روایتی از فرزند قربانی فاجعه منا؛

پدرم قربانی بی تدبیری آل سعود شد

پدرم قربانی بی تدبیری آل سعود شد
حاجیه خانم شاهپوری گفت: قبل از بازگشت به فرزندان خود اصرار کرده بودم که برای استقبال به فرودگاه نیایند چراکه فرزندانمان ما را با هم بدرقه کرده بودند ولی آن روز من تنها بازمی گشتم و برایم سخت بود که با آنها روبرو شوم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سفیرتیران، ۱۰سالی بود که منتظر بود پا به سرزمین امن خدا بگذارد، سعی صفا و مروه به جای آورد، به مشعر و منا مشرف شود، ۱۰ سالی بود که آرزوی این روز را می کشید. وقت رفتن که شد از همه حلالیت خواست، خیلی ها برای بدرقه اش آمده بودند از دوست و آشنا و همکارانش. موقع رفتن و پای هواپیما هرکسی خواسته و حاجتی که داشت به او می گفت، خیلی ها سفارش می کردند. خود را برای استقبالش آماده کرده بودیم، سر در خانه را چراغانی کردیم، بنرهای خیر مقدم را هم سفارش داده بودیم، به فکر این بودیم که وقتی به در خانه رسید، گوسفندی جلوی پایش قربانی کنیم، راستی کارت های دعوت مهمانان را هم چاپ کرده بودیم اما …

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیرتیران,

حالا حاجیان بر می گردند و به جای خاطره های شیرین زیارت، فاجعه ای را بازگو می کنند که کابوس هر روز و شب شان خواهد بود. حالا خانواده هایی که عزیز گم کرده دارند، از هم کاروانی هایشان سوال و جواب می کنند و چه سخت است که خبری از آنها نداشته باشند.

,

لحظه لحظه فاجعه منا روایتگر ظلم و سنگدلی کسانی است که داعیه ی خادمان الحرمین بودن را در سر می پرورانند که شهرستان تیران و کرون هم از این بی تدبیری و ظلم آل سعود بی نصیب نماند و پیکر پاک حاج مرتضی شاهپوری قربانی قربانگاه منا را در تاریخ ۱۳ مهر در شهر تیران و رضوانشهر تشییع کرد.

,

به مناسبت چهلمین روز خاکسپاری این عزیز از دست رفته مصاحبه ای را با همسر و خانواده وی ترتیب داده ایم که توجه شما را به آن جلب می کنیم.

,

سفیر تیران و کرون: پس از چند سال چشم انتظاری و با چه کاروانی به سفر حج مشرف شدید؟

,

حاجیه خانم شاهپوری ( همسر مرحوم مرتضی شاهپوری): ما در اسفند سال ۱۳۸۴ ثبت نام حج خود را انجام داده و در ۲۳ شهریور امسال پس از ۱۰ سال چشم انتظاری با کاروان ۱۳۰۷۷ شهرضا به خانه خدا مشرف شدیم.

,

Picture1

, Picture1, Picture1,

از روز حادثه برای مخاطبان پایگاه خبری سفیر تیران و کرون بگویید.

,

چهارشنبه شب بعد از مراسم عرفات، آقایان کاروان برای حرکت به سمت مشعر از ما جدا شدند و وسایل اضافی خود را به خانم ها سپردند. حاج مرتضی از من خداحافظی کرد و آخرین کلامش با من این بود: مواظب خودت باش.

,

ما خانم ها پس از انجام اعمال رمی جمرات به چادرها باز گشتیم. صبح روز عید قربان پس از دادن وکالت و ذبح قربانی، منتظر رسیدن آقایان کاروان بودیم و برای آنها صبحانه و شربت خاکشیر آماده کرده بودیم.

,

چند ساعتی از صبح گذشت ولی هنوز خبری از آقایان کاروان ما نبود در صورتی که کاروان دیگر شهرضا به چادرهای خود بازگشته بودند.

,

از محل اسکان خود بیرون آمدم زمزمه های چند خانم را شنیدم، که صحبت از ازدحام جمعیت در مسیرهای رمی جمرات می کردند. در اضطراب و نگرانی زیادی بودیم که که معاون کاروان با بدنی زخمی از راه رسید و به ما گفت که تعدادی از آقایان به دلیل ازدحام جمعیت گم شده اند و تا ساعاتی دیگر به چادر ها باز می گردند.

,

بعد از مدتی به منظور سراغ گرفتن از گمشدگان رمی جمرات  از چادر خارج شدم که در همین حین شنیدم که دو نفر آقا زمزمه می کردند که ۴ نفر از آقایان کاروان ما شناسایی شده اند و وقتی من از آنها موضوع را سوال کردم من را به داخل چادر هدایت کرده و پاسخی ندادند.

,

با این که روز عید قربان بود، همه گریه می کردند و با بازگشت هر حاجی از جمرات، همه خانم ها به سمت او رفته تا از احوال عزیزان خود آگاه شوند.

,

هر لحظه بر نگرانی ام افزوده می شد، به هر کسی که باز می گشت عکس حاج مرتضی را نشان داده و سراغ از او می گرفتم تا این که هم اتاقی حاج مرتضی از راه رسید، وقتی قضیه را جویا شدم از ازدحام جمعیت، تلفات زیاد حاجیان و ایستاده جان دادن آنها گفت.

,

حاج مرتضی با هم اتاقی اش برای انجام اعمال رفته بود ولی در ازدحام جمعیت هم اتاقی او برای نجات خود از نرده ها بالا می رود ولی حاج مرتضی در بین جمعیت گم می شود. گریه و دعاهای من برای سلامتی حاج مرتضی از همان لحظه شروع شد.

,

هر لحظه با خود می گفتم که نکند پدر فرزندانم دیگر باز نگردد ولی ته دلم همچنان به بازگشت او امید داشتم.

,

 

,

امید شما برای بازگشت حاج مرتضی از چه زمانی به ناامیدی تبدیل گردید؟

,

پس از بازگشت از سرزمین منا و مستقر شدن در هتل ها، مسئولان بعثه ی مقام معظم رهبری با سرکشی از کاروان ها، خانواده های چشم انتظار را به صبر دعوت کرده و همشهریان حاضر در مکه از من دلجویی می کردند.

,

روزها را به چشم  انتظاری می گذراندم تا اینکه یک روز پس از بازگشت از خانه ی خدا، از مسئول هتل جویای احوال گمشدگان شدم که در پاسخ به من گفت: خدا صبرتان دهد. به او گفتم: به همین راحتی؟ پاسخ داد که تیم پزشکی ایران امروز اعلام کرده که از ایران دیگر کسی زنده نیست و مققودان رمی جمرات جان باخته اند.

,

خبر قطعی عروج شهادت گونه حاج مرتضی پس از ۸ روز به من داده شد. اقوام و آشنایان از ایران دائما تماس گرفته و با من همدردی می کردند.

,

چه زمانی به ایران بازگشتید؟

,

تیم پزشکی ایران با حضور در هتل ما اعلام کرد که مفقودین همه فوت شده اند و برای حج ناتمام آنها نائب گرفته می شود ولی مشخص نیست که آل سعود چه زمانی جنازه ها را به ما تحویل دهد و اکنون خانواده های شما چشم انتظارند؛ شما می توانید به وطن بازگردید یا تا پیدا شدن جنازه گمشده خود به مدینه بروید.

,

در کاروان ما ۱۳ نفر چشم انتظار بازگشت عزیزان خود بودند که از این تعداد ۱۰ نفرمان به ایران بازگشتیم و ۳ نفر به مدینه رفتند.

,

چگونه با فرزندان خود روبرو شدید؟

,

قبل از بازگشت به فرزندان خود اصرار کرده بودم که برای استقبال به فرودگاه نیایند چراکه فرزندانمان ما را با هم بدرقه کرده بودند ولی آن روز من تنها بازمی گشتم و برایم سخت بود که تنها با آنها روبرو شوم ولی آنها طاقت نیاورده و به فرودگاه آمدند، لحظه سختی بود لحظه دیدار…

,

طی یک هفته چشم انتظاری برای پیدا شدن حاج مرتضی، چه چیزی بیشتر به شما آرامش می داد و از خدا چه می خواستید؟

,

گریه در تنهایی و خلوت و همدردی دوستان و آشنایان و مردم کشور بیشترین آرامش را به من می داد و از خداوند صبر در برابر این مصیبت بزرگ را می خواستم.

,

از خصوصیات اخلاقی حاج مرتضی برایمان بگویید.

,

در جواب این سوال عروس خانواده با چشمانی اشک بار اهمیت حاج مرتضی به نماز اول وقت را مهم ترین خصلت وی برشمرد و در ادامه همسر حاج مرتضی اخلاق او را در تمام طول زندگی مشترکشان تحسین کرد.

,

حاجیه خانم شاهپوری گفت حاج مرتضی بسیار مردم دار بود و برای هر کسی در حد توانش از لحاظ مادی و زبانی کمک می کرد.

,

خاطره ای از ایام حج با حاج مرتضی که هرگز از ذهنتان نمی رود را برای مخاطبان این پایگاه خبری بازگو کنید.

,

با سوال ما اشک در چشمان همسر حاج مرتضی حلقه زد و گفت روز قبل از عرفه حاج مرتضی به فرزندانمان زنگ زد و به آنها گفت تا دو روز دیگر با ما تماس نداشته باشید تا اعمال شب و روز عرفه را بجا آوریم و پس از آن خودمان تماس می گیریم. یادم است شب عرفه بود که حاج مرتضی به من گفت امشب شبی است که ممکن است یک بار در زندگی اتفاق بیفتد و اگر می توانی امشب بیدار بمان، امشب شبی است که باید به گناهان اعتراف کرد و از خدا مغفرت خواست، یادت باشد که برای دنیا چیزی نخواهی و هر چه می خواهی برای آخرتت باشد، حاج مرتضی آن شب هر چه خواسته بود برای آخرتش بود…

,

نقش آل سعود در فاجعه منا را چگونه می بینید؟

,

چهره آل سعود برای همه امت های اسلامی شناخته شده است. دولت عربستان در حق حاجیان امسال ظلم بزرگی کرد و در حالی که هنوز جان در بدن داشتند هیچ کمکی به آنها نکرد تا تلف شوند.

,

عدم کمک رسانی آل سعود به حاجیان سرزمین منا قطعا برنامه ریزی شده بود چرا که فردای آن روز همین آل سعود بین حاجیان آب و بیسکوییت توزیع می کرد و راه را برایشان باز نگه می داشت.

,

به گفته تعدادی از هم کاروانی هایی که به کمک قربانیان رفته بودند، آل سعود جنازه ها را با لودر و کامیون انتقال می داد و مطمئنا حاجیان زیادی بر اثر بی اهمیتی ماموران آل سعود زنده زنده در کانتینرها جان دادند.

,

پسر حاج مرتضی در ادامه صحبت های مادر خود گفت که آل سعود به امدادگران ایرانی اجازه امداد رسانی نداد و حتی جنازه ها را در شرایط درستی نگه داری نکرد که این فاجعه، ظلم بیش از حد و بی تدبیری آنها را می رساند.

,

این بار از پسر حاج مرتضی خواستیم که برایمان از حواشی این حادثه در خانواده بگوید.

,

علی شاهپوری، فرزند دوم حاج مرتضی گفت: من مسافرت بودم و اطلاع نداشتم. شبی که  از راه رسیدم گویا تلویزیون اسامی مفقودان را اعلام کرده بود و من فردای آن روز مطلع شدم. یک هفته ی تمام اخبار را دنبال می کردیم و منتظر معجزه بودیم.

,

لحظه به لحظه به تعداد قربانیان افزوده می شد و دو روز آخر، آمار قربانیان هیچ تغییری نمی کرد تا اینکه که صبح روز پنجشنبه تمام مفقودان فوت شده اعلام گردیدند.

,

امید ما از بارگشت پدر ناامید شد و در انتظار بازگشت مادر از این سفر حج بودیم.

,

مادر، شنبه شب و پس از گذشت حدود ۱۰ روز از این فاجعه غمبار به ایران بازگشت و پیکر پاک پدرم، روز یکشنبه با دومین هواپیمای حامل اجساد قربانیان منا به وطن بازگشت. سپس در روز دوشنبه در تیران و رضوانشهر با حضور مسئولان و مردم شهرستان تشییع با شکوهی برگزار شد.

,

در ادامه از فرزند حاج مرتضی پرسیدیم که شما بهتر از هر کسی خانواده های چشم انتظار را که هنوز عزیزانشان مفقود هستند را درک می کنید، به نظر شما سرنوشت این مفقودان چه می شود؟

,

دعا می کنم که مفقودان بازگردند ولی احتمال می دهم که برخی از آنها زنده اند و توسط آل سعود ربوده شده اند.

,

آیا برای بازگشت پدر و مادر از سفر حج برنامه ریزی کرده بودید؟

,

برنامه ریزی های زیادی کرده بودیم ولی افسوس…

,

پدرم قبل از رفتن به سفر حج، لیست دعوت مهمان ها را، خود بر روی کارتهای دعوت نوشت و مدام تا لحظه ی رفتن به ما سفارش می کرد که مهمانی بعد از بازگشت از حج را آبرومندانه برگزار کنیم.

,

حتی پدرم ظرف و شربت مخصوص پذیرایی را خریداری کرده بود که همه ی وسایل برای مجلس عزای او استفاده شد.

,

خداوند به خانواده شما و خانواده تمام قربانیان فاجعه منا صبر جزیل عطا بفرماید. ان شاءالله

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه