ارومیه ی قدیم در چمبره باورهای عامیانه

ارومیه ی قدیم در چمبره باورهای عامیانه
می توان ارومیه را به مدد حافظه های راکد و بایگانی شده پیرانی که حالا گوشه نشین و بازنشسته عمر و کار و زمان شده اند به باز خوانی و بازشناسی نشست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،شهرشناسی تاریخی شاید سخت ترین مسیر را در چهار چوب پژوهش های تاریخی و جغرافیایی و حتی معماری ، ازآن خود کرده است. مسیری که بیشترین تکیه و پایه در آن، به مطالعات میدانی و کار میدانی باز می گردد. آن هم در شرایطی که کمترین دلیل و سند عینی دال بر صحت و جهت گفته ها و شنیده ها و حتی دیده ها وجود دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

برداشت و تدوین اقوال و روایات مختلف در مورد یک موضوع و یا چند موضوع مشترک ، یافتن ما به ازا های خارجی آنها،تغییرات اجباری یا اختیاری و یا ... در کالبد بافت اصلی شهر و تخریب و از بین رفتن بناها و اماکن اصلی و به نام و دارای مرکزیت در آن بافت ، وهمچنین تغییر اسامی و نامها ، واز همه با اهمیت تر، پایین بودن حافظه جمعی که منبع اصلی مطالعات و مصاحبه ها در این گونه پژوهش ها هستند،(میانگین اغلب افرادی که در ظرفیت حافظه تاریخی مورد اشاره دسته بندی می شوند با توجه به زمان حال ، از 80 سال تا سال 100 را در بر می گیرد که فقط دوره زمانی 60 تا 80 سال معاصر را پوشش می دهد) و... از جمله مواردی هستند که در این زمینه قابل طرح اند.

,

شاید دلیل اصلی روی آوردن افراد مختلف اعم از نویسندگان، هنرمندان ،علاقه مندان و کارشناسان متخصص و تاریخ نگاران برای تاریخ نگاری شهری و شهرشناسی تاریخی ، یافتن تکیه گاه و خواست گاه دارای اصالت و عرصه برای موضوع و عنوان مورد دغدغه خود،و همچنین رسیدن به یک شکل و فرم متوازن از زندگی شهری و اجتماعی و فرهنگی و... در قالب یک شهر و منطقه تا زمان حال و اکنون آن شهر و شناسایی ریشه ها و نشانه های تاریخی و فرهنگی برای ظاهر و باطن امروز و فردای همان شهر و مردمان آن ، باشد.

,

به هرحال یادمان های دیرین و تاریخی در اندام یک شهر، ارزش و متنانت و سنگینی آن شهر را یاد آور می شوند. نشانه هایی که حکایت دارند ازعمر و قدمت آن و قصه ها زمزمه می کنند به گوش معاصرین و معاصران. شناسنامه زمان حال و اکنون اند این پا به سالها و قرن ها گذاشته گان.باورها ،آئین ها و رسوم جاری در تاریخ و گذشته آن ، خون تازه ای است به رگ و اندام و پی معاصرت و فریادی ست بر سرآدمهایی که دیده اند و ساکت اند وآدمهایی که ندیده اند و کراند. می توان ارومیه را به مدد حافظه-های راکد و بایگانی شده پیرانی که حالا گوشه نشین شده اند و بازنشسته عمر و کار و زمان ، به باز خوانی و بازشناسی نشست.

,

دو نمونه از باورهای عامیانه در متن کلانشهرارومیه:

,

قوچ و قاپان

,

قاپان یعنی ترازو- به ترازویی معروف بود که وسط میدانی به نام بوغدا میدانی(میدان گندم)،حد فاصل دوشاپ چی خانا تا شهرام آغزی ، خیابان دروازه شاپور( خیابان آیت...طالقانی فعلی تا خیابان زنجیر) خیابان شهید مطهری ، و محلات خیابان سیروس ( خیابان آیت الله مدنی 2) محاط بر این میدان و سامان میدانی ( میدان کاه). قوچ سنگی هم کامل کننده تصویر این ترازو بوده. قوچی از جنس سنگ که کاسه سرش گودی داشته به شکل کاسه!م

,

عروف بود که مردم باور داشته اند که شفا می داده این قوچ ! ( قوچ از دل تاریخ تا جان دین روایتها دارد از جاودانگی تا شفاعت و شفا- از خلیل الله تا فرزندش اسماعیل ذبیح الله که به فرمان خدا باید قربانی می شد، که به لطفش او، خیلیل الله از این آزمون به پیروزی گذر کرد و عید قربان نشان از آن واقعه عظیم دارد؛ تا اسطوره گیل گمش و آرزوی جاودانگی جستن او و راز عبور از بین النهرین تا خزر و گذر از دریاچه ارومیه، دور تا دور درایچه ارومیه از سر حدات خوی تا عجب شیر و از مرز عراق و ترکیه و ایران تا میانه این قوچ سنگی نشانه و نماد این عبور و گذر است.) کودکی را که زکاو گرفته بوده و سرفه می کرده ، از زیر این قوچ رد می کردند به یاد و شفاعت اسماعیل ذبیح الله تا شفا بگیرد از این برکت و می گفتند که می گرفته ! و این بایاتی را می خوانند:

,

زوکلی زوکام اولموشام
درد دوکام اولموشام
بوگون منده ، بوگون سنده

,
,
,

و کاسه سر قوچ را روغن می زدند و یا سکه ای به نذر بخشش می کردند و در کاسه سر قوچ می گذاردند. این تصویر اعتقادی که نشانه حضور و ظهور معنویات دینی و نشانه های محکم آن در میان مردمان ارومیه قدیم بوده با تنور و آتش گداخته آن و خلط دماغ کود ک و دهان او ، که به آتش تنور نثار می کردند کامل می شود. شاید تنور و آتش نماد اجاق و آتش و آتشکده زرتشتیان باشد که به گفته و روایتی آذربایجان و ارومیه موطن زرتشت پیامبر بوده و محل ظهور منجی دین او. قوچ سنگی را می توان در هر مکان مقدس و عمومی در ارومیه ی قدیم دید، در امام زاده ابراهیم ومحمد خلیلان ! دردروازه مهاباد ، ودر مسجد جامع ارومیه و...

,

زیارت گاه اولیاء و محله مهدی القدم

,

محله مهدی القدم ، قدمگاه حجت حق به روایت مردمان قدیم ارومیه و مسجدی به همین نام و ... مقدس برای همگان و حاجت بسیار گرفته اند. محله ی غریب، حد فاصل مسجد مهدی القدم تا زیارت گاه اولیاء ؛ دو کلیسای مسیحی نیز وجود دارد ، کلیسای کاتولیک جدید و قدیم روبه روی هم. ( این هم شاید نشان باشد از مسالمت و هم زیستی اقوام و ادیان در ارومیه!)کلسیا کاتولیک که در جنگ جهانی اول به کلی تخریب شده بود و مرمت و ساخته شد ه به شکل و شمایل اولیه خود، میراثی ست از تاریخ برای شهرارومیه. مزار شیخ ابوالبر رازی که از سر باورهای عامیانه به زیارت گاه اولیاء معروف شده که بعد کوچه کلیسا است ، در انتهای کوچه ایست بن بست.

,

اتاقی ست امام زاده گونه! منصوب به ویس قرنی صحابه ی پیامبر اکرم (ص)، که پیامبر را به چشم دیده ندید و ایمان آورد؛ مشهور است واقعه مادر و فرزند، مادرپیر رضا داد که پسر فقط برای یک نیم روز به دیدار عزیز و بزرگی برود که این رفتن با انتظار و ندیدن همراه شد و بعد آن بزرگ و عزیر که در شهر نبود که آن فرزند به دیدارش نایل آید، باز گشت ودر محل حضور و انتظار آن فرزند ، بوی بهشت شنید . این فرزند که به رضایت و رعایت مادر از فرصت نیم روز دیدار با پیامبر خدا یک آن هم کم و زیاد نکرد و بعد از پایان مهلت بدون مسیر شدن آرزوبه سوی مادر باز گشت، ویس قرنی بود. عرفان قرنی مشهور است. و حتی به روایتی ریشه عرفان و تاریخ آن را به او می رسانند. این زیارتگاه را محل دفن او می دانند.

,

او که بعد از پیامبر در خیل صحابه و یاران علی (ع) بود، در جنگ صفین به روایتی و به روایتی در جنگ قادسیه و قبل از واقعه صفین، مجروح شد و بعد به آذربایجان آمد و در ارومیه از شدت جراحت به شهادت رسید. این زیارتگاه که مزاری در وسط آن و چسبید به دیوار طولی آن قرار دارد. مزاری با دوسنگ که یکی عمودی و حک شده به دیوار و دیگری افقی بر روی مزار و در اصطلاح خود سنگ قبر! این سنگ قبر در گذشته دور به یغما رفته است و سنگ حاضر جدید و متعلق به دوران معاصر است. این زیارت گاه ویژه زنان و مادران است و مردان حق ورود به آن را ندارند ، مگر در مواقع عادی و خلوت.شاید مردمان قدیم ارومیه به حرمت مادر و فرزند ( ویس قرنی و مادر) چنین قیدی را برای ورود مردان به آن قرار داده اند.ویس قرنی را در چندین مکان دیگر در ایران منتسب کرده اند . از آن جمله محلی در استان کردستان و یا همدان و یا شیراز و... .

,

ارومیه شهری که خواستگاه آن ،ریشه آن و در اصطلاح بافت اصلی و قدیمی آن اکنون همه بر روی گورستان و قبرستان ایستاده است. خیام جنوبی و حول و حوش آن ، خیابان وحدت ( شهباز )منتهی به آقا قبری ( عرب باقی ، خیابان ارک و مدرسه لعیا، جارچی باشی و خیابان باکری و بعد از چهار بعثت ،کوچه ناروان منتهی به مسجد جامع، داش مسجد ، علی شهید مسجد ، قوش قبرستان ، صندوق باشی ( صحیه- خیابان عطایی) و...روح ارومیه قدیم هنوز در اندام و نگاه های مردان و زنان پیرش یخ زده ، معاصران را صدا می زند!

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه