زن، مسئله ارث و دیدگاه اسلام
در بسیاری از تمدّنها و کشورها زن از ارث محروم بوده و اسلام این رسم غیرانسانی را منسوخ کرد و برای زن مانند مرد، حق مسلّم از ارث گذاشت که در بیشتر موارد یک دوم سهم مرد است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از حیا، همیشه این سؤال مطرح است که چرا زن نصف مرد ارث میبرد؟ در بسیاری از تمدّنها و کشورها زن از ارث محروم بوده و اسلام این رسم غیرانسانی را منسوخ کرد و برای زن مانند مرد، حق مسلّم از ارث گذاشت که در بیشتر موارد یک دوم سهم مرد است، البته در بسیاری از موارد ارث زن با مرد یکی است مثل پدر و مادر میّت که هر دو یک ششم میبنرد و نیز فامیل مادری چه زن و چه مرد یکسان ارث میبرند، اگر در بعضی موارد تفاوتی هست این تفاوت فلسفهای دارد؛ فی المثل میت یک پسر دارد یک دختر، پسر خانواده دارد و خرج خانواده یعنی همسر و فرزندان به عهده اوست امّا دختر کس دیگری متکفل اداره زندگی اوست، پسر باید مهر بدهد، اما دختر مهر میگیرد لذا اگر خوب توجه کنیم میبینیم مردها درآمد دارند اما همه درآمدشان خرج خانواده میشود؛ یعنی سهم مرد مجدداً صرف مخارج و نفقه زن شده و به او بازمیگردد، قرآن میفرماید «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الوالِدانِ وَالاَقرَبونَ وَلِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الوالدانِ وَالاَقرَبونَ مِمّا قَلَّ مِنهُ أو کَثُرَ نَصیباً مَفروضاً» برای مردان از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان میگذارند سهمی است و برای زنان نیز از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان میگذارند سهمی، خواه آن مال کم باشد یا زیاد. این سهمی است تعیین شده و پرداختنی. درباره مقدراش هم میفرماید: «للذَّکرِ مِثلَ حَظَّ الاُنثَییَن» سهم پسر ۲ برابر سهم دختر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, حیا,
در جایی دیگر میفرماید: «أوَ مَن یُنَشَّؤا فِی الحِلیَهِ وَ هُوَ فِی الخِصامِ غَیرُ مُبِینٍ» زنان در حلیه به سر میبرندیعنی اکثر مصارف مال آنهاست. علامه طباطبائی درباره این اختلاف میفرماید:
نتیجه این گونه تقسیم ارث بین زن و مرد این است که در مرحله تملک، مرد، دو برابر زن مالک میشود ولی در مرحله مصرف همیشه زن دو برابر مرد بهره میبرد، زیرا زن سهم دارایی خود را برای خود نگه میدارد، ولی مرد باید نفقه زن را نیز بپردازد در واقع نیمی از سهم دارایی خود را صرف زن کند.
,
در این باره جامعترین پاسخها پاسخ امام صادق علیه السلام است که فرموده است: از آن رو سهم مرد دو برابر سهم زن است که بر زن جهاد و جنگ و دفاع واجب نیست و نفقه او نیز بر عهده مرد است و مرد باید مهریه بپردازد و در برخی موارد دیه مقتول به عهده مرد قرار میگیرد نه زن.
,حکمت و راز این تفاوت چه بسا در این است که زن عاطفی و مرد حسابگر است که مالکیت اموال بیشتر را به دست سپردهاند، آیه الرِّجَالُ قَوّاَمُونَ عَلی النِّساءِ بِمَا فَضلَ اللَّهُ بَعْضهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ نیز اشاره به همین موضوع دارد که مردان سرپرست زنانند به دلیل آن که خداوند برخی از ایشان را بر برخی ترجیح داده است، زیرا از اموالشان خرج میکنند تلاش و کوشش مرد برای اداره زندگی اوست، چون خداوند اداره زندگی همسر را بر او واجب کرده و چون مسئول تأمین هزینه زندگی مرد است سرپرستی خانواده هم با اوست. این سرپرستی برای او مزیّت نیست یک وظیفه است. او حق ندارد بگوید چون سرپرستم پس دستور میدهم، قرآن هم به زن نمیفرماید که تو تحت فرمان مرد خانه هستی بلکه به مرد میگوید اداره و سرپرستی خانواده به عهده توست، زیرا «قوام» به کسی گفته میشود که هزیه دیگری را به عهده داشته باشد. علت این که مرد سرپرست خانواده معرفی شده یک علت طبیعی است، که عبارت است از مقاومتی که مردها در برابر رویدادهای خشن زندگی دارند، البته در اسلام ریاست داخلی خانه و خانهداری به عهده زن گذاشته شده، از رسول خدا روایت شده که فرمود:
,
کل نفسٍ من بنی آدم سیّد فالرجل سیّد أهله و المرأه سیّد بیتها؛
هر فردی از افراد بنی آدم مستقل و رئیس است مرد در امر خانواده و اهل بیت و زن در امور خانه و خانهداری استقلال و ریاست دارند.
,
«الرِّجالُ قوّامون عَلَی النّساء» گر چه جمله خبریه است ولی روحش انشا است؛ یعنی ای مردها شما قوام منزل هستید سرپرست منزل باشید کارها را در بیرون انجام دهید، اداره زندگی را به عهده بگیرید. لذا مرد نباید کاری کند که زن در داخل منزل برنجد؛ مثلاً بیرون غذا نخورد با دوستان بیرونی هماهنگ نباشد چون بیرون فقط محل کار است و بس. آسایش و زندگی مرد در خانه است.
,پس نتیجه میگیریم که آیه شریفه نمیفرماید که زندگی زن قائم به مرد است یا مرد قوّام یا قیّوم است، اما اداره داخل منزل و گرداندن امور داخلی خانه که زن انجام میدهد و بچهداری و شیر دادن وظیفه زن نیست، منتها چون زن مظهر عاطفه و احساس است خود از روی میل و علاقه این امر عظیم را به انجام میرساند.
,متأسفانه، ما اسلامی حرف میزنیم اما جاهلی میاندیشیم و اندیشه جاهلی خود را به حساب اسلام ناب میگذاریم. بیغیرتی را درباره مردها از فرهنگ غرب و غیرت داشتن در مورد زنها را از فرهنگ جاهلیت اخذ میکنیم و این دو را با هم جمع کرده و به حساب اسلام ناب میگذاریم، بعد توهّم میکنیم که اسلام بین زن و مرد فرق قائل شده است، این که در بیانات حضرت علی علیه السلام آمد که:
,
لبس الاسلام لبس الفر و مقلوباً؛ (روزگاری خواهد آمد که) اسلام را همچون پوستین وارونه پوشند. منظور همین است.
__________
غلامحسین مرادی
,
, غلامحسین مرادی,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه