گفتگو با همسر یک جانباز؛
زندگی هایی که ارزش های دنیوی در آن رنگ می بازد
در نگاهش صبر و استقامت موج می زد، صبری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی روحش را تسخیر کرده بود، مسیر زندگی شهید زنده را همراهی می کرد، یاران جانبازی که تمام وجودشان را در راه حفظ این ارزش ها همچون فرشته ای یا رو یاور همیشگی است .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، در دشت سفید کاغذ قلم را بر می دارم تا با دستان خرد و ضعیفم از رشادت ها و صبوری انسان هایی بنویسم که با فداکاری و از خود گذشتگی شان زندگی را به ما هدیه دادند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل, آفتاب دل,
زنان در لحظه های تاریخ اسلام افتخار آفرین و با دامان پاک و شهید پرور خود غرق گل های سرخ باغ شهادت هستند، زنان و دختران عصر پر افتخار امام که به خوبی درس شجاعت و حضور در صحنه، پایبندی به عفاف و رعایت حجاب برتر را آموختند.
,
صحبت از زن است، شادی بخش ترین عضو وجود، عضوی که مهربانی می کند، می پروراند، رنج می کشد، عشق می ورزد و معراج انسان از دامن او آغاز می شود، یک گوهر ارجمند الهی که بی جلوه ی او انگشتر هستی هیچ جملی ندارد، حال زنانی بودند که همواره بانی حرکت رزمندگان در جبهه و ثمره ی تربیت فرزندانی ایثارگر بودند.
,
بدون شک در دوران دفاع مقدس، کُردستان بیشتر از سایر نقاط دیگر شاهد حماسه ها و رشادت ها و از جان گذشتگی های جوانان بی ادعا اما سرشار از عشق به وطن بود، چهره هایی که در بازی عشق و جنون چون نگین درخشیدند و مرگ را به بازی گرفتند و کردستان را سرزمین مجاهدت های خاموش نامیدند تا ایران اسلامی بر قله های عزت و پایداری بدرخشد.
,
سخن از همسران جانبازی است که هر آنچه از آنان گفته شود کم و قلم ها در وصفش ناتوان است، این بار به سراغ زنی رفتیم که همچون دیگر زنان ایران اسلامی الگوی خود را بانوی دو عالم می داند، زنی که در اوج نشاط و جوانی و تنها 6 ماه پس از ازدواجش شوهرش به درجه ی جانبازی نائل آمد اما کمترین حس رهایی در وجودش نبود و همواره پا به پای او با صبر و استقامت قدم در زندگی اسماعیل پور جبرئیل گذاشت.
, زنی که در اوج نشاط و جوانی و تنها 6 ماه پس از ازدواجش شوهرش به درجه ی جانبازی نائل آمد اما کمترین حس رهایی در وجودش نبود و همواره پا به پای او با صبر و استقامت قدم در زندگی اسماعیل پور جبرئیل گذاشت.,
گفتگوی ما را با معصومه دوستی که هم اکنون همسر یک جانباز 30 درصد و مادر 2 فرزند دندانپزشک است بخوانید؛
,
شما چگونه با آقای پور جبرئیل آشنا شدید؟
ایشان در سال 66 به خواستگاری آمدند و در همان سال هم زندگی مشترک خود را شروع کردیم، تنها 6 ماه پس از ازدواجمان زمانی که تنها 23 سال داشت در پنجمین عراق بر اثر گلوله ای که به صورتش اصابت کرد کاملا از ناحیه فک صورت آسیب دید .
, شما چگونه با آقای پور جبرئیل آشنا شدید؟,
,
شما در آن زمان یک نو عروس بودید و از اینکه با یک مرد جانباز تا آخر عمر زندگی کنید گله مند نبودید؟
همسرم من در ابتدا در ارتش مشغول به فعالیت بود و من با تمم شرایط با او ازدواج کردم ، زروزهای سختی بود چون قبول شرایط سختی که یک فرد نو عروس از همان ابتدای زندگیش همسرش را عصبی و با صورتی آسیب دیده ببیند بسیار سخت بود اما ما با توکل بر خدا امروز زندگی راحتی داریم و تا زنده هستم او را همراهی می کنم .
, شما در آن زمان یک نو عروس بودید و از اینکه با یک مرد جانباز تا آخر عمر زندگی کنید گله مند نبودید؟,
,

,
کمی مکث کرد، در نگاهش صبر و استقامت موج می زد، صبری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی روحش را تسخیر کرده بود به طوری که وقتی از او پرسیدم تا حالا شده از خدا گله کنید با لبخندی پر از مهر پاسخ داد؛ نه همیشه خدا را شکر کردم، هر چند سخت بود اما عنایت خدا همیشه شامل حال ما بوده است .
, کمی مکث کرد، در نگاهش صبر و استقامت موج می زد، صبری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی روحش را تسخیر کرده بود به طوری که وقتی از او پرسیدم تا حالا شده از خدا گله کنید با لبخندی پر از مهر پاسخ داد؛ نه همیشه خدا را شکر کردم، هر چند سخت بود اما عنایت خدا همیشه شامل حال ما بوده است .,
یک زن چطور می تواند زندگی سخت و پرفراز و نشیب با یک جانباز را بپذیرد؟
همسران جانباز سختی های بسیار زیادی را تحمل می کنند اما هیچگاه لب به شکوه باز نمی کنند و در سکوت تحمل کرده زیرا آنها فرشته اند لذا باید خودشان را باور کنند که توانایی انجام خیلی از کارها را دارند البته با توکل بر خداوند.
, یک زن چطور می تواند زندگی سخت و پرفراز و نشیب با یک جانباز را بپذیرد؟,
,
سخن آخر شما...؟
وقتی میدیدیم رزمندگان با چه مظلومیتی سلامتشان را از دست می دهند تا شهروندان در امنیت و آرامش زندگی می کنند من هم خودم را قدردان زحمات کوچکی از آنها می دانم و باید سهم کوچکی از انقلاب را داشته باشم بنابراین دوست داشتم تا وقتی در این کره ی خاکی هستم همیشه همسرم را یاری کنم و در مسیر زندگی همراهش باشم.
, سخن آخر شما...؟,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه