به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ائل؛ مدیران سابق معمولا گزینه های خوبی برای گفتگو هستند زیرا هم سوال هایی ناظر به ایام مدیریت شان وجود دارد که باید پاسخ دهند و هم به شرط رعایت انصاف می توانند ارزیابی دقیق و کارشناسی از مدیران بعد از خود داشته باشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,این موضوع در مورد استانداران که وظایفی گسترده و مختلف را در گستره استان را برعهده دارند؛ پررنگ تر هم هست. به خصوص اگر پای صحبت های کسی چون احمد علیرضا بیگی، استاندار آذربایجان شرقی در سالهای 87 تا 92 بنشینیم و از روزها و لحظه هایی بپرسیم که تجربه هایی تلخ چون زلزله ارسباران یا شیرین چون صعود تراکتورسازی به لیگ برتر را داشته است.
,در این گفتگوی مشروح تنها به 6 سال سکونت بیگی در عمارت استانداری تبریز نپرداخته ایم و از دیروز و فردا نیز پرسیده و شنیده ایم. دیروزی که از ایام انقلاب تا سقوط هلی کوپتر حامل فرمانده انتظامی فارس و آشنایی با محمود احمدی نژاد از جمله نقطه های خاص آن است و آینده ای که گویا با انتخابات و رای مردم گره خورده است.
,مشروح این گفتگو که نخستین روزهای مردادماه امسال انجام شده است؛ بدین شرح است:
,ائل: اگر اجازه بدهید در این گفتگو فلش بکی به چند نقطه خاص از دوران فعالیت شما داشته باشیم. اولین نقطه می تواند خاطره تلخ سقوط هلی کوپترتان باشد.
,زندگی ما سرتاسر حادثه بوده است. بگذارید از ابتدا شروع کنم. احمد علیرضا بیگی متولد 22 بهمن ماه 1342 در ارومیه. پدرم اهل شبستر و مادرم اهل اسکو ولی در مقطعی به ارومیه رفتیم و تا دوران متوسطه و دوران انقلاب را در ارومیه طی کرده ام.
,در ایام انقلاب هم در تظاهرات و درگیری های خیابانی و نهایتا سال 57 در آتش زدن مراکز وابسته به رژیم طاغوت و تصرف پادگان ها و ... فعالیت داشتم که اولین باری بود که اسلحه به دست گرفتیم.
,بعد از انقلاب نیز در وقایع کردستان و غرب کشور بخصوص در سال 60 که حوادث این منطقه بسیار پرالتهاب بود حضور پیدا کردم و به نتیجه رسیدیم که ضرورت انقلاب ایجاب می کند که درس را رها کنم در همین سال مسئولیت کمیته انقلاب شاهین دژ را به من سپردند که در آن ایام هیجده سال بیشتر نداشتم. آن روزها مناطق شاهین دژ، تکاب، مهاباد و میاندوآب از نقاط بسیار ناامن محسوب می شد.
,

, در سال 62 با آرام شدن وضعیت در این مناطق، اخباری که میرسید حکایت از این میکرد که جبهه جدیدی از سمت پیرانشهر و حاج عمران گشوده شود. به همین جهت مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی پیرانشهر را به من سپردند. ماموریت ما امنیت و پاکسازی منطقه از لوث وجود ضاانقلاب و فراهم کردن شرایط برای آغاز عملیات والفجر 2 بود لذا به سرعت پس از پاکسازی مسیر نقده محمدیار به پیرانشهر رسیدیم. پس از موفقیت عملیات والفجر 2 مسئولیت آموزشو تامین نیروهای عملیاتی کمیته انقلاب اسلامی کشور را عهده دار شدم. در آن هنگام کمیته انقلاب اسلامی امکانات لازم برای تدارک نیروها را در اختیار نداشت چون کمیته انقلاب هم در سیستان و بلوچستان با قاچاقچیان مواد مخدر درگیر بود و هم در قالب تیپ قوامین در غرب و لشکر حضرت روح الله در جنوب حضور داشت.
,سال 65 به اصرار خانواده دو ماهی را مرخصی گرفتم وو توانستم با گذارندن دروس باقیمانده دیپلم خودم را بگیرم و همان سال در کنکور شرکت کردم و در دانشگاه پذیرفته شدم. لذا محل خدمت من به تهران تغییر پیدا کرد. بعنوان معان مرکز آموزش کمیته انقلاب اسلامی و سپس مدیرکل برنامه ریزی آموزش کمیته انقلاب اسلامی معرفی شدم.
,در سال 68 به عضویت ستاد ادغام نیروهای انتظامی که مسئولیت آن با وزارت کشور بود؛ در آمدم. در سال 70 نیز با تصویب استان اردبیل به عنوان اولین فرمانده انتظامی مسئول ایجاد ناحیه انتظامی اردبیل شدم. در سال 75 به عنوان فرمانده انتظامی آذربایجان شرقی، در سال 78 رئیس پلیس راهنمایی رانندگی کشور، سال 79 فرمانده انتظامی اصفهان و سال 82 فرمانده انتظامی فارس شدم، آخرین روزهای سال83 که با بالگرد عازم مناطق شمالی استان فارس بودم؛ هلی کوپتر دچار سانحه شده با ارتفاعات منطقه برخورد کرد. 2 نفر از همراهان شهید شدند. من و چند تن دیگر زخمی شدیم؛ بیشترین آسیب دیدگی من از ناحیه بازوی چپ، پای چپ و نیز جمجمه بود. به طور معجزه آسایی نجات پیدا کردم.
,ائل: به یک قسمت دیگری از زندگیتان اشاره می کنم و سوالی نیز در این باره می پرسم، فرمودید که در سال 72 به عنوان اولین فرمانده انتظامی استان اردبیل انتخاب شدید در آن دوران نیز آقای احمدی نژاد استاندار اردبیل بودند، آیا در همین دوران با ایشان آشنا شدید؟خاطراتی نیز از این دوران در خاطر دارید؟
,با آقای احمدی نژاد از سال های دهه شصت در آذربایجان غربی آشنا شدم. دوره ای که ایشان بخشداری و فرمانداری خوب بودند ولی در سال 72 و پس از آن آشنایی ما عمیق تر شد.
,خاطرات زیادی از سلوک و رفتار ایشان به عنوان استاندار دارم. ویژگی مردم داری ایشان و ضرورت ارتباط راحت تر با مردم سبب شد ایشان به سرعت توانستند به زبان ترکی صحبت کنند.
,در یکی از سفرهایی که به بیله سوار داشتیم مردم از تصمیمی که در رابطه با تقسیمات کشوری گرفته شده بود؛ ناراضی بودند اما آقای احمدی نژاد با صمیمیت و محبت مردم را متقاعد کردند. نوع ادبیات ایشان بسیار راحت و بودن پیرایه بود و مردم رفتار ایشان را دوست داشتند.
,از این دست خاطرات بسیار در ذهن دارم. یکی از آنها مربوط به نهی قمه زنی در عزاداری های محرم توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی بود؛ قمه زنی برای امام حسین(ع) به ویژه در روز عاشورا دارای سابقه تاریخی است. در ابتدا بنظر نمی آمد که بتوان خواسته مقام مظعم رهبری را عملی کرد و در یکی از جلسات یکی از مسئولان از سختی تحقق موضوع صحبت به میان آوردند. آقای احمدی نژاد در پاسخ گفتند که شما مطمئن باشید مطلبی که رهبری خواسته اند چون باورمان این است که ایشان به نیابت از امام عصر (عج) عهده دار امور کشور هستند مطئمنا با عنایت ایشان شدنی است و نباید تزلزل به خودمان راه بدهیم. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله مروج، امام جمعه فقید اردبیل را که با تدابیر وهمراهی ایشان عاشورای سال 73 در اردبیل صحنه تبعیت مردم از فرمان رهبری بود.
,,
ائل: یکی از حوادثی که راه شما را در چند سال اخیر عوض کرد این بود که شما با برنامه سیستان و بلوچستان به هیات دولت رفتید اما بعد روانه آذربایجان شرقی شدید در مورد آن ماجرا نیز توضیحاتی بفرمایید.
,بنده سال 86 در دانشگاه دفاع ملی پذیرفته شدم و همزمان مشاور وزیر کشور بودم. فعل و انفعالاتی در وزارت کشور در حال انجام بود، با پیشنهاد استانداری سیستان و بلوچستان مواجه شدم. از من خواستند در مورد آن مطالعه کنم لذا جلسات مختلفی را در وزارت کشور، مرزبانی و نیز با استانداران سابق برگزار کردم و آماده شرکت در جلسه هیئت دولت شدم. با وجود اینکه من را برای حضور در جلسه هیئت دولت دعوت کرده بودند؛ لیکن پس از پایان جلسه آقای رحیمی که آن زمان معاون پارلمانی بودند به من گفتند که با توجه به استعفای روز گذشته آقای معمارزاده نظر آقای رئیس جمهور بر این است که شما هفته آینده با برنامه آذربایجان شرقی در جلسه هیئت دولت حضور پیدا کنید که همانطور هم شد ومن به عنوان استاندار آذربایجان شرقی تعیین شدم.
,ائل: گفتید که برای تدوین برنامه استانداری سیستان و بلوچستان مشورت های مختلفی گرفته بودید؛ برای تهیه برنامه استانداری آذربایجان شرقی با چه کسانی مشورت کردید؟
,با برخی دوستان صحبت کرده و مشورت گرفتیم. خودم نیز شناخت خوبی داشتم.
,ائل: شما در مقطعی وارد استانداری آذربایجان شرقی شدید که می توان گفت تبریز در حال گذراندن بحران ماجرای روزنامه ایران و کاریکاتور سوسک بود، شما چگونه این مقطع را پشت سر گذاشتید؟
,زمانی که من به تبریز آمدم تقریبا موضوع پایان یافته بود . شهریور 87 و مصادف با ماه رمضان بود. دو روز بعد نیز بازار آتش گرفت و در ادامه نیز حوادث انتخابات 88 روی داد؛ اصطلاح طلبان روی آذربایجان شرقی زوم کرده بودند چون می پنداشتند که می توانند از این منطقه حداکثر آرا را از آن خود کنند، دولت هم در مظلومیت بود چون از جهات مختلف مشکلات زیادی بود. چه بسا افرادی تصور می کردند که دولت تغییر خواهد کرد و بیگی نیز خواهد رفت. آقای پزشکیان به من گفتند استانداری را چرا قبول کردی در حالی که این دولت آینده ای ندارد و تو مهره سوخته خواهی شد. ولی ما با خدا معامله کرده بودیم و کاری به این چیزها نداشتیم، با کمک خدا اتفاقات عجیب و غریب فتنه 88 را گذراندیم، تلاش داشتیم که با حلم پیش برویم، به گونه ای گام برمی داشتیم که نشان دهد آینده از آن ماست. عده ای در آن دوران سعی داشتند تراکتور سازی را سیاسی کنند چون در آستانه انتخابات بود، در سال 88 تراکتورسازی وارد لیگ برتر شد هرچند که عده ای می خواستند علم های سبز را در لابلای پرچم تراکتورسازی بگنجانند اما تراکتور خود را از سیاست به دور نگه داشته و علم خود را برافراشت.
,از جمله خاطرات ماندگار آن سالها روز انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که حضور گسترده مردم اتفاق افتاد. مسئولان ستادهای انتخاباتی همه کاندیداها به استانداری دعوت شدند. علاوه بر مسئولین ستادها پدران معنوی این ستادها نیز دعوت شدند برای مثال آقای پزشکیان پدر معنوی ستاد میر حسین موسوی و آقای تاج الدینی پدر معنوی ستاد آقای احمدی نژاد بودند؛ آقای ایرانزاد هم پدر معنوی ستاد آقای محسن رضایی که آن ها نیز دعوت شدند، عصر روز انتخابات بود، به این ها گفتیم که موفقیت در انتخابات حاصل شده است و همه باید پایبند به رای انتخاب مردم که از صندوق ها بیرون می آید باشیم و جشن ملی نیز با حضور تمامی مردم برگزار می شود. اتفاقا عزیزان همگی قبول کردند . میثاق نامه ای نیز امضا شد، سپس به ستاد انتخاباتی استان سر زدیم و صحنه های حضور مردم نیز در رسانه ها پخش شد. این میثاق نامه نیز در بخش خبر شبکه سهند اعلام شد و آیت الله مجتهد شبستری نیز مردم را به حضور در مصلی اعظم امام خمینی دعوت کردند تا به شکرانه حضور گسترده مردم جشنی برگزارشود و نماز شکری به جا بیاید.
,ما با همدلی از قضایای انتخاباتی تبریز عبور کردیم، چند روز بعد مسابقه تراکتورسازی بود که به ما گفتند با توجه به شرایط کشور بهتر است تعویق شود اما ما گفتیم در آذربایجان شرقی خبری نیست و این مسابقه را برگزار کردیم.
,آذربایجان در امنیت بود و شروع به فعالیت برای جذب سرمایه گذاری کردیم و به مسئولان ستادها گفتیم که اگر کسی اعتراضی به نتایج انتخابات دارد می تواند از طریق ستاد مرکزی انتخابات اقدام کرده و حرف هایش را از آن طریق انتقال دهد و اجازه ندادیم آذربایجان دستخوش ناامنی شود و به خوبی از اتفاقات سال 88 عبور کردیم.
,ائل: صحبت از تراکتورسازی هم کردید. اجازه دهید؛ دو مقطع از دوران تیم فوتبال تراکتورسازی را بررسی کنیم، یکی زمانی که در دوره استانداری شما تراکتورسازی به لیگ برتر صعود کرده و در همان سال اول نتایج قابل قبولی به دست آورد و دیگری فصل قبل که علی رغم کسب عنوان نایب قهرمانی دل هواداران شکست، چقدر مدیریت ارشد استان می تواند در این رابطه نقش داشته باشد؟
,اولا باید بگویم هر کس که مدیریت ارشد آذربایجان شرقی را به دست می گیرد باید نقش باشگاه تراکتورسازی در اداره استان را به طور کامل متوجه شود.من احساس می کنم چون به تار و پود این قضیه وارد بودم به طور عمیق تاثیر تراکتورسازی در دل مردم اذربایجان را به خوبی درک می کردم به همین دلیل تمامی عوامل را در کنار هم قرار دادیم تا تراکتورسازی به لیگ برتر وارد شود.
,هیچ وقت فراموش نمی کنم که روز عید فطر بود دید و بازدید روز عید را در استانداری انجام دادم و سپس به شیراز سفر کردم تا دیدار تراکتورسازی را از نزدیک ببینم؛ ابتدا به دیدار استاندار رفتم که او با شوخی گفت که بیکار هستی که روز تعطیل برای دیدن بازی تراکتور به اینجا آمده ای؟! من در جواب گفتم که به شما حق می دهم چون شما از ارزش و جایگاهی که تراکتور در قلب مردم آذربایجان دارد؛ خبر ندارید و سپس ایشان نیز مجبور شدند که همراه من به ورزشگاه بیایند در حالی که تا آن موقع به ورزشگاه نرفته بود. تراکتورسازی وزن بزرگی دارد چرا که به وسیله تراکتور دیده می شویم و تراکتور نماینده مردم تبریز و آذربایجان است.
,

, ,
اگر مدیر ارشد نسبت به مسائل آگاهی کامل داشته باشد می تواند هم در زمان بلا و هم در زمان شادی مردم را راضی نگه دارد به گونه ای که حتی در زمان زلزله نیز هواداران تراکتور را برای امداد رسانی به مردم زلزله دیده وارد عرصه کند.
,انتظار این است که به اتفاقات بازی حساسی که می تواند به قهرمانی یا عدم قهرمانی تیم تراکتورسازی بیانجامد اهمیت داده می شد. در یادداشتی که در این باره نوشته بودم و در برخی رسانه ها منتشر شد چنین تعبیر و مثالی زده بودم که همان طور که یک پدر تمام اقدامات لازم برای برگزاری جشن عروسی پسرش را انجام می دهد اما یک آن با خود می گوید که اگر وسط مراسم برق قطع شد باید چاره ای بیندیشم تا مراسم به هم نخورد به این ترتیب چراغ های شارژی یا شمع هایی تدارک می بیند تا در صورت وقوع این اتفاق از آن ها استفاده کند. حالا این جریان را در مقیاس چنین اتفاق مهمی در نظر بگیرید که برای اولین بار در تاریخ قرار بود تراکتور قهرمان شود و مجموعه دولت نیز از این قهرمانی منفعت نصیبش می شد؛ حتی به خاطر این ماجرا سفر رئیس جمهور به تعویق افتاد که آقای رئیس جمهور در جشن قهرمانی تراکتورسازی حضور یابد. پس قطعا اگر تراکتور قهرمان می شد به جهت سیاسی و اجتماعی به نفع دولت بود. ما نمی توانیم ادعا کنیم که دولت نمی خواست این اتفاق بیفتد؛ لیکن مسئولان مربوطه از انجام اقدامات پیشگیرانه قبل از وقوع حادثه کوتاهی کردند که نتیجه ای جز مایوس شدن جوانان آذربایجان به همراه نداشت و قوم گرا ها نیز فرصتی برای ابراز وجود پیدا کردند. امروز نیز مردم دیگر اعتمادی به سخنانی که در ورزشگاه و از بلندگو زده می شود ندارند چرا که در آن مقطع حساس دروغ بزرگی از آن بلندگو شنیدند که با احساسات آن ها بازی کرد. در عصر ارتباطات و تکنولوژی، ارتباط صدهزار نفر را از کل دنیا قطع کردند و به دروغ به آن ها گفتند که تیم شما قهرمان است و مردم دنیا نیز با دیدن تصاویر خوشحالی هواداران تراکتو ما را به باد سخره بگیرند که این مردم دیوانه شده اند! واقعا چنین حادثه ای تاسف بار است.
,ائل: فکر می کنم حتما یکی از مقاطعی که باید به آنها فلش بک بزنیم؛ زلزله غم انگیز مرداد 91 باشد. زمانی که زلزله رخ داد خودتان کجا بودید و اینکه بعد از وقوع این حادثه چگونه توانستید دستگاه های مختلف را برای بهبود اوضاع و بازسازی و مدیریت بحران دور هم جمع کرده و هماهنگ کنید.
,شنبه ساعت 15 به اتفاق برخی مدیران استان در وزارت کشاورزی با آقای خلیلیان جلسه داشتم که در وسط جلسه یادداشتی به دستم رسید که در تبریز زلزله رخ داده است و باید زود خودمان را به تبریز برسانیم من از آقای خلیلیان عذرخواهی کرده و از طریق هواپیما خود را به تبریز رساندم و حوالی ساعت 18 به تبریز رسیدم. بلافاصله به ستاد بحران استان که معاون عمرانی تشکیل داده بود رفته و گزارش خواستم. دستوراتی صادر کردیم و نیروهای ارتش که در نزدیک ترین مناطق نسبت به کانون زلزله بودند؛ را به سمت مناطق زلزله زده فرستادیم. سپس در اخبار ساعت یازده شبکه استانی حاضر شدم و به مردم دلگرمی دادم و به آن ها اطمینان خاطر دادم که قضیه را مدیریت خواهیم کرد.
,بر اساس برآوردی که از آخرین وضعیت داشتیم در ساعت سه شب به سمت مناطق زلزله زده حرکت کردیم تا بازدیدی میدانی صورت دهیم، با شخص رئیس جمهور و آقای رحیمی مذاکراتی داشتم و هم چنین با استانداران استان های همجوار نیز صحبت هایی جهت کمک رسانی انجام دادیم و آن ها ناوگان حمل و نقل مصدومان از مناطق زلزله زده به مرکز استان را تامین کردند، در آن مقطع میزان جابجایی مجروح و عمل های جراحی صورت گرفته در بیمارستان های تبریز با یک عملیات بزرگ نظامی برابری می کرد.
,ائل: یک سال بعد از زلزله جشنی برای اتمام بازسازی مناطق زلزله زده انجام گرفت که عده ای آن را قبول داشتند اما عده ای دیگر نیز می گفتند که هنوز بازسازی تمام نشده و برگزاری این جشن بی معنی است. شما به عنوان فردی که در بطن این اقدامات بودید عملکرد آن یک سال را چگونه ارزیابی می کنید؟
,وسعت منطقه آسیب دیده در زلزله 5 هزار کیلومتر مربع، شامل چهار شهرستان استان بود که معادل یک دهم وسعت استان بود. 400 هزار نفر از مردم در داخل چادر بودند که از این تعداد عده ای خانه شان پابرجا بود اما چون به طور مداوم زلزله صورت می گرفت آن ها برای امنیت بیشتر به چادرها و پارک ها پناه آورده بودند و ما مسئولیت تامین امکانات اولیه را برعهده داشتیم.
,بعد از اتمام مراحل امدادرسانی و نجات باید استراتژی بازسازی تعریف می شد. بعضا با مردمی مواجه بودیم که می خواستند به مناطق زلزله زده برگشته و خانه هایی که سالها پیش ترک کرده بودند؛ بازسازی شود.
,

, ,
کمک ها و اقدامات پس از زلزله نماد وحدت ملی بود چرا که حتی کمک های مردم از بوشهر نیز به دست ما رسید و افرادی نیز به طور خودجوش آمده و به امدارسانی مشغول بودند. علاوه بر این مقام معظم رهبری نیز به منطقه تشریف آوردند و یک روز در چادرها و روستاها حاضر شدند و سپس در جلسه ستاد بحران شرکت کردند و گزارشی در این خصوص به ایشان دادیم.
,فضای خارجی در آن دوران بسیار ملتهب بود و می خواستند به گونه ای به جهان القا کنند که دولت ایران صلاحیت مدیریت بحران را ندارد. اجلاس سران غیر متعهد نیز قرار بود در آن دوران در ایران برگزار شود و سعی داشتند که القا کنند فضای ایران ناامن است.
,صدا و سیما نیز ابتدا متوجه مصیبت وارده نبود و در آن دورانی که مردم در مناطقه زلزله زده داغ دیده بودند؛ برنامه خنده بازار پخش کردند که البته بعدا آقای ضرغامی به طور رسمی عذرخواهی کردند.
,در مورد استراتژی بازسازی آقای لاریجانی و دوستان در مجلس شورای اسلامی بر این باور بودند که نمی توان سریعا مناطق را بازسازی کرد؛ به همین دلیل آن ها چنین باوری داشتند که اردوگاه هایی با استفاده از کانکس ها به شکل متمرکز در چند نقطه از منطقه زلزله زده ایجاد شود تا مردم زمستان را در این اردوگاه ها بگذرانند تا سال بعد کارهای بازسازی شروع شود. حتی آقای لاریجانی درجریان بازیدشان با مناطق مختلف کشور تماس گرفتند تا کانکس هایی را به مناطق زلزله زده انتقال دهند.
,اما در جلسه شورای بحران کشور که با حضور رئیس جمهور وقت برای تدوین استراتژی بازسازی در تهران برگزار شد؛ دو راهکار پبشنهادی را مطرح کردیم؛ راهکار اول این بود که اردوگاه ها و کمپ هایی موقت ترتیب دهیم تا مردم زمستان را درآن جا سپری کنند و با پایان زمستان از سال آینده شروع به بازسازی کنیم؛ راهکار دوم نیز این بود که یک کار جهادی را با توکل بر خدا آغاز کنیم؛ ایران بسیج شود و ساخت و ساز شروع شود. حتی در قالب این پیشنهاد مواردی چون نحوه رفع مشکل مربوط به احشام مردم زلزله زده نیز طرح شد که نهایتا با موافقت آقای احمدی نژاد گزینه دوم انتخاب شد و هشت استان را به عنوان استان معین بسیج کردیم و کار بازسازی هرمنطقه ای به یکی از استان ها سپرده شد تا وارد مرحله آواربرداری و ساخت و ساز در مکان منازل خود مردم انجام شویم.
,همچنین تصمیم گرفته شد در کنار هر خانه ای جایگاهی آماده شود و بر روی آن کانکس هایی گذاشته شود تا اگر ساخت و ساز در زمستان به پایان نرسید مردم به جای اینکه در اردوگاه باشند در کانکس هایی در کنار منازل خود باشند.
,تفسیر رئیس جمهور این بود که در سال 92 کشور تحت الشعاع انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود و کسی به فکر مردم زلزله زده نخواهد بود فلذا باید در عرض سه ماه بخش اعظم این بازسازی به پایان رسیده و تکلیف مردم مشخص می شد.
,برای آن که مردم در جریان برنامه دولت برای بازسازی منطقه قرار گیرند علاوه بر استفاده از رادیو و تلویزیون همایش روحانیون منطقه ارسباران را برگزار کرده و شیوه های بازسازی و اقداماتی که می خواستیم انجام دهیم را به روحانیت که به عقیده ما بهترین رسانه برای ارتباط با مردم هستند، توضیح دادیم و آن ها نیز برای مردم منطقه بازگو و تشریح کردند.
,با وجود برخی مشکلات اجتماعی و مشکلات مربوط به حمل مصالح که جاده های موجود کشش آنها را نداشت؛ آواربرداری را آغاز کردیم. مردم شرایط خوبی را برای زندگی طلب می کردند و لزوما باید یک سری عقب کشی ها انجام داده و وسعت روستاها را افزایش می دادیم و حق و حقوق مردم نیز رعایت می شد.
,دو ماه قبل از وقوع زلزله، آمارگیری نفوس و مسکن انجام شده بود و خوشبختانه از آن طریق توانستیم ساکنان اصلی را از مدعیان فرصت طلب تشخیص دهیم زیرا اولویت مردمی بودند که همه مدت سال را در روستا زندگی می کردند.
,از طرفی هم برخی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری به مناطق می آمدند و برای جمع کردن آرا به مردم می گفتند که اقدامات لازم انجام نمی گیرد که تمامی این مسائل باعث ایجاد التهاب در جامعه و منطقه می شد.
,برخی شیطنت ها هم وجود داشت. برای مثلا یک هفته بعد از آن که اولین خانه های بازسازی شده به دست رئیس جمهور افتتاح شد؛ در برخی رسانه های پایتخت گفته شد که آن خانه ها بر اثر پس لرزه ها نابود شده است.
,تا دی ماه که همه مردم به زیر سقف امن انتقال یافتند؛ شیطنت های رسانه ای برخی ها ادامه داشت.
,در مقطعی که بازسازی صورت می گرفت از جهت مالی بسیار در مضیقه بودیم. چرا که در اوج تحریم های مالی بودیم و بودجه استان تا پایان سال تنها 18 درصد محقق شد. تمام پروژه های عمرانی آذربایجان شرقی را متوقف کرده و بودجه و امکانات آنها را به سمت منطقه گسیل کردیم. یک میلیون و 500 تن مصالح به منطقه فرستادیم و با کمک خدا در عرض چند ماه این بازسازی به پایان رسید.
,ما سه همایش بزرگ سرمایه گذاری برگزار کرده بودیم که در عموم این همایش نقطه توجه ما به سرمایه گذاران آذربایجانی مقیم سایر شهرهای کشور و خارج از کشور بود؛ چرا که آن ها خود علاقه زیادی برای سرمایه گذاری در شهر و دیار خود دارند. بالافاصله بعد از 21 مرداد ماه تصمیم گرفتیم که با حضور تمام آذربایجانی های سراسر جهان که جزو سرمایه گذارهای بزرگ هستند همایش بزرگی در وزارت کشور برگزار کنیم که مجموعه این افراد 750 نفر می شدند. در 25 شهریورماه این همایش را با عنوان "مهر ایران، مرهم آذربایجان" برگزار کردیم؛ در این همایش کلیپی پخش کردیم که فضای حزن و اندوه در این مراسم برقرار شد در این بین پیرزنی به روی سن رفته و گوشواره های خود را به مجری داد و گفت که من این گوشواره ها را به مردم زلزله زده اهدا می کنم و امیدوارم که گرهی از مشکلات آنان حل شود. مجری نیز این گوشواره ها را به دست گرفته و به جمعیت حاضر گفت که این گوشواره ها را برای کمک به مردم زلزله زده می فروشیم قیمت های زیادی اعلام شد و در نهایت این گوشواره ها به مبلغ 175 میلیون تومان به فروش رسیده و این گوشواره ها به عنوان نماد مهربانی به موزه انتقال یافت. ما در این همایش 140 میلیارد تومان کار و پروژه تعریف کردیم و آن افراد انجام آن کارها را متقبل شدند، از جمله مدرسه سازی و راه سازی و... اولین محصول آن ها نیز به سرعت به افتتاح رسید و این همایش ها کمک بسیار زیادی شد تا بتوانیم از معضلات زلزله عبور کنیم و به خوبی بازسازی مناطق زلزله زده را انجام دهیم. یکی از نکات هم سپردن بازسازی به مردم بجای نگاه دولتی به مسئله بود که باعث شد کار سرعت بگیرد.
,ائل: اگر اجازه دهید می خواهیم از مسائل زلزله بگذریم و وارد سایر مباحث شویم. یکی از انتقاداتی که در مورد عملکرد سیاسی شما در دوره استانداری طرح می شد؛ این بود که همکاران منصوب شده در استانداری از طیف خاص و بیشتر از همکاران نیروی انتظامی شما بودند، دید خود شما در مورد انتصابات چه بود؟
,در آن مقطع کمترین جابجایی در دستگاه های استان صورت گرفت. در مجموعه استانداری نیز افرادی را به کار گرفتیم که آن پست ها خالی بودند و این افراد انگشت شمار بودند. جماعتی تصور می کردند که مدیریت جهادی شعار است ولی سعی ما این بود که مدیریت جهادی را به مرحله اجرا دربیاوریم و طبیعتا افرادی که به اجرای این مدیریت اعتقادی نداشتند باید کنار گذاشته می شدند که انتصابات نیز بدون جنجال و فارغ از جریانات سیاسی انجام گرفت.
,ارتباطات زیادی که با مردم داشتیم باعث شده بود که بتوانیم مدیران استانی را براحتی ارزیابی کنیم و هرکس که در مسیر مدیریت جهادی نبود؛ خود متوجه می شد که باید رویه خود را تغییر دهد. در سفرهای شهرستانی که داشتیم با مردم ارتباط داشتیم و نظرات و گزارشات مردم را در ارتقا و یا تنبیه مدیران شهرستان ها اثر می دادیم.
,ائل: خودتان چه نمره ای از صفر تا بیست به حدود هفت سال فعالیت خود در استانداری آذربایجان شرقی می دهید؟
,هفده. من اگر بخواهم نتیجه را بررسی کنم اکنون در بین مردم آذربایجان شرقی زندگی می کنم و محبتی که از مردم حس می کنم حاکی از نمره ای است که مردم به من داده اند و این برایم بسیار شیرین است این محبت به من این جسارت را می دهد که برخلاف بسیاری از کسانی که بعد از دوره کار اجرایی نمی خواهند در آن محل بمانند؛ که در این منطقه زندگی کنم و خودم را در معرض رای مردم قرار دهم.
,ائل: بگذارید پرسشی هم درباره ماه های پایانی دولت دهم بپرسیم. آخرین دوره سفر هیات دولت به آذربایجان شرقی با برخی حواشی همراه بود در این خصوص نیز توضیحاتی بفرمایید.
,سفر آخر دولت، سفری انتخاباتی بود و میل داشتند از طریق کسب رای مردم به کار ادامه دهند. جماعتی هم این را نمی خواستند. اما آن چه که برای ما مهم بود این نکته بود که بتوانیم بیشترین بهره را از این سفر به دست آوریم و اعتبارات زیادی را به سمت استان جذب کنیم که همین اتفاق نیز افتاد.
,موضوعات سیاسی نیز مطرح بود که در حاشیه تمامی دولت ها بوده و خواهد بود مهم این است که از این حواشی به سود منطقه و برنامه ریزی برای پیشرفت استفاده کرد و بیشترین منفعت را از حضور هیات دولت در استان کسب کرد.
,برای مثال در سفر آقای روحانی و برخی دولتمردان به استان که حواشی مختلفی هم داشت؛ باید دید که چه نتایج و پیشرفت هایی در این سفر نصیب استان شد. وقتی مصوبات سفر هیات دولت به تبریز با مصوبات سفر هیات دولت به کردستان مقایسه می شود به نظرم این مقایسه برازنده استان آذربایجان شرقی نیست. نقطه ثقل صحبت های رئیس جمهور در جمع مردم جریان تراکتور بود و اینکه در رابطه با صنعت، اشتغال و.... صحبت شود به اندازه ی کافی انجام نشد.
,ائل: مهم ترین حاشیه دولت دهم بحث موسم به جریان انحرافی بود. تعامل شما در این خصوص چگونه بود؟ در این مورد موضعتان چه بوده و هست؟
,آنچه با عنوان جریان انحرافی معرفی می شود هیچ بروز و ظهوری در اداره استان ما نداشت و خطایی هم از مدیران دولت پیشین دیده نشده است. اما اینکه در تجلیل از کسروی صحبت می شود اما کسی واکنش خاصی نشان نمی دهد؛کسروی ای که امام خمینی(ره) به طور صریح در برابر نظرات وی موضع گیری کرده اند اما متاسفانه در برابر چنین سخنان هیچ گونه حساسیت رسانه ای ایجاد نمی شود. پرونده های فساد مالی هر روز گفته می شود اما در مورد قضایای کروبی و یا مهدی هاشمی هیچ حرفی زده نمی شود و صرفا به مسائل مشخصی پرداخته می شود.
,ائل: به نظر می رسد که هر چه به فضای انتخابات نزدیکتر می شویم فضای تقابل نیز ایجاد خواهد شد. در مورد دلایل دریافت نشان عالی سازندگی با تصویب هیئت دولت در روزهای آخر هیئت دولت هم توضیح دهید.
,یک سری اتفاقات در استان به خصوص در حوزه تولید انجام گرفت. ما اکنون سالانه 6 میلیون تن فولاد تولید می کنیم که این سرمایه گذاری و آماده کردن زیرساخت های آن مال سال های 85 تا 90 است. این تحول بزرگ در صنعت فولاد خود برگ زرینی بود که می تواند دلیلی برای این نشان سازندگی باشد. ظرفیت ذخیره سازی آب آذربایجان شرقی یک میلیون و 200 هزار متر مکعب در سال 84 بود که در سال 92 این ظرفیت به 4 میلیارد متر مکعب رسید که به دلیل ایجاد سدهای بزرگ بود. آزادراه پیامبر اعظم با تونل هایی که ساخته شد شاهکاری است که باز هم در همان برهه زمانی ساخته شد و این در حالی است که این اتفاقات عظیم در بدترین شرایط مالی دولت انجام گرفت، صادرات غیر نفتی ما نیز در این سال ها حدود صددرصد افزایش یافت.
,ائل: ادعایی در خصوص غیرواقعی بودن آمار واحدهای صنعتی استان وجود دارد که گفته می شود حدود 60 درصد از کارخانجات در سال 92 تعطیل بود و دولت فعلی با این شرایط سکان اداره کشور را تحویل گرفت. در خصوص این ادعاها چه حرف هایی برای گفتن دارید؟
,بهتر است مشخص شود تعداد افرادی که در سال 91 برای دریافت بیمه بیکاری به تامین اجتماعی معرفی شده اند چند نفر بوده است. در طی هشت سال آیا یک مورد بحران کارگری رخ داد؟! اما اکنون چقدر بحران های کارگری رخ می دهد.آمار سازمان تامین اجتماعی باری بیمه شاغلان را که بر اساس پروانه های بهره بردای داده شده بررسی کنند.
,ائل: آیا جلساتی با حضور مدیران دولت قبلی در تهران و تبریز برگزار می شود؟ اخیرا روزنامه هااصلاح طلب بحث هایی در این مورد داشتند که جلساتی با حضور شما و آقای میرتاج الدینی و اعضای دولت قبل در تهران برگزار شده است. آیا تایید می کنید؟
,جلساتی که این روزنامه ها پرداخت کردند؛ واقعیت ندارد اما حتی اگر این جلسات باشد؛ ایراد خاصی ندارد.
,آقای احمدی نژاد صراحتا گفته اند که تمایلی به ورود در جریان انتخابات ندارند. در عین حال احمدی نژاد کسی نیست که بخواهد با مخفی کاری جلسه ای برگزار کند. اگر بخواهد به راحتی و آشکارا می تواند این کار را انجام دهد.
,اما در خصوص جلسات استانی، بله برگزار می کنیم و به عنوان یک تفکر سیاسی کارکردهایی هم داشته ایم. خانواده مدیران دولت های سابق کارنامه های درخشان و قابل دفاعی دارند و می خواهند خود را برای رقابت آینده مهیا کنند؛ در عرصه انتخابات نیز داور اصلی مردم هستند و امید است که در این عرصه رقابت سالمی انجام بگیرد.
,ائل: جلساتی که با مدیران سابق تشکیل می دهید جلساتی سیاسی هستند؟
,بله جلسات سیاسی هستند که پیرامون مباحث مختلف بحث و بررسی صورت می گیرد.
,ائل: گویا برای حضور در انتخابت هم برنامه دارید. شعار انتخاباتی تان را انتخاب کرده اید؟
,من شعار تامین اجتماعی را به عنوان شعار اصلی خود انتخاب کرده ام. اساسا باید خیال مردم و جوانان را از بابت حداقل ها راحت کنیم که امکان پذیر نیست مگر اینکه ما ثروت عظیم ملی را در قالب نظام تامین اجتماعی در خدمت مردم قرار دهیم و خدمات درمانی در قالب بازنشستگی و کار افتادگان برای قشرناتوان جامعه تامین شود. همچنین تاکید بر بخش خصوصی داریم که دولت از موضوعات مختلف کنار کشیده و به عنوان ناظر عمل کند. به این اصل باید توجه شود که ما این توسعه و پیشرفت را با تاکید بر تحقق عدالت اجتماعی شعار خود قرار می دهیم.
,ائل: فکر می کنم شما جزو افرادی هستید که احتمالا از استانی شدن انتخابات استقبال می کردید اما به نظر می آید که محقق نشد.
,هر چند که احساس می کنم پایگاه ما در سطح استان قوی تر باشد اما نه تفاوتی نمی کند.
,ائل: برنامه ای برای حضور در رقابت انتخاباتی شهرستان های دیگر استان نداشتید؟ از اول می خواستید به عنوان کاندیدای شهر تبریز حضور یابید؟
,ما به عنوان نماینده یک تفکر و جریان سیاسی وارد صحنه خواهیم شد و هدف ما به صورت مطلق ورود به مجلس شورای اسلامی نیست بلکه حضور ما در مرکز استان خود یک پیام و مفهومی خاص دارد.
,ائل: آقای دکتر در مورد وحدت اصولگرایان نیز توضیحاتی بفرمایید. فعلا به نظر می آید که لیست به شکل اولیه بسته شده است. تا چه حد امیدوار هستید که این لیست نهایی شده و در انتخابات موفق شود؟
,لیستی بسته نشده است فقط گمانه زنی ها و صحبت هایی مطرح است.کارکرد و کارنامه ما به دلداری و دلبستگی به ولایت فقیه خلاصه می شود و این نقطه ممیزه با بقیه طیف های سیاسی است.
,برخی طیف های سیاسی از جمله اصلاح طلبان در سال 88 در حضور رهبری و هم در شورای نگهبان چنان با عتاب صحبت کردند که جز سندهای تاریخی انقلاب اسلامی است؛ ولی خوب خوشحالیم که اصلاح طلبان برای اثبات خود از سخنان ولی فقیه شاهد می آورند که این موفقیت بزرگی است ولی ما از این جماعت اظهار برائت می کنیم و ما خودمان را به اصل ولایت فقیه مقید می دانم.
,حالا بیگی با این ویژگی، فردی ناشناخته نیست و هر کس مرا با این ویژگی ها در لیست خود بیاورد منعی وجود ندارد و امید است که همه این ها به پرشور برگزار شدن انتخابات کمک کند.
,ائل: اگر خودتان بخواهید از کاندیداهایی که تاکنون در شهر تبریز اعلام وجود کرده اند؛ شش نفر را برگزینید چه کسانی را انتخاب می کنید ؟
,افراد کمی تاکنون اعلام کاندیداتوری کرده اند. آقای فرهنگی و آقای میرتاج الدینی که تاکنون مسجل هستند؛ من شخصا به این افراد رای می دهمچون از سال های پیش با این افراد آشنایی دارم.
,ائل: به نظر شما تا چه حد تغییر و تحولی در 13 کرسی شهرستان های آذربایجان شرقی در مجلس رخ خواهد داد؟
,چندان قابل پیش بینی نیست اما چیزی که مشخص است این است که پیروز نهایی این انتخابات مردم ایران خواهند بود.
,ائل: پس به نظر می آید که شما امیدوار هستید که نتیجه انتخابات مجلس به گونه ای باشد که بتوان به پیشرفت آینده استان کمک کرد؟
,قطعا همین طور است و کاملا امیدوار هستیم.
]
ارسال دیدگاه