زنگ خطر اعتیاد پنهانی در بین دانشجویان
اعتیاد قشر فرهیخته جامعه (دانشجویان) یک آسیب اجتماعی است که باید آن را بپذیریم و خانواده ها و مسولین برای حل این معضل و هم چنین پیشگیری از اعتیاد جوانان دانشجو،قشر فرهیخته جامعه اقدامات درستی انجام دهند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از سرویس یادداشت پایگاه خبری کیوسنا،یکی از دوران پر خطر موثر در گرایش به اعتیاد، دوره های گذر جوانان است، دوران دانشجویی گرچه فراز و نشیبهایی دارد، اما در همین دوران مسیر زندگی جوانان تعیین می شود.
متاسفانه برخی از دانشجویان با گرایش به مواد مخدر بهترین دوران زندگی خویش را تباه می کنند.
عوامل بسیاری در اعتیاد دانشجویان دخیل هستند که مهم ترین آن دور بودن از خانواده و خوابگاه های دانشجویی است.
طبق آمار، مصرف مواد مخدر در بین دانشجویانی که در منازل مجردی و خوابگاه های دانشجویی زندگی میکنند به مراتب بیشتر از دانشجویانی است که در کنار خانواده زندگی میکنند میباشد.
دور بودن از محیط خانواده، رفتن به شهری دیگر برای تحلیل و استقلال پیدا کردن از خانواده کافی است تا جوان بیشتر به سمت و سوی انحراف از جمله انحراف سوق یابد، زیرا محیط های تازه دارای جذابیت هایی هستند که می تواند خطر معتاد شدن این افراد را افزایش دهد زیرا نظارت خانواده بسیار کمرنگ است و این جوانان بیشتر تحت تاثیر همکلاسی ها و همسالان خود ایفای نقش میکنند تا خانواده!
شرکت در جمع هایی تحت عنوان مهمانی ها و جشن تولدها دور هم جمع میشوند و در دسترس قرار داشتن مواد مخدر صنعتی (روانگردان) و…در این جمع ها، فعالیت رسانه ها، ارزان بودن مواد مخدر به علت وجود شبکه های مافیایی و سودجویی های بالای این افراد و از طرفی قرار گرفتن ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر، کمبود اعتماد به نفس، ناامیدی به آینده، کسب نشاط کاذب، تجربه تلخ در روابط با جنس مخالف، نداشتن برنامه ای صحیح جهت گذران اوقات فراغت، مصرف همسالان از مواد مخدر و تقلید از گروه همسالان، از جمله عواملی هستند که میتوانند گرایش دانشجویان را به اعتیاد سوق دهند. نظریه اوقات فراغت که از سوی جرج زیمل، یکی از جامعه شناسان کلاسیک آلمانی مطرح شده نیز تبیین کننده مساله اعتیاد است. به اعتقاد او در فرهنگ مدرن و در روند تاریخ جدید، آزادی فزاینده فرد از بندهای وابستگی شدید اجتماعی و شخصی ظهور می یابد، صورتهای فرماندهی و فرمانبری نیز خصلت تازه ای به خود میگیرند و هیچ فردی تحت چیرگی تام دیگران در نمی آید. انواع گسترده ای برای گذراندن اوقات فراغت وجود دارد که به فرد امکان میدهد خود را از دیگران متمایز سازد که روشها و اعمال پرشتاب این تمایز، هویت شخصی را شکل میدهند. بر این مبنا هر کس برای متمایز شدن، روش خاص پی میگیرد که ماجرا جویی در زندگی مدرن را رواج می دهد. فرد در این فضا می کوشد تا از جریانهای یکنواخت زندگی روزانه بیرون رود و در قلمرو فعالیتی با قواعد ویژه گام نهد. بنابراین در جوامع مدرن و جوامعی که به سوی مدرنیسم گام برمیدارند و فرهنگ مدرن در آن تبلیغ شده، فرد در قلمرو اوقات فراغت، جهان عقلگرا، بوروکراتیک و افسون زدایی شده را کنار می نهد و فرصتی برای او فراهم میشود تا اجبارها و محدویت های نظم اجتماعی را فراموش کند و به کنش غیرهنجاری دست زند، لذا جوانان، دانشجویان و محیط های مجردی و خوابگاه های دانشجویی به علت اوقات فراغت بدون برنامه ریزی که دارند و با توجه به حس ماجراجویانه و تحت تاثیر گروه همسالان قرار گرفتن، به راحتی در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند. در رابطه با سوداگران مرگ که عامل قاچاق و پخش مواد مخدر در بین دانشجویان در محیط دانشگاه و خوابگاه هستند نیز آماری رسمی وجود دارد.
همانطور که معاون فرهنگی نهاد مقام معظم رهبری نیز به این نکته اشاره کرده است که ۸۸درصد دانشجویان از نظر معیشت وضعیت متوسط و رو به پایین دارند و قاچاق مواد مخدر به عنوان یکی از منابع درآمدی برخی دانشجویان شهرستانی و دانشجوایان غیربومی است که با این اقدام دانشجویان بسیاری در دام اعتیاد افتاده و جامعه و خانواده دستخوش آسیبهای جبران ناپذیر میشوند
به دلیل پنهان کردن اعتیاد از سوی این قشر جوان، نمی توان آمار دقیقی از شمار دانشجویان معتاد ارائه داد. همانطور که درباره معتادین جامعه نمی توان آمار دقیقی ارائه داد، آماری در خصوص تعداد دانشجویان معتاد نیز نمیتوان ارائه داد. ضمن اینکه نسبت دانشجویان درگیر با مواد مخدر در شهرستان ها و به دور از خانواده ها پنهانی و روز به روز در حال تغییر است، از این رو ارائه آمار در این زمینه غیر علمی است. مسولین باید ضمن توجه و اقدام فوری به این معضل همتی مضاعف از خود نشان داده و با گسترش شعاع نظارتی و مقابله گرایانه به اصلاح این وضعیت بپردازند. بومی کردن تحصیلات از عوامل مهمی است که میتواند اعتیاد دانشجویان را کاهش دهد، زیرا دوری از خانواده ضمن نظارت کمتر از سوی والدین، میتواند خطرات جبران ناپذیری را برای دانشجویان به همراه داشته باشد که اعتیاد یکی از آنهاست.
آگاهی دادن به دانشجویان، افزایش بخشهای نظارتی و نیز مبارزه با سودجویان سوداگران مرگ میتواند گامی مهم در مقابله با پدیده اعتیاد دربین دانشجویان باشد.
وزارت علوم باید برای دانشجویان معتاد تفننی راهکاری بیندیشد تا این قشر جز معتادان حرفه ای کشور نباشند، برنامه ای جامع برای پیشگیری از اعتیاد دانشجویان تدوین نماید و بیشتر به این معضل توجه کنند تا فرهیختگان جامعه بیشترین آمار معتادین جامعه نباشند.
باید برای دانشجویانی که دچار افت تحصیلی و مشکلات خانوادگی و عاطفی هستند، راهکاری اندیشید.
آموزش مهارتهای زندگی که چند سالی است توسط سازمان بهداشت جهانی به رسمیت شناخته شده، هنوز در کشور ما جایگاهی ندارد و برای ارائه راهکار در دانشگاه ها تردیدهایی وجود دارد که حتی درمواردی برخی مسولین دانشگاه منکر این معضل میشوند، در صورتی که کتمان این امر صرفا به بالا رفتن معتادین پنهانی منجر میشود. وقتی اعتیاد را به منزله بیماری در نظر میگیریم نباید وجود این بیماری را دانشگاه ها کتمان کرد. اعتیاد در کل جامعه به بحران تبدیل شده است، بنابراین دانشگاه ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
اعتیاد قشر فرهیخته جامعه (دانشجویان) یک آسیب اجتماعی است که باید آن را بپذیریم و خانواده ها و مسولین برای حل این معضل و هم چنین پیشگیری از اعتیاد جوانان دانشجو،قشر فرهیخته جامعه اقدامات درستی انجام دهند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه