گزیده سرمقاله روزنامه های شنبه
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از باشگاه خبرنگاران، سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
*کیهان
در ابتدا مطلبی را نوشته شده توسط حسین شریعتمداری با عنوان«آنها کجا هستند؟!»در ستون سرمقاله روزنامه کیهان میخوانید:
چند هفته قبل در ستون «گفت و شنود» کیهان به نکتهای اشاره کردهبودیم که این روزها شواهد دیگر و بیشتری در تائید آن به میان آمده است. ابتدا متن گفتوشنود مورد اشاره را میآوریم که وصفالحال است؛گفت: چرا پرونده هر یک از مفسدان اقتصادی نظیر شهرام جزایری، مهآفرید، بابک زنجانی و... به جریان میافتد، معلوم میشود که پای برخی از کارگزارانیها و اصلاحاتچیها و اصحاب فتنه و حلقهانحرافیها هم در میان بوده است؟!گفتم: این وسط، فقط تودههای مظلوم و شریف مردم قربانی میشوند.گفت: حالا معلوم میشود که چرا قبل از لو رفتن ماجرا، هیچکدام علیه دیگری جیک نمیزدند!گفتم: چه عرض کنم؟! برای این که خودشان هم آلوده بودهاند... میگویند یک نفر با چشم بسته و دیگری با چشم باز مشغول خوردن آلبالو بودند. آن که چشمش بسته بود به دیگری گفت؛ مرد حسابی! مگر قرار نبود آلبالوها را دانهدانه بخوریم، چرا سه تا سهتا به دهان میگذاری؟ طرف با تعجب پرسید؛ مگر میبینی؟! و یارو جواب داد؛ نه! پرسید؛ پس از کجا میگویی؟ و یارو گفت؛ برای این که من دوتا دوتا میخورم و تو هیچ اعتراضی نمیکنی!
صبح روز پنجشنبه - 92/11/10 - آقای محسنی اژهای دادستان کل کشور که در همایش مدیریت کیفیت و تعالی خدمات نیروی انتظامی شرکت کرده بود، در بخشی از سخنان خود گفت؛ «در پایان سال 90، میزان معوقات بانکی 50هزارمیلیارد تومان بود، در حالی که امسال گفته میشود، این رقم حدود 100هزار میلیارد تومان است» ایشان در ادامه به یک پرونده فساد اقتصادی با مبلغ 8 هزار میلیارد تومان اشاره کرده و گفت؛ «در همین پرونده اخیر که میزان آن حدود 8 هزار میلیارد تومان است، مسئولان حتی شکایتی هم نکردهاند، بلکه در برگهای نوشتهاند اگر مصلحت میدانید وی را ممنوعالخروج کنید و دادستان به عنوان مدعیالعموم در این پرونده ورود کرد و این فرد بازداشت شد.»
از سوی دیگر آقای سراج، رئیس سازمان بازرسی کل کشور نیز طی سخنان جداگانهای در کرمان گفت؛« بیش از 100 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی داریم که 80 درصد آن در اختیار 30 نفر است، آقای سراج هم زبان به گلایه میگشاید و میگوید «ما همه آمارها را ارائه دادیم ولی بانکها نمیآیند دادخواست داده و شکایت کنند، قوه قضائیه چکار باید بکند»؟!
آقایان محسنی اژهای، سراج و... از قضات پاکدامن، قاطع و دلسوز کشور هستند که دهها اقدام قضایی تعیینکننده و سرنوشتساز در کارنامه درخشان هر یک از آنها ثبت شده است، بنابراین روی سخن با این برادرانعزیز و مسئولیتشناس نیست، بلکه سخن این است که چرا باید اینگونه مفاسد کلان اقتصادی، سالها بعد از شکلگیری و فقط هنگامی که به اوج رسیده است کشف شود؟! آیا هر یک از این موارد یا نمونههای مشابه آن، در همان اولین هفتهها، ماهها و یا سالهای شروع قابل درک و کشف نیستند؟! اگر پاسخ این سوال مثبت است، چرا مفاسد کلان اقتصادی - تقریبا تمامی نمونهها و موارد آن- بعد از آن که در سطح گستردهای شکل گرفته و ریشه دوانیده و خسارات جبرانناپذیری به چرخه اقتصادی کشور - بخوانید مردم مظلوم- تحمیل کرده است، شناسایی شده و مسئولان محترم به فکر چاره افتادهاند؟! و البته در این میان احتمال آن که برخی از آلودگیها مانع شکایت باشد بعید نیست... خاوری نمونه آن است!
فساد اقتصادی بعد از شکلگیری و در جریان گسترش آن، نشانهها و علایمی از خود بروز میدهد که برای دستگاهها و مراکز نظارتی قابل درک خواهد بود و هنگامی که گستره و دامنه بیشتری پیدا میکند از چشم مردم نیز پنهان نمیماند چرا که، وقتی در یک سیستم و نظام قانونمند خللی ایجاد میشود، این خلل و خدشه، نمیتواند بدون نشانه و علامت باشد، بنابراین از دستگاههای نظارتی نظیر، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات، مجلس شورای اسلامی و مراکز نظارتی دیگر که در تمامی وزارتخانهها و دوایر دولتی مستقر هستند، انتظار میرود - و انتظار منطقی و به جایی نیز هست - که این نشانهها و پیامها را با هوشمندی دریافت کرده و به فکر چاره باشند به قول سعدی؛
«سرِچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل»
به عنوان مثال، روزنامه کیهان با استناد به همین نشانهها و علایم، تاکنون درباره بسیاری از مفاسد کلان اقتصادی، قبل از آن که به پیگیری و تعقیب قضایی برسد، هشدار داده است که به دو نمونه از آن میان، اشاره میشود؛چند ماه قبل از کشف و پیگیری سوءاستفاده 3 هزار میلیارد تومانی، اسناد و گزارشهایی دریافت کردیم که از یک فساد اقتصادی کلان در یکی از شرکتهای فولاد و زد و بند پشت صحنه برخی از بانکها از جمله بانک تات در این ماجرا خبر میداد. که بعد از بررسی اسناد دریافتی، طی گزارشی نسبت به فساد اقتصادی یاد شده هشدار دادیم و البته از دامنه گسترده و 3 هزار میلیارد تومانی آن باخبر نبودیم. اسنادی که در اختیار کیهان قرار گرفته بود به آسانی از سوی مراجع نظارتی، قابل دسترسی بود. در یک نمونه دیگر و باز هم از طریق نیروهای بسیجی و حزباللهی که به لطف خدا همه جا حضور دارند و نسبت به آنچه در کشورشان میگذرد، حساس و متعهد هستند، باخبر شدیم که آقای «ک-م» در جریان یک زد و بند و با پرداخت رشوه، حکم تصاحب بسیاری از زمینها و املاک مصادره شده را دریافت کرده است.
بعد از بررسیهای لازم و اطمینان از صحت اسناد دریافتی، ماجرای این زمینخواری را که در آن روزها بیش از صدها میلیارد تومان ارزش داشت - البته با تحفظ نسبت به نام و نشان شخص یاد شده - منتشر کردیم. بعد از انتشار این گزارش، حضرت آیتالله هاشمی شاهرودی که در آن هنگام ریاست قوه قضائیه را برعهده داشت، پیغام دادند که از این ماجرا تعجب کردهاند و برای روشن شدن موضوع، خدمت ایشان رفتیم. آیتالله شاهرودی ضمن آن که تصاحب زمینها و املاک و مستغلات مورد اشاره را غیرقانونی میدانستند، اظهار داشتند این اتفاق فقط با امضای ایشان امکانپذیر است که ایشان نیز به شدت با اینگونه اقدامات مخالف بوده و هستند و از این روی گزارش کیهان را قابل خدشه میدانستند. اما، وقتی، کپی سندی که به امضای ایشان رسیده بود را نشان دادیم، به حیرت فرورفتند و البته بلافاصله دستور رسیدگی جدی دادند و ماجرا به خیر گذشت. ولی چگونه سند یاد شده به امضای آیتالله شاهرودی رسیده بود و تحت چه عنوانی از ایشان امضا گرفته بودند؟!... آنها چه کسانی بودند؟! و امروزه کجا هستند؟! آیا آنچه به دست کیهان رسیده بود برای مسئولان محترم دولتی و قضایی و مقننه قابل دسترسی نبود؟!
در بسیاری از موارد با نیروهای مومن و متعهدی برخورد میکنیم که از فساد و پلشتی در برخی از مراکز دلخونی دارند و هنگامی که از آنها میخواهیم، اسناد و گزارشهای خود را در اختیار مسئولان و مراکز ذیصلاح بگذارند، با 3نوع پاسخ روبرو میشویم. برخی از آنان معتقدند که مراکز مربوطه از ماجرا باخبرند! شماری میگویند، موضوع را با مراکز مورد اشاره در میان گذاشتهایم و پاسخی نگرفتهایم! و تعدادی نیز، اظهار میدارند که دسترسی به مراکز یادشده آسان نیست! و...بدیهی است که اقدام - هر چند دیرهنگام - دستگاه محترم قضایی برای مقابله با مفسدان اقتصادی و بازگرداندن اموال به غارت رفته یا بیرون از روال قانونی به تصاحب درآمده، در خور تقدیر است ولی چرا «علاج واقعه» به بعد از وقوع موکول شده است؟! پیگیری جدی عزیزان دستاندرکار در قوه قضائیه از عزم راسخ آنان برای مقابله با مفاسد اقتصادی حکایت میکند و همانگونه که در نمونه اخیر - و دهها نمونه دیگر- شاهد بودهایم، بسیاری از آنان از جمله آیتالله آملی ریاست محترم قوه قضائیه نسبت به پیشگیری از بروز فساد اقتصادی نیز حساسیت ویژه و بعضا مثالزدنی داشتهاند، بنابراین باید پرسید؛ چه کسانی و چه دستهایی در این مسیر سنگاندازی کرده و میکنند؟!
برخورد جدی با مفاسد اقتصادی یکی از اصلیترین عوامل زمینهساز برای رسیدن به الگوی اقتصاد «دروننگر»، «منهای نفت» و یا اقتصاد مقاومتی است. چند سال پیاپی است که رهبر معظم انقلاب از یکسو درباره توطئه دشمنان بیرونی برای وارد آوردن ضربههای اقتصادی هشدار میدهند و از سوی دیگر بر توان داخلی و ظرفیتهای اقتصادی به کار نگرفته تاکید میورزند و در این میان مبارزه با فساد اقتصادی را برای رسیدن به «سلامت اقتصادی» ضروری میشمارند. حضرت آقا در نخستین دیدار هیئت محترم دولت یازدهم با ایشان میفرمایند؛ «فساد همچون موریانه است، با قاطعیت و تدبیر جلوی رخنه فساد، پارتیبازی، رشوه و اسراف را بگیرید، تا اصولا نیازی به ورود دستگاههای نظارتی به حیطه مدیریتی شما پیش نیاید» ایشان در همان دیدار، کارکنان و مسئولان دستگاههای اجرایی را انسانهایی پاک و شریف برشمرده و هشدار میدهند «وجود چند انسان ناسالم، متأسفانه مثل میکروب، زحمات و تلاشهای کارکنان خدوم دستگاهها را زیرسوال میبرد»...
مهدی یار احمدی خراسانی مطلبی را با عنوان«انقلاب اسلامی و اهداف آن»در ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:
,
, *کیهان,
,
, در ابتدا مطلبی را نوشته شده توسط حسین شریعتمداری با عنوان«آنها کجا هستند؟!»در ستون سرمقاله روزنامه کیهان میخوانید:, حسین شریعتمداری, آنها کجا هستند؟!,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, مهدی یار احمدی خراسانی مطلبی را با عنوان, «ا, ا, نقلاب اسلامی و اهداف آن»در ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:, نقلاب اسلامی و اهداف آن, خراسان,
یک نهضت مردمی برای آنکه به اهداف خود برسد باید ضمن ارزیابی مستمر و شناسایی نقاط مثبت و منفی خویش راه آینده را با دیدگان باز و در پرتو رفع نقایص طی کند. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. باید از خود انتقاد کنیم و ببینیم آیا راه را درست پیمودهایم یا نه؟ اگر درست طی کرده ایم در کجای راه قرار داریم و تا مقصد چقدر فاصله است و اگر درست نبوده چگونه باید به راه اصلی بازگردیم؟ این ارزیابی و قضاوت، دو شرط اساسی دارد؛ اول رعایت انصاف و پرهیز از حب و بغض و دیگر داشتن اطلاعات کافی. یکی از مباحث اساسی در بررسی هر انقلابی، بحث اهداف آن انقلاب است. آیا اساساً انقلابها در جستجوی اهدافی شکل گرفتهاند و یا میتوان برای آنها پس از گذشت مدت زمانی از تاریخ وقوعشان اهدافی متصور شد؟ این پرسش، مسألهای است که در مورد انقلاب اسلامی نیز به صورت جدی خود را نشان میدهد. گرچه در موضوع انقلاب ایران دو نکته وجود دارد که جایگاه بحث را کمی متفاوت میکند؛ اول فرهنگی بودن این انقلاب و تکیه آن بر اهداف مشخصی از جنس باور و اعتقاد و دوم پایبندی آن به راهکارهای مبتنی بر فرآیندهای مردمی، به جای جنگ و مبارزه مسلحانه است.
,انقلاب اسلامی برای رسیدن به اهداف متعالی خود نیازمند جنبش نرمافزاری و توسعه اندیشه معنوی در گستره دانش بشری است. به بیان دیگر اصالت انقلاب اسلامی ایران دو بُعد نظری(فکری) وعملی دارد؛ در بعد نظری آرمانها و رهیافت های این انقلاب غیروارداتی و محصول جامعه و تاریخ ایران است. ایرانی که از هزار و چهارصد سال قبل، اسلام را پذیرفته و عقاید اسلامی به عنصر اصلی فرهنگ و ملیت آن تبدیل گردیده است. در بُعد عملی نیز مردم با توکل به خدا و استعانت از نیرو و استعداد خویش بدون کمکهای مالی و تسلیحاتی شرق و غرب به پیروزی رسیدند. در واقع آنچه در بعد عملی مطرح می شود، یکی از اهداف مهم این انقلاب عظیم و مهمترین آرمان رهبر فقید آن است که می فرماید؛ «انقلاب ایران آغاز یک حرکت و تحولی در سطح جهان است تا ضمن بر انداختن حاکمیت های ظالمانه بشری، نهایت اسلام را به عنوان مترقی ترین مکتب، جایگزین مکاتب بشری و مادی نماید» این جنبش فکری، همان گونه که در روشِ بزرگانی همچون شهید مطهری، بهشتی، مفتح و ... بوده و اصل انقلاب را تحقق بخشیده حضورش در تحقق اهداف انقلاب نیز ضرورت دارد. در مطالعه میزان و چگونگی تحقق اهداف انقلاب باید به موارد زیر توجه کرد:
,شناخت اندیشه های مرجع در حوزه تئوری انقلاب: تحقق اهداف متعالی انقلاب تنها از مسیر ژرف کاوی در آثار و نظرات اندیشه های مرجع و صاحبان تئوری انقلاب اسلامی یعنی بزرگانی همچون امام خمینی(ره)، شهید مطهری و... شکل می گیرد. لذا می بایست به جای آنکه ذهن خود را درگیر آرای دانشمندان غربی(که دارای نظریاتی با مبانی مادی هستند) کنیم علوم انسانی، اقتصاد، فلسفه، هنر و ادبیات را با مبانی تفکر معنوی سامان دهیم.
,اهداف انقلاب اسلامی: نگاه حداقلی یا حداکثری؟ مسلماً انقلاب اسلامی ایران نه تنها برای فروپاشی رژیم پهلوی، که به منظور بنا نهادن ساختارهای نوین اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در چارچوب ارزشها واحکام اسلامی شکل گرفت. حقیقت این است که اندیشه پردازان انقلاب اسلامی، هرگز به نگاه حداقلی در انقلاب یعنی سقوط طاغوت قانع نبودند و در تبیین اهداف و آرمان های انقلاب بسیار فراتر از آن میاندیشیدند. بر این اساس اگر بخواهیم اندیشه انقلاب اسلامی را جهانی سازیم، مجبوریم در جهت حل مشکلات بینشی و خلاء معنوی جهان امروز به زبان رایج علمی صحبت کنیم. بدین سان انقلاب اسلامی می تواند ارزش های معنوی را به شهر آشفته دانش بشری تسری داده و با رشد و کمال علمی و معنوی انسان، بنای بی بنیاد علوم سکولار را فرو ریخته و حیات فردی و جمعی را متحول ساخته و به کمال تمدن سازی برسد.
,فرآیند پنج گانه تحقّق اهداف انقلاب اسلامی: فرآیند تحقّق اهداف انقلاب اسلامى، یک فرآیند طولانى و البته دشوار است. در این مسیر انسان به طور نسبى به اهداف نزدیک مى شود؛ اما تحقّق آنها، بسیار طولانى است. بنا به تعبیر مقام معظم رهبری تحقق اهداف انقلاب اسلامی فرآیندی پنج مرحله ای دارد؛ مرحله اول «انقلاب اسلامی» و مرحله دوم نیز «تشکیل نظام اسلامی» است. با این تفسیر انقلاب اسلامی، هم اکنون از این دو مرحله عبور کرده است. ایشان مرحله سوم تحقق اهداف انقلاب را «تشکیل دولت اسلامی» دانسته و معتقدند انقلاب اسلامی هم اینک در این گام قرار دارد. لذا علاوه بر تشریح و تبیین مرحله سوم، تکالیف مردم و مسئولین در این مرحله باید به آنها یادآوری شود. ایشان، مراحل چهارم و پنجم را «تشکیل کشور اسلامی» و «تشکیل دنیای اسلامی» ذکر نموده که برای رسیدن به آنها، وظایف و انتظاراتی از مردم و کارگزاران نظام اسلامی توقع می رود.
,صدور انقلاب: اصطلاح «صدور انقلاب» ساخته امام خمینی(ره) و پرداخته استراتژیست های جمهوری اسلامی، به حقیقتی نظر دارد که انقلاب را مکلّف به توجه امور مسلمانان و مستضعفان جهان نموده و ایدئولوژی انقلاب را به دیگر کشورها به عنوان مدل جدیدی از تغییرات بنیادین صادر می نماید. در اوایل انقلاب در چگونگی راهبرد صدور انقلاب، بحث های بسیاری مطرح بود تا اینکه امام تکلیف این بحث ها را با تأکید بر «صدور معنوی انقلاب» یکسره کردند. از آن پس تا به حال، دولت ها کمابیش، اصل صدور انقلاب را با استفاده از چهار استراتژی؛ الگوسازی، آموزش، تبلیغ و آگاه سازی و حمایت از نهضت های آزادی بخش پیش برده اند.
,برآورد اهداف انقلاب به وسیله پرسش و تحلیل گفتار: راههای مختلفی برای برآورد اهداف انقلاب وجود دارد؛ یکی از این راهها پرسش از رهبران انقلاب و مردم(به ویژه عدهای که در زمان انقلاب بودهاند) و تحلیل گفتار آنان است. پرسش از نسل بعدی انقلاب نیز راهکار مهمی است که سبب شناخت نظرات نسل بعد از انقلاب در مورد اهداف پدرانشان و همچنین پیوند بین آنها می شود. پاسخ علمی و دقیق به این سوالات میتواند میزان تحقق اهداف انقلاب و راه پیش رو را مشخص نماید؛ آیا انقلاب اسلامی ایران در تحقق اهداف خود موفق بوده است؟ آیا نتایج این انقلاب با آرمان های آن انطباق دارد؟ آنچه براثر رخداد انقلاب حاصل شد، چه میزان با اهداف مردم، رهبران و اندیشه پردازان انقلاب فاصله دارد؟ و...
,تحقق عینی اهداف انقلاب بیش از هر چیز به همدلی، اخلاص، خودباوری، رشد فکری و علم و تجربه مدیریتی در سطوح گوناگون جامعه نیاز دارد. اینک که سی و چند سال از عمر نهضت می گذرد ماییم و انقلاب اسلامى که یادگار امام و شهداست. ماییم و رهبرى که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، جانشین شایسته امام راحل است. ماییم و نسلى جوان که ذخیره انقلاب است. ماییم و جنگ فرهنگ ها و جبهههاى متعدد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى در برابر انقلاب که این مرحله، بیش از گذشته، بصیرت وآمادگى مىطلبد. اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه خوف سست شدن بنیانهاى آن و نه هراس به ثمر نرسیدن اهدافش. رسالت رساندن این نهضت به صاحب اصلی آن بر دوش ماست. پیمان بستگان با آرمان دهه فجر باید بیش از این تلاش و تحرک و همبستگى نشان دهند تا کارهای بر زمین مانده انقلاب به سرانجام رسیده و زمینه تحقق اهداف متعالی آن فراهم گردد.
,
روزنامه رسالت ستون سرمقاله خود را با مطلبی با عنوان«ازدواج بهنگام»نوشته شده به قلم سید باقر پیش نمازیاختصاص داد:
پرهیز از بازگویی برخی مفاسد اخلاقی به دلیل حفظ حریم عمومی جامعه از یک جهت مطلوب است چون طرح و بیان آن باعث شیوع میگردد اما از جهتی دیگر منجر به تداوم برخ غفلتها شده است. غفلتهایی که به ریشه دواندن و گسترش این آسیبها کمک میکنند.بسیاری از خانوادهها که قبل از انقلاب به دلیل احساس ناامنی در فضای فرهنگی جامعه، خود مبادرت به مراقبت نسبت به شئون تربیتی و فرهنگی و تحصیل فرزندانشان داشتند، بعد از پیروزی انقلاب با خاطری آسوده و در پیامی نانوشته، مسئولیت خود را به نظام حکومتی واگذار کردند و اکنون به ارزیابی نتایج به دست آمده، پرداختهاند.
با ایجاد موانع و محدودیتها و مزاحمتهای گوناگون نظامی، سیاسی و اقتصادی از سوی دشمنان این ملت و البته مقداری هم سرگرمیهای بیهوده حزبی و جایگزین شدن جریانگرایی سیاسی (و برای جبران زحمت در ستادهای انتخاباتی)، به جای لیاقت و شایستگی تخصصی و دینی در انتصاب مدیران، مسئولان اجرایی کشور فرصت نیافتند که مسئله تعلیم و تربیت را به عنوان اصلیترین و مهمترین آرمان انقلاب اسلامی و مسئله نظام(1) به صورت جدی در دستور کار خود قرار دهند (2).
با توجه به نقش خطیر خانواده و سلامت و پایداری آن در پویایی و بالندگی جامعه اسلامی، یکی از غفلتها این بود که در امر رسیدگی به اقتضائات سنین جوانی و نیازهایی که به جهت جسمی و روحی با آن مواجه هستند کوتاهی به عمل آمد. دورهای که به دلیل برخورداری از توانمندی و نشاط و شادابی و امید به آینده و انگیزه رشد و شکوفایی، بزرگترین سرمایه بالقوه نظام محسوب میشود. به همین دلیل نیز سرنوشت توسعه و پیشرفت و چشمانداز آینده کشور را باید از هم اکنون در چهره آنان مشاهده کرد.
اگر چه "مردان بزرگ تاریخ" هیچگاه با آرامش در بستر و عبور از راههای هموار، عظمت نیافتهاند، بلکه علت رشد آنها مواجهه جدی با مشکلات اساسی، موانع و محدودیتها و پایداری در برابر فشارها بوده است و البته تعدادشان محدود و در اقلیت بودهاند. و لذا نمیتوان انتظار داشت مشکلات متعددی که اکثر جوانان ما با آن روبهرو هستند، بدون وجود مربیانی لایق و دلسوز به عواملی برای آزمون و رشد آنان تبدیل شود. "هیجانات جوانی" از اقتضائات طبیعی این دوره است و در اثر نیازهای عاطفی و جنسی و تشخص طلبی، تشدید میشوند. و اگر مورد توجه و پاسخگویی صحیح قرار گیرند، فروکش کرده و آرامش مییابند و اگر مورد غفلت واقع شوند به تهدیدی برای جوان و دوستان و همسالان و معاشران و حتی خانواده خود و دیگران تبدیل میشوند. گاهی همان توقعی که از میانسالان و سالمندان در مورد خردورزی و خویشتن داری داریم، از جوانان هم داریم! قطعا این توقع بجایی نیست در صورتی که در دوره جوانی و نوجوانی، هم هیجانات نیرومندترند و هم تجربه زندگی، کمتر.
تغافل نسبت به نیازهای نیرومند عاطفی، جنسی و تشخص طلبی نوجوانان و جوانان به رویکردهای ناخواسته و آسیبزایی که محصولات فرهنگی غرب به فراوان در دسترس آنان قرار داده است دامن خواهد زد. باید عوامل تامین آرامش جوانان شناسایی و مورد توجه جدی قرار گیرد. اگر "تامین آرامش جوانان" و پاسخگویی منطقی و صحیح برای هیجانات و نیازهای آنان در برنامهریزیهای فرهنگی اجتماعی کشور و وضع قوانین مربوط صورت نگیرد، نمیتوان به "تقویت ایمان" و سلامت آنان امید بست. (3)
بدون تردید یکی از عوامل مهم تامین آرامش نوجوانان و جوانان "ازدواج" است. (4)
مصلحتاندیشیهای نادرست در جهت به تاخیر انداختن زمان ازدواج نتیجهای جز دامن زدن به شیوع ارتباطات نامشروع و متعدد نداشته است. آفت بزرگتر این آسیبها این بوده است که عبور از یکی دو خط قرمز، جرات و جسارت عبورهای بعدی و عادی شدن گناه را به دنبال داشته است.
فرزندان ما در آستانه بلوغ با نیاز جنسی خود مواجه هستند که عواملی در محیط نیز آن را تشدید میکنند. ممکن است برخی از نوجوانان تحت تاثیر نظام تربیتی خانواده، توان
خود مدیریتی و خویشتنداری داشته باشند، اما تعداد بسیاری خود به جستجوی راههای مختلف پاسخگویی به نیازشان میپردازند و یا حداقل ذهن و فکر آنان مشغول میشود و در هر دو صورت فشارهای روحی و روانی بعدی به سراغ آنان خواهد آمد.
خداوند متعال سن بلوغ و تکلیف را مقارن هم قرار داده است. یعنی انسان در اثر تربیت میتواند در سن تکلیف مخاطب خداوند متعال و همه بایدها و نبایدهای نظام تشریع قرار گیرد. و این جز با بلوغ فکری و فهم، نسبت به قدرت تصمیمگیری و انتخاب مسیر صورت نمیگیرد. فرزندی که در سن تکلیف میتواند در برابر خداوند متعال و پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) و کلام وحی احساس مسئولیت کند چرا در امر ازدواج احساس مسئولیت نتواند کند و تربیتپذیر نباشد؟!
مراجع معظم تقلید در مواردی که نوجوانان (فرد بالغ) در اثر عدم ازدواج برای خود احتمال ارتکاب گناه بدهد ازدواج را واجب اعلام کردهاند و قانون مدنی کشورمان نیز حداقل سن ازدواج را بر همین اساس تعیین کرده است.
اکنون فاصله بین سن نیاز و زمان امکان ازدواج اینگونه است که فرزندان ما در پایان 18 سالگی دیپلم میگیرند و اگر بلافاصله به سربازی بروند (که به ندرت اتفاق میافتد) در پایان بیست سالگی از سربازی برمیگردند و اگر بدون فاصله وارد دانشگاه شوند در پایان 24 سالگی فارغ التحصیل کارشناسی میشوند و اگر نخواهند ادامه تحصیل بدهند یکی دو سال هم باید در جستجوی کار باشند تا بعد از اینکه شاغل شدند در سن 26 یا 27 سالگی بتوانند ازدواج کنند! البته اگر در این فاصله به دلایلی اشتهای به ازدواج از بین نرفته باشد.
برای کاهش فاصله غیرمنطقی و بسیار زیاد بین سن نیاز به ازدواج با فراهم شدن تمهیدات عرفی ازدواج راه حلهایی به شرح زیر پیشنهاد میشود. این تغییرات اگرچه ممکن است خیلی فوری قابل تحقق نباشد اما قابل اقدام و عملی است.
1- شروع تحصیل از 7 سالگی به 6 سالگی تغییر یابد.
با توجه به توصیفی شدن ارزیابی پیشرفت تحصیلی در دوره ابتدایی و حذف نمره که از سالها قبل صورت گرفته است و البته با انجام برخی تغییرات اقتضائی در برنامه درسی سال اول ابتدایی و استفاده از بازیهای پرورشی برای برخی از آموزشها، این امر میسر است و در نظام تربیت دینی نیز شروع تربیت مربوط به سالهای قبل از 6 سالگی است. برخی از کشورها نیز دوره ابتدایی خود را از 6 سالگی شروع میکنند.
2- دوره دیپلم از 12 سال به 11 سال کاهش یابد. همچنان که در سالهای گذشته این گونه بود. یعنی تا سال یازدهم گواهی دیپلم صادر میشود و تنها کسانی که قصد ادامه تحصیل در دانشگاه داشتند دوره پیش دانشگاهی را به مدت یک سال اسمی و 6 ماه واقعی طی میکردند.
اگر دوره دیپلم 11 سال شود نیازهای پیش دانشگاهی متناسب با رشتهای که قبول شدهاند و در همان دانشگاه و با محدود شدن به چند واحد درسی در نیم سال یا کمتر قابل تحقق است. هم اکنون هم بسیاری از دانشگاهها در داخل و خارج کشور تحت عنوان "پیش نیاز" چند واحد درسی تعریف میکنند.
3- دوره سربازی به صورت پیوسته و ناپیوسته تعریف شود، (5) و از 17 سالگی (برای داوطلبان) آغاز گردد.
کسانی که داوطلب دوره ناپیوسته هستند بتوانند در دو مرحله سربازی خود را سپری کنند. در مرحله اول با بهرهگیری از تعطیلات تابستانی سه سال آخر دوره متوسطه، دورههای مقدماتی سربازی را بگذرانند. همچنان که اکنون بخشی از دوره عضویت فعال در پایگاههای مقاومت بسیج تحت ضوابطی موجب کاهش دوره سربازی میشود.
این دانش آموزان در صورت استفاده از گزینه "سربازی ناپیوسته" بعد از اخذ دیپلم فقط یکسال در دوره سربازی خواهند بود.
4- برای دانشآموزانی که دوره دو ساله سربازی پیوسته را انتخاب میکنند با بهرهگیری از آموزشهای فنی حرفهای یا آموزشهای نظری در رشتههای غیر حضوری (6) امکان دستیابی به مدرک تحصیلی کاردانی فراهم شود. مدرکی که از اعتبار لازم برای اشتغال بعد از سربازی یا ادامه تحصیل برخوردار باشد.
بسیاری از مهارتهایی که رشته تحصیلی آن فعلا در دانشگاههای ما وجود دارد در دوره سربازی (با همکاری برخی دانشگاهها) امکان کار عملی وآموزش نظری دارند. مثل تاسیسات، مخابرات، باغبانی، مکانیکی، ورزشهای رزمی و چند رشته گوناگون دیگر.
با توجه به در اختیار گرفتن وقت سرباز و حضور شبانه روزی در محیط سربازی، تحقق مواد درسی دوره کاردانی امری ممکن و قابل برنامهریزی است. در این صورت هم نگرش جوانان ما نسبت به دوره سربازی به طور کامل تغییر یافته و بهبود مییابد و هم امکان اشتغال بعد از سربازی فراهم میگردد.
5-دوره تحصیلی کارشناسی با بهرهگیری از ترمهای تابستانی و برخی تدابیر هموار کننده مشابه در طول ترمهای تحصیلی میتواند به 3 یا 5/3 سال کاهش یابد.
در صورت تحقق پیشنهادهای فوق فرزندان ما میتوانند در پایان 16 سالگی دیپلم بگیرند و در پایان 18 سالگی با اخذ فوق دیپلم فنی حرفهای یا نظری از دوره سربازی به بازار کار نزدیک شده و در معرض اشتغال قرار گیرند و یا با استفاده از دوره سربازی ناپیوسته و اخذ مدرک کارشناسی دانشگاه در پایان 20 سالگی به اخذ مدرک کارشناسی نایل شده و در معرض اشتغال و ازدواج قرار گیرند. این پیشنهاد میتواند منجر به کاهش فاصله غیرمنطقی فعلی بین زمان نیاز با زمان ازدواج و فراهم شدن شرایط عرفی گردد.
در پایان یک نکته نیازمند تاکید است:
تحقیقا در این زمینه نقدهایی وجود دارد که حتما از آن بهرهمند خواهیم شد اما یادآور میشود ما همیشه در شرایط انتخاب بین خوب و بد نیستیم و گاهی ناگزیر به قبول برخی محدودیتها برای پیشگیری از بعضی از آسیبها و مفاسد پنهان و آشکار گسترده هستیم. اگر مصلحتاندیشیهای به وجود آورنده وضع موجود صحیح بود نباید شاهد پیامدهای نامطلوب فرهنگی اجتماعی ناشی از سامان نایافتگی مسائل جوانان خصوصا در امر ازدواج و تحکیم خانواده بودیم و اینکه در کلانشهرها و گاهی سایر شهرها از هر سه تا پنج ازدواج در همان سالهای اول یکی به طلاق ختم شود و انگیزه ازدواج و آمار آن مستمرا رو به کاهش باشد و آسیبهای قبل از ازدواج، پایداری خانوادهها را تهدید کند.
گذر زمان ثابت خواهد کرد هر مصلحتاندیشی مغایر با نظام آفرینش و اراده خداوند متعال محکوم به شکست است.
پینوشتها:
1- مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 21/9/68: برای یک کشور نیروی انسانی همه چیز است. ما اگر نیروی انسانی نداشته باشیم هیچ چیز نداریم.
2- سند تحول نظام آموزش و پرورش کشور 34 سال بعد از پیروزی انقلاب و البته در دولت دهم تدوین و تصویب شد.
3- هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم..... سوره فتح آیه 4
4- و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون سوره روم آیه 21
5-دوره سربازی در نظام اسلامی میتواند به عنوان دوره سازندگی و کسب قابلیتهای علمی، دینی، فنی، حرفهای و مهارتی جوانان و الگوی مناسبی برای جهان اسلام شود خوشبختانه نهادهای مسئول در سالهای اخیر مطالعات و بررسیهایی در این زمینه شروع کردهاند و امید میرود در آینده بشارت این تحول به جوانان کشور و خانوادههای آنان اعلام شود.
محسن جندقی در مطلبی با عنوان«وزرای اقتصادی کجا هستند؟»چاپ شد در ستون یادداشت روز روزنامه وطن امروز اینطور نوشت:
همه وزرای اقتصادی دولت یازدهم در برنامه ارائه شده برای کسب رای اعتماد از مجلس، حساب ویژهای برای بخش خصوصی باز کردند. سخنان و برنامههای امیدوارکننده وزرای اقتصادی دولت جدید موجب شد فعالان بخش خصوصی با امید بسیاری به آینده نگاه کنند. مسؤولان دولتی که سابقه حضور در بخش و پارلمان بخش خصوصی را هم داشتند مانند نهاوندیان در جلسات ابتدایی اتاق بازرگانی و شوراهای اقتصادی مانند شورای گفتوگو حاضر میشدند تا امید بخش خصوصی پررنگتر از قبل شود چرا که دولت قبل هیچ اعتقادی به گفتوگو با بخش خصوصی نداشت و حضور وزرای اقتصادی در شورایی مانند شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی را عملا ممنوع کرده بود. اما بعد از مدتی دولت یازدهم هم مانند دولت سابق خیلی زود این امید فعالان بخش خصوصی را ناامید کرد و وزرا در جلسه اخیر شورای گفتوگو غیبت کردند. جالب اینکه وزرای محترم اقتصادی و مسؤولان در جلسات مهم دیگر مانند شورای رقابت که مباحث مهمی مانند قیمتگذاری در آن تصمیمگیری میشود یا جلسات کمیته ماده 76 قانون برنامه پنجم توسعه که هدف آن بررسی و پیگیری جهت رفع موانع پیش روی سرمایهگذاری و تولید در کشور است هم شرکت نمیکنند. محمد نهاوندیان رئیس دفتر رئیسجمهور که تا چند ماه پیش رئیس پارلمان بخش خصوصی و رئیس اتاق بازرگانی ایران بود و همواره از تعامل دولت با بخش خصوصی سخن میگفت بعد از اینکه جزو مردان دولت شد قول داد جلسات ماهانه شورای گفتوگو در سطح وزرا تشکیل شود اما هفته گذشته این قول نهاوندیان زیرپا گذاشته شد و وزرای اقتصادی به جای حضور در جلسه شورای گفتوگو، معاونان خود را که هیچ اختیاری هم نداشتند، فرستاده بودند.
وزرای اقتصادی به علاوه رئیسکل بانک مرکزی از اعضای اصلی شورای گفتوگوی بخش خصوصی و دولت محسوب میشوند و با توجه به اینکه در این شورا تصمیمهای حساس و مهم اقتصادی اتخاذ میشود، بیتوجهی دولتمردان به جلسات این شورا نه تنها میتواند اجرای بسیاری از برنامههای اقتصادی را به تاخیر بیندازد بلکه ضربات جبرانناپذیری را بر پیکره بخش خصوصی وارد میکند.
عدم حضور وزرا در جلسات شورای گفتوگو همان رویه دولت سابق است. وزرای اقتصادی دولت دهم حدود 17 ماه در جلسات شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی شرکت نکردند تا کمترین تعامل را بین دولتمردان و فعالان بخش خصوصی شاهد باشیم. عدمبرگزاری چنین جلساتی موجب سردرگمی دولتیها در برخی تصمیمگیریها شده بود. همین بیتوجهیها موجب شد بسیاری از بخشنامههای لحظهای اقتصادی بدون مطالعه مصوب و به علت تبعات بسیار نامناسب با بخشنامهای دیگر لغو شود.
در زمان تشکیل شورای گفتوگو برخی مدیران بخش خصوصی عضو هیات نمایندگان اتاقهای بازرگانی به این امید که شاید از طریق این شورا بتوانند تاثیراتی در تصمیمگیریهای اقتصادی دولت داشته باشند از متولدشدن چنین شورایی حمایت کردند.
بر اساس ماده 75 قانون برنامه پنجم توسعه برگزاری جلسات شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی از الزامات قانونی است و عدم شرکت وزرا در این شورا کاری خلاف قانون محسوب میشود. حدود 3 سال و نیم از تولد نهادی جدید در دل اتاق بازرگانی ایران با نام شورای گفتوگوی بخش خصوصی و دولت میگذرد. شورایی که وزرای صنعت و تجارت، اقتصاد، کار و رفاه، جهاد کشاورزی، نیرو و نفت از اعضای اصلی آن محسوب میشوند اما این اعضا از این جلسات فراری هستند تا موجبات دلخوری سایر اعضای این شورا را فراهم کنند. یکی ازنمایندگان مجلس که عضو این شورا هم هست به وزرای اقتصادی اولتیماتوم داده که در صورت عدم حضور در جلسات آنها را به مجلس میکشاند و توضیح میخواهد اما آیا این اولتیماتومها چاره کار است؟ مگر دولتیها قول نداده بودند تعامل خود با بخش خصوصی را به حد اعلا برسانند؟ مگر دولت قول نداده بود تکلیف قانون بهبود فضای کسب و کار را روشن کند؟ مگر همین قانون از شعارهای اصلی رئیسجمهور در زمان انتخایات ریاستجمهوری نبود؟ مگر اجرای همین قانون از اولویتهای اصلی دولت یازدهم نبود؟ خب چرا در زمان بررسی ابعاد مختلف این قانون در جلسه اخیر شورای گفتوگوی بخش خصوصی و دولت، وزرای اقتصادی حضور نداشتند؟
جالب اینکه در این جلسه معاونان وزرای اقتصادی هیچ اشرافی به موضوعات مطرح شده در جلسه نداشتند و عملا جلسه به شورای گفتوگوی بخش خصوصی با مجلس تبدیل شده بود! دولت فقط در این شورا کمکاری نکرده است. به عنوان مثال طبق قانون برای ماده 76 قانون برنامه پنجم توسعه کمیتهای متشکل از نمایندگان مجلس و برخی وزرای اقتصادی دولت تشکیل شده تا موانع پیشروی سرمایهگذاری و تولید را بررسی کرده و برای رفع آن پیگیریهای لازم را انجام دهد اما دولتمردان در این کمیته هم حضور نمییابند و از این فرصت پیشآمده برای رفع مشکلات تولید و سرمایهگذاری استفاده نمیکنند.
میدانیم وزرای اقتصادی وظایف بسیار سنگینی بر دوششان است و جلسات متعدد دولتی موجب میشود برنامهریزی برای حضور در بسیاری از جلسات با مشکل مواجه شود اما این موضوع نمیتواند بهانه مناسبی برای عدم حضور وزرای اقتصادی در جلسات بسیار مهم و تاثیر گذار که یک طرف آن بخش خصوصی و تولید و سرمایهگذاری است، بشود. شورای گفتوگوی بخش خصوصی و دولت بدون حضور دولت یک شورای ابتر است و نمیدانیم دولتمردان در کدام جلسات میخواهند با بخش خصوصی تعامل کنند و مشکلات تولیدکنندگان و فعالان بخش خصوصی را رفع کنند؟ آیا مشکلات بخش خصوصی در دل جلسات صرفا دولتی رفع میشود؟
«سرمایه گذاری خارجی نیازمند بستر سازی»عنوانی است که روزنامه ابتکار در ستون یادداشت خود به مقاله ای نوشته اشکان بنکدار جهرمی اختصاص داد:
رئیس جمهوری کشورمان روز دوشنبه، 7 بهمنماه، در دیدار با نمایندگان استان هرمزگان گفت که باید کشور را برای سرمایه گذاریهای وسیع اقتصادی آماده کنیم. حسن روحانی اضافه کرد که سرمایهگذاری بدون آزادی، ثبات و امنیت شکل نمیگیرد. رئیس دولت یازدهم در صحبتهایش همچنین بر جذب سرمایههای ایرانیان مقیم خارج نیز تأکید نمود. حضور رئیس دولت یازدهم در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس و سخنان وی در کنار دیدار با قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان نشان از سیاست نوین کشورمان در تعامل با دنیا و به ویژه جهان پیشرفته دارد. با اینکه برخی سیاست پیشگان آمریکایی نسبت به ورود زودهنگام سرمایه گذاران خارجی به ایران هشدار داده اند، ولی تمایل کشورمان به بهبود رابطه اقتصادی با جهان و اشتهای بازرگانان غربی پس از یک دوره رکود اقتصادی برای در دست گرفتن بازار گسترده ایران نیز پدیده ای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. اکنون شاید بدیهی ترین وظیفه دولت، پس از رفع تحریمها، ایجاد بستر مناسب برای جذب سرمایههای خارجی باشد. در مقایسه با دولت قبلی، که فاقد سیاستگذاری و عقلانیت اقتصادی بود، اظهارات روحانی در مورد لزوم توسعه اقتصادی ایران از جمله با جلب سرمایه خارجی، یک تحول مثبت سیاسی محسوب میشود.تنها راه مبارزه با فقر، افزایش فرصتهای شغلی است و فرصتهای شغلی نیز جز با ایجاد واحدهای تولیدی از طریق سرمایهگذاری به وجود نمیآیند. بدیهی است که سرمایهگذاری کلید پیشرفت است و بسیاری از دشواریهای اقتصادی و اجتماعی کنونی کشورمان، ناشی از کمبود سرمایه گذاری مولد است.
گرایش چپ نمای عوام زده، عموما مبارزه با سرمایه گذاری را به جای تقابل با سرمایه داری اشتباه گرفته است. ولی ثمره چنین تفکری برای کشور ما جز بیکاری و فقر نبوده است. حل مسئله بیکاری در هر کشوری نیازمند آن است که اقتصاد آن کشور، طی یک دوره نسبتاً طولانی، از نرخ رشد قابل قبولی برخوردار باشد. به محاسبه کارشناسان اقتصادی در ایران نرخ رشد 8 درصد و بالای آن میتواند تأثیر گذار باشد. ولی چنین رشدی، طبق همان محاسبه، جز با 200 میلیارد دلار سرمایهگذاری در سال ممکن نخواهد بود. این مقدار سرمایهگذاری میتواند از راههای متنوعی همچون بودجه عمرانی دولت، بانکها، توسل به بازار سرمایه، استقراض از خارج و جذب سرمایه خارجی تأمین شود.متاسفانه در ایران، سهم بودجه عمرانی نسبت به بودجه جاری در سطح بسیار پایینی است، به ویژه در هشت سال گذشته که سهم بودجه عمرانی به کل بودجه مصوب بسیار خرد (زیر ده درصد) بوده است. گذشته از این، تنها بخش کوچکی از بودجه مصوب شده برای عمران، در عمل تحقق پیدا میکند. سال گذشته بودجه مصوب عمرانی چهل هزار میلیارد تومان پیشبینی شده بود، ولی در عمل تنها یازده درصد آن تحقق یافت و در سال جاری هم سرنوشت بودجه عمرانی به احتمال قریب به یقین جز این نخواهد بود. البته در یک اقتصاد سالم دولت تنها بخشی از سرمایهگذاریهای زیربنایی را تأمین میکند و سرمایهگذاری تولیدی عمدتاً به دست بخش خصوصی انجام میگیرد.
امّا در ایران سرمایهگذار خصوصی با موانع بسیار زیادی روبه رو است. بانکها که قاعدتاً باید پسانداز مردم را به صورت تسهیلات در اختیار سرمایهگذاران قرار دهند، از انجام این وظیفه ناتوانند و منابعشان، در فضایی شدیداً غیر رقابتی و آغشته با فساد، به ندرت در اختیار سرمایهگذاران واقعی قرار میگیرد. میتوان گفت که در ایران بازار سرمایه عمق کمی دارد. بورس تهران هم اکثراً عرصه فعالیت شرکتهای شبه دولتی و نهادی است. استفاده از خارج هم، چه به صورت استقراض و چه به شکل جذب سرمایهگذاریهای خارجی، امری ضد ارزش معرفی میشود و جنبه حاشیهای دارد. حاصل چنین وضعیتی، ضعف شدید سرمایهگذاری در ایران است. نرخ رشد سرمایهگذاری در ایران طی هشت سال اخیر مرتباً روندی نزولی داشته است. به عنوان نمونه و بر اساس آمارهای ارائه شده توسط منابع معتبر در سال 1389 این نرخ حدود هفت درصد بوده، امّا در سال نود به یک درصد کاهش یافته است و در سال 91 نیز، با سقوطی شدید به منهای 22 درصد نزول کرده است.
دولت روحانی اگر خواستار بالا رفتن سرمایهگذاری باشد، باید فضایی به وجود آورد که برای سرمایهگذار، چه داخلی و چه خارجی، جذاب باشد. جذاب بودن یک کشور برای سرمایهگذاری بستگی به مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و حقوقی دارد که هم بتواند امنیت سرمایه را تامین بکند و هم در مورد کسب منافع، به سرمایهگذار اطمینان بدهد چرا که سرمایهگذار، در همه جای دنیا، دو نگرانی اساسی دارد: اول این که امنیت سرمایهگذاریاش تأمین شود و دوم این که سرمایهگذاریاش سودآور باشد. همین عوامل هستند که مؤلفههای محیط کسب و کار را به وجود میآورند.عوامل اقتصادی مستقیماً بر فضای سرمایهگذاری تاثیر میگذارند.
در کشوری با نرخ تورم 40 درصدی و تغییرات دائمی و شدید نرخ ارز، سرمایهگذار سردرگم میشود و رغبت به سرمایهگذاری را از دست میدهد. عوامل سیاسی هم بر رفتار سرمایهگذاران تأثیرات درخوری دارند. اگر کشوری دچار تنشهای شدید سیاسی باشد یا در تعامل با دنیا مشکل داشته باشد، طبعاً نمیتواند فضای اعتماد لازم برای سرمایهگذاری را به وجود بیاورد. و امّا نقش عوامل حقوقی را هم نباید از یاد برد، از جمله و به خصوص قوانین مربوط به حفظ مالکیت، قانون کار، قانون سرمایهگذاریهای خارجی، چگونگی حل اختلافها و غیره. این سه از مؤلفهها ی محیط کسب و کار به حساب میآیند و برای آن که سرمایهگذاری در ایران - چه از سوی شهروندان و چه از سوی خارجیها – رشد صعودی داشته باشد، باید این مؤلفهها در جهت مثبت و به نفع سرمایه گذاری تحول یابند.سرمایه گذاران چه داخلی، چه خارجی و چه ایرانیان خارج از کشور، همه امنیت و سود میخواهند و از این نظر تفاوت عمدهای بین آنها وجود ندارد.
همه آنها دل نگرانیهای های مشترکی دارند. امروزه ما در یک اقتصاد جهانی زندگی میکنیم و دایره فعالیت سرمایهگذاران به وسعت کره زمین تعریف میگردد. در چنین اقتصادی اگر به سرمایهگذاران (یا نیروهای صاحب تخصص بالا که به نوعی سرمایه انسانی محسوب میشوند) در کشورشان سخت گرفته شود، آنها به سرزمینهای دیگر میروند. حتی در پیشرفته ترین کشورهای جهان، اگر قوانینی در جهت تنگتر کردن فضای سرمایهگذاری و خلاقیت وضع شود یا اگر سیاست اقتصادی دم به دم تغییر کند، سرمایهگذاران راهی کشورهایی با فضای قابل تحمل تر میشوند. حتی اگر آن سوی اقیانوسها باشد.
یک سرمایهگذار ایرانی مقیم خارج، اگر بداند که در صورت بازگشت باید با هزار و یک مانع دست و پنجه نرم کند و دست آخر هم کاری از دستش ساخته نباشد، چه توجیهی برای بازگشت دارد؟ در عوض اگر صاحبان کسب و کار حاضر در ایران احساس کنند که فضای عمومی رو به بهبود است و راه برای فعالیت اقتصادی که نه تنها سرمایه گذاران ایرانی مقیم خارج بلکه خارجیان نیز با شور و شوق به کشورمان میآیند تا از این بازار تازه رها شده از تحریم، سود خود را ببرند و سرزمین ما را نیز از کسب و کار خود منتفع کنند.
«آشناترین ناشناخته »این هفته ی روزنامه جمهوری اسلامی به مطلبی نوشته شده در ستون سرمقاله این روزنامه اختصاص یافت:
نه فقط روز 12 بهمن و نه فقط دهه فجر انقلاب اسلامی، بلکه تمام روزها و ماهها و سالهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران باید به نام امام خمینی باشند. کاری که امام خمینی برای کشور و ملت ایران در بعد داخلی و برای ملتهای مسلمان و ملتهای تحت ستم در بعد خارجی انجام داد، در تاریخ قرنهای اخیر بیسابقه است.
ما عادت داریم وقتی دهه فجر میشود از امام خمینی به خاطر اینکه انقلاب اسلامی ایران را رهبری کرد و نظام جمهوری اسلامی را در ایران بنیان نهاد تجلیل میکنیم. این، کار درستی است ولی کامل نیست. کاری که امام خمینی انجام داد بسیار فراتر و با عظمتتر از آنچه در ایران رخ داده است بود. برنامه همه جانبه قدرتهای سلطهگر در نیمه قرن حاضر، منزوی کردن کامل اسلام در کل کشورهای اسلامی و در سطح جهان بود. آمریکا و شوروی در آن زمان هر چند دو قطب متضاد از نظر منافع خود بودند ولی هر دو برای حفاظت از منافع خود با اسلام واقعی مشکل داشتند. آمریکا دو قطب سرمایهداری به خاطر مخالفت اسلام با استثمار مردم که جان مایه این قطب غربی بود با این دین الهی مشکل داشتند و شوروی نیز به خاطر همین ویژگی و نگاه ماتریالیستی به جهان نمیتوانست با هیچ دینی به ویژه اسلام کنار بیاید. به همین دلیل، این دو قطب همچون دو لبه یک قیچی به اسلام هجوم میآوردند و درصدد نابودی آن بودند.
در آن مقطع، هیچ دولت و هیچ قدرت مادی یا معنوی در سطح جهان برای دفاع از اسلام وجود نداشت. حاکمان کشورهای اسلامی، یا مهرههای بلوک غرب بودند یا دست نشانده بلوک شرق. ملتها نیز در عین حال که تحت ستم بودند در برابر تهاجمی که به دینشان میشد پناهگاهی نداشتند. علمای اسلام و مراکز دینی نیز خود در انزوا و غربت و مظلومیت قرار داشتند. هنر، علم، صنعت و هر ابزار دیگری که دردست قدرتهای استعماری و سلطهگر بود، یکجا و هماهنگ علیه دین به ویژه اسلام بکار گرفته میشدند تا چیزی از محتوای اسلام باقی نماند. هدف این بود که این مانع بزرگ از سر راه قدرتهای سلطه گر برداشته شود تا آنها بتوانند راحتتر به استثمار و مسخ انسانها بپردازند. اسلام در این شرایط در اوج غربت قرار داشت.
درست در چنین وضعیتی بود که امام خمینی قیام کرد. پیدا بود که این قیام برای خارج ساختن اسلام از غربت و جاری ساختن آن در حیات ملتها بود. او از ایران شروع کرد زیرا تلاشهای دشمنان اسلام در ایران بیشتر بود و ملت ایران نیز برای دفاع از اسلام آمادهتر بودند. اما هدف امام فقط نجات ایران نبود، بلکه میخواست امواج برخاسته از بیداری اسلامی با عبور از مرزهای ایران معادلات قدرتهای سلطه گر را برهم بزند و اسلام در سرتاسر جهان اسلام و حتی جهان تجدید حیات کند. هدف بالاتر این بود که ندای آزادیخواهی ملتهای مسلمان به گوش سایر ملتها نیز برسد و سنگرهای استثمار و استعمار یکی پس از دیگری توسط ملتهای بپاخاسته فتح شوند و جهان از یوغ دیکتاتورها آزاد و به راهی نو رهسپار شود که آزادی حرف اول را در آن بزند.
امام خمینی در گام اول موفق شد و ایران را از چنگ استعمار و استبداد رهاند و به استقلال رساند و نظام مردمی جمهوری اسلامی را در آن تأسیس کرد. در گام دوم هم توفیق نصیب امام شد و آرمانهای وی به سراسر جهان راه یافت و ملتها با این واقعیت آشنا شدند که بدون تکیه برابر قدرتهای شرقی یا غربی میتوانند به استقلال برسند و ابرقدرت واقعی خود ملتها هستند.گام سوم را خود ملتها میبایست بردارند که بسیاری از آنها برداشتند و به نتایج خوبی نیز رسیدند. در این مرحله بلوک شرق از هم پاشید و بلوک غرب بشدت برای مقابله با امواج خروشان انقلابهای مردمی به تکاپو افتاد، امری که بسیار طبیعی است و از همین مسیر جنگ میان حق و باطل است که راه استقلال و آزادی ملتها هموار میشود.
آنچه امام خمینی انجام داد، موجب شد ایران به پایگاه جهانی انقلاب تبدیل شود، انقلابی که نیروی محرکه خود را از مردم میگیرد و از نظر محتوا به ایمان به خدا متکی است. هر چند لزومی ندارد تمام انقلابهای جهان درست همان شکل و محتوا را داشته باشند که انقلاب مردم ایران داشت و دارد، اما برای آنکه ملتها به الگو گرفتن از انقلاب مردم ایران ادامه دهند، ما باید ویژگیهای پایگاه جهانی انقلاب را حفظ کنیم. این ویژگیها عبارتند از معرفی صحیح رهبر انقلاب، پایبندی به آرمانهای او، حراست از محتوای انقلاب و نظام برآمده از آن و حفظ و تحکیم وحدت ملی.
هنر امام خمینی این بود که افکار و گرایشهای مختلف مردم ایران را در یک جهت قرار داد و از حداکثر ظرفیتها بهرهبرداری کرد. ایران، کشور اقوام مختلف و افکار گوناگون است. این وضعیت در سال های56 و 57 که سالهای اوج انقلاب بود، بشدت دامن زده میشد تا راه انقلاب سد شود و مردم به هدف خود نرسند. امام خمینی با رهبری فراگیر و بینظیر خود توانست این تلاشها را ناکام نماید و انقلاب را به پیروزی برساند. وجود امام علاوه بر به پیروزی رساندن انقلاب، ضامن بقاء آن هم بود. رمز موفقیت امام این بود که بر قلبها حکومت میکرد و مردم چون امام را فردی که برای خدا کار میکند، کردارش با گفتارش منطبق است و خود را برای خدمت به مردم وقف کرده است یافته بودند، از صمیم قلب به او عشق میورزیدند. همین رابطه دو طرفه، انقلاب و نظام را در برابر تمام تهاجمات و تخاصمات و حملههای سیاسی و تبلیغاتی و حتی نظامی حفظ کرد و به پیش برد.
امروز نیز برای تداوم انقلاب، تقویت نظام جمهوری اسلامی و تحقق عملی آرمانهای امام خمینی در سراسر جهان، به ادامه راهی که امام به ما نشان داد نیازمندیم. علاوه بر این، باید امام خمینی را آنطور که بود به نسل حاضر و نسلهای آینده معرفی کنیم. واقعیت تلخی که باید به آن اعتراف کنیم اینست که هنوز نتوانستهایم رهبر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی را به درستی معرفی نمائیم. راستی بعد از گذشت 35 سال از پیروزی انقلاب اسلام
ی چند فیلم قابل قبول برای شناساندن امام خمینی ساختهایم؟ کدام اقدام فرهنگی جامع الاطراف برای تشریح آرمانهای امام را در کارنامه خود داریم؟ و فراتر از کارهای معمول که از باب اسقاط تکلیف انجام میدهیم چه کاری کرده ایم؟ این واقعیتهای تلخ نشان میدهند که امام خمینی هر چند برای ما آشناترین است اما در میان ما هنوز ناشناخته است.
سید محمد موسوی مطلبی را با عنوان«به بهانه ایام الله خاطره انگیز دهه فجر؛خدمت صادقانه خواسته امام (ره) از همه مسئولان»در ستون یادداشت روزنامه حمایت به چاپ رساند که این مطلب به شرح زیر است:
واپسین روزهای دی ماهِ سال سرنوشت ساز 1357 دیوشاهنشاهی با خفت و خواری پا به فرار گذاشت. چند روزی بیشتر نگذشت که فرشته آمد و این سان بوی گلِ سوسن و یاسمن، در هوای این ملکِ ظلم دیده و محنت کشیده، افشان شد .آن هنگام که پیرخمین در جوار شهدای به خون خفته به نمایندگی از همه بغضهای فروخفته تاریخ فریاد برآورد: " من دولت تعیین میکنم... من توی دهن این دولت میزنم"هر بهمنی که میآید و هر دهه فجری که فرامی رسد، طنینِ صدای پر ابهت امام عزیز در بهشت زهرا(س) ، تازگی دارد و این تازگی و حرارت پس از گذشت دههها، تعجب آور نیست چه آنکه کلام حق آن هم از نفس حقِ حضرت روح الله، فراموش شدنی نیست و گرد و غبار زمانه نمیتواند از تلألو و درخشش آن در همه دهه های حیات بشری بکاهد.
بر این پایه و اساس، سندِ موسم زیبا و غرور انگیز دهه فجر و ایام الله خاطره انگیز(نوستالوژیک) بهمن ماه را بی هیچ تردیدی باید به نام شهدای جان فشان انقلاب زد و پیش و بیش از همه به نامِ امام خمینی (ره) که فجرآفرین و بت شکن بزرگ زمانه ما بوده و است. امامِ بزرگواری که اگر بخواهیم راه و مرام و هدفش را در چند کلمه ساده و همه فهم خلاصه کنیم چیزی جز این نباید گفت: "حرکت در مسیر خواست خدا و رضایت اهل بیت(ع)، خدمت به اسلام و در نهایت خدمت به مردم "امامِ پابرهنه ها و دردکشیده ها که بیش از هر چیز دوست داشت به جای رهبر به او " خدمتگزار" بگویند و خودش هم به صراحت تاکید میکرد که یک موی کوخ نشین ها را با همه دارایی و آلاف و اُلوف کاخ نشین ها عوض نمیکند؛ چنین انسانی با این نوع نگاه متعالی، بی شک مرام و سیره ای دارد و البته توصیههایی که برای همه تاریخ مملو از درس و نکته است.ایشان وظیفه مهم مسئولان را خدمت به اسلام میداند ، با این حال جلوه خدمت به اسلام را همان خدمت به مردم میبیند. به صراحت میفرمود:« عمده این است که ما به اسلام خدمت کنیم ، خدمت به ملت ، خدمت به اسلام است … امروز هر خدمتی که انجام دهیم , خدمت به اسلام است . هر خدمتی که مردم به آن احتیاج داشته باشند ، خدمت به اسلام است . » (صحیفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۱۸)
و در آخر ستون سرمقاله روزنامه مردم سالاری را میخوانید که به مطلبی با عنوان«چرایی اهمیت احزاب»نوشته شده توسط مجید نصیرپور اختصاص یافت:
فعالیت احزاب و در کل تحزبگرایی مقولهای است که بیتوجهی به آن آسیبهای زیای را به فضای سیاسی تحمیل میکند و دقیقا به همین دلیل است که باید گفت، در تحرکات سیاسی باید «تحزب» جدی گرفته شود تا بتوان شاهد تصمیمات منطقی و همچنین اتفاقهای معقولی باشیم. چرا که مشاهدات چند دهه گذشته نشانگر این واقعیت است که بیتوجهی به فعالیت حزبی در نهایت به بیسر و سامانی منجر میشود که در نتیجه، شرایط برای به وجود آمدن بحرانهای متعدد فراهم خواهد شد. در واقع باید گفت حضور پررنگ احزاب در عرصه و البته با سلیقههای گوناگون باعث میشود تا اذهان عمومی به این نتیجه مشخص برسد که جامعه به رشد ایده آل و غیرقابل انکار سیاسی اجتماعی رسیده است و پدیده مهمی چون مردمسالاری آنطور که باید و لازم است، جدی گرفته میشود و به همین دلیل این ذهنیت به وجود میآید که جامعه خودش را برای رسیدن به آرمان شهر که همان «جامعه مدنی» است، آماده کرده و خود را مهیای فضایی منطقی و معقول میبیند.
همچنین درباره چرایی اهمیت حزب و فعالیت حزبی باید به این نکته بسیار مهم اشاره کرد که موجب این میشود که گروهی خود را ملزم به پاسخگویی در قبال رفتارهایش میبینند و به همین دلیل احتمال خطا و تصمیمگیریهای غلط به طور آشکاری پایین میآید. برای مثال میتوان به مشکلاتی که دولت پیشین به وجود آورد، اشاره کرد. اگر رئیس پراشتباه دولتهای نهم و دهم از جانب حزب مشخصی وارد انتخابات میشد، هیچگاه این فرصت را در اختیار خود نمیدید که به طور «خود سر» عمل کند، چرا که در فضای تحزب، این تشکلها هستند که باید جوابگوی اذهان عمومی باشند و دقیقا به همین دلیل است که اجازه رفتارهای آنچنانی را به اعضای خود نمیدهند. با وجود این اهمیت، گروههایی هستند که به دلیل منافع درون جریانی و نادیده گرفتن مصالح عمومی، نه تنها تحزب گرایی را تبلیغ نمیکنند، بلکه از هر شرایطی استفاده میکنند تا از این مهم ممانعت به عمل آورند آن هم در شرایطی که قانونی نانوشته در تحرکات سیاسی و اجتماعی «حزب گرایی» را ضرورتی میداند که برای رسیدن به موفقیت و همچنین اجرای صحیح برنامههای تعیین شده لازم است.
همچنین با اشارهای به آنچه در هشت سال گذشته رخ داد، باید گفت همه آنهایی که مسئول اصلی و مستقیم بحرانهای متعدد فعلی هستند، نه تنها توجهی به رشد احزاب نشان ندادند، بلکه تا جایی که میتوانستند، حزبهای فعال را محدود و حتی تعطیل کردند تا در شرایطی که وضعیت اقتصاد و همچنین حوزههای دیگر شرایط بغرنجی را تحمل میکند، هیچ کس نباشد که درباره هزینههای تحمیل شده پاسخگوی افکار عمومی باشد. به همین دلیل در طول هشت سال گذشته نهادهای مردمی و مدنی در شرایطی حاشیه نشینی را به طور تمام و کمال تجربه کردند که در دنیای امروز جایگاهی بالا و مهم در مناسبات مهم دارند و اگر دنبال این هستیم که با مردمسالاری فلهای مواجه نشویم، باید حزب را جدی بگیریم. در پایان تاکید بر این نکته که «بیتوجهی به تحزب» تحت هیچ شرایطی توجیه پذیر نیست، لازم است. چرا که فضای سیاسی روز نشان میدهد که احزاب اگر مورد توجه قرار بگیرند، مشکلات به حداقل ممکن خواهند رسید و بیتوجهی به کار تشکیلاتی نتیجهای به غیر از هرج و مرج نمیتواند داشته باشد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, محسن جندقی در مطلبی با عنوان«وزرای اقتصادی کجا هستند؟»چاپ شد در ستون یادداشت روز روزنامه وطن امروز اینطور نوشت:, وزرای اقتصادی کجا هستند؟, وطن امروز ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, «سرمایه گذاری خارجی نیازمند بستر سازی»عنوانی است که روزنامه ابتکار در ستون یادداشت خود به مقاله ای نوشته اشکان بنکدار جهرمی اختصاص داد:, سرمایه گذاری خارجی نیازمند بستر سازی, ابتکار ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, «آشناترین ناشناخته »این هفته ی روزنامه جمهوری اسلامی به مطلبی نوشته شده در ستون سرمقاله این روزنامه اختصاص یافت:, آشناترین ناشناخته,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, سید محمد موسوی مطلبی را با عنوان«به بهانه ایام الله خاطره انگیز دهه فجر؛خدمت صادقانه خواسته امام (ره) از همه مسئولان»در ستون یادداشت روزنامه حمایت به چاپ رساند که این مطلب به شرح زیر است:, به بهانه ایام الله خاطره انگیز دهه فجر؛خدمت صادقانه خواسته امام (ره) از همه مسئولان, حمایت,
,
,
,
,
,
, و در آخر ستون سرمقاله روزنامه مردم سالاری را میخوانید که به مطلبی با عنوان«چرایی اهمیت احزاب»نوشته شده توسط مجید نصیرپور اختصاص یافت:, مردم سالاری, چرایی اهمیت احزاب, مجید نصیرپور, مجید نصیرپور,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه