یادداشت/

امام مسلمین، ایدئولوگ و تراز جامعه اسلامی

امام مسلمین، ایدئولوگ و تراز جامعه اسلامی
امام مسلمین ایدئولوگ و خط کش و تراز جامعه اسلامیست که با توجه به او باید مدیران را به نقد کشید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، اتفاقات دوسال اخیر در حوزه رفتاری دولت و خصوصاً اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی بر نقد و انتقاد از همه ارکان نظام، حتی امام مسلمین این حقیر را بر آن داشت تا به نکاتی به صورت مختصر و گذرا اشاره داشته باشم:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,

به عنوان مقدمه عرض شود؛ همان گونه که میان جنگ طلبی و خشونت با شهادت طلبی و ایثار و نیز بین ریاضت و رهبانیت با زهد و تقوا، تفاوت ماهویست و اینها فقط ظاهراً شبیه هم هستند، بین حکومت اسلامی و پادشاهی با اقسام حکومت های زمینی و دنیوی جز شباهتی ظاهری، هیچ اشتراکی نیست؛ چرا که نوع چینش حاکمان در حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت است، نه اقتدار، شهرت، ثروت، لابی و تبلیغات رسانه ای.

در حکومت اسلامی، ولایت الله در رأس است، سپس در طول آن رسول اکرم (ص) و امام معصوم (ع) و فقیه جامع الشرایط امامت است. رأی مردم به رییس جمهور را او باید تنفیذ کند و شرعیت ببخشد، تصمیمات بزرگ و ملی را او باید تأیید و اجازه دهد. هیچ یک از اقسام حکومتی در دنیا، حکومت ولایت فقیه نیست، چرا که مبنای الهی و دینی پشت آن ها نیست.

با ذکر این مقدمه، باید توجه داشت که امام مسلمین ایدئولوگ و خط کش و تراز جامعه اسلامیست که با توجه به او باید مدیران را به نقد کشید.

به تعبیر دیگر، نیروهای اجرایی مثل روسای مجلس، قوه قضاییه و دولت در اولویت نقد و بررسی هستند؛ چرا که شئونات اجرایی امام جامعه را بر عهده دارند. بهترین و لایق ترین منتقد قوای سه گانه، خود ولیّ و امام می تواند باشد که حدود و مرزها را باید برای این قوا مشخص کند.

دوم اینکه امامت و ولایت جعل الهیست؛ یعنی اگر در کسی صفات و ویژگی های لازم باشد او تکویناً امام و ولی است. در حقیقت کار خبرگان انتخاب رهبری نبوده و در حقیقت کشف مصداق ولی بعهده آنان است و معنا ندارد مُولّی علیه بر ولیّ خودش نظارت و نقد کند؛ چرا که فقه و فهم دین و عدالت و پاکی از نفسانیاتِ شخص ولی فقیه است که حاکم ماست، نه سلیقه شخصی و گرایش سیاسی و خبرگان تنها وظیفه نظارت بر بقای شروط ولایت را دارند.

البته این نظارت هم فقط توسط خبرگان باید باشد؛ چون بررسی شروط امامت برای غیر مرتبطین با شخص ولی و غیر متخصصین فقه و سیاست مقدور نیست، بر خلاف شئونات اجتماعی و اقتصادی که مردم در زندگی روزانه خودشان با آنها در ارتباطند وآنان را لمس می کنند. همچنین بین متخصصین دانشگاهی و حوزوی هم بسیار افرادی هستند که بتوانند عملکرد دولت ها را نقد کنند. مردم هم اگر مطالبه ای از مسئولین دارند، بر مبنای بیانات و رهنمود های رهبر و امام جامعه است. همان گونه که گفته شد، رهبر و امام جامعه، خود تراز انقلاب و شاخص مدیران و مسئولان است.

سوم اینکه امیدواریم این مطلب کلمه حقی که باطل از آن اراده می شود، نباشد و به نام اینکه حق نقد حتی بر امام مسلمین هست، جایگاه و مقام ولی فقیه در معرض تخریب و حمله قرار نگیرد. چون نقد بر امام جامعه به فرموده مقام معظم رهبری ممکن و مقدور است، اما این فرصت نباید باب عقده گشایی برخی و فرافکنی برخی دیگر و ضربه به اصل ولایت که از معتقدات ماست، را فراهم آورد.

و نکته آخر آنکه همه ی ما بر حرکت بر صراط حضرت امام خمینی (ره) و مبانی ایشان واقفیم. این انقلاب و ریاست ها و مسئولیت ها و امنیت و آزادی ها را مدیون مبانی اصیل و قرائت دقیق ایشان از اسلام ناب محمدی هستیم و از همین رو، بهترین راه نقد بر خط مشی زیست مسئولین و موضعگیری های آنها حتی نقد بر امام جامعه، کلمات و سیره عملی ایشان است. البته جملات و کلمات مستندی که جزء مسلّمات است نه خاطره های شخصی و تحلیل های بی پشتوانه از امام راحل عزیز.

مبانی استکبار ستیزانه امام و نگاه به مستضعفان و مظلومان و دوری از غرب زدگی و غرب گرایی و نظر به مرفهان و ثروت اندوزان در سخنان و رفتار امام پیش روی ماست. آنها را باز کنیم و مقابل رویمان همه مسئولین را یک به یک نقد کنیم.

انتهای پیام/ ر

,

به عنوان مقدمه عرض شود؛ همان گونه که میان جنگ طلبی و خشونت با شهادت طلبی و ایثار و نیز بین ریاضت و رهبانیت با زهد و تقوا، تفاوت ماهویست و اینها فقط ظاهراً شبیه هم هستند، بین حکومت اسلامی و پادشاهی با اقسام حکومت های زمینی و دنیوی جز شباهتی ظاهری، هیچ اشتراکی نیست؛ چرا که نوع چینش حاکمان در حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت است، نه اقتدار، شهرت، ثروت، لابی و تبلیغات رسانه ای.

,

در حکومت اسلامی، ولایت الله در رأس است، سپس در طول آن رسول اکرم (ص) و امام معصوم (ع) و فقیه جامع الشرایط امامت است. رأی مردم به رییس جمهور را او باید تنفیذ کند و شرعیت ببخشد، تصمیمات بزرگ و ملی را او باید تأیید و اجازه دهد. هیچ یک از اقسام حکومتی در دنیا، حکومت ولایت فقیه نیست، چرا که مبنای الهی و دینی پشت آن ها نیست.

,

با ذکر این مقدمه، باید توجه داشت که امام مسلمین ایدئولوگ و خط کش و تراز جامعه اسلامیست که با توجه به او باید مدیران را به نقد کشید.

,

به تعبیر دیگر، نیروهای اجرایی مثل روسای مجلس، قوه قضاییه و دولت در اولویت نقد و بررسی هستند؛ چرا که شئونات اجرایی امام جامعه را بر عهده دارند. بهترین و لایق ترین منتقد قوای سه گانه، خود ولیّ و امام می تواند باشد که حدود و مرزها را باید برای این قوا مشخص کند.

,

دوم اینکه امامت و ولایت جعل الهیست؛ یعنی اگر در کسی صفات و ویژگی های لازم باشد او تکویناً امام و ولی است. در حقیقت کار خبرگان انتخاب رهبری نبوده و در حقیقت کشف مصداق ولی بعهده آنان است و معنا ندارد مُولّی علیه بر ولیّ خودش نظارت و نقد کند؛ چرا که فقه و فهم دین و عدالت و پاکی از نفسانیاتِ شخص ولی فقیه است که حاکم ماست، نه سلیقه شخصی و گرایش سیاسی و خبرگان تنها وظیفه نظارت بر بقای شروط ولایت را دارند.

,

البته این نظارت هم فقط توسط خبرگان باید باشد؛ چون بررسی شروط امامت برای غیر مرتبطین با شخص ولی و غیر متخصصین فقه و سیاست مقدور نیست، بر خلاف شئونات اجتماعی و اقتصادی که مردم در زندگی روزانه خودشان با آنها در ارتباطند وآنان را لمس می کنند. همچنین بین متخصصین دانشگاهی و حوزوی هم بسیار افرادی هستند که بتوانند عملکرد دولت ها را نقد کنند. مردم هم اگر مطالبه ای از مسئولین دارند، بر مبنای بیانات و رهنمود های رهبر و امام جامعه است. همان گونه که گفته شد، رهبر و امام جامعه، خود تراز انقلاب و شاخص مدیران و مسئولان است.

,

سوم اینکه امیدواریم این مطلب کلمه حقی که باطل از آن اراده می شود، نباشد و به نام اینکه حق نقد حتی بر امام مسلمین هست، جایگاه و مقام ولی فقیه در معرض تخریب و حمله قرار نگیرد. چون نقد بر امام جامعه به فرموده مقام معظم رهبری ممکن و مقدور است، اما این فرصت نباید باب عقده گشایی برخی و فرافکنی برخی دیگر و ضربه به اصل ولایت که از معتقدات ماست، را فراهم آورد.

,

و نکته آخر آنکه همه ی ما بر حرکت بر صراط حضرت امام خمینی (ره) و مبانی ایشان واقفیم. این انقلاب و ریاست ها و مسئولیت ها و امنیت و آزادی ها را مدیون مبانی اصیل و قرائت دقیق ایشان از اسلام ناب محمدی هستیم و از همین رو، بهترین راه نقد بر خط مشی زیست مسئولین و موضعگیری های آنها حتی نقد بر امام جامعه، کلمات و سیره عملی ایشان است. البته جملات و کلمات مستندی که جزء مسلّمات است نه خاطره های شخصی و تحلیل های بی پشتوانه از امام راحل عزیز.

,

مبانی استکبار ستیزانه امام و نگاه به مستضعفان و مظلومان و دوری از غرب زدگی و غرب گرایی و نظر به مرفهان و ثروت اندوزان در سخنان و رفتار امام پیش روی ماست. آنها را باز کنیم و مقابل رویمان همه مسئولین را یک به یک نقد کنیم.

,

انتهای پیام/ ر

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه