بوشهر در مسیر انقلاب/ خاطراتی از ماشاالله کازرونی
ماجرا های تلخ غارت نیروگاه اتمی بوشهر
نیروگاه اتمی بوشهر که چند سال بیش از انقلاب عملیات احداث آن به وسیله شرکت های آلمانی آغاز شده بود، به سرعت رو به پیشرفت می رفت؛ تا جایی که تمام محموله های آن از آلمان وارد و در انبارهای «بندرگاه» بوشهر و انبار بزرگ روستای «راهدار» برازجان تحت مراقبت های ویژه نگهداری می شد. توفان انقلاب دو شهر همجوار نیروگاه اتمی، یعنی شهرهای بوشهر و برازجان را، در بر گرفته بود...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از "سپاس" حاج ماشاالله کازرونی زندانی سیاسی و مبارز انقلابی در کتاب« دشتستان در نهضت ملی و انقلاب اسلامی ایران» در ارتباط با حوادث قبل و پس از انقلاب، در بخشی از خاطرات خود به ماجرای نیروگاه اتمی بوشهر و تعطیلی کار نیروگاه توسط آلمانها و همچنین اتفاقات پس از آن پرداخت و نوشت:نیروگاه اتمی بوشهر که چند سال بیش از انقلاب عملیات احداث آن به وسیله شرکت های آلمانی آغاز شده بود، به سرعت رو به پیشرفت می رفت؛ تا جایی که تمام محموله های خط انتقال برق فشار قوی، از آلمان وارد و در انبارهای «بندرگاه» بوشهر و انبار بزرگ روستای «راهدار» برازجان تحت مراقبت های ویژه نگهداری و آماده بهره برداری می شد. دکل های برق فشار فشار قوی بین برازجان – بوشهر و برازجان – شیراز در زمین نصب گشته بود. توفان انقلاب دو شهر همجوار نیروگاه اتمی، یعنی شهرهای بوشهر و برازجان را، در بر گرفته بود. توفانی که یکی از ابعادش، بیگانه ستیزی بود.
مردم مذهبی و انقلابی استان بوشهر، در این سال ها شاهد بی بند باری های فراوان آلمانی ها در دو شهر بوشهر و برازجان بودند. از کاباره آنها در نیروگاه گرفته، تا لخت شدن زنان و مردانشان در فصل تابستان و به آب زدن در« رودخانه دالکی» و به راه انداختن بساط خوشگذرانی در باغستانهای(( آبپخش)) و شکار خوک در جنگل((کره بند)) که همگی در جلو دیدگان مردم مسلمان و متدین و انقلابی انجام می گرفت.
علی القاعده می بایست در روزهای انقلاب مردم خشمگین را علیه آنها بشوراند؛ لیکن مردم نجیب استان بوشهر، تا آنگاه که این کارشناسان، بدون هیچ دلیلی نیروگاه اتمی بوشهر را تعطیل و بندر بوشهر را ترک کردند، کوچکترین بی احترامی نسبت به آنها روا نداشتند.
تعطیلی نیروگاه اتمی بوشهر پیامدهای را برای دولت، انقلاب و خزانه مملکت بر جای نهاد،که دولت ایران باید از شرکت های آلمانی در مراجع قضایی اقامه دعوا می کرد،چرا که نفس تعطیلی کاری با این عظمت که میلیارد ها دلار به پای آن هزینه شده بود، تخلف آشکار از قراردادهای فی مابین بوده و است.
واما ماجرای تلخ غارت نیروگاه اتمی بوشهر بعد از رفتن آلمانها، از این قرار است:
1- اولین استارت غارت را سازمان مجاهدین خلق با همدستی عوامل خود در نیروگاه اتمی بوشهر زدند. بچه های سازمان شبانه لباس افغانی به تن کرند و گاو صندوق نیروگاه را گشودند و میلیون ها تومان پول از صندوق به سرقت بردند. خبر این غارت در همان تاریخ سال 1357 به همه جا سرایت کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، که هنوز روابط سازمان مجاهدین با امام خمینی و مجموعه نظام تیره نشده بود، بچه های سازمان از دشتستان این پول ها را برداشته و نزد امام رفتند ودرآنجا ماجرای دزدی و غارت گاو صندوق نیروگاه را به امام گزارش دادند و خواستند پول های سرقتی را به ایشان تحویل دهند. اما امام خمینی بر افروخته می شود و به انها میگوید: شما دزد هستید و آمده اید پول های دزدی را به من تحویل دهید؟ به شما نصیحت می کنم پول ها را بردارید و بروید و در همان جا که سرقت شده، بگذارید یو تحویل دهید.
منافقین با سرافکندگی از منزل امام خارج می شوند و این پول ها را به سازمان می دهند که در نهایت سازمان آن را برای خرید اسلحه و بمب و اجاره خانه های تیمی و براندازی نظام جمهوری اسلامی هزینه کردند.
2- آقایی که از قبل از انقلاب به عنوان(( سپاه دانش)) در روستای ((بوشکان)) دشتستان مشغول به خدمت بود، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان مسئول جهاد سازندگی آن روستا، از طرف جهاد سازندگی مرکز«بدون هماهنگی با جهاد استان» منصوب و یک سری کارهای عمرانی و خدماتی از پول هایی که مستقیما از مرکز برای او حواله می شد، انجام داد: این شخص از طرف جهاد مرکز ماموریت پیدا کرد تا ماشین آلات و هر آنچه در نیروگاه بوشهر مورد نیازش می باشد بردارد و به روستای بوشکان منتقل نماید، که وی هم بی حساب کتاب بر میدارد.
بعد از مدتی، همه را تبدیل به پول نقد می کند و از ایران فرار و به آمریکا می رود. متاسفانه چون این فرد نفوذ بسیار در جهاد سازندگی آن تاریخ داشت و کارهایش همگی زیر پوشش جهاد انجام می گرفت، کمیته و پاسداران نتوانستند تا لحظه فرار، از ماجرای تلخ غارت میلیاردی او با خبر شوند.
3- چند نفر از مقاطعه کاران طرف قرارداد با شرکت آلمانی، بعد از رفتن آلمان ها، ده ها وسیله نقلیه گرانبهای شرکت و تعداد زیادی ابزار و وسایل را از شرکت خارج کرده و در برازجان و شیراز در مکا نهای امن و زیر خاک مخفی کردند. پاسداران کمیته برازجان از ماجرا با خبر شدند و تمام وسایل سرقتی را کشف کرده و تحویل شرکت دادند. و ضمنا متهمین را دستگیر و به تهران اعزام کردند.
4- پاسداران کمیته انقلاب اسلامی بوشهر، که در گلوگاه مستقر بودند، گزارش کردند که چندین تریلی حامل کابل های فشار قوی و ابزار و وسایل برقی، مربوط به نیروگاه اتمی بوشهر، از روستای(( راهدار))برازجان، بارگیری و عازم نقطه نامعلومی هستند و برنامه و برگ ترخیص هم از جایی ندارند. به آنها دستور داده شد که تریلی و بار آن ها را توقیف و به محل انبار شرکت هدایت کنن، تا تکلیف آن ها روشن شود. تلفنی با آیت الله مهدوی کنی فرمانده کمیته انقلاب اسلامی تماس و جریان را با ایشان در میان نهادم. آیت الله مهدوی گفت: کار بسیار خوبی انجام داده اید. از حمل آنها به شدت جلوگیری نمایید.
روز بعد نامه از استاندار وقت بوشهر به عنوان کمیته رسید که تریلی و بارآن را آزاد کنید تا به هر مقصدی می خواهند بروند. مجددا با کمیته مرکزی تماس گرفتم. دستور دادند از انبارها به شدت مراقبت دائمی کرده و از حمل اموالی که متعلق به نیروگاه می باشد، جلوگیری شود.
5- آخرین فاجعه غارت شرکت از طرف فرمانده پاسگاه ژاندارمری مستقر در نیروگاه صورت گرفت. او تمام لوازمی که در کمپ بود را خارج و زینت بخش خانه خود در برازجان کرده بود! پس از آن رئیس پاسگاه از طرف کمیته دستگیر و اموال مسروقه تحویل دادسرای انقلاب بوشهر داده شد. رئیس ژاندارمری به سرقت خود اعتراف و به حکم دادگاه انقلاب، از سمت خود اخراج گردید.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه