//یادداشت
نظام سلطه استکباری نقطه مقابل نظام ولایت الهی
نظام سلطه استکباری به عنوان نظام رقیب در برابر نظام ولایت الهی، با تحریف حقایق، خود را ساخته و زنرده نگه می دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، حجت الاسلام جواد عبداللهی کارشناس امور بین الملل در یادداشتی با عنوان"نظام سلطه استکباری نقطه مقابل نظام ولایت الهی" نوشت :
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,
نظام سلطه استکباری، نظامی است که درطول تاریخ در برابر جریان عدالتخواه قرار گرفته است. این جریان شیطانی همان خوی استکباری ابلیس را با خود همراه دارد، زیرا انسانهایی که دراین جریان تاریخی قرار گرفتهاند همواره از دوستان ابلیس بوده و هستند و در چارچوب ولایت او قرار داشته و عمل میکنند.
نظام سلطه استکباری به عنوان نظام رقیب در برابر نظام ولایت الهی، با تحریف حقایق، خود را ساخته و زنده نگه می دارد.
در ادبیات مستکبران و رسانههای استکباری این جمله بارها تکرار میشود که «بازگشت به جامعه جهانی» و «پذیرش قوانین بینالمللی» تنها راه برای بقاء می باشد بنابراین، فشارها و تهدیدها در همه عرصههای فرهنگی، حقوقی، نظامی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن بر دنیا تحمیل می کنند و هرگونه صلح و عقب نشینی از مواضع موجب رضایتمندی استکبار جهانی نخواهد شد.
,
,
هر گام عقبنشینی به معنای پذیرش گام بعدی و افزایش فشارها و تهدیدها و انسجام بیشتر استکبار و مستکبران در سطح جهان است. این عقبنشینی تا کجا ادامه خواهد یافت و چه زمانی ر ضایت به اصطلاح جامعه جهانی به دست میآید و ایران اسلامی به جرگه جامعه جهانی باز خواهد گشت و تهدیدها و فشارها برداشته میشود؟خدا می داند !!!
,تضاد گفتمان اسلام و استکبار نظامی که اکنون بر جامعه جهانی حکمفرما است با دلایل و شواهد گوناگون یک نظام استکباری ستمگر است که به هیچ اصلی جز اصل قدرت پایبند نیست. براساس این اصل که همان قانون جنگل است،این قدرت است که حق میسازد و برای افراد و دولتها مشروعیت میآورد تا هر طور که بخواهند در جهان عمل کنند. نخستین و سادهترین شاهد بر این مدعا همان «حق وتو» است که در سازمان ملل برای پنج کشور پیروز در جنگ جهانی دوم تصویب شده و بیش از چندین دهه است که اعمال میشود.
,براساس این حق، دولتهای استکباری بدون هیچ اما و اگر و تنها برای منافع ملی خود میتوانند قطعنامههای ظالمانهای را در شورای امنیت برای حفظ منافع دولتهای خودشان به تصویب برسانند و در صورت تضاد با منافع جمعی و یا حتی ملی یک کشور، آن را وتو می کنند. این نظام به دلایل و شواهد دیگر، یک نظام استکباری و ضدانسانی است هر چند که داعیه حقوق بشر داشته و در ظاهر چیزی را در قالب حقوق بشر به تصویب و اجرا درآورده باشد؛ زیرا مواد قانونی که در مجموعه سازمانهای وابسته به سازمان ملل تصویب و اجرا میشود از جمله همین قانون حقوق بشر، تنها تامین کننده منافع، مقاصد و اهداف پنج کشور دائم عضو شورای امنیت است.
,حقوق بشر همیشه به مثابه پتکی است که بر فرق ملل دیگر کوبیده می شود و بهانه ای برای تاخت وتاز قدرتهای مستکبر برای ورود به مرز کشورها است.این گفتمان که از آن به گفتمان استکباری یاد میشود، ضدگفتمان اسلامی است که اصل عدالت به عنوان مهمترین هدف و فلسفه بعثت پیامبران و انزال کتب الهی و دعوت اولیای الهی در آن تعیین و معرفی شده است.
,انتهای پیام /
,استکبار در صدد آن است که کلیشههای مورد نظر خودش را به همهی مردم دنیا تحمیل کند؛ هم به آحاد ملّتها، هم بالخصوص به مسئولان و مؤثّران کشورها؛ یعنی دولتها، نمایندگان مجالس، تصمیمگیران، تصمیمسازان، به قول خودشان اتاقهای فکر، به همهی اینها میخواهند آن کلیشههای خودشان را تحمیل کنند و آن را وارد ذهن آنها و فضای ذهنی آنها بکنند.
,مایلند همه، جهان را از منظر آنها ببینند؛ مفاهیمی را که آنها بر روی آن تکیه میکنند، با همان رویکرد آنها، با همان نگاه آنها تشخیص بدهند و بشناسند. این رویکرد رویکرد سلطهطلبانه است؛ با این رویکرد سلطهطلبانه مفاهیمی را یا جعل میکنند یا دستکاری میکنند و معنا میکنند و مایلند همه، طبق معنای آنها این مفاهیم را بفهمند و بهکار بگیرند و در ادبیّاتشان از آنها استفاده کنند. وحال وظیفه ما چیست؟ سوختن و ساختن و تن دادن به مسیری که دنیا طی می کند و یا اینکه سعی در ایجاد یک حیات پویای اسلامی که هیچ ولایتی جز ولایت الله را نمی پذیرد و با نگاه به حقیقت زندگی اخروی، دنیا را پلی به سوی حق قرار داده هرچند کوتاه در این عالم دچار مشقتهایی می شود تا عدالت الهی براساس انسانیت الهی تامین شود و این جز با توجه به تمام ابعاد وجودی اسلام تامین نمی گردد یعنی با اسلامی که مقابله با استکبار ندارد، اسلامی که ذلت را می پذیرد ، اسلامی که منفعل است نمی شود انسانی الهی بود و تنها اسلام ناب با تبیین پیامبر و اهل بیت علیهم السلام هست که راه پیروزی ونجات می باشد و معنای زنده بودن عاشورا این است که همان جمله سیداشهدا تکرار و عمل شود ((ألا ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین، بین السلة و الذلة، و هیهات منا الذلة یأبی اللّه لنا ذلک و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت و أنوف حمیة و نفوس أبیة من أن تؤثر طاعة اللّئام علی مصارع الکِرام))
,((آگاه باشید! این ناپاک زاده، زنا زاده پسر زنازاده، مرا بین جنگ و ذلت مخیر کرده و به راستی چقدر ذلت از ما دور است. خدا، پیامبرش، مؤمنان، دامن های پاکِ [مادران]، غیرتمند مردان و سرافرازان ـ که کشته شدن در قتلگاه جوانمردان را بر اطاعت از فرومایگان بر می گزینند ـ ذلت پذیری و زبونی را بر ما نمی پسندند.)) که این است راه نجات و این است طریق الی الله.
]
ارسال دیدگاه