یادداشت
شهیدی که در دانشگاه یاسوج هم گمنام است
چهارمین سالگرد شهید گمنام 12 آذر 1394 پنج شنبه ساعت 19و 30 دقیقه، قصد ورود به دانشگاه برای زیارت دارم حراست دانشگاه خطاب به من می گوید دانشگاه الان تعطیل است و من با خواهش و تمنا اجازه ورود میگیرم...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی صبح زاگرس، جمعیت به حدی زیاد بود که از کوچه پس کوچه ها خود را به دانشگاه رساندیم. سرعت قدم هایمان بیشتر شده بود و به سمت درب دانشگاه در حرکت بودیم، اما هنوز افرادی بودند که جلوتر از ما می رفتند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس, ، جمعیت به حدی زیاد بود که از کوچه پس کوچه ها خود را به دانشگاه رساندیم. سرعت قدم هایمان بیشتر شده بود و به سمت درب دانشگاه در حرکت بودیم، اما هنوز افرادی بودند که جلوتر از ما می رفتند.,
وارد محوطه دانشگاه که شدم، تازه فهمیدم نصف جمعیت اینجاست.
, وارد محوطه دانشگاه که شدم، تازه فهمیدم نصف جمعیت اینجاست.,
دانشجو، استاد و حتی کسی که انتظارش را نداشتی همه جمع شده بودند، از آنجا که کلاس داشتم و میلی هم برای رفتن به سرکلاس نداشتم قصد غیبت کردم!
اما انگار کلاس ها را تعطیل کرده بودند... خلاصه خود را به بلندای تپه رساندیم، شوق و انرژی عوامل اجرایی را که دیدیم که به کمک آنها رفتیم.
, دانشجو، استاد و حتی کسی که انتظارش را نداشتی همه جمع شده بودند، از آنجا که کلاس داشتم و میلی هم برای رفتن به سرکلاس نداشتم قصد غیبت کردم!
اما انگار کلاس ها را تعطیل کرده بودند... خلاصه خود را به بلندای تپه رساندیم، شوق و انرژی عوامل اجرایی را که دیدیم که به کمک آنها رفتیم. ,
,
قبر آماده بود و همه منتظر...
,
, قبر آماده بود و همه منتظر..., قبر آماده بود و همه منتظر..., قبر آماده بود و همه منتظر...,
شهیدگمنام به درب دانشگاه رسید و در میدان استاد نماز را خواندیم، بعد به بالای تپه انتقال دادیم مراسم رسمی برگزار شد.
,
, شهیدگمنام به درب دانشگاه رسید و در میدان استاد نماز را خواندیم، بعد به بالای تپه انتقال دادیم مراسم رسمی برگزار شد.,
فضا کاملا معنوی...
, فضا کاملا معنوی..., فضا کاملا معنوی..., فضا کاملا معنوی...,
اشتیاق همه بگونه ای بود که انگار انتظار چند ساله ای پایان یافته...
, اشتیاق همه بگونه ای بود که انگار انتظار چند ساله ای پایان یافته...,
خلاصه مثل همه تشییع جنازه های شهدا و به اصطلاح به دل سپاری این عزیز تمام شد...
, خلاصه مثل همه تشییع جنازه های شهدا و به اصطلاح به دل سپاری این عزیز تمام شد... ,
اما این روزها 4 سال از ان نوستالژی معنوی می گذرد و تازه میفهمم که این شهید را نه به دل بلکه به خاک سپرده ایم...
, اما این روزها 4 سال از ان نوستالژی معنوی می گذرد و تازه میفهمم که این شهید را نه به دل بلکه به خاک سپرده ایم... , اما این روزها 4 سال از ان نوستالژی معنوی می گذرد و تازه میفهمم که این شهید را نه به دل بلکه به خاک سپرده ایم... , اما این روزها 4 سال از ان نوستالژی معنوی می گذرد و تازه میفهمم که این شهید را نه به دل بلکه به خاک سپرده ایم... ,
یا شاید دلهای ما مرده باشد که عجیب نیست...
, یا شاید دلهای ما مرده باشد که عجیب نیست...,
چهارمین سالگرد شهید گمنام 12 آذر 1394 پنج شنبه ساعت 19 و 30 دقیقه، حراست دانشگاه خطاب به من وقتی که قصد ورود به دانشگاه برای زیارت دارم می گوید دانشگاه الان تعطیل است و من با خواهش و تمنا اجازه ورود میگیرم...
, چهارمین سالگرد شهید گمنام 12 آذر 1394 پنج شنبه ساعت 19 و 30 دقیقه، حراست دانشگاه خطاب به من وقتی که قصد ورود به دانشگاه برای زیارت دارم می گوید دانشگاه الان تعطیل است و من با خواهش و تمنا اجازه ورود میگیرم...,
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...
, تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل..., تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل..., تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...,
,
مهدی مثنوی
, مهدی مثنوی]
ارسال دیدگاه