چاه ویل هسته ای و دکتر صادق زیباکلام!!
موضع گیریهای خطابه ای و سست بنیان شما، اگرچه بر ذائقه ی جمعی از عوام الناس، خوش می آید و با کف و سوت تایید می شود، اما صاحبان خرد را دل آشوب می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از درسیاهکل، مهدی کوچک پور(عضو انجمن جامعه شناسی ایران) در جدیدترین یادداشت خون نوشت: دکتر زیبا کلام را بسیاری می شناسند از آن رو که کلام ها و کارهایش از جذابیت فراوانی برای به خاطر سپرده شدن بهره مندند!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, درسیاهکل, مهدی کوچک پور(عضو انجمن جامعه شناسی ایران) در جدیدترین یادداشت خون نوشت:, دکتر زیبا کلام را بسیاری می شناسند از آن رو که کلام ها و کارهایش از جذابیت فراوانی برای به خاطر سپرده شدن بهره مندند!,دفاع از آن چه که خود آن را واقعیتی بنام اسراییل میداند، تلاش فراوان برای اثبات حقانیت نگرش سکولاریستی به حکومت، طرفداری از سر شیفتگی از نظامهای حکومتی لیبرالیسی، سعی وافر برای اثبات ناکارآمدی حکومت دینی، تلاش برای تطهیر نظام کاپیتالیستی از اتهامات و کژکارکردهایی مانند سوء استفاده از ابزارهایی چون حقوق بشر و دموکراسی در مسیر تحقق اهداف سلطه جویانه امپریالیستی، نامه نگاری های پرشمار و اظهار نظرهای دمادم له یا علیه افراد سرشناس و مشهور، طرح ایرادات ماهوی به حضور دین در عرصه سیاسی و اجتماعی، موضع گیریهای هماره انتقادی درباره منش غرب ستیزانه نظام اسلامی، و نهایتا اصرار افتخارآمیز بر این نکته که سرمایه گذاری جمهوری اسلامی در زمینه ی انرژی هسته ای، اتلاف بی منطق سرمایه های کشور و مانند ریختن داشته های ملت ایران در چاهی ویل، و امری عبث است.
,
این اظهار نظر ها و موضع گیریها و حضور همیشگی و دیرپای جناب زیبا کلام در عرصه رسانه ای و فضا های دانشگاهی کشور، ایشان را اینک به چهره ای مشهور لااقل در میان خواص جامعه تبدیل نموده است. در این نوشتار بر آنیم تا دیدگاه ایشان را مبنی بر “چاه ویل” خواندن سرمایه گذاری نظام اسلامی در انرژی هسته ای مورد کنکاشی انتقادی قرار دهیم. بدین سان که می آید.
آقای زیبا کلام! شما برای تخطئه ی سرمایه گذاری نظام اسلامی در زمینه انرژی هسته ای از اصطلاح چاه ویل استفاده کرده اید. این دیدگاه شما سوالات و ابهاماتی را در ذهن نگارنده این سطور ایجاد کرده است.
در صورت امکان به این سوالات که در پی می آیند، پاسخهایی درخور عنایت فرمایید.
۱- آیا از نظر شما سرمایه گذاری در انرژی هسته ای به صورت مطلق امری عبث و بی ثمر است؟ یعنی شما از مسیر محاسبه داده ها و ستاده های مربوطه و در مقایسه با دیگر منابع انرژی، فارغ از هزینه های تحمیلی حاصل از اعمال سیاست های مداخله جویانه و دردسر ساز غرب به سردمداری دولت آمریکا، به چنین باوری رسیده اید؟ و یا این که چون هزینه های تحمیل شده از سوی غرب به نظام اسلامی به دلیل اصرار بر تداوم سرمایه گذاری در زمینه انرژی صلح آمیز هسته ای زیاد است، به همین دلیل دست آوردهای حاصله را از هزینه های تحمل و تحمیل شده کمتر می بینید و در نتیجه آن را چاه ویل میدانید؟
اگر پاسختان شکل مطلق و بی قید داشته باشد و سرمایه گذاری در این صنعت را به صورت کلی مضر و نا منتفع می دانید، در این صورت برای سوالات زیر چه پاسخی دارید؟
الف) سرمایه گذاری کشورهای صنعتی که شما از عمق جان باورشان دارید و معیارشان می پندارید در این ضمینه چه توجیهی دارد؟
ب) دلایل علمی و ارزیابی پذیر شما برای اثبات ادعای زیانبار بودن مطلق سرمایه گذاری کشور در انرژی هسته ای کدام اند؟
۲_ اما اگر زیانبار بودن سرمایه گذاری در انرژی هسته ایی را ناشی از هزینه های تحمیلی دول غربی می دانید، لطفا پاسخ دهید:
الف- آیا این هزینه های تحمیلی را برحق و تحمیل کنندگان آن را ذی حق می دانید؟ اگر برحقشان می دانید، لطفا برای اثبات حقانیت دولت های غربی در این مقوله دلایل خود را بیان فرمایید. از نظر نگارنده دول غربی، دولت هایی استیلاجو، سلطه طلب و مزورند، و دلیل این خصوصیات ماهیت و ذات کاپیتالیسم است.
ب- اگر تحمیل این هزینه های گزاف را ناعادلانه و بر خلاف موازین بین المللی می دانید، پس:
ت- چرا حتی برای یک بار بر علیه این بی عدالتی نطقی نمی کنید و نامه ای و بیانیه ای قلمی نمی فرمایید ؟ مبنای این ناحقی و ریشه این عداوت هزینه ساز را در چه می دانید؟
ج- چرا و به چه دلایلی معتقدید که باید در برابر رویه ناعادلانه و البته هزینه آفرین دول غربی در قبال سیاست ها و برنامه های صلح آمیز هسته ای کشورمان، کوتاه بیاییم؟ آیا صرف هزینه آفرینی دول متخاصم در مسیر توسعه هسته ای کشور را دلیل نافذ و مقبول و معقولی برای توقف این برنامه ها و پذیرش از سر ذلت سیاست های سلطه جویانه دشمنان می دانید؟
د- با اتکا به کدام اهرمهای تضمینی مطمئن، می توانیم بپذیریم که اگر در این مورد(علیرغم ناحق دانستن کارکرد دولت های غربی) در برابر آنان کوتاه بیاییم و تسلیم شویم، آنان که یکبار امر ناحقی را بر ما تحمیل کردند، دوباره و ۱۰ باره و در موارد دیگر و با بهانه های دیگر چنین نکنند؟(با توجه با سابقه عملکرد آنان در ایران و کارنامه گذشته و حالیه شان در کشورهای دیگر) در این صورت شما برای صیانت از منافع ملی ایران و ایرانیان که فراوان از آن سخن می گویید، چه راهکاری ارائه می کنید؟
ذ_ آیا تحمیل این هزینه های ناحق را با مبانی دموکراسی و داعیه های حقوق بشری غربیان سازگار و شایسته تمکین می دانید؟
اجازه بفرمایید این مباحثه مکتوب را در قالبی دگر دنبال کنیم.
لطفا در ذهن خود و به شکلی موقتی و نامانا جریان هماوردی و مقابله غرب با جمهوری اسلامی را به قضیه تقابل شما با نظام اسلامی تشبیه کنید. فرض بفرمایید در این جریان، شما با داعیه هایی که دارید، جمهوری اسلامی باشید و حکومت اسلامی نیز نقش نظام استیلاجوی غربی را در برابر شما ایفا کند.
,
,
, ۱-, ۱-,
,
, الف) سرمایه گذاری کشورهای صنعتی که شما از عمق جان باورشان دارید و معیارشان می پندارید در این ضمینه چه توجیهی دارد؟,
, ب) دلایل علمی و ارزیابی پذیر شما برای اثبات ادعای زیانبار بودن مطلق سرمایه گذاری کشور در انرژی هسته ای کدام اند؟,
, ۲_, ۲_,
, الف- آیا این هزینه های تحمیلی را برحق و تحمیل کنندگان آن را ذی حق می دانید؟ اگر برحقشان می دانید، لطفا برای اثبات حقانیت دولت های غربی در این مقوله دلایل خود را بیان فرمایید.,
, ب- اگر تحمیل این هزینه های گزاف را ناعادلانه و بر خلاف موازین بین المللی می دانید، پس:,
, ت- چرا حتی برای یک بار بر علیه این بی عدالتی نطقی نمی کنید و نامه ای و بیانیه ای قلمی نمی فرمایید ؟ مبنای این ناحقی و ریشه این عداوت هزینه ساز را در چه می دانید؟,
, ج- چرا و به چه دلایلی معتقدید که باید در برابر رویه ناعادلانه و البته هزینه آفرین دول غربی در قبال سیاست ها و برنامه های صلح آمیز هسته ای کشورمان، کوتاه بیاییم؟ آیا صرف هزینه آفرینی دول متخاصم در مسیر توسعه هسته ای کشور را دلیل نافذ و مقبول و معقولی برای توقف این برنامه ها و پذیرش از سر ذلت سیاست های سلطه جویانه دشمنان می دانید؟,
, د- با اتکا به کدام اهرمهای تضمینی مطمئن، می توانیم بپذیریم که اگر در این مورد(علیرغم ناحق دانستن کارکرد دولت های غربی) در برابر آنان کوتاه بیاییم و تسلیم شویم، آنان که یکبار امر ناحقی را بر ما تحمیل کردند، دوباره و ۱۰ باره و در موارد دیگر و با بهانه های دیگر چنین نکنند؟(با توجه با سابقه عملکرد آنان در ایران و کارنامه گذشته و حالیه شان در کشورهای دیگر) در این صورت شما برای صیانت از منافع ملی ایران و ایرانیان که فراوان از آن سخن می گویید، چه راهکاری ارائه می کنید؟,
, ذ_ آیا تحمیل این هزینه های ناحق را با مبانی دموکراسی و داعیه های حقوق بشری غربیان سازگار و شایسته تمکین می دانید؟,
,
,
شما اکنون در پندار خود حرف های برحقی را برعلیه نظام اسلامی مطرح می کنید. (مانند موضع گیری هایتان در قضیه هسته ای که موضوع نوشتار اخیر می باشد). نظام اسلامی از نظر شما در قبال مواضعی که خود آنها را برحق می دانید، حرف حسابی برای گفتن ندارد. همان گونه که نظام غربی (اگر موضع گیریهای آنان را بر علیه نظام اسلامی و خصوصا پرونده ای هسته ای ناحق بدانیم) در برابر این موضع گیریها و سیاست های برحق نظام اسلامی، رویه ای ناعادلانه را دنبال کرده و از حربه های ناحقی مانند تهدید، هجمه فرهنگی- تبلیغی و تحریم و …….استفاده میکند، تصور بفرمایید نظام اسلامی نیز در قبال حقانیت شما و مواضع بر حق(فرضی) شما، چون پاسخی درخور ندارد، بر آن شود که با تمسک به شیوه های نامقبول و غیرمشروع(هر چند گاهی با ظاهری مشروعیت یافته) مانند تهدید و تطمیع و….. سکوت و تسلیم لاقیدتان را دنبال کند، آیا تسلیم می شوید؟
,اگر چنین قصدی دارید لطفا سریع تر اعلام بفرمایید تا ان شاءالله عاقبت بخیر شوید!!! اما بعید است که چنین کنید.
, اگر چنین قصدی دارید لطفا سریع تر اعلام بفرمایید تا ان شاءالله عاقبت بخیر شوید!!! اما بعید است که چنین کنید.,شما که از نظر نگارنده کارکرد و مواضع ناحقی را در قبال نظام اسلامی داشته اید و دارید، حاضر نمی شوید به دلیل تضییقات فرضی و احتمالی برآمده از مواضعی ناحقی که البته خود برحقشان می دانید، از این مواضع دست بردارید و تسلیم خواسته های نظام اسلامی شوید.
,شما احتمالا حاضرید در این مسیر، سختی ها و مرارتهایی را نیز تحمل کنید، تا کجایش را نمیدانم، اما مطمئنم چون به برخورد کریمانه نظام اسلامی و محذورات موجود در مسیر برخورد قهری با شما، اطمینان کامل دارید، بی مهابا ( آن گونه کسان، این بی پروایی را نشان شجاعت و شهامتتان تصور کنند!!) بر مواضع انتقادی خود اصرار می ورزید و لابد بهای این تهور بی مانند را نیز می پردازید!!! اگر چنین است که هست، شما به چه دلیل و با کدامین منطق، در قضیه هسته ای، خواهان انقیاد کامل و تسلیم محض نظام اسلامی در برابر دول غربی هستید؟
,از آنجا که فرض محال را مآل اندیشان، محال نمی دانند، ما نیز در این مقال موسع چنین فرض می کنیم که مواضع شما بر علیه سیاستها و کارکردهای نظام اسلامی برحق باشد، با این توصیف اگر مواضع شما در قبال حاکمیت ایران برحق باشد و شما توسط همین نظام و به دلیل همین حق خواهی به ناحق دچار مشکلاتی شوید و به تحمل هزینه های محکوم و مجبور گردید، و بعد از آن اقارب و خویشانتان زیر بار سختی های تحمیلی تاب از دست بدهند و به جای درک بصیرت مندانه حقایق و دفاع تمام قد از شما، دست اندرکار بازخواستتان شوند و با توبیخ کنندگان شما هم آوایی کنند(همان کاری که شخصیت شخیص شما بر علیه نظام اسلامی می کنید و با دشمنانش هم نوا می شوید) در این شرایط حتما از کج فهمی و بی مهری خویشانتان خون دل می خورید و بر غربت خویش در جمع قریبان ناله سر می دهید.
,
موضع گیریهای خطابه ای و سست بنیان شما، اگرچه بر ذائقه ی جمعی از عوام الناس، خوش می آید و با کف و سوت تایید می شود، اما صاحبان خرد را دل آشوب می کند و آنها را در معرض این معمای سخت پاسخ قرار میدهد که چگونه ممکن است مردی که مدعی روشنفکری و برتر اندیشی است، تا بدین حد عامیانه می اندیشد و عوام پسند می گوید؟!!!
جناب دکتر زیبا کلام! جمهوری اسلامی در جریان ماجرای اینک در آستانه ی فرجام هسته ای (اگر دول متجاسر غربی از سر استیصال، شروط هوشمندانه و ۹ گانه ابلاغی از سوی رهبر نیک اندیشمان را بپذیرند) با منطقی اصولی و از سر عزت و حکمت، فقط و فقط به دنبال حقوق مشروع و تعریف شده خود بوده و نه چیزی فراتر و غیر از این. اما این حق خواهی مانند بسیاری از موارد دیگر، خوشایند نظام سلطه و استیلا طلب حاکم بر دنیا نبوده و نیست. آنان به همین دلیل با تحمیل هزینه های فراوان در عرصه های گوناگون خواهان پایمال کردن این حق تردید ناپذیر بوده اند و هستند. شما هم که فرزند همین مکتب و مدیون همین نظام هستید، از سر ساده انگاری و خوش بینی بی منطق به غرب و همزمان بدبینی خود کم انگارانه به خود و خودی ها و با استناد اغراق آمیز و غلو گون، به همین هزینه های تحمیلی ناحق، انرژی هسته ای و سرمایه گذاری در آن را چاه ویل دانسته و حتی با افتخار نابودی آن را که حاصل نبوغ فخرآمیز، خودباوری مومنانه، و خون دل خوردنهای عزیز ترین فرزندان و دانشمندان این کهن بوم می باشد، آرزو کرده اید و در آخرین اظهار نظر عجیب خود خسارتهای حاصل از برنامه های هسته ای ایران را از خسارات جنگ تحمیلی بیشتر دانسته اید!!!
, شما هم که فرزند همین مکتب و مدیون همین نظام هستید، از سر ساده انگاری و خوش بینی بی منطق به غرب و همزمان بدبینی خود کم انگارانه به خود و خودی ها و با استناد اغراق آمیز و غلو گون، به همین هزینه های تحمیلی ناحق، انرژی هسته ای و سرمایه گذاری در آن را چاه ویل دانسته و حتی با افتخار نابودی آن را که حاصل نبوغ فخرآمیز، خودباوری مومنانه، و خون دل خوردنهای عزیز ترین فرزندان و دانشمندان این کهن بوم می باشد، آرزو کرده اید و در آخرین اظهار نظر عجیب خود خسارتهای حاصل از برنامه های هسته ای ایران را از خسارات جنگ تحمیلی بیشتر دانسته اید!!!,
شما البته در این محاسبات خلاقانه و بی نیاز از قواعد ریاضی خود! به محاسبه زیان هایی می پردازید که به زعمتان از سیاستهای هسته ای برآمده اند، اما هیچگاه به این سوال که آیا تحمیل کنندگان این هزینه ها، کاری به حق انجام می دهند یا نه، نمی پردازید!! و این سوالی است که کاش بدان پاسخی در خور، عنایت کنید. کاش و دوصد کاش لختی تامل می کردید در آن چه کردید و می کنید. رویه انصاف ستیزانه شما در قبال نظام اسلامی، به کارکرد اندیشه گریزانه جوانکی مانند است که با دشمنی مکار و قدار بر علیه خانواده و خویشان خویش، هم صدا و هم رای می شود و بر ریشه خویش تیشه می زند.
,
امیدوارم شما که در موضوعات گوناگون، دمادم می گویید و می نویسید و سوالاتی می پرسید و پاسخ هایی عرضه می دارید، و از این روکم هم اشتباه نمی کنید! این سوالات را ببینید و بخوانید و پاسخ هایی سزاوار برایشان ارائه فرمایید. سوالاتی که در آخر دوباره در پی میآیند:
_اصولا آیا به ماهیت استیلا جو و سلطه طلب نظام کاپیتالیستی اعتقادی دلرید یا خیر؟
_ آیا مقابله غرب با نظام اسلامی را کارکردی انفعالی و عکس العملی می دانید و یا رویه ای تهاجمی؟
_در صورت باورمندی به کارکرد مداخله جویانه غرب در قبال نظام اسلامی، آیا جریان هسته ای را تنها دلیل سیاستهاای متخاصمانه غرب بر علیه نظام اسلامی می دانید یا این قضیه را نه تمام که فقط بخشی از تقابل همه جانبه ی نظام سلطه با جمهوری اسلامی قلمداد می کنید؟
_ریشه ها و علل تقابل غرب با نظام اسلامی را در چه می دانید؟
۱) طرح شعار صدور انقلاب؟
۲) آرمان محو رژیم صهیونیستی و حمایت از نهضت های مردمی (همان که غربی ها حمایت از تروریسمش می خوانند!!)؟
۳) ماهیت استیلاجوی نظام سرمایه داری؟
امیدوارم آن چه که قلمی شد و پاسخ های احتمالی ای که بر می انگیزاند، در راه افزایش سطح آگاهمندی عمومی موثر افتد. چنین باد. آمین
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه