی، در ردیف این نوع توصیفات از باغ‌های ایرانی قرار می‌گیرد؟ آیا ارومیه دارای باغ‌های تاریخی و معیار از نظر معماری است؟ و آیا ارومیه یک باغ شهر است؟, توصیفات شگرف یوس پروتر از باغ های ایرانی و معماری مجسم در کوشک‌های میانی آنها به قدری روشن و مفهوم است که نیاز به توضیح ندارد. اما در قبال این توضیحات روشن سؤالی مطرح است. شهرارومیه چگونه و با چه عناصری به شکل‌عینی، در ردیف این نوع توصیفات از باغ‌های ایرانی قرار می‌گیرد؟ آیا ارومیه دارای باغ‌های تاریخی و معیار از نظر معماری است؟ و آیا ارومیه یک باغ شهر است؟,

برای یافتن پاسخی درخورنسبت به سوالات مطرح شده بالا ابتدایی ترین راه ، گذراندن یک لحظه از سیما و نمای شهری و طبیعی شهر و شهرستان ارومیه از خیال، و تصور کردن اطراف و پیرامون آن است.ارومیه از نظر فضای طبیعی و باغات، بسیارغنی و پربار است. اطراف شهرارومیه از چهار سو با باغات طبیعی و حتی جنگل محصور شده است. اما این وضعیت چه ارتباطی با باغ شهر بودن آن دارد و یا کدام عناصر می‌توانند این کمربند سبز را به متن شهر پیوند دهند تا بتوان معنای باغ شهری را نسبت به شهر ارومیه تعمیم داد؟

, برای یافتن پاسخی درخورنسبت به سوالات مطرح شده بالا ابتدایی ترین راه ، گذراندن یک لحظه از سیما و نمای شهری و طبیعی شهر و شهرستان ارومیه از خیال، و تصور کردن اطراف و پیرامون آن است.ارومیه از نظر فضای طبیعی و باغات، بسیارغنی و پربار است. اطراف شهرارومیه از چهار سو با باغات طبیعی و حتی جنگل محصور شده است. اما این وضعیت چه ارتباطی با باغ شهر بودن آن دارد و یا کدام عناصر می‌توانند این کمربند سبز را به متن شهر پیوند دهند تا بتوان معنای باغ شهری را نسبت به شهر ارومیه تعمیم داد؟, برای یافتن پاسخی درخورنسبت به سوالات مطرح شده بالا ابتدایی ترین راه ، گذراندن یک لحظه از سیما و نمای شهری و طبیعی شهر و شهرستان ارومیه از خیال، و تصور کردن اطراف و پیرامون آن است.ارومیه از نظر فضای طبیعی و باغات، بسیارغنی و پربار است. اطراف شهرارومیه از چهار سو با باغات طبیعی و حتی جنگل محصور شده است. اما این وضعیت چه ارتباطی با باغ شهر بودن آن دارد و یا کدام عناصر می‌توانند این کمربند سبز را به متن شهر پیوند دهند تا بتوان معنای باغ شهری را نسبت به شهر ارومیه تعمیم داد؟,

اصولا ًوقتی صحبت از باغ در معماری (خصوصا ًمعماری ایرانی) می‌شود همه ابعاد طبیعی یک عملکرد معماری، از خرد تا کلان به ذهن متبادر می‌گردد. مثلا ًعمارت‌ها و خانه‌هایی که با درختان و باغچه محصور شده‌اند و حتی باغچه کاری دور خانه‌ها و... اما باغ در مفهوم تاریخی معماری در ایران وجهه‌ای خاص دارد. باغ جزء عناصر کارکردی معماری ایرانی است یعنی جدا از ویژگی طبیعی فقط با ساختار خود معماری ارتباط وثیق دارد و با پیوند معنوی با آن به ترکیبی بدیع دست می‌یابد.

, اصولا ًوقتی صحبت از باغ در معماری (خصوصا ًمعماری ایرانی) می‌شود همه ابعاد طبیعی یک عملکرد معماری، از خرد تا کلان به ذهن متبادر می‌گردد. مثلا ًعمارت‌ها و خانه‌هایی که با درختان و باغچه محصور شده‌اند و حتی باغچه کاری دور خانه‌ها و... اما باغ در مفهوم تاریخی معماری در ایران وجهه‌ای خاص دارد. باغ جزء عناصر کارکردی معماری ایرانی است یعنی جدا از ویژگی طبیعی فقط با ساختار خود معماری ارتباط وثیق دارد و با پیوند معنوی با آن به ترکیبی بدیع دست می‌یابد., اصولا ًوقتی صحبت از باغ در معماری (خصوصا ًمعماری ایرانی) می‌شود همه ابعاد طبیعی یک عملکرد معماری، از خرد تا کلان به ذهن متبادر می‌گردد. مثلا ًعمارت‌ها و خانه‌هایی که با درختان و باغچه محصور شده‌اند و حتی باغچه کاری دور خانه‌ها و... اما باغ در مفهوم تاریخی معماری در ایران وجهه‌ای خاص دارد. باغ جزء عناصر کارکردی معماری ایرانی است یعنی جدا از ویژگی طبیعی فقط با ساختار خود معماری ارتباط وثیق دارد و با پیوند معنوی با آن به ترکیبی بدیع دست می‌یابد.,

اما در معماری مدرن ویژگی طبیعی و اجتماعی آن مطرح است . ترکیبی سالم، طبیعی و اقتصادی از زندگی شهری و روستایی. در واقع در معماری مدرن مفهوم باغ به مفهوم باغ شهر میل می‌کند و با آن درمی‌آمیزد. باغ شهر ، شهری است که طراحی شده تا برای ساکنانش زندگی و شرایط کاری سالمی فراهم کند، مزایای شهر و روستا را با هم در خود داشته باشند، زمان لازم برای رفت‌ و‌آمد میان خانه و محل کار در آنها اندک باشد، اشتغال محلی در آنها بالا باشد، از آب‌و‌هوایی مطبوع برخوردار باشد، «کمر‌بند‌های سبز» (پارک‌ها) آن را احاطه‌ کند و مناطق مسکونی، صنعتی و کشاورزی متناسبی را در خود داشته باشد.

, اما در معماری مدرن ویژگی طبیعی و اجتماعی آن مطرح است . ترکیبی سالم، طبیعی و اقتصادی از زندگی شهری و روستایی. در واقع در معماری مدرن مفهوم باغ به مفهوم باغ شهر میل می‌کند و با آن درمی‌آمیزد. باغ شهر ، شهری است که طراحی شده تا برای ساکنانش زندگی و شرایط کاری سالمی فراهم کند، مزایای شهر و روستا را با هم در خود داشته باشند، زمان لازم برای رفت‌ و‌آمد میان خانه و محل کار در آنها اندک باشد، اشتغال محلی در آنها بالا باشد، از آب‌و‌هوایی مطبوع برخوردار باشد، «کمر‌بند‌های سبز» (پارک‌ها) آن را احاطه‌ کند و مناطق مسکونی، صنعتی و کشاورزی متناسبی را در خود داشته باشد., اما در معماری مدرن ویژگی طبیعی و اجتماعی آن مطرح است . ترکیبی سالم، طبیعی و اقتصادی از زندگی شهری و روستایی. در واقع در معماری مدرن مفهوم باغ به مفهوم باغ شهر میل می‌کند و با آن درمی‌آمیزد. باغ شهر ، شهری است که طراحی شده تا برای ساکنانش زندگی و شرایط کاری سالمی فراهم کند، مزایای شهر و روستا را با هم در خود داشته باشند، زمان لازم برای رفت‌ و‌آمد میان خانه و محل کار در آنها اندک باشد، اشتغال محلی در آنها بالا باشد، از آب‌و‌هوایی مطبوع برخوردار باشد، «کمر‌بند‌های سبز» (پارک‌ها) آن را احاطه‌ کند و مناطق مسکونی، صنعتی و کشاورزی متناسبی را در خود داشته باشد.,

در مفهوم تاریخی و سنتی باغ شهر را در شهری مثل مراغه ( باغ شهر ایران) می‌بینیم. شهری آکنده از جنبه‌های معماری اصیل ایرانی (مکتب آذربایجان) غرق در باغ و سبزی مطلق. این موقعیت طبیعی و تاریخی شهر مراغه است که باهم در ادوار مختلف تاریخی تلاقی کرده و از مراغه باغ‌شهر ساخته است.

, در مفهوم تاریخی و سنتی باغ شهر را در شهری مثل مراغه ( باغ شهر ایران) می‌بینیم. شهری آکنده از جنبه‌های معماری اصیل ایرانی (مکتب آذربایجان) غرق در باغ و سبزی مطلق. این موقعیت طبیعی و تاریخی شهر مراغه است که باهم در ادوار مختلف تاریخی تلاقی کرده و از مراغه باغ‌شهر ساخته است., در مفهوم تاریخی و سنتی باغ شهر را در شهری مثل مراغه ( باغ شهر ایران) می‌بینیم. شهری آکنده از جنبه‌های معماری اصیل ایرانی (مکتب آذربایجان) غرق در باغ و سبزی مطلق. این موقعیت طبیعی و تاریخی شهر مراغه است که باهم در ادوار مختلف تاریخی تلاقی کرده و از مراغه باغ‌شهر ساخته است.,

ارومیه تا اوایل دهه60 شمسی در بین باغات متصل به شهر، دورتا دور محصور بوده است. معماری ویژه منطقه‌ای آن که غالبا ً موقعیت جغرافیایی و طبیعی شهررا مشخص می‌کرده وعجین شدن آن با سنت معماری کهن گذشته تصویری بدیع از آن ارائه می‌داده‌ است. عمارت‌ها و بنا‌های مسکونی و عمومی مختلف با تراز معماری متحدالشکل و عناصر زمانی غالب در نما و معماری داخلی آن نظیر سقف‌های شیروانی، حیاط و باغچه، فضای محسوس داخلی و... محصور در درختان از یک سو و بافت ، قامت و توسعه شهری آن مطابق با طبیعت و باغات اطراف آن. مثلا ًخیابان کاشانی فعلی تا سه راه کاشانی امتداد داشته و ادامه آن تا شهرچایی و خیابان شهید بهشتی فعلی (دانشکده) غرق در باغات و درختان قد برافراشته بوده است تنها نمای باقیمانده از آن دوران، پارک ملت فعلی با جرح و تعدیلی که برپیکره¬اش زده‌اند!

, ارومیه تا اوایل دهه60 شمسی در بین باغات متصل به شهر، دورتا دور محصور بوده است. معماری ویژه منطقه‌ای آن که غالبا ً موقعیت جغرافیایی و طبیعی شهررا مشخص می‌کرده وعجین شدن آن با سنت معماری کهن گذشته تصویری بدیع از آن ارائه می‌داده‌ است. عمارت‌ها و بنا‌های مسکونی و عمومی مختلف با تراز معماری متحدالشکل و عناصر زمانی غالب در نما و معماری داخلی آن نظیر سقف‌های شیروانی، حیاط و باغچه، فضای محسوس داخلی و... محصور در درختان از یک سو و بافت ، قامت و توسعه شهری آن مطابق با طبیعت و باغات اطراف آن. مثلا ًخیابان کاشانی فعلی تا سه راه کاشانی امتداد داشته و ادامه آن تا شهرچایی و خیابان شهید بهشتی فعلی (دانشکده) غرق در باغات و درختان قد برافراشته بوده است تنها نمای باقیمانده از آن دوران، پارک ملت فعلی با جرح و تعدیلی که برپیکره¬اش زده‌اند!, ارومیه تا اوایل دهه60 شمسی در بین باغات متصل به شهر، دورتا دور محصور بوده است. معماری ویژه منطقه‌ای آن که غالبا ً موقعیت جغرافیایی و طبیعی شهررا مشخص می‌کرده وعجین شدن آن با سنت معماری کهن گذشته تصویری بدیع از آن ارائه می‌داده‌ است. عمارت‌ها و بنا‌های مسکونی و عمومی مختلف با تراز معماری متحدالشکل و عناصر زمانی غالب در نما و معماری داخلی آن نظیر سقف‌های شیروانی، حیاط و باغچه، فضای محسوس داخلی و... محصور در درختان از یک سو و بافت ، قامت و توسعه شهری آن مطابق با طبیعت و باغات اطراف آن. مثلا ًخیابان کاشانی فعلی تا سه راه کاشانی امتداد داشته و ادامه آن تا شهرچایی و خیابان شهید بهشتی فعلی (دانشکده) غرق در باغات و درختان قد برافراشته بوده است تنها نمای باقیمانده از آن دوران، پارک ملت فعلی با جرح و تعدیلی که برپیکره¬اش زده‌اند!,

باغ سازی درمعماری ارومیه به دلیل موقعیت طبیعی آن چندان بارز نیست. یعنی عجین بودن شهرارومیه از متن تا پیرامون آن با شرایط طبیعی و طبیعت موزون، نیاز باغ سازی را در این شهر منتفی می‌کرده  است.

, باغ سازی درمعماری ارومیه به دلیل موقعیت طبیعی آن چندان بارز نیست. یعنی عجین بودن شهرارومیه از متن تا پیرامون آن با شرایط طبیعی و طبیعت موزون، نیاز باغ سازی را در این شهر منتفی می‌کرده  است., باغ سازی درمعماری ارومیه به دلیل موقعیت طبیعی آن چندان بارز نیست. یعنی عجین بودن شهرارومیه از متن تا پیرامون آن با شرایط طبیعی و طبیعت موزون، نیاز باغ سازی را در این شهر منتفی می‌کرده  است.,

در مقابل در شهری نظیر تبریز به دلیل کم بودن ظرفیت طبیعی در اطراف و متن آن و نبودن باغات منحصر به فرد در شاکله جغرافیایی ( این امر در تصاویر کشیده شده توسط سیاحان و بازدید کنندگان ازاین شهر آشکار است، در این تصاویر اطراف و اکناف شهر تبریز خشک و بی بر و محصور با کوه‌ها و ارتفاعات نشان داده می‌شود. ) آن باغ سازی رواج تمام داشته است . به نحوی که امروزه میراث این باغ سازی هنوز هم در قامت مجموعه‌های نظیرائل گلی، باغ صبا، باغ شمس تبریزی، باغ وزیر و... نمایان است. البته این شرایط مربوط به دوران متاخرتر دارالاسلام ایران (یعنی همان تبریز) است . چرا که تبریز و یا ناحیه‌ای در اطراف تبریز با ادله و شواهد کافی، در دوران گمشده تاریخ، بهشت عدن معرفی شده است. این خود به تعبیر ابتدایی این نوشتار از یوس پورتر نزدیک و بل مطابق آن است.

, در مقابل در شهری نظیر تبریز به دلیل کم بودن ظرفیت طبیعی در اطراف و متن آن و نبودن باغات منحصر به فرد در شاکله جغرافیایی ( این امر در تصاویر کشیده شده توسط سیاحان و بازدید کنندگان ازاین شهر آشکار است، در این تصاویر اطراف و اکناف شهر تبریز خشک و بی بر و محصور با کوه‌ها و ارتفاعات نشان داده می‌شود. ) آن باغ سازی رواج تمام داشته است . به نحوی که امروزه میراث این باغ سازی هنوز هم در قامت مجموعه‌های نظیرائل گلی، باغ صبا، باغ شمس تبریزی، باغ وزیر و... نمایان است. البته این شرایط مربوط به دوران متاخرتر دارالاسلام ایران (یعنی همان تبریز) است . چرا که تبریز و یا ناحیه‌ای در اطراف تبریز با ادله و شواهد کافی، در دوران گمشده تاریخ، بهشت عدن معرفی شده است. این خود به تعبیر ابتدایی این نوشتار از یوس پورتر نزدیک و بل مطابق آن است., در مقابل در شهری نظیر تبریز به دلیل کم بودن ظرفیت طبیعی در اطراف و متن آن و نبودن باغات منحصر به فرد در شاکله جغرافیایی ( این امر در تصاویر کشیده شده توسط سیاحان و بازدید کنندگان ازاین شهر آشکار است، در این تصاویر اطراف و اکناف شهر تبریز خشک و بی بر و محصور با کوه‌ها و ارتفاعات نشان داده می‌شود. ) آن باغ سازی رواج تمام داشته است . به نحوی که امروزه میراث این باغ سازی هنوز هم در قامت مجموعه‌های نظیرائل گلی، باغ صبا، باغ شمس تبریزی، باغ وزیر و... نمایان است. البته این شرایط مربوط به دوران متاخرتر دارالاسلام ایران (یعنی همان تبریز) است . چرا که تبریز و یا ناحیه‌ای در اطراف تبریز با ادله و شواهد کافی، در دوران گمشده تاریخ، بهشت عدن معرفی شده است. این خود به تعبیر ابتدایی این نوشتار از یوس پورتر نزدیک و بل مطابق آن است.,

اما امروز درارومیه باغ تاریخی ِ مشخصی را معرفی نمی‌کنند که دارای ویژگی‌ها و عناصر باغ سازی معماری ایرانی باشد. استثنای باغ سیاوش که هم اکنون تبدیل به مجموعه آپارتمانی شده است و کوشک زیبای آن ( خانه اربابی دیزج سیاوش) به جای محصور بودن در میان درختان و عجین شدن معماری آن با طبیعت، با آپارتمان‌های یوغور با قیافه‌های مثلا ً مدرن محاصره شده و عن‌قریب با شرایط موجود فرو ریخته و جای خود را به آپارتمانی با خواص قوطی کبریت خواهد داد، از شوخی‌های تاریخ با شهرارومیه است. (‌از نمونه‌های ادغام شده در پادگان ارتش و لشگر 64 در می‌گذریم.)

, اما امروز درارومیه باغ تاریخی ِ مشخصی را معرفی نمی‌کنند که دارای ویژگی‌ها و عناصر باغ سازی معماری ایرانی باشد. استثنای باغ سیاوش که هم اکنون تبدیل به مجموعه آپارتمانی شده است و کوشک زیبای آن ( خانه اربابی دیزج سیاوش) به جای محصور بودن در میان درختان و عجین شدن معماری آن با طبیعت، با آپارتمان‌های یوغور با قیافه‌های مثلا ً مدرن محاصره شده و عن‌قریب با شرایط موجود فرو ریخته و جای خود را به آپارتمانی با خواص قوطی کبریت خواهد داد، از شوخی‌های تاریخ با شهرارومیه است. (‌از نمونه‌های ادغام شده در پادگان ارتش و لشگر 64 در می‌گذریم.), اما امروز درارومیه باغ تاریخی ِ مشخصی را معرفی نمی‌کنند که دارای ویژگی‌ها و عناصر باغ سازی معماری ایرانی باشد. استثنای باغ سیاوش که هم اکنون تبدیل به مجموعه آپارتمانی شده است و کوشک زیبای آن ( خانه اربابی دیزج سیاوش) به جای محصور بودن در میان درختان و عجین شدن معماری آن با طبیعت، با آپارتمان‌های یوغور با قیافه‌های مثلا ً مدرن محاصره شده و عن‌قریب با شرایط موجود فرو ریخته و جای خود را به آپارتمانی با خواص قوطی کبریت خواهد داد، از شوخی‌های تاریخ با شهرارومیه است. (‌از نمونه‌های ادغام شده در پادگان ارتش و لشگر 64 در می‌گذریم.),

قید امروزه را در جملات بالا عمدا ً بکار می‌گیرم تا وضع و حال امروز شهرو نیاز آن به باغ سازی و نه پارک سازی و یا حداقل نگهداری و محافظت از باغات داخل در محوطه شهر که حاصل توسعه و گسترش بی‌رویه و لجام‌گسیخته شهر و تجاوز به حریم طبیعی و روستایی پیرامون آن است، بیشتر نمود پیدا کند. اگر شهر ارومیه تا 30 سال گذشته می‌توانسته به دلیل وضعیت طبیعی و جغرافیایی خود به مفهوم سنتی، باغ شهر طبیعی جلوه کند، امروزه نحوه زیست و زندگی اجتماعی اهالی آن، افزایش جمعیت، بی قواره‌گی گسترش و خلاء طراحی ِ اصولی معماری در ساخت و ساز آن، از بین رفتن طبیعت پیرامونی و محاط برآن و دخل و تصرف در طبیعت و باغات موجود و... نیاز مبرم به باغ سازی در آن به مفهوم مدرن بیشتر و بلکه بسیار بیشتر احساس می‌شود.

, قید امروزه را در جملات بالا عمدا ً بکار می‌گیرم تا وضع و حال امروز شهرو نیاز آن به باغ سازی و نه پارک سازی و یا حداقل نگهداری و محافظت از باغات داخل در محوطه شهر که حاصل توسعه و گسترش بی‌رویه و لجام‌گسیخته شهر و تجاوز به حریم طبیعی و روستایی پیرامون آن است، بیشتر نمود پیدا کند. اگر شهر ارومیه تا 30 سال گذشته می‌توانسته به دلیل وضعیت طبیعی و جغرافیایی خود به مفهوم سنتی، باغ شهر طبیعی جلوه کند، امروزه نحوه زیست و زندگی اجتماعی اهالی آن، افزایش جمعیت، بی قواره‌گی گسترش و خلاء طراحی ِ اصولی معماری در ساخت و ساز آن، از بین رفتن طبیعت پیرامونی و محاط برآن و دخل و تصرف در طبیعت و باغات موجود و... نیاز مبرم به باغ سازی در آن به مفهوم مدرن بیشتر و بلکه بسیار بیشتر احساس می‌شود., قید امروزه را در جملات بالا عمدا ً بکار می‌گیرم تا وضع و حال امروز شهرو نیاز آن به باغ سازی و نه پارک سازی و یا حداقل نگهداری و محافظت از باغات داخل در محوطه شهر که حاصل توسعه و گسترش بی‌رویه و لجام‌گسیخته شهر و تجاوز به حریم طبیعی و روستایی پیرامون آن است، بیشتر نمود پیدا کند. اگر شهر ارومیه تا 30 سال گذشته می‌توانسته به دلیل وضعیت طبیعی و جغرافیایی خود به مفهوم سنتی، باغ شهر طبیعی جلوه کند، امروزه نحوه زیست و زندگی اجتماعی اهالی آن، افزایش جمعیت، بی قواره‌گی گسترش و خلاء طراحی ِ اصولی معماری در ساخت و ساز آن، از بین رفتن طبیعت پیرامونی و محاط برآن و دخل و تصرف در طبیعت و باغات موجود و... نیاز مبرم به باغ سازی در آن به مفهوم مدرن بیشتر و بلکه بسیار بیشتر احساس می‌شود.,

باغ شهر در مفهوم مدرن خود با توضیحات داده شده تنها راه تعدیل کننده لجام‌گسیختگی زندگی شهری و ابعاد منفی آن است. زندگی آپارتمانی و صنعتی ( در معنای دود و دم ، مکانیکی و ماشینی شدن زندگی نه معنای فرهنگی و فلسفی آن) زیبایی و شادی را از زندگی اهالی شهر ارومیه زدوده است. باغ‌شهر در زندگی شهری در حکم ریه و دستگاه تنفس شهر است و خلاء آن به معنای سرطان شهری و افلیج روحی است.

, باغ شهر در مفهوم مدرن خود با توضیحات داده شده تنها راه تعدیل کننده لجام‌گسیختگی زندگی شهری و ابعاد منفی آن است. زندگی آپارتمانی و صنعتی ( در معنای دود و دم ، مکانیکی و ماشینی شدن زندگی نه معنای فرهنگی و فلسفی آن) زیبایی و شادی را از زندگی اهالی شهر ارومیه زدوده است. باغ‌شهر در زندگی شهری در حکم ریه و دستگاه تنفس شهر است و خلاء آن به معنای سرطان شهری و افلیج روحی است., باغ شهر در مفهوم مدرن خود با توضیحات داده شده تنها راه تعدیل کننده لجام‌گسیختگی زندگی شهری و ابعاد منفی آن است. زندگی آپارتمانی و صنعتی ( در معنای دود و دم ، مکانیکی و ماشینی شدن زندگی نه معنای فرهنگی و فلسفی آن) زیبایی و شادی را از زندگی اهالی شهر ارومیه زدوده است. باغ‌شهر در زندگی شهری در حکم ریه و دستگاه تنفس شهر است و خلاء آن به معنای سرطان شهری و افلیج روحی است.,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه