امام دلها/2

«سیاست» در مکتب اخلاقی امام خمینی(ره)

«سیاست» در مکتب اخلاقی امام خمینی(ره)
سیاست خدعه نیست، سیاست یک حقیقتی است. سیاست یک چیزی است که مملکت را اداره می کند، خدعه و فریب نیست. این ها همه اش خطاست؛ اسلام، اسلام سیاست است، حقیقت سیاست است، خدعه و فریب نیست
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز، این روزها صحبتهای زیادی در خصوص امام خمینی مطرح می شود و هر کس از دیدگاه خود امام را معرفی و بعضا مصادره به مطلوب میکند و چاره ای نیس به جز مرور افکار ایشان بدون هیچ حرف اضافه از منظر امام خمینی رحمت الله سیاست، آینه اخلاق و رفتار و کردار معصومان (ع) است و آنچه جهان امروز با عنوان «سیاست» از آن یاد می کند، چیزی جز خدعه و فریب نیست. ایشان در تبیین معنای واقعی سیاست، رفتار و کردار معصومان را عین سیاست می شمرد و در ضمن بیان خاطره ای، آن را چنین به تصویر می کشد :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز،,

پاک روان[۱] به من گفت، در همان روز آخری که دیگر از حبس بنا بود بیرون بیاییم و به آن حصر وارد بشویم ـ حبس دوم ـ گفت که سیاست، دروغ گفتن است، خدعه است، فریب است و کلمه اش هم این بود که «پدر سوختگی» است! این را بگذارید برای ما؛ همین جا می خواست پدر سوختگی کند؛ یعنی می خواست کلاه سر من بگذارد! من گفتم به این معنا که شما می گویید، ما هیچ وقت همچو سیاستی را نداشتیم؛ خدعه و فریب و این چیزها. بعد آمد بیرون و منتشر کرد در روزنامه که ما تفاهم کردیم با فلانی و این که دخالت در سیاست نکند. من هم سر منبر گفتم که ایشان این را گفت، من هم این را گفتم؛ بیخود گفته! این ها می خواهند که ماها را با همین خدعه و فریب که سیاست خدعه است، شما از سیاست کنار بروید.[۲]

, [۱], [۲],

از منظر امام خمینی رحمت الله :

,

سیاست خدعه نیست، سیاست یک حقیقتی است. سیاست یک چیزی است که مملکت را اداره می کند، خدعه و فریب نیست. این ها همه اش خطاست؛ اسلام، اسلام سیاست است، حقیقت سیاست است، خدعه و فریب نیست.[۳]

, [۳],

امام با ارائه چنین تعریفی، تعریف ضد اخلاقی سیاست را ـ که به سیاست «ماکیاولی»[۴] شهرت یافته است ـ خارج می کند و مخاطبان خود را متوجه جایگاه سیاست در لسان ائمه اطهار (ع) و فرهنگ شیعه می کند. از منظر امام، سیاست همان حرکت انبیا و اولیای خداوند در هدایت بشریت، به سوی صلاح و سعادت همه جانبه است :

, [۴],

سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد؛ تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد. و این ها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست؛ صلاح ملت هست؛ صلاح افراد هست.[۵]

, [۵],

از منظر امام : «همه مکتب های توحیدی برای انسان سازی آمده اند»[۶] و «اسلام برای تهذیب انسان آمده است؛ برای انسان سازی آمده است».[۷]

, [۶], [۷],

حضر«ما مکلَفیم انسان بسازیم» ؛[۸] از این رو سیاست امام، سیاست هدایت جامعه بر مبنای آموزه های مکتب رهایی بخش اسلام است که فلسفه وجودی اش «تهذیب» و «انسان سازی» است. همچنین فلسفه قیام و کسب قدرت او ـ که در کتاب ولایت فقیه، در دوران تبعید به آن می پردازد ـ تنها و تنها مبارزه با پلیدی ها و پلشتی ها، دفاع از خداخواهی و عدالت جویی مردم و به محکمه عدل کشاندن متجاوزان به حریم های اخلاقی و انسانی است :

, [۸],

اگر امروز قدرت نداریم که جلو این کارها را بگیریم و حرام خواران و خائنین به ملت و دزدان مقتدر و حاکم را به کیفر برسانیم، باید کوشش کنیم این قدرت را به دست بیاوریم.[۹]

, [۹],

در اندیشه سیاسی امام، بروز ناهنجاری های اجتماعی و رفتارهای غیر اخلاقی، غیر انسانی، زاییده منکرات بزرگی چون حاکمیت دولت مردان فاسد و فاجری است که جز به خود و منافع خود نمی اندیشند. در این اندیشه «پشه ها نخواهند مرد مگر این که مزبله خشکانده شدو» ؛ از این رو، حضرت امام بر این باور بود که مبارزه با معلول ها و منکرات کوچک، مبارزه ای فرسایشی و بی نتیجه است و چاره ای نیست جز این که به سراغ علت العلل مفاسد و منکرات بزرگ برویم :

,

در اذهان ما فرو رفته که منکرات فقط همین هایی هستند که هر روز می بینیم یا می شنویم؛ مثلاً اگر در اتوبوس نشسته ایم موسیقی گرفتند، یا فلان قهوه خانه کار خلافی را مرتکب شد، یا در وسط بازار کسی روزه خورد، منکرات می باشند و باید از آن نهی کرد؛ و به آن منکرات بزرگ توجه نداریم؛ آن مردمی را که دارند حیثیت اسلام را از بین می برند حقوق ضعفا را پایمال می کنند.[۱۰]

, [۱۰],

حضرت امام تنها راه عملی شدن هنجارهای اسلامی و مبارزه با مفاسد اخلاقی در همه حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … را برپایی حکومت اسلامی می دانستند؛ حکومتی بر پایه قانون که متصدی آن کارشناسان دین و اخلاق به شمار روند :

,

چون حکومت اسلام، حکومت قانون است، قانون شناسان، و از آن بالاتر دین شناسان، یعنی فقها، باید متصدی آن باشند؛ ایشان هستند که بر تمام امور اجرایی و اداری و برنامه ریزی کشور مراقبت دارند. فقها در اجرای احکام الهی امین هستند.[۱۱]

, [۱۱],

محوریت مهربانی در مشئ سیاسی

,

آشنایی کامل حضرت امام به زمان و شناخت ویژگی های مخاطب عصر خود، در کنار تجربه تاریخی اش در شیوه های تبلیغ و ترویج مبانی دینی، موجب شده بود که وی در مسیر هدایت گری جنبه مدارا و رأفت را در پیش گیرد.

,

امام گرچه در ارتباط خود با خدا، توازنی بین خوف و رجا ایجاد کرده بود و پیرو عرفان اعتدالی بود؛ اما در برخورد با مخاطبان و شاگردانش تکیه بر صفات جمالی خداوند داشت و آن را نافذتر و تأثیرگذارتر از بیان صفات جلالی می دانست.

,

از این رو، پیروان مکتب سیاسی خود و نیز مسئولان نظام اسلامی را به بیان صفات جمالی، امید و رأفت و مهربانی سفارش می کرد :

,

در مسائل ملایمت و جهت رحمت، بیش تر از جهت خشونت تأثیر می کند … با ملایمت، انسان بهتر می تواند مسائل را حل کند تا شدت.[۱۲]

, [۱۲],

رأفت و محبت و امید و مبارزه با یأس از رحمت الهی، در تمام حرکت های سیاسی ـ اجتماعی امام موج می زد. ایشان به روحانیان و مبلغان توصیه می کرد تا کارهای خود را با نام خدا آغاز کنند و آبرو و حیثیت افراد را در نظر داشته باشند. علاوه بر این، روحیه محبت را تأثیرگذارتر و کارآمدتر از روحیه شدت و حِدّت می دانست :

,

با اسم خدا حرکت کنید و با اسم خدا هدایت کنید و با اسم خدا ترویج کنید و با اسم خدا انحرافات را مستقیم کنید … (اگر) بخواهید مقابل یک اهل علمی که آن جا هست بایستید و بشکنید خدای نخواسته حیثیت او را، بدانید که این انسانی نیست و الهی نیست، شیطانی است. با همه محبت کنید؛ با محبت می شود منحرف ها را مستقیم کرد، بهتر از این که با شدت و حِدّت. گاهی نمی شود و اِلّا غالباً می شود.[۱۳]

, [۱۳],

امام در مسیر هدایت الهی ـ در عرصه سیاست ـ قائل به دو اصل بود : در اصل نخست با نفی روش «هدف وسیله را توجیه می کند» ، بر این باور بود که نمی توان انحراف را با انحراف درست کرد، بلکه تنها با نور هدایت می توان فرد منحرف را به «صراط مستقیم» باز گرداند. از این رو، می فرمود :

,

ما فرض می کنیم که شما وقتی که رفتید یک انحرافات دیدید، انحرافات را با انحراف، خیال نکنید، (می توانید) اصلاح بکنید، انحراف نمی تواند انحراف را مستقیم کند. انحرافات را با نور هدایت خدا و باسم ربک مستقیم کنید.[۱۴]

, [۱۴],

اصل دوم در مکتب سیاسی ـ اجتماعی امام، تزکیه و تهذیب شخص هدایت گر است. بر مبنای این اصل و بر مبنای نص صریح قرآن کریم : «قُوا أنفُسَکُم وَ أهلِیکُم نَارَأ» کسی که هدایت گر جامعه است و دارای مسئولیت، ابتدا باید خودش مراحل تهذیب و تزکیه را طی کند :

,

اگر بخواهد تهذیب کند جامعه را، اول از خودش باید شروع کند و بعداً تکلیف دارد که جامعه خودش را تهذیب کند. اگر خودش تهذیب نشود، نمی تواند جامعه را تهذیب کند.[۱۵]

, [۱۵],

[۱] – حسن پاک روان، معاون نخست وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که از دوستان و معتمدان شاه به شمار می رفت و در آغاز نهضت اسلامی چند بار از سوی شاه مأمور گفت و گو با امام گردید.

, [۱],

[۲] – صحیفه امام، ج ۱۰ ، ص ۱۲۴ – ۱۲۵٫

, [۲],

[۳] – همان، ص ۱۲۵٫

, [۳],

[۴] – ماکیاولی، نیکولودی برناردونی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) فیلسوف ایتالیایی، متولد فلورانس، او نظام فلسفی  ای آورد که با تناقضات آن روزگار مناسبت داشت. ماکیاولی اساس اخلاقیات را واژگون کرد؛ به دنیایی که سرشار از توحید بود صریحاً می گفت که بهترین شیوه و خط مشئ زندگی، بی شرافتی است. (بزرگان فلسفه، ص ۳۷۷-۳۷۸)

, [۴],

[۵] – صحیفه امام، ج ۱۳ ، ص ۴۳۲٫

, [۵],

[۶] – همان، ج ۷ ، ص ۵۳۱٫

, [۶],

[۷] – همان.

, [۷],

[۸] – همان.

, [۸],

[۹] – ولایت فقیه، ص ۱۰۴٫

, [۹],

[۱۰] – ولایت فقیه، ص ۱۰۴٫

, [۱۰],

[۱۱] – همان، ص ۶۱٫

, [۱۱],

[۱۲] – همان، ج ۱۸ ، ص ۲۰۲٫

, [۱۲],

[۱۳] – همان، ج ۸ ، ص ۳۳۱٫

, [۱۳],

[۱۴] – همان، ص ۳۳۰-۳۳۱٫

, [۱۴],

[۱۵] – همان، ج ۱۹ ، ص ۱۳۵٫

, [۱۵],

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه