یادداشت

آسیب‌شناسی موسیقی لرستان

آسیب‌شناسی موسیقی لرستان
در حوزه اخلاقی حرف‌های بسیاری وجود دارد برای گفتن زیرا مبانی این هنر ماندگار باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که نسل‌های بعد همیشه به دیده احترامش بنگرند...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ ضمن پاس‌داشت زحمات اهالی موسیقی چه در گذشته و چه در حال، برآنیم تا موسیقی لری را در چهار حوزه:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,

الف: ساز

,

ب: کلام، دو گستره اخلاق و ادبیات

,

ج: اهل آواز

,

د: نوازندگان

,

به اختصار از دید آسیب‌شناسانه مورد بررسی قرار دهیم تا شاید یک نکته از این، همه اهالی موسیقی را بکار آید.

,

ابتدا در حوزه ساز:

,

بر همگان آشکار است که هیچ نوای مسیقیایی تنظیم شده در مایه‌های لری ایجاد لذت روحانی نمی‌کند مگر آنکه از نای سازهای بومی منطقه برآید.

,

زیرا روح انسان‌های این سرزمین هزاران سال است که با طنین این آلات اخت گرفته و مأنوس شده است.

,

در شادی‌ها می‌نوازندش و در چمری‌ها بر نوایش می‌گریند و در یک جمله مردم این استان در شور و گور این هنر را دوست دارند.

,

این سازهای مرسوم منطقه عبارتند از: کمانچه، ساز(سرنا)، دهل و ضرب. اخیرا دیده و شنیده می‌شود که مایه‌ها و پایه‌های موسیقی لری را با سازهایی غیر از این آلات می‌نوازند که نه تنها روح معنوی این اصوات و الحان به شنونده منتقل نمی‌شود بلکه باعث میرایی لذات معنوی شنونده می‌گردد و نواختن موسیقی لری با سازی غیر از آلات نام برده شده دقیقاً به آن می‌ماند که فردی که با آداب و رسوم و اخلاق و حتی اسم دوست دیرین خود خو کرده باشد، نامی بیگانه برو نهند و تُن صدایش را نیز عوض کنند. معلوم است این انسان دیگر آن انسان گذشته نخواهد بود و روح از مجالسش گریزان خواهد بود.

,

پس چه بهتر است که نوای دل نواز، «عزیزبیگی» و «علی‌سیونه» و «ساریخانی» و «قدم خیر» و «دایه دایه» و... از چاکنای سازها و کمانچه‌های خودمان برآید تا تارهای روح را به باری بگیرد و جسم را نطع آرامش جان نماید؛ نه آنکه سازهای بیگانه نوای آشنا ما را برای ما بنوازند و خراش روح شوند و آزار جسم.

,

در حوزه کلام:

,

گرچه بسیاری از بزرگان موسیقی، موسیقی را بی‌کلام می‌پسندند اما امروزه دیگر نمی توان این دو را از هم جدا کرد زیرا به گونه‌ای به هم آمیخته‌اند که جدایی هریک از این دو باعث فلج شدن تأثیر لذات روحی آن دیگری خواهد بود.

,

شاهدی بر مدعای در هم‌آمیختگی کلام موسیقی آن است که یک روز که در اتاق شورای شعر و موسیقی صدا و سیمای استان لرستان نشسته بودیم و در خدمت استاتیدی چون دکتر راغب (مرد هزار آهنگ) و آقای دل انگیز و شهرام منظمی و آقای پیریایی، مسئول شورای مرکزی شعر و موسیقی صدا و سیما بودیم؛ یکی از دوستان همکار در شورا، از دکتر راغب پرسید: جناب آقای دکتر راغب! راستی چرا می گویند:

,

شورای شعر و موسیقی و نمی‌گویند شورای موسیقی و شعر؟

,

وی جواب داد:

,

«ببینید! آنچه که به موسیقی جان می‌دهد و آن را اوجی تازه می‌بخشد کلام است نه خود موسیقی، زیرا موسیقی قرن‌ها پیش ساختار و استخوان‌بندی خود را پیدا کرده است لهذا کلام، جان مایه و روح تازه موسیقی است و به خاطر همین ارزش معنوی باید بگوییم شورای شعر و موسیقی نه شورای موسیقی و شعر.»

,

اما و به هر حال، یکی از مشکلات عدیده موسیقی روح نواز ما در حوزه کلام است که نگارنده آن را در دو بعد اخلاقی و ادبی بررسی می‌کند.

,

در حوزه اخلاقی حرف‌های بسیاری وجود دارد برای گفتن زیرا مبانی این هنر ماندگار باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که نسل‌های بعد همیشه به دیده احترامش بنگرند و از قصور اخلاقی دور باشد و کلمات و عبارات نامناسب و جود نداشته باشد و اگر روزی کلامی نامناسب در یک ساخته موسیقی وجود داشته باشد، آن کلام، چندگناه عمده را بر دوش می‌کشد، یکی از ماندگاری آن اثر و جاودانی سازندگان ممانعت بعمل ‌می‌آورد. دوم آنکه مخاطبان را منحصر و قلیل می‌کند و سوم، سازندگان را به ورطه‌ی تهمت می کشاند.

,

دور نیست سال‌هایی که در برخی کاست‌ها عبارات نازیبایی را شنیده‌ایم که امروزه استماع آن ساخته‌های قوی و فخیم به علت ذکر شده، نه تنها چندش‌آور است بلکه قابل استماع نیست.

,

این هشداری است برای اهلی موسیقی که سازهایشان را باری همیشه‌ی روزگاران کوک کنند و به صدا در آورند و مبهوت زمانه حال نشوند.

,

در ادبیات موسیقی لری رازناکی‌های منحصربفردی وجود دارد که در دیگر فرهنگ‌ها کمتر دیده می‌شود.

,

انتهای قسمت دوم/

,

نویسنده: رضا حسنوند (شوریده لرستانی)

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه