نگاه کلیشهای به «فرهنگ» در سیاستگذاری فرهنگی
وقتی در طرحهای توسعهای صرفاً اهداف کمّی و سودهای اقتصادی در نظر گرفته میشود و به قومیتها و فرهنگهای بومی که بستر تغییرات تکنولوژیکی و صنعتی هستند توجهی نمیشود، به طور معمول، باید انتظار ازخودباختگی و شیفته شدن به پیشرفتهای غربیان در میان مردم را داشته باشیم.[
رویکرد دولت دهم با توجه به اعلام شخص رئیسجمهور، رویکردی فرهنگی در عرصهی توسعهی کشور بوده است و از این حیث به جذب و تخصیص بودجههای فرهنگی نگاه ویژهای میشود که این خود یک گام مثبت از طرف دولت به امر فرهنگ است. در این فرآیند، آنچه از گزارشهای رئیسجمهور و مسئولین فرهنگی دیده میشود، اعلام ساخت و ایجاد مراکز فرهنگیهنری مختلف و توجه به یکسری آمارهای مصرف فرهنگی است که به عنوان موفقیتهای دولت در عرصهی فرهنگ نام برده میشود. با توجه به بیانات مقام معظم رهبری خطاب به هیئت دولت (8 شهریور 1389) در زمینهی سیاستگذاریها و فعالیتهای فرهنگی که ایشان به حرکتهای کلیشهای در عرصهی فرهنگ اشاره داشتند، لازم است تأمل اندکی در شکل سیاستگذاری فرهنگ داشته باشیم.
,
دو دستهی سیاستهای فرهنگی سنتی (مبتنی بر حفظ و نگهداری) و سیاستهای فرهنگی جدید (مبتنی بر سازماندهی فرهنگی) را میتوان مد نظر قرار داد (پهلوان، 1382، ص 139 تا 146). در سیاست فرهنگی سنتی، هدف در اختیار گذاشتن میراث فرهنگی نخبگان برای عموم مردم است. در این گونهی سیاست، تصور بر این است که با افزایش اشکال سنتی فرهنگی، مثل موزه، کتابخانه و تئاتر، به گسترش فرهنگ کمک میشود. تأکید این سیاست، بر افزایش مصرف فرهنگی است و در آن، بیش از تقاضا بر «عرضه» صحه گذاشته میشود. در اینجا، خواستهها و علایق مردم چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و فرهنگ یک محصول بیرون از فرد است که تنها باید مورد استفاده قرار بگیرد؛ اما در سیاست فرهنگی جدید، هدف در نهایت، خود فرد است. توسعهی فرهنگی به پرورش فرهنگ در درون فرد میانجامد؛ تا جایی که او خود میتواند به تولید فرهنگ اقدام کند (کلانتری و روشنگر، 1386، ص 117).
,
در مدل سنتی که مداخلهی دولت در فرهنگ بسیار زیاد است به سلایق و نیازهای مردم کمتر توجه میشود و ایجاد یک یا چند مرکز فرهنگی در دستور کار دولت قرار میگیرد. همین ایجاد، موجب خودموفقپنداری سیستم دولتی میشود و در عرصهی رقابت کالاهای فرهنگی و فضای بمباران اطلاعات و گسترش ارتباطات، مخاطب دولت، که مردم همان سرزمین باشند، از دست میروند و به دیگر سیاستگذاریهای فرهنگی جذب میشوند. اما در مدل دوم، دولت نه به عنوان مداخلهگر، بلکه به عنوان حامی فرهنگ ملی عمل میکند. در این مدل، تأکید بر ایجاد ظرفیت و توانایی در افراد به منظور ساختن فرهنگهای خُرد مختص به خودشان در راستای اهداف ملی است و دولت با ایجاد فضاهای فرهنگی، در حقیقت، دسترسی افراد جامعه به تولید و مصرف فرهنگی را بالا میبرد.
,
با توجه به سند چشمانداز بیستسالهی کشور، که مورد تأکید مقام معظم رهبری در دیدار با هیئت دولت بود و همچنین شرایط جدید جهان امروز در تهاجم فرهنگی و پیچیدگی ارتباطات رسانهای، سیاستگذاریهای دولت باید در راستای پرورش مردم جامعه به عنوان یک تولیدگر فرهنگیـارتباطی قرار گیرد و نه صرفاً مصرفگران فرهنگی.
,
بنابراین اینکه صرفاً اشاره شود در یک شهرستان 7 مرکز قرآنی و 5 مسجد و 3 کتابخانه و سالن مطالعه در یک سال اخیر احداث شده است، نشانهی پیشرفت در فرهنگ ملی و دینی نیست؛ بلکه بهرهوری از این مراکز در توجه به دیگر سلایق و نیازهای فرهنگی مردم، به طور مثال به وسیلهی راهاندازی کلاسهایی همچون انیمیشن، وبلاگنویسی، روزنامهنگاری الکترونیک، رماننویسی و غیره، میتواند به بالندگی فرهنگی با توجه به تولید فرهنگی افراد بینجامد.
,
ولی معظم فقیه، با توجه به درایت و رهبری خویش، کلید مهمی را در عرصهی هدایت فرهنگی سیاستهای دولت خاطر نشان کردند که انشاءالله با دقت دولت محترم، عرصهی سیاستگذاری فرهنگی تغییر یابد و شاهد بالندگی بیش از پیش فرهنگ ملی و دینی ایران اسلامی در دنیا باشیم.
,
مهندسی فرهنگی
, مهندسی فرهنگی, مهندسی فرهنگی,
بعد از فرمان مقام معظم رهبری در مورد مهندسی فرهنگی در سال 83، بحثهای مختلفی در همایشها و محافل به وجود آمد که آیا میتوان فرهنگ را، که امری بسیار منعطف و در تغییر است، به نظم مهندسی درآورد؟ باید دانست مهندسی فرهنگی، از جمله هدایت فرهنگ عمومی، بدون هدف قابل اجرا نیست. اگر اهداف و پیشفرضها مشخص نباشد، راه مهندسی به جایی نخواهد رسید. این اهداف و پیشفرضها دقیقاً چیست، از کجا سرچشمه گرفته، از کدام مکتب مهندسی فرهنگی آبیاری شده، چه مقدار از این اهداف وارداتی بوده و چه مقدار بومی و اصیل است؟
,
پروفسور مولانا میگوید: ذهنیت ما دربارهی فرهنگ، فرهنگ عمومی (mass culture) و مهندسی فرهنگی، خیلی مهمتر از سیاستگذاری، برنامهریزی و تنظیم قوانین و مقررات مربوط به فرهنگ است. اگر اهداف مشخص نباشد، سیاستگذاری و برنامهریزی و مقررات و قوانین تابع پیشفرضهایی خواهد بود که دیگران در ذهنیت ما جایگزین کردهاند، بدون اینکه خود از آنها آگاهی داشته باشیم.
, mass culture,
اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند. قاعدتاً تمایل مصرفکنندگان محصولات فرهنگی در جامعهای که اخلاق آن مطابق سوددهی و منفعت تنظیم شده باشد، به هوسهای نفسانی خواهد بود. پس تولید گستردهی فیلمهای سکسی و خشونتآمیز و اکشن دور از انتظار نیست. در اینجا همان طور که اندیشمند مکتب انتقادی آدورنو مطرح میکند، صنعت فرهنگ به وجود میآید:
,
«طرفهایى که نفعى در این قضیه دارند صنعت فرهنگسازى را به صورتى تکنولوژیک توضیح مىدهند. چنین گفته مىشود که چون میلیونها نفر در این صنعت مشارکت دارند، وجود برخى فرآیندهاى بازتولید امرى ضرورى است، فرآیندهایى که به ناگزیر متضمن آناند که در مواردى بىشمار نیازهایى یکسان توسط اجناسى یکسان ارضا شوند. سپس این نکته مطرح مىشود که تقابل تکنیکى میان شمار معدود مراکز تولید و شمار زیاد کانونهاى وسیعاً پراکندهی مصرف، مستلزم سازماندهى و برنامهریزى از سوى مدیریت است. به علاوه، چنین ادعا مىشود که معیارهاى [تولید برنامهها] در وهلهی نخست بر نیازهاى خود مصرفکنندگان مبتنى بودند و به همین دلیل نیز با مقاومتى چنین ناچیز پذیرفته شدند. حاصل کار همان حلقهی مغزشویى و نیازهاى از پیش ایجادشده است که در متن آن، وحدت سیستم هر روز قویتر و مستحکمتر مىشود و البته از این واقعیت نیز هیچ ذکرى به میان نمىآید که پایه و اساس قدرت و سلطهی تکنولوژى بر جامعه، قدرت همان کسانى است که تسلط اقتصادیشان بر جامعه از همه بیشتر است.»
,
اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند.
اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند.
اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند.
اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند.
, اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند., اگر عبارت «مهندسی فرهنگ» را در نظر بگیریم، فرهنگ را تابعی از مهندسی میداند که باید سوددهی آن نیز تضمینشده باشد. به بیان دیگر، در این عبارت اقتصاد را هدف فرهنگ میدانیم، زیرا محصولات و تولیدات فرهنگی آن وقتی توجیه دارند که سوددهی داشته باشند و بنابراین باید مطابق میل و خواست مصرفکنندگان توده باشند.,
در عبارت «مهندسی فرهنگی»، اقتصاد زمینه و در راستای اهداف فرهنگی خواهد بود؛ همان طور که استاد شهید مطهری میگوید انسان از ماده در جهت تعالی روح خویش استفاده میکند و همین طور جامعه نیز از اقتصاد و نهادهای مادی در جهت فرهنگی شدن فضای خود استفاده میکند (مطهری، انسان و ایمان، ص 17 و 18). از این حیث، هدف امر فرهنگ و محصولات فرهنگ، تعالی بشر در جهت بندگی خدا و هدف خلقت او، یعنی رشد انسانیت، است. بنابراین مهندسی فرهنگی باید در کشور ما صورت گیرد؛ یعنی سیاست و اقتصاد و روابط اجتماعی با هدف تعالی و رشد فرهنگی جامعه باشد.
,
پروفسور حمید مولانا، در تبیین ویژگیهای فرهنگ متعالی، به تشریح یک نظریه میپردازد. ما این نظریه را نظریه و مکتب متعالی یا وحدتگرا و رهاییبخش مینامیم. در این مکتب، فرهنگ در محتوا و نوع، نه فرهنگ ذرهای و تودهای است و نه فرهنگ طبقاتی و ابزاری، بلکه ارزشهایی متعالی است که این نوع فرهنگ را هدایت میکند.
,
برخی از ویژگیهای عمدهی این نظریه را میتوان به شرح ذیل خلاصه کرد:
,
- یگانگی خدا، انسان و طبیعت و جهانبینی وحدتگرا و یکتاپرستانهی آن.
,
- اهمیت و اولویت اخلاقیات، زیباییشناسی و معنویات.
,
- ابعاد رهایی، انقلاب انسانی و حذف ستمگری.
,
- برتری نظامهای ارزشی و فرهنگی بر متغیرهای سیاسی، اقتصادی و فناوری.
,
- تأکید بر ارتباطات به مثابه یک فرآیند همگرا و بر بحث ابزارهای ارتباطی که وسایل نیل به نوآوریهای تکنولوژیک، مدیریت و کنترل ماهرانهی امور هستند.
,
- پایبندی و وفاداری به مفاهیم جامعهی بزرگ بشریت (امت) و کرامت و عزت انسانی.
,
- خوداتکا و رشد و تکامل با تأکید بر توان بالقوهی منابع داخلی.
,
- همگرایی فرآیندهای نوآور و سنتی با دیدگاه غیرخطی در قبال توسعه.
,
- مشارکت مردمی در برنامهریزی و اجرای توسعه با اتکا به خود و با تأکید بر استراتژی رشد از پایین به بالا و نه بالا به پایین.
,
- نفی سرمایهداری و سوسیالیسم اسرافگرا، انحصارگرا و دولتی به نفع نظامهای بومی عدالتخواه و عدالتگرای سیاسی و اقتصادی.
,
مفهوم و نظریهی مهندسی فرهنگی متعالی در این مکتب وحدتگرا و رهاییبخش نه تنها بر ارزشهای سنتی، فرهنگی و الهی تأکید میورزد، بلکه بر اتکای به خود و نه مکتبهای سهگانهی ذکرشده و همچنین بهرهگیری از ابتکارات مردمی و ایدئولوژی خودی و استقلال از لیبرالیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم نیز صحه میگذارد (مولانا).
,
توسعهی فرهنگی
, توسعهی فرهنگی, توسعهی فرهنگی,
پاسخ به چرایی آفرینش انسان و هدف انسان از زندگی در این دنیا، همواره مقدمهای در تصمیمگیریهای توسعهای کلان و خُرد خواهد بود. انسان در زندگی مادی، با توجه به تربیتی که بر روی او انجام میگیرد، به رشد و بالندگی دست مییابد: «یَهْدی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنا أَحَداً» (الجن، آیهی 2)
,
رشد به معنای گسترش انسانیت از راه تعلیم و تربیت است که خود بهترین عبادت محسوب میشود و انسان برای عبادت کردن آفریده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون» (الذاریات، آیهی 56)
,
با توجه به این هدف در زندگی انسانی، قاعدتاً جامعهی انسانی نیز باید بستر آمادهای در تربیت افراد خود باشد، پس هر طرح توسعهای باید مقدمهای در گسترش اخلاق فاضلهی انسانی باشد.
,
نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد.
نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد.
نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد.
نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد.
, نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد., نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد.,
امام خمینی (رحمت الله علیه) معتقد است اساس فرهنگ دینی بر هدایت و تربیت انسان به سوی خداوند متعال شکل گرفته است. از نگاه امام، اصلیترین نقش و وظیفهی فرهنگ، تربیت انسان صالح است. ایشان در انتقاد از غرب و حکومت پیشین ایران در نادیده گرفتن این ضرورت فرهنگی میفرمایند: «آنها فرهنگ ما را آن طور درست کردهاند که نگذاشتند انسان در آن تربیت پیدا کند. اینها نگذاشتند که جوانان ما رشد پیدا کنند. اینها در فرهنگ ما رخنه کردند و فرهنگ ما را به روزی انداختند که انسان نتواند در آن رشد پیدا کند.» (امام خمینی، صحیفهی نور، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج 5، ص 195)
,
ایشان اصل رشد و هدایت انسان به سوی خداوند متعال را نیز به عنوان اولین وظیفهی دولت موقت ایران در سال 1358 (1979میلادی) معرفی کردند و فرمودند: «باید در این سال جدید، عنایت زیادی شود اول به فرهنگ که این خیلی مهم است. این فرهنگ باید متحول شود. فرهنگ استعماری فرهنگ استقلالی شود. باید معلمان ما متناسب با فرهنگ ما انتخاب شوند و جوانان ما را به گونهای صحیح تربیت کنند؛ یعنی جوانان ما تربیت انگلی پیدا نکنند. چنانچه که تا به حال این گونه بوده که آنها را غربی بار آوردهاند. این مسئله در فرهنگ ما مطلب بسیار مهمی است. بالاخره فرهنگ ما باید متحول شود.» (همان، ص 200)
,
امام در تبیین عدم توجه به این مسئلهی مهم، خصوصاً در دانشگاهها، میفرمایند: «ما بیش از پنجاه سال است که دانشگاه داریم، لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است.» (همان، ص 284)
,
وقتی در طرحهای توسعهای صرفاً اهداف کمّی و سودهای اقتصادی در نظر گرفته میشود و به قومیتها و فرهنگهای بومی که بستر تغییرات تکنولوژیکی و صنعتی هستند توجهی نمیشود، به طور معمول، باید انتظار ازخودباختگی و شیفته شدن به پیشرفتهای غربیان در میان مردم را داشته باشیم که معمولاً این شیفتگی به صورت پیروی از مُدهای پوشاک و غذا و تغییر در نحوهی رفتار و زبان افراد قابل انعکاس است.
,
در صدر هر سه برنامهی توسعه که در نظام مقدس جمهوری اسلامی تدوین شده است، بر موضوع رفع محرومیت از مناطق محروم و جهتگیری به سمت عدالت بیشتر و توسعهی متوازن مناطق مختلف کشور تأکید شده است و برای تحقق این هدف، همه گونه تمهیدات مالی و اعتباری و تجهیزاتی و قانونگذاری پیشبینی شده است؛ اما به دلیل عدم شناخت نقش تفکر، عادات و تمایلات رفتاری انسانها، یعنی نقش فرهنگ عمومی مردم در مناطق مختلف در روند تحولات توسعهی مناطق، هیچ گاه برای اصلاح این نگرشها، برنامهای تدارک نشده است. نتیجهی این بیتوجهی، عدم بازدهی کامل زیرساختهای اولیه مثل جاده، آب، برق، تلفن و گاز بوده است؛ زیرا به دلیل مشکلات فرهنگی این مناطق، نه تنها در کنار این زیرساخت، بخش خصوصی مولد و متناسب به وجود نیامده، بلکه ایجاد این زیرساختها زمینهساز مهاجرت جوانان به مناطق بیشتر توسعهیافته شده است؛ همانها که باید به عنوان موتور محرک توسعهی منطقه ایفای نقش میکردند.
,
از این حیث، باید با توجه به فرهنگ عمومی هر منطقه، به نظم و قواعد فرهنگی متعادلی در کل کشور دست یابیم که میتواند هم توجه بومی را برگزیند و هم همرنگی ملی را حفظ کند. شاخصبندی فرهنگ در سراسر کشور به دنبال نقشهای جامع از سه دستهبندی فرهنگ در ابتدای بحث است که میتواند مدلی برای تمامی بخشهای توسعه و عمران در برنامههای پنجسالهی دولت قرار بگیرد.
,
نگرش اقتصادی به توسعهی فرهنگ
, نگرش اقتصادی به توسعهی فرهنگ, نگرش اقتصادی به توسعهی فرهنگ,
نگرش اقتصادی به فرهنگ و هنر در راستای تئوریهای توسعه، به دنبال تحلیل اقتصادی مناسبات حاکم بر تولید و مصرف بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و حمایت از حقوق مالکیت معنوی است. اگرچه این نگرش در کشورهای توسعهیافته برای فهم نسبت فرهنگ و اقتصاد به مثابه یک رویکرد روششناختی به بلوغ رسیده است، اما در کشورهای در حال توسعه، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در مراحل جنینی به سر میبرد.
,
تعریف و تدوین ادبیات مربوط به مقولهی اقتصاد فرهنگ و شناخت ابزار و تکنیکهای مورد نیاز برای سنجش نسبت فرهنگ و اقتصاد نیازمند تلاشی مستمر، آگاهانه و علمی است که انجام پژوهشهای بنیادیـکاربردی و استفاده از تجربیات سایر کشورها در این زمینه قطعاً روشنگر این مسیر و راهنمای مناسبی برای ورود اندیشمندان، اقتصاددانان، بنگاههای فرهنگی و هنری و دولتمردان به این حوزه است.
,
از این منظر، اقتصاد فرهنگ ناظر بر شناخت مناسبات و تعاملات بین حوزههای تولید و آفرینش، مصرف و بازار است و با استفاده از نظام آماری و جمعآوری و پردازش دادههای اطلاعاتی، قادر خواهد بود دولت را در تخصیص و تجهیز مکفی اعتبارات فرهنگی از محل منابع عمومی یاری کند و آن را در جهت اتخاذ شیوههای حمایتی و هدایتی مناسب به منظور تشویق و ترغیب مشارکت بخش غیردولتی در فعالیتهای فرهنگی و افزایش سهم سرمایهگذاری افراد و بنگاههای فرهنگی و هنری در تولید و عرضهی کالاها و خدمات فرهنگی در حوزهی سیاستگذاری و برنامهریزی هدایت کند.
,
اقتصاد فرهنگ با کشف روابط علّی بین اقتصاد و فرهنگ و ارائهی مدل کارآمد توسعهی پایدار، راه را برای رونق و شکوفایی فرهنگی و هنری هموار میسازد و بیش از آنکه در صدد ارزیابی و قضاوت هنجاری از اقدامات و فعالیتهای فرهنگی و هنری باشد، به دنبال تحلیل آثار اقتصادی این فعالیتها و ارائهی دانش کمّی دربارهی عوامل مؤثر بر اقدامات، سیاستها، برنامهها، فعالیتها و مطلوبیتها از زاویهی هزینهـمنفعت و تبیین محدودیتهای حاکم بر عرضه و تقاضای کالاهای فرهنگی و هنری است.
,
نکتهی مهمی که باید توجه داشت، فواید اجتماعی فعالیتهای فرهنگی و هنری است که به دلیل محدودیت ابزار و تکنیکهای سنجش در این زمینه، قابل اندازهگیری نیست. لیکن درک مشترک از سودمندی این فعالیتها، نقطهی اتکا و اکتفاست و غالباً کمتر محلی برای اختلاف و چانهزنی در این مورد وجود دارد.
,
برای تغییر رفتار و نگرش در مدیریت استراتژیک فرهنگی، اصلاح ساختاری در حوزهی فرهنگ و هنر، تدوین استراتژی و انتخاب مدل منطقی توسعهی فرهنگی، دستیابی به نظام آماری و جمعآوری اطلاعات، شفافسازی و اطلاعرسانی فرهنگی، سنجش ارزش افزودهی بخش فرهنگ و هنر در اقتصاد ملی، تعیین سهم فرهنگ و هنر در تولید ناخالص داخلی، تجهیز و تخصیص منابع لازم، طراحی و کارآمد نمودن نظام آموزش فرهنگی از پیامدهای قهری اتخاذ رویکرد اقتصادی به فرهنگ و هنر نه به عنوان مناسبترین گزینه برای توسعهی فرهنگی، بلکه به عنوان یکی از رویکردهای مهم نسبت به توسعهی فرهنگی به شمار میرود.
,
منابع:
, منابع:, منابع:,
1. لشگری، مصطفی. امام خمینی و فرهنگ. سایت باشگاه اندیشه.
,
2. بنیانیان، حسن. دلایل ناشناخته ماندن اهمیت و جایگاه فرهنگ در تحولات جامعه. خبرگزاری مهر.
,
3. کوش، دنی (1947). مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی. ترجمهی فریدون وحیدا. تهران. سروش. 1381.
,
4. آدورنو، تئودور و هورکهایمر، ماکس. «صنعت فرهنگسازى، روشنگرى به مثابه فریب تودهاى». مراد فرهادپور، ارغنون، شمارهی 18 (پاییز 1380).
,
5. مولانا، حمید. مقالهی مهندسی فرهنگی متعالی در کتاب گذر از نوگرایی. ترجمهی یونس شکرخواه، تهران. 1369.
,
6. مطهری، مرتضی. مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، انسان و ایمان. تهران. صدرا. 1357.
,
7. آلن پیکاکـایلدریزو. اقتصاد فرهنگ و سیاستهای فرهنگی، ترجمهی اعظم محمدبیگی. مرکز پژوهشهای پیشنهادی معاونت فرهنگی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 1376.
,
8. آشنا، حسامالدین. کلاس سیاستگذاری فرهنگ و ارتباطات. دانشگاه امام صادق (علیه السلام). درس کارشناسی ارشد دانشکدهی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات. نیم ترم اول سال 87 و 88.
,
9. کلانتری، عبدالحسین و روشنفکر، پیام. رسانه، توسعه و سیاستگذاری رسانهای. تهران. دفتر پژوهشهای رادیو، 1386.
,
10. پهلوان، چنگیز (1382). فرهنگشناسی: گفتارهایی در زمینهی فرهنگ و تمدن. چاپ دوم. تهران. قطره.
, ,
* سید عبدالرسول علمالهدی؛ کارشناس فرهنگی/انتهای متن/
]
ارسال دیدگاه