به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گرمسار آنلاین آمایش سرزمین در معنای فراگیر خود عبارت است از تقسیم کار سرزمینی براساس منطق و توان جغرافیایی هر منطقه و یا کشور. آمایش سرزمین مفهومی تجدید نظرگرا در روابط انسان و فضای سرزمینی اوست. انسان با گذشت از دوره سنتی و ورود به دوران صنعتی و مدرن و شکل گیری مفهوم بهرهکشی از محیط برای رشد هر چه بیشتر -که در پی ظهور و توسعه مفهوم انسان محوری دوران رنسانس و پس از آن بوجود آمد- سعی در سلطه بر محیط و مبارزه با جبر محیطی داشت که سالها انسان را در خود اسیر نموده بود. اما این تخاصم و واکنش ناآگاهانه و شدید انسان به طبیعت موجب تضعیف محیط انسانی شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گرمسار آنلاین,اندیشمندان در دهههای اخیر متوجه این واقعیت شدند که تقابل بین انسان و محیط یک بازی دو سر باخت برای آن دو است. محیط و فضای زیستی انسان، به نحوی مادر انسانها است و خداوند زمین را برای زیستن خلق نموده است. در نتیجه این بیداریِ دوبارۀ انسان از خواب سلطه گری و تقابل با محیط، رفته رفته نوعی محیط دوستی و حمایت از محیط زیست انسان شکل گرفت. در این دوره کوتاه اخیر، انسان به محیط بازگشت و سعی نمود تا به اندازه ی توان محیط از آن استفاده نماید و هر مکانی را برای فعالیت خاصی برنامه ریزی کند. این تجدید نظر انسان در چینش و آرایش فعالیتهایش در فضای سرزمینی و براساس توان و ظرفیت آن سرزمین، همان مفهوم آمایش سرزمین و برنامه ریزی فضایی است. آمایش سرزمین رویکرد سوم انسان به محیط خودش است که پس از رویکرد جبر محیطی و بهره کشی مطلق از محیط و در اثر بازاندیشی انسان در روابطش با محیط ظهور یافته است.
,امروزه آمایش سرزمین به عنوان یک شیوه برنامه ریزی ضروری مورد پذیرش تمامی کشورهای جهان است و به تبعیت از میزان توسعه ی کشورها، این نوع برنامه ریزی دارای کیفیت اجرایی متفاوتی است. در کشورهای توسعه یافته صنعتی، تمامی فعالیتهای انسان در فضای سرزمینی براساس منطق و توان محیطی سازماندهی و آمایش میشود و خارج از رویه ی آمایش سرزمین فعالیتهای بی برنامه و حساب نشده شکل نمی گیرد. در کشورهای در حال توسعه نیز این روند در حال بهبود است، اما مشکلات عدم توسعه مانع از موفقیت کامل این برنامهها شده است. در کشور ایران نیز این مسئله قابل توجه است. ایران جزء کشورهای پیشرو در طرح مباحث آمایش در سطح دنیا بوده است و از دهه ی چهل و حتی قبل از آن اقداماتی برای برنامه ریزی و ساماندهی فضای سرزمینی شکل گرفت. در بهمن ماه سال 1345 گزارش تحت عنوان «مسئله افزایش جمعیت شهر تهران و نکاتی پیرامون عمران کشوری» توسط موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران انتشار یافت. این تاریخ نقطه ی مشخصی در طرح رسمی مفهوم آمایش سرزمین بود. در سال 1353 مرکز آمایش سرزمین تاسیس شد و در طول برنامه های توسعه ی قبل و بعد از انقلاب مرتباً برنامه ریزی فضای سرزمین و مفهوم آمایش سرزمین مورد توجه برنامه ریزان قرار داشت؛ منتهی این توجه فراز و فرود هایی داشته است.
,با وجود این سابقه ی نسبتاً قابل توجه آمایش سرزمین در ایران، امروزه آسیب های جدی متوجه برنامه ریزی در فضای سرزمینی کشور است. طرح های توسعه ی صنایع، مراکز آموزش عالی، انتقال آب بین حوضه ای و بسیاری از طرح های مشابه نظراً و عملاً مغایر با منطق آمایش سرزمین و در نتیجه منافع و امنیت ملی کشور هستند. چرا که توسعه منطقی و پایدار با نگاهی بصیرتمندانه به فرصتها و چالشها و بحران های آینده، سبب شکلگیری امنیت پایدار و بصیرت مندانه می شود که می توان از آن بهعنوان توسعه و امنیت هوشمند یاد کرد. کشور ما به لحاظ منابع زیستی مانند آب، خاک، اقلیم، معادن، انرژی و غیره از نوعی عدم توازن جغرافیایی رنج می برد. این امر سبب عدم استعداد برابر مناطق در کشاورزی، صنایع وابسته به کشاورزی و کانی های فلزی و غیر فلزی شده است. این امر خود سبب گرایش جمعیت به عدم توازن فضایی شده است. در این میان عدم وجود برنامه ی عملی و با پشتوانه ی اجرایی در زمینه ی مدیریت سرزمینی سبب تشدید این وضعیت و قطبی شدن فعالیت های صنعتی، خدماتی و کشاورزی و اخیراً تجاری و گردشگری شده است. این مشکلات را باید در کنار وضعیت حساس ژئوپلیتیکی کشورمان و تقابل دشمنان غربی و منطقه ای با انقلاب اسلامی در نظر آورد که در هر لحظه در رصد فرصت و بستر ضعفی در داخل کشور برای ضربه زدن هستند.
,با جمع این عوامل به این نتیجه می رسیم که کشور ایران برای بیمه کردن خود در برابر بحران های مختلف می بایستی دارای یک سامانه ی مدیریت سرزمینی هوشمند باشد که با برنامهریزی آمایشی و منطقی در سراسر کشور، با حداکثر توان بحرانزدایی کند و مانع از شکلگیری بسترهای بحران در داخل کشور شود. مسائلی مانند تراکم جمعیت و مشکلات ناشی از فقر و حشیه نشینی و دشواری در کنترل خیل جمعیت مناطقی مانند تهران، مشهد، اهواز و غیره، اختلافات داخلی بر سر طرح های غیر کارشناسی انتقال آب و بحران های محتمل اجتماعی- سیاسی ناشی از آن، عدم توسعه ی مناطق مرزی و قومیتی شکل گیری نارضایتی ها و زمینه یابی گروهک ها و جریانهای تروریستی در این مناطق و بحران سازی توسط آن ها، اتلاف منابع ملی در اثر طرح های کلان صنعتی و کشاورزی و غیره که منطبق بر اصول آمایشی نیستند، همه و همه ناشی از عدم توجه ما ایرانیان به توان های و ظرفیت های فضای سرزمینی کشورمان است، که سبب زمینه سازی این مسائل و مشکلات شده است که در صورت عدم توجه به سمت شکلدهی به بحرانها حرکت خواهند کرد. با وجود این همه مسائلی که لزوم عزم ملی را برای موضوع آمایش سرزمین و مدیریت هوشمند سرزمنی ضروری مینماید، همچنان نقش آمایش سرزمین و جایگاه واقعی آن در کشور ما مشخص نشده است و بعنوان یک مسئله ی حاشیهای بدان توجه می شود. بهطور کلی میتوان گفت پنج تهدید جدی متوجه برنامه ریزی سرزمینی در کشور ایران است:
,- اول اقبال کارگزاران دولتی و غیر دولتی به برخورد مدرن و غیر طبیعت گرا با فضای سرزمینی همانند اروپای قرن 17 تا اوایل قرن بیستم و اعتقاد عده ی زیادی به بهره کشی هر چه بیشتر از سرزمین بدون توجه به منطق و توان و ظرفیت آن است که سبب تخریب محیط زیست، بهره وری پایین، اتلاف منابع و سرمایه های ملی و زمینه سازی برای بحران های سرزمینی خواهد شد.
,- دوم نگاه محلی گرایانه به توسعه به جای رویکرد ملی و منطقه گرا در کشور که سبب عدم توازن فضایی و رشد بی عدالتی سرزمینی می شود. نگاه دوم ریشه در دوره ی گذار دارد و سبب شده است تا منافع محلی جای منافع ملی را بگیرد و فشارهای محلی خارج از رویه ی قوانین و اسناد بالادستی به دنبال سهم خواهی غیر آمایشی و مغایر با تقسیم کار ملی شود.
,- تهدید سوم، عدم درک مفهوم آمایش است که سبب ادامه برنامهریزیهای بخشی و خارج از قاعده آمایش سرزمین شده است. آمایش سرزمین یک برنامهریزی هوشمند در ابعاد کلان ملی و منطقه ای در جهت تقسیم کار ملی براساس توانهای محیطی مناطق مختلف کشور و در نتیجه، حرکت در جهت یک توسعه و امنیت هوشمند و پایدار است. این عدم فهم مفهوم آمایش سرزمین سبب ادامه ی برنامه های بخشی و جزء گرا و غیر راهبردی تحت عنوان آمایش سرزمین شده است. امروزه در کشور ایران، آمایش سرزمین هم در نظر و هم در عمل، به مقیاس های کوچک مکانی تقلیل یافته است و نگاه کلان و ملی و منطقه گرای خود را از دست داده است. آمایش سرزمین صرفاً به واژه ای ادبی در ادبیات علمی و اجتماعی و سیاسی کشور شده است. لازم به ذکر است که در دانشگاهها نیز ما متخصص آمایش سرزمین نداریم و قریب به اتفاق اساتیدی که دروس رشته آمایش سرزمین را تدریس میکنند دارای مدارک در زمینه مطالعات شهری، روستایی، طبیعی، محیط زیست و غیره هستند و تعداد قابل توجه اساتید با مدرک آمایش سرزمین نداریم. حتی اساتیدی که رساله دکتری آن ها موضوع مشخص آمایش سرزمین باشد نیز اندکاند و این سبب برداشتهای یک بعدی از مفهوم آمایش سرزمین شده است. البته اساتید سرشناسی نیز در این زمینه وجود دارند که متاسفانه کمتر مورد استفاده و مشاوره دولت قرار میگیرند. به طور مشخص متخصص آمایش سرزمین می بایستی دارای آگاهی کافی از علم جغرافیا، مطالعات راهبردی، محیط زیست، تکنیک های نرم افزاری جغرافیایی و نیز آشنایی ویژه به مفهوم آمایش سرزمین داشته باشد، که این در گرو اخذ مدرک عالی در رشته آمایش سرزمین و یا یک رشته جغرافیایی با زمینه کاری و پژوهشی آمایش سرزمین است.
,- تهدید چهارم عدم باور به کارایی آمایش سرزمین و در نتیجه بی توجهی به آن است. در بین برنامه ریزان و دست اندر کاران، مفهوم آمایش سرزمین به عنوان یک پارادایم و انقلاب در برنامه ریزی سرزمینی نگاه نمی شود و صرفاً به دلیل ذکر شدن آن در قوانین و اسناد بالادستی ناگزیر مورد توجه قرار می گیرد. دانشگاهیان که صاحبان اصلی مقوله برنامهریزی آمایشی هستند کمتر مورد استفاده قرار میگیرند و پستهای تخصصی در بحث برنامهریزی سرزمینی و آمایش سرزمین اغلب در اختیار دانشگاهیان نیست.
,- تهدید پنجم، عدم فراگیری بصیرت سرزمینی در کشور است که به نوعی سبب کوچک شمردن تهدیدات و بحرانهای آینده شده است که در صورت عدم توجه بیشتر، این تهدیدات متوجه توسعه و امنیت کشور خواهد شد. بصیرت یک ملت از مسیری که قرار است در آینده طی نماید، سبب حساسیت و برنامه ریزی و تلاش جدی آن ملت می شود. در صورتی که این بصیرت در اقشار مختلف مردم و مسئولین نهادینه نشود، حساسیت و وظیفه شناسی ملی و تحرک و پویایی در بین مردم تضعیف میگردد. هم اکنون بصیرت سرزمینی به دلیل توجه کم مورد غفلت واقع شده است و این امر سبب عدم جدیت در پیشبرد و اجرای برنامههای راهبردی و حیاتی مانند آمایش سرزمین میشود. دستگاههای دولتی، دانشگاهیان و اشخاص مورد قبول و دارای پایگاه اجتماعی در بین مردم، میبایستی آمایش سرزمین را بهعنوان یک وظیفه ملی و بهعنوان شیوه شکلدهی به بصیرت سرزمینی، به عموم مردم معرفی کنند و نوعی حساسیت و وظیفهشناسی را در بین خود و مردم نسبت به این امر مهمِ مغفول، ایجاد نمایند.
,به لحاظ عملی نیز آمایش سرزمین دارای لوازمی است تا ضامن اجرایی آن باشد. همانطور که دکتر مخدوم، یکی از صاحب نظران برجسته آمایش سرزمین در ایران معتقد است که آمایش سرزمین با هدف راهبردی توسعه پایدار دارای چهار مولفه توان طبیعی (اکولوژیکی)، نیروی انسانی ماهر و غیر ماهر، فناوری، ساختارهای زیر بنایی و منابع مالی است که بدون هریک از این مولفهها توسعه انجام نخواهد گرفت. بر این اساس ما تا کنون به توان طبیعی مناطق مختلف کشورمان توجه نداشتهایم. همان طور که گفته شد ما در دانشگاه ها دارای افراد با مدرک آمایش سرزمین در حد نیاز نیستیم، در ادارات نیز مسئولیت برنامهریزی سرزمینی در دست افراد دانشگاهی نیست، به لحاظ زیرساختها و حمایتهای مالی و تکنولوژیک نیز شرایط مساعدی را برای سازماندهی و آمایش فضای سرزمینی نداریم. بنابر آنچه گفته شد، ما هم اکنون که در دهه چهارم انقلاب اسلامی قرار داریم، وضعیت مناسبی در برنامهریزی آمایش سرزمین نداریم و آمایش به امری حاشیهای و عرصهای برای سوء برداشتها و سوء تفاهمات مبدل شده است. برای غلبه بر این وضعیت و حرکت جدی به سوی ارائه نظریه ملی آمایش سرزمین، اجرای درست و همراه با حساسیت بالای آن و ایجاد پشتوانه مادی و معنوی برای ادامه ی این روند، نیاز به اصلاح ضعفها و مسائل و مشکلاتی داریم که در بالا به صورت خلاصه آورده شد. ایجاد مسیری جدید و درست برای اجرای برنامههای آمایش سرزمین سبب تقویت جایگاه کشور در امر توسعه و امنیت و مداومت این دو می گردد که این از لوازم دستیابی به اهداف توسعهای نظام جمهوری اسلامی در قالب چشم انداز توسعه و اسناد بالادستی دیگر است.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه