روند انتقال قدرت به آسیا چگونه انجام می گردد؟
تحلیلی بر ترجمه منتشر شده صاحب نیوز
دیدگاه جاده ابریشم جدید (Silk Road) نویدبخش یکپارچگی این منطقه بزرگ است اما با موانع متعددی در سطح بین المللی مواجه می باشد. پویایی بیشتر آسیای میانه به عنوان یک منطقه در مباحث جغرافیای سیاسی نیازمند کدام نظرات و رویکردهای جدید است؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، پس از انتشار چند قسمت از ترجمه اختصاصی مقاله «روند انتقال قدرت به آسیا چگونه انجام می گردد؟» (اینجا و اینجا) بهتر آن دیدیم که به ارائه یک بسته تحلیلی شامل چند تحلیل گوناگون در مورد مشکلات قاره آسیا برای متحد شدن بپردازیم. لازم می دانم این نکته را نیز متذکر گردم که هر تحلیل، یک منطقه یا اتحادیه در آسیا را شامل می گردد. این مناطق را به این صورت دسته بندی می نمائیم: آسیای میانه، آسیای دور، آسه آن، جنوب آسیا، خاورمیانه، روسیه و چین.
, ,
,
, ,
البته بجز تحلیل های فوق لازم است به دو موضوع تفسیری یعنی نظریات فرانسیس فوکویاما و ساموئل هانتینگتون و عکس العمل ها در آسیا بپردازیم، که بدلیل گستردگی موضوع بهتر آن دیدیم که هر یک از این دو نظریه را جداگانه مورد ارزیابی قرار دهیم و سپس تأثیرات و عکس العمل های فرهنگی، دینی و جغرافیایی در قاره آسیا را در موردشان تحلیل خواهیم نمود.
,و اما منطقه آسیای میانه که در شمال شرقی کشور جمهوری اسلامی ایران و جنوب فدراسیون روسیه قرار دارد و کشورهای این منطقه شامل جمهوری های استقلال یافته اتحادیه جماهیر شوروی سوسیالیستی می باشند، اکثر این کشورها هم اکنون عضو اتحادیه شانگهای می باشند و در صدد قدرت گیری بر اساس پتانسیل های موجود در هر یک از کشورهایشان هستند ولی چرایی این عدم قدرت گیری را نباید فقط به مسائل برون قاره ای و منطقه مرتبط دانست؛ در این مقاله تحلیلی سعی برآنست تا با دیدی گسترده تر چالش های موجود در این منطقه را ارزیابی کنیم.
,آسیای میانه به معنای دقیق کلمه فقط به عنوان یک منطقه قلمداد نمی شود؛ داد و ستد جمهوری های آسیای میانه بیشتر در سطح جهانی بوده و تعامل جمهوری ها با یکدیگر اندک است. سیاست های مرزی و گمرکی این جمهوری ها علیرغم برنامه های مساعدتی بین المللی همچنان ناکارآمد باقی مانده و بخش عمده زیربنای جدید در این منطقه به جای بهبود ارتباط بین دولت ها بیشتر برای خدمت به قلمرو ملی توسعه یافته اند ( برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله بازیگران آسیای میانه نوشته وحیده بصیری).
,وضعیت “غیر منطقه ای” آسیای میانه درست در زمانی تداوم می یابد که سیاست گذاران در ایالات متحده آمریکا و خارج از آن، از این جمهوری ها توقع مشارکت و همکاری در امور کشور همسایه جنوبی این منطقه یعنی افغانستان را دارند (برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله ژئوپلیتیک آسیای میانه نوشته فضل الله امینی).
,دیدگاه جاده ابریشم جدید (Silk Road) نویدبخش یکپارچگی این منطقه بزرگ است اما با موانع متعددی در سطح بین المللی، ملی و محلی مواجه می باشد. پویایی بیشتر آسیای میانه به عنوان یک منطقه در مباحث جغرافیای سیاسی نیازمند کدام نظرات و رویکرد های جدید است؟ چگونه می توان جمهوری های آسیای میانه را تشویق به ایفای نقش حمایتی بیشتر در افغانستان کرد؟ آیا کارآفرینان و فعالین جامعه مدنی آسیای میانه خواهان یکپارچگی منطقه ای هستند؟ اگر چنین است، چگونه می توان به این دیدگاه دست یافت؟
,- آسیای میانه صرفاً در سطح مفهومی از حیث یک منطقه در مباحث جغرافیای سیاسی وجود دارد نه به شکل واقعی. دستیابی به تعامل همکارانه و هدفمند نیازمند توجه بیشتر به چالش های مشخص فراروی هر دولت می باشد. این توجه موجب ایجاد فضای مثبت برای یکپارچگی اقتصادی می گردد (برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله احیای راه ابریشم افق های جدید همکاری نوشته موریس شهاب).
,- فعالیت جامعه بین المللی به یک بازی با حاصل جمع صفر بدل شده است و در تضاد با اهداف بیان شده در یکپارچگی منطقه ای می باشد.
,- مثال های موفقی از تعامل اقتصادی و انکشاف در سطح خرد و محلی و به طور مشخص در نواحی مرزی در منطقه آسیای میانه وجود دارد.
,- مردم آسیای میانه روحیه کارآفرینی و آمادگی از خود بروز داده اند، هر چند تکامل فعالیت های اقتصادی کوچک به فعالیت های متوسط و بزرگ نیازمند حمایت می باشد.
,(روند یکپارچگی در منطقه همیشه از بالا به پایین بوده است، اما بهتر است این کار را از پایین به بالا انجام گردد.)
,- انکشاف سرمایه انسانی در آسیای میانه یک نیاز اساسی بوده و از طریق سرمایه گذاری در امر آموزش قابل دستیابی است. مساعدت در این زمینه با ارزش ترین سرمایه گذاری دول خارجی است و زمینه رشد جامعه مدنی را فراهم می آورد.
,- موانع تجارت در مرزهای آسیای میانه در اشکال فیزیکی و روانی وجود دارد. غلبه بر موانع روانی مخصوصاً در مورد افغانستان دشوارتر است.
,سابقه منطقه ای
,کشورهای آسیای میانه؛ قزاقستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان دارای خصایص و تاریخ مشترک هستند؛ دین مشترک همه آنها اسلام است و همگی تحت تسلط امپراطوری و اتحاد شوروی بوده اند. تکوین جمهوری های فعلی آسیای میانه به دوران استالین برمی گردد، وقتی که مرزهای جمهوری های سوسیالیستی شوروی کشیده شده و گروه های جمعیتی به اجبار به این منطقه منتقل شدند. هدف از این کار از هم پاشاندن پیوندهای موجود در منطقه و کاهش مقاومت در برابر اقتدار دولت شوروی بود. در طول این دوره هر یک از جمهوری ها یک اقتصاد دستوری، تحت تسلط یک حزب و وفادار به مسکو بود. پس از انحلال اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، جمهوری های جدید با چالش های مشابه سیاسی و لیبرالیزم اقتصادی مواجه شدند (برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله ابعاد جهانی شدن نوشته زهرا پیشگاهی فرد).
,هرچند، در طول ۲۰ سال پس از سقوط اتحاد شوروی، هر یک از این دولت ها به شکل جداگانه هویت های مشخص و جداگانه را در پاسخ به چالش های مشترک پس از شوروی و همچنین مشکلات خاص خودشان، شکل داده اند. وضعیت فعلی بازتاب دوره استالین، پیشگیری از یکپارچگی منطقه ای و تقابل با تلاش ها برای ایجاد روابط میان و بین دولت ها می باشد. موانع یکپارچگی منطقه ای در مورد افغانستان نیز وجود دارد. در نتیجه، آسیای میانه از حیث “منطقه” صرفاً در سطح مفهومی وجود دارد. وضعیت موجود در هر یک از این کشورها بیانگر چالش های مشخص فراروی ایجاد یک منطقه واقعی می باشد:
,
- قزاقستان: یک نقطه درخشان در امکان یکپارچگی اقتصادی و تجارت بین المللی است. رهبری این کشور به شدت به دنبال استراتژی های بلندمدت بازار و سرمایه گذاری بین المللی است.
, ,
,
, ,
قزاقستان به موافقت های چندجانبه متعددی با دول غیر آسیای میانه پیوسته و یک استراتژی اقتصادی چند محوری را از طریق سازمان تجارت جهانی و عضویت در اتحادیه گمرکی تحت رهبری روسیه دنبال می کند. همکاری قزاقستان با دول آسیای میانه به شکل پراکنده صورت می گیرد. نبود آزادی سیاسی و موجودیت فساد، گذار سیاسی را در این کشور به یک مشکل طولانی بدل کرده است.
,
- ازبکستان: عامل اساسی، مشکلات یکپارچگی دولت ازبکستان است، ساختار این دولت به شکلی است که مانع تعامل منطقه ای می گردد. عملیات های دولتی به شدت متمرکز بوده و حتی کوچکترین فعالیت های اقتصادی برای تجارت باید در سطح وزارت تایید شوند. لازم بذکر است که دولت به همکاری منطقه ای با سوء ظن می نگرد.
, ,
,
, ,
- قرقیزستان: این کشور از فعال ترین جامعه مدنی در این منطقه برخوردار است و این خصوصیت موجب ناآرامی های مکرر سیاسی از زمان استقلال این کشور شده است. در نتیجه، دولت قرقیزستان نسبتاً در طول مدت عمر خود پس از استقلال از شوروی ضعیف بوده و تغییرات مکرر سیاسی پیشبرد استراتژی بلندمدت اقتصادی را تقریباً غیرممکن ساخته است. این کشور علیرغم وجود پتانسیل های دموکراتیک از فاسدترین کشورهای منطقه می باشد.
, ,
,
, ,
- تاجیکستان: پس از ۵ سال جنگ داخلی در دهه ۹۰ میلادی، بی ثباتی و قحطی موجب مهاجرت چشمگیر نیروی کار از تاجیکستان به کشورهای مجاور از جمله روسیه شده است. این وضعیت تاجیکستان را شدیدا ًبه درآمد حاصل از کارگران مهاجر بعنوان یک منبع سرمایه بالغ بر ۲٫۱ میلیارد دلار یا ۳۲% درآمد دولت به عنوان درآمد ناخالص ملی بر اساس گزارش بانک جهانی وابسته کرده است.
, ,
,
, ,
از دید مثبت، رابطه بین تاجیکستان و افغانستان فرصت های تجاری با جنوب آسیا را برای منابع خام تاجیکستان فراهم کرده است، اما با وجود منابع انسانی فقیر، تجارت در این کشور محدود خواهد ماند.
,
- ترکمنستان: بر اساس معلومات بانک جهانی، ترکمنستان از بیشترین میزان رشد در تولید ناخالص ۱۱٫۱% برخوردار بوده است. هرچند، این میزان رشد غالباً به ذخایر نفت و گاز ترکمنستان مربوط شده و دولت یک حزبی موجبات سطوح بالای فساد و توزیع نامتوازن سرمایه را فراهم آورده است. زیربنای صادراتی همچنان نامناسب بوده و میزان بیکاری همچنان بالاست.
, ,
,
, ,
- افغانستان: این کشور در حال نزدیک شدن به یک گذار عمده در سال ۲۰۱۴، خروج قوای امریکایی و انتخابات ریاست جمهوری در ماه آوریل میلادی است. در نتیجه علائم سیاست های انقباض اقتصادی در سیاستگذاری های این کشور به چشم می خورد.
,
تلاش ها برای برقرار کردن روابط تجاری در شمال با آسیای میانه به دلیل ترس از آینده، چالش های زیربنایی و قاچاق مواد مخدر با مانع مواجه شده است. هرچند، مثال های مثبت تجاری نیز وجود داشته و امکان تکامل آنها در ساحات انرژی، زراعت و نساجی وجود دارد.
, ,
,
, ,
از دهه ۱۹۹۰ تا کنون، دولت های آسیای میانه “با توقعات منفی مبارزه کرده و به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند”. بنابراین ظرفیت برای انکشاف مثبت در سطح وسیع تر وجود دارد. هر چند، موفقیت های بدست آمده، با مجموعه جدیدی از چالش ها مواجه شده اند، همانطور که در ضمیمه پایانی این تفسیر ذکر شده است، جمهوری های آسیای میانه باید با چالش های جدیدی در این منطقه مقابله کنند (برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله آسیای مرکزی؛ گذشته، حال و آینده نوشته زهرا جعفری).
,___________________________________________
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه