حرف بزنید خونتان را میریزم!!!
رابطه ی انتقاد از دولت با سرانه ی مطبوعات رابطه ی مستقیم است وهرچقدر انتقاد بیشتر باشد سرانه کمتر است[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان قزوین کیوسنا،بیش از دو سال از دولت به اصطلاح تدبیر و امید می گذرد و وعده های مختلف این دولت در حوزه های مختلف اعم از اقتصادی،سیاسی،فرهنگی و حتی ورزشی همگان را منتظر تحقق وعده ها کرده است و نقطه ی عطف همه ی این وعده ها که شخص اول دولت یعنی رییس جمهور آنرا در بهتر انجام شدن این وعده ها میداند آزادی بیان و گشایش سیاسی در فضای کشور است اما هر چقدر زمان گذشت و دولت به فضای کاری خود نزدیکتر شد این شعار یعنی برخورد خوب با منتقدین محقق نشد.دولت به قولی خود وعده داده بود که به انتقادها گوش سپارد و فضای امنیتی که آنرا محصول دولت سابق مانند هزاران بی تدبیری مردان و زنان دولت یازدهم که آنرا ناجوانمردانه محصول دولت قبل دانسته از بین برده و فضای باز سیاسی را برای همگان به غیر از چهره های ضدامنیتی و ضد انقلاب باز بگذارد و اساسا رییس جمهور در سفرهای تبلیغاتی خود،دولت قبل را دولت بسته و فشار آور بر مطبوعات و منتقدین می دانست اما هرچه گذشت این برچسبها و تهمتها به دولت یازدهم نزدیکتر شد و اتفاقا بسیاری از این برچسبها برای خود آنها محقق شد!
اگر دولت عامل اصلی را،مشغله های مهم کاری برای محقق نشدن این وعده یعنی برخورد قهری و چکشی نداشتن با منتقدین دلسوز می داند آقای روحانی می بایست پاسخ دهد که اگر این وعده جزء اولویتهای اول دولت نبوده پس چرا در سفرهای انتخاباتی آنرا بیش از اندازه پررنگ کرده و در مناظرات تلویزیونی از آن به عنوان یکی از مهمترین دلایل فساد سیاسی و اقتصادی نام برده که عدم انتقاد از دولت زمینه ی فسادآوری می شود،و اگر ایشان این وعده را فراموش کرده است که این خود بی تدبیریست آن هم بسیار بزرگ و اساسی!!مگر اینکه کلا دولت فضا را بسیار باز و خوب دیده و این دست از انتقادات را اصولا نمی پذیرد و اتفاقا معتقد است در دولت یازدهم همه حق صحبت و انتقاد دارند که این خود حرف دیگری است و جای بحث دارد!!
برای بررسی این سوال در آستانه ی ۱۶ آذر مبنی بر اینکه چرا دولت معتقد است همه حق مطالبه گری دارند ولی منتقدین این برخورد دولت را نمی پسندند لازم است در ابتدای کار به شخصیت آقای روحانی پرداخت که آیا اساسا ایشان از این تشنجهای سیاسی و خلف وعده های اساسی منظور خاصی دارد و یا قصد خاصی ندارد بلکه فشار منتقدین و مسئولیتهای متعدد،ایشان را خسته کرده که هر از چندگاهی ایشان با برخورد بدی منتقدین را مورد نوازش قرار می دهد.
بنظر می رسد از ابتدای دولت تدبیر و امید و یا حتی قبل تر از آن حسن روحانی در مناظرات انتخاباتی و بی اخلاقیهای سیاسی که در مناظره ی سوم در بگو مگوهای سیاسی انجام داد و از واژه ی من سرهنگ نیستم حقوقدانم استفاده کرد که متاسفانه شبکه ی بی بی سی به دفاع از وی بالغ بر ۵۰ بار از این واژه استفاده کرد،این عصبیتها ریشه در گذشته دارد،با شروع به کار دولت یازدهم و تا قبل از مناظرات جدی تر اتمی،مردان دولت یازدهم پاکسازیهای اساسی را در بدنه ی دولت انجام دادند مخصوصا در وزارت کشور به اسم تخصص گرایی و انتقاد به دولت گذشته مبنی بر خالی کردن نیروهای متخصص مجرب از بدنه ی دولت!!این رفتارها اتفاقا از شخص روحانی چهره ای اتوبوسی ساخته که خود وعده داده بود نباید با مسئولین اتوبوسی برخورد کرد!!
سخن گفتن از برچسبهای دولت روحانی و وزرا به منتقدین بسیار است که خود در حد یک کتاب است و قصد شمارش آنها نیست که ایشان و وزرا از واژه هایی چون:افراطی،بیسواد،بروید به جهنم،تازه به دوران رسیده ها و…استفاده کردند بلکه می بایست در نظر داشت که شخص روحانی با روحیه ی طنازانه ای که دارد برای رسیدن به اهداف مدنظر خود یعنی ارتباط مستقیم با امریکا و اروپا احتیاج به درگیر شدن دارد و برای این درگیری بازوانی باید موجود باشد که اینکار را انجام دهد.به عنوان مثال اگر یک انسان را در نظر بگیریم که می خواهد بسته ای را حمل کند خود شخص آقای روحانی نقش سر در بدن، یک بال وی روزنامه های زنجیره ای فتنه گر و اصلاحاتی و بال دیگر وی مردمی هستند که وی قرار است از طریق همان شانتاژهای مطبوعاتی و سخنرانیهای جنجالی خود به کف خیابانها و دانشگاهها کشانده تا سر بزنگاه بتواند از آنها استفاده کند.با این اتفاقاتی که هر از گاهی می افتد شاید نتوانیم بگوییم دولت در عرصه های مختلف رفتارهای خائنانه دارد اما قطعا ارتباط با غرب به هر قیمتی در آینده ای نه چندان دور هم هزینه برای کشور به دنبال خواهد داشت و هم فضا برای ایجاد فتنه فراهم می شود.هرچند بماند که بعضی از رفتارهای مردان دولت با خیانت فرقی نداشته است.
البته وی(حسن روحانی) به علت زیرک بودن و کسی که تقریبا اکثر پستهای امنیتی و دفاعی کشور را بر عهده داشته است به این قضیه واقف است که باید طوری برخورد کند که گویی من کاری به روزنامه های حامی دولت ندارم و جامعه ی مطبوعاتی چون جامعه ی آزادیست همه حق دارند اظهار نظر کنند و آنها هم مانند بقیه،اما نکته اینجاست که آقای روحانی اگر چنین است، پس چرا یارانه ی مطبوعات منتقدین دولت را کم کرده و مشاور فرهنگی شما آقای آشنا در مصاحبه با خبرگزاری بسیج در تاریخ ۱۸/۸/۱۳۹۴ گفته بود:رابطه ی انتقاد از دولت با سرانه ی مطبوعات رابطه ی مستقیم است وهرچقدر انتقاد بیشتر باشد سرانه کمتر است.از طرفی چرا آقای روحانی،وقتی که جاسوسانی که پوشش خبرنگاری داشتند توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شدند نظیر خانم چیتساز که در روزنامه ی ایران قلم میزد شما و شخص وزیر فرهنگ و ارشادتان به نوعی از آنها دفاع کرده و گفتید نباید با روزنامه نگاران برخورد سلبی داشت!!حتی در خفا دعوا را اطلاعاتی کرده و بحث قدیمی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات را به پیش کشیدید به این معنا که نیروهای وزارت را رسمی میدانستید و معتقد بودید چون وزارت ورود نکرده پس بچه های سپاه اشتباه کرده اند که در این قضیه ورود کردند حتی در پرونده ی جیسون رضاییان هم کم حاشیه درست نشد،در صورتی که همه ی این نهادها با تمام ضعفهایشان،نهادهای خدمت رسان و قانونی این کشور هستند.
از طرفی واضح است که در جامعه،انتقاد بین مردم عادی در جریان است و نه فقط در دولت شما و دولتهای پس از انقلاب،برعکس، حتی در قبل از انقلاب هم انتقاد به حکومت طاغوت هم بین مردم موجود بوده است البته نه با گستردگی و فضای باز پس از انقلاب اما به هر ترتیب انتقاد و نقد و حتی تخریب که ناپسند است همواره وجود داشته اما برخورد با منتقدین و گوش فرا گرفتن از سخن منتقدین بسیار مهمتر از خود منتقدین هستند.فلسفه ی نقد اینچنین است که مخاطبان مختلف جامعه هرکدام مطالباتی دارند که در قالب روزنامه نگار،فیلمساز،اساتید دانشگاه،نامه های مردمی و احزاب و نهادهای مردمی متبلور میشوند که درد جامعه را منتقل می کنند و قطعا برای دکوری نقد نمی کنند.آیا این همه منتقد در این دوسال را می توان مغرض و افراطی نامگذاری کرد؟آیا سیره ی شهدا که اینقدر به منطق سخنان رهبری تشابه دارد و حتی با آن اختلافی نیست را می توان دلواپسان بیکار نامگذاری کرد که متاسفانه تمامی انتقادات جنابعالی به جناح متدین انقلابی است؟آیا حمایت از دولت یعنی مجیزگویی دولت؟
بی شک آقای روحانی مانند این دوساله گذشته که در روز شانزدهم آذر دانشگاه شهید بهشتی را انتخاب کردند و با متلک با منتقدین سخن گفتند امسال آنطور که مرکز اطلاع رسانی ریاست جمهوری اعلام کردند قرار است آقای روحانی در دانشگاه تهران حاضر می شوند که با این اوصاف قطعا همان راه دوساله گذشته را پی می گیرند کما اینکه در نمایشگاه مطبوعات امسال با برخوردهای چکشی دولت در یکسال گذشته تمامی خبرگزاریها و جراید مطبوعاتی مطرح و حتی کم مطرح انقلابی به نشانه ی اعتراض در این نمایشگاه حاضر نشدند که سخنگوی طلبکار وزارت ارشاد هم آنرا بی اهمیت جلوه دادند و حتی در گفتگوی تلفنی با آقای گنجی مدیرمسوول روزنامه ی جوان بجای پاسخگویی به سوالات وی و اعتراض ایشان در برخورد با منتقدین از آقای گنجی پرسیدند روزنامه ی شما خصوصی است یا دولتی که سرانه ی زیاد را طلب می کنید!!
فارغ از اصل این بحث که روزنامه ی دولتی باید سرانه ی دولتی دریافت کند و روزنامه ی خصوصی سرانه ی کمتر اما جالب اینجاست که از شروع بکار این دولت فرآیند تشکیل روزنامه و مجله های سیاسی منتقد اصل نظام که پوشش اصلاح طلبی دارند هم رشد کرده و هم هتاکانه وارد گود شدند مانند روزنامه های آسمان،مردم امروز،بهار که از سر چاره نداری آن هم با شکایت دادستانی توقیف شدند که آقای جنتی وزیر هم علت توقیف را دولت ندانسته و دادستانی را مسئول دانستند.اتفاقا آقای انتظامی باید پاسخ دهند که شاید روزنامه های زنجیره ای فتنه گر به ظاهر خصوصی باشند اما اولا درآمدها و رانتهای اقتصادی که دولت به اسم خصوصی سازی به افراد عزیز کرده ی دولت می دهد شاید سناریویی است از طرف خود دولت و روزنامه نگاران و مدیران مسئول مرتبط با دولت که بعدا بتوانند از طریق آگهی مناقصه های خاصی که دولت فقط به این روزنامه ها برای درآمدزایی و تبلیغات می دهد بتوانند اهداف خود را محقق کنند ثانیا افراد دولتی سرمایه دار که قبلا مسئولیت دولتی داشتند از طریق نفوذ با افراد مدنظر و رفقای فعلی دولتی امتیازهای مختلف نشریات را به سرعت می گیرند همگی جای تفکری عمیق را می طلبد که واقعا چطور با تغییر دولت از دهم به یازدهم اینقدر فضا به اسم آزادی بیان به نفع از ما بهترون جابجا شد!!!پس شما اول پاسخ این ابهامات را بدهید سپس در این باب که حالا روزنامه هایی چون جوان،کیهان وخبرگزاریهای دیگر که به قول خودتون معلوم نیست دقیقا خصوصیست یا دولتی هستند بحث کنید.
از طرفی چرا فرافکنی می کنیم،تقریبا واضح است که طبق قانون تقسیمات بودجه ای کشور تمام دستگاهها اعم از دولتی و غیر دولتی از وزارتخانه ها گرفته تا دستگاههایی نظیر قوه ی قضاییه،صدا و سیما،شهرداری،سپاه و ارتش و…همگی مقداری از بودجه های خود را از دولت می گیرند که اگرچه این غلط است ولی به هر حال قانون قانون همگانی است و صحبت اینجاست که چرا دولت در باب تخصیص این بودجه ها به نهادهای فرهنگی و دستگاههای غیردولتی کوتاهی می کند تا جایی که بودجه ی آنها را بسیار کم کرده است.!!
دولت یازدهم اگر می خواهد سرنوشت دولتهای گذشته و برخورد مردم با خود را نبیند مردم را رعیت و خود را ارباب نپندارد،دولت اگر می خواهد مردم باور کنند تبعیضهای مطبوعاتی و فرهنگی در کشور از سر عناد وجود ندارد نباید همزمان به روزنامه ها و هفته نامه های کیهان،وطن امروز،۹ دی،یالثارات و خبرگزاری رجا تذکر دهد و حتی آنها را دادگاهی کند و مثلا به ظاهر به نشریه ی چشم انداز ایران که لطف الله میثمی از اعضای سازمان مجاهدین خلق سابق(منافقین) بنیانگذار آن است و خود میثمی در کشور همین الان حضور دارد تذکر دهد نشان به این نشان که مثلا ما به دیگران هم تذکر می دهیم،بعد در عوض و جالبتر از آن روزنامه های آرمان،شرق،اعتماد،ابتکار،مجله ی نسیم بیداری،صدا و…راست راست برای خود بگردند.با تمام این احوالات اوضاع خوبی برای دولت متصور نیست و هر روز چالش بین آقای روحانی و منتقدین قطعا بیشتر می شود هرچند شخص آقای روحانی از این چالش نقش کسی را بازی می کند که گویی از چیزی خبر ندارد و فقط برای کار کردن و خدمت به مردم گهگاهی به منتقدین می توپد و سایر گروههای مختلف هنری،دانشگاهی و رسانه ای از وی راضی اند!!
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه